خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«تحفة العالم و ذیل التحفه» شوشتری یکی از نخستین سفرنامه‌های ایرانی

«تحفة العالم و ذیل التحفه» شوشتری یکی از نخستین سفرنامه‌های ایرانی

سفرنامه‌نویسی یکی از سبک‌های ادبی است که در آن شخصی که به سرزمین‌های دیگر سفر کرده،  دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربیات، رخدادها و احساساتش را درباره آن سرزمین‌ها برای آگاه کردن دیگران در قالب کتابی می‌نویسد...

«تحفة العالم و ذیل التحفه» میرعبداللطیف خان شوشتری یکی از نخستین سفرنامه‌های ایرانی است که هم‌زمان با دوران سلطنت قاجارها در ایران و در سال‌های حضور در هند نگارش یافته است..

 عبداللطیف شوشتری در سال ۱۱۷۲قمری در شوشتر در خانواده ای متولد شد که سال ها شیخ الاسلامی آن ولایت را به عهده داشتند. او از نوادگان سید نعمت الله جزایری می باشد. مقدمات علوم را در شوشتر نزد عمویش و تنی چند از علمای آنجا فراگرفت و پس از آموزش ابتدایی به آموختن هیات، نجوم و شیوه استخراج تقویم سرگرم شد. سپس برای ادامه تحصیلات خود به شهرهای مختلف ایران، عراق و برخی از کشورهای خلیج فارس سفر کرد و در کربلااز درس آقا محمدباقر بهبهانی بهره گرفت.

وی سپس به مشهد رضوی رفت و از آنجا به موطن خود شوشتر بازگشت. پس از این تاریخ وی تحصیل علوم دینی را به اتمام نرساند و سفر هند و فکر تجارت، او را از ادامه تحصیل منصرف ساخت و دیگر به مباحثه و تحصیل ادامه نداد.

شوشتری تا سال ۱۲۱۶.ق که در هندوستان مشغول نگارش تحفه العالم بود، چیزی از دروس رسمی تحصیل نکرده بود. وی در هندوستان و در روز یکشنبه پنجم ماه ذی القعده سال ۱۲۲۰.ق در شهر حیدرآباد دکن درگذشت.

صاحب مرات الاحوال جهان نما که خود از نزدیک با عبداللطیف آشنا بوده است، درباره ویژگی های وی اینگونه می نویسد: «به غایت خجسته گفتار و نیکو اطوار و آرمیده و بزرگ منش و مبادی آداب بود... در تحریر و تقریر نیز سلیقه تامه داشت و در بدو امر فی الجمله از مراتب علمیه را نیز تحصیل کرده بود... و چیزی که در هنگام فوتش موجب حیرت و عبرت من شد، این بود که از مفارقت آن مرحوم، دوست و دشمن و خویش و بیگانه همه نالان و گریان بودند... خار مفارقتش بر دل دوستان نشست، اعزه و اعیان بر جنازه اش حاضر شدند و با دستگاه تمام تشییع کرده و در دایره میر مدفون کردند.»

لازم به یادآوری است که وی به فرنگ مسافرت نکرده بود و تنها از طریق تماس با انگلیسی هایی که در هندوستان به سر می بردند، با آداب و رسوم آنان آشنا شده و در کتاب خود در پی وصف و توضیح آنها برآمده است.
وی یکی از اولین ایرانیانی است که کتب و نسخ خطی نفیس و فاخری را که در کتابخانه یکی از صاحب منصبان انگلیسی در هند به نام ویلیام چمبرز، می بیند، از او- ولو به قیمت گزاف- خریداری می کند. شوشتری تا سال۱۲۱۶ قمری  که در هندوستان مشغول نگارش تحفه العالم بود، چیزی از  دروس رسمی تحصیل نکرده بود. میر عبداللطیف خان شوشتری سرانجام در ۴۸ سالگی در حیدرآباد دکن هندوستان درگذشت.
 

علاقه مندان می توانند برای دانلود  مقاله بازتاب غرب و مدرنیته در سفرنامه عبداللطیف شوشتری روی تصویر زیر کلیک کنند

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«روایت نفتون»

«روایت نفتون»

در تاریخ ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۱ میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد، فوران نفت از نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه در تاریخ ۲۵ ماه مه ۱۹۰۸ میلادی پنجم خردادماه ۱۲۸۷ تحول عظیمی در اقتصاد ایران و خاورمیانه پدید آورد. با ورود کارشناسان نفتی از انگلیس، نخستین شهر پیشرفته و مدرن ایران در منطقه‌ای به نام مسجدسلیمان یا «نفتون» سابق تأسیس شد. همزمان با آن بسیاری از نخستین‌ها و اولین‌های کشور و ده‌ها منطقه تفریحی و رفاهی در آن به وجود آمد. اولین‌هایی همچو نخستین کارخانه گوگردسازی خاورمیانه، نخستین تصفیه‌خانه آب ایران، نخستین کارخانه تولید برق در ایران و خاورمیانه، نخستین راه‌آهن، نخستین فرودگاه مسافربری، نخستین و مجهزترین بیمارستان کشور، نخستین کلوب تفریحی، نخستین پیست دوچرخه‌سواری، نخستین استخر شنا در ایران، نخستین باشگاه گلف، نخستین زمین رسمی فوتبال و… شهری که پنجاه سال قبل به دلیل حضور مستشاران خارجی به پاریس کوچک شهرت یافته بود و به موجب امکانات بسیار آن، افراد فراوانی از نقاط مختلف ایران و حتی هند و پاکستان برای اشتغال به این شهر آمده بودند تا مهاجرپذیرترین شهر در ایران باشد. شهری که بسیاری از اولین‌ها را در کشور داشت امروز زیر بار مشکلات کمر خم کرده، تا از لحاظ مشکلات یکی از گرفتارترین شهرهای ایران بشمار آید.

مسجد سلیمان سومین هاب پتروشیمی کشور بعد از عسلویه و ماهشهر است، اما با گذشت ۱۱۰ سال از ثبت اولین چاه نفتی خاورمیانه در آنجا، نفت هیچ سودی برای مسجدسلیمان نداشته است. از ۵۶۰ حلقه چاه نفت موجود در مسجد سلیمان، اکنون حدوداً از ۴۰ حلقه چاه در آن بهره‌برداری انجام می‌شود. به دلیل عدم توجه به صنایع پایین دستی به واسطه تمرکز بر نفت خام، امروز شاهد فقدان صنایع و کارخانه‌های مختلف و بحران بیکاری در شهرستان هستیم. بیکاری مشکلات بسیاری برای مردم به وجود می‌آورد. این شهرستان با اینکه دارای منابع بزرگ زیر زمینی گاز است، فاقد لوله کشی گاز در بعضی از مناطق آن است. بوی گازهای سمی نشت شده از زمین، تنفس را دچار مشکل می‌کند. استفاده غیر مجاز از گازهای غیر استاندارد منجر به رها شدن بخش قابل توجهی گاز در فضای شهر و برخی روستاهای منطقه شده است. این شهر به واسطه کشف نفت در آن، شهر اول مدرن کشور به شمار می‌رود، اما بعد از استخراج بی محابای نفت از میادین نفتی مسجدسلیمان و کاهش حجم آن، به شدت روند نزولی خود را طی کرد به گونه‌ای که امروزه با روند نزولی جمعیت، بالاترین آمار بیکاری (بیش از ۴۳ درصد) را دارد. اما شاید در گذشته کمتر کسی گمان می‌کرد با گذشت زمان مسجد سلیمان دچار مشکلات عدیده‌ای برای زندگی مردم آن شود تا ساکنین آن برای مهاجرت و ترک شهرشان لحظه شماری کنند. شهری که دست‌کم در ۶۷ مورد از جلوه‌های توسعه مدرن در ایران، پیشگام و نخستین بوده، حالا نامش را در فهرست مناطق کمتر توسعه یافته و محروم، در صدر جدول‌ها می‌نویسند. کلکسیونی تمام عیار از آلودگی‌های زیست‌محیطی؛ زمین آلوده به نفت و هوای آکنده از گازهای سمی و هزاران واحد مسکونی در مناطق نفتی که در انتظار جا به جایی‌اند. این شهر بعد از سال‌ها استخراج ذخایر با ارزش نفت به این وضعیت وخیم رسیده است. بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که روزگار مسجدسلیمانی‌ها، روایت زندگی آدم‌هایی است که نفت خوشبخت‌شان نکرده است. و این سرانجام شرکت شهری است که با تکیه بر اقتصاد تک‌پایه، نفت موفق به ایجاد مشاغل مختلف، تنوع اجتماعی و هویت مدرن شهری مستقل شده بود و با زوال منبع اصلی اقتصاد، یعنی نفت، رو به زوال گذاشته و روزگار شکوهش گذشته است. با دیدن وضعیت این شهر نفتی می‌توان در مورد فردای کشور به عنوان یکی از مهمترین تولید کننده و صادر کنندگان نفت در جهان و پایان ذخایر سوخت فسیلی در آن هشدار داد. و سرگذشت این میدان نفتی را با مقیاسی بزرگ‌تر به کل ذخایر نفتی کشور و روزگار پس از اتمام آن تعمیم داد.

علی حامد حق دوست..مهر

 

رضاقلی چهرازی 80 ساله، در حالیکه با چوب دستی اش لوله انتقال گاز را نشان می دهد در باره مشکلات بیشمارمنطقه علیرغم وجود منابع نفت و گاز صحبت می کند. او با همسرش پروانه قیصری، که 50 سال دارد در حال استراحت در اطراف روستای گزین در حومه نفت سفید هستند. شغل آنها دامداری و کشاورزی است.خطوط لوله های انتقال نفت به سمت شرکت پتروشیمی زیلائی در حومه روستای هفت شهیدان کشیده شده است. در حالیکه فلر روشن بزرگی در امتداد آنها دیده می شود.پرچم جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی چاه شماره 14 زیلائی در منطقه خاک سرخ در شهرستان لالی نصب شده است.نمائی از تاسیسات چاه نفت شماره 14 زیلائی واقع در حومه شهرستان لالی.خطوط لوله های انتقال نفت و گاز در خارج از شهر مسجد سلیمان.زن روستایی لاله زار اسلانلو، 57 ساله (راست) به همراه مادرش زینب اسلانی 80 ساله برای جمع آوری علوفه برای گاوهایشان به علفزاری که در حومه شهرستان هفتکل لوله های انتقال نفت از آن می گذرد، آمده اند. خانم اسلانلو در باره مشکلاتشان چنین می گوید: نفت و همه چیز از اینجا می رود ولی دستهای ما خالیست و هیچ چیز نداریم. هفت بچه دارم که چهار تایشان لیسانس و فوق لیسانس هستند ولی بیکارند. کوره آهک و معدن سنگ داریم اما بدلیل نداشتن پول و عدم تهیه ماشین آلات کار تعطیل شده است.بخشی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان.نگهبانان پشت درهای بسته قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان ایستاده اند.نمایی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) و کارخانه گوگرد سازی در شهر مسجد سلیمان واقع شده است. بخشی از دودکش کارخانه گوگرد سازی آن در زمان جنگ ایران و عراق مورد اصابت موشک جنگنده های رژیم بعثی قرار گرفته بود. این پالایشگاه که تا سال 1352 مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت. از آن زمان به بعد به دلایل مختلفی استخراج و بهره‌برداری از آن متوقف شد.نمایی از چاه گاز ترش ژوراسیک 315 در حومه شهر مسجد سلیمان که دود سیاهی پس از خاموش شدن آن به هوا متصاعد می شود. نشت گاز ترش و استنشاق آن توسط جانداران خصوصا انسان سبب حمله گاز اسیدی H2S به مخاط بینی شده و در زمان بسیار کوتاهی کارایی یاخته های مخاط بینی را کاهش می دهد و در نتیجه حس بویایی را از کار می اندازد و در غلظت زیاد سبب مرگ می شود.نفت خام سیاه برای تیره کردن رنگ خاک بر زمینهای گلف در شهر مسجد سلیمان پاشیده شده است. یکی از اولین های این شهرستان باشگاه و زمینهای ورزش گلف می باشد.نمایی از شهر مسجد سلیمان بر فراز محله قدیمی کلگه.مرد بختیاری و نوه اش در بخشی از بازار شهر مسجد سلیمان دیده می شوند.فاظلاب یکی از محلات مسجد سلیمان درون رودخانه ای که از میان شهر می گذرد تخلیه می شود. دفع آب های سطحی و نداشتن سیستم استاندارد فاضلاب یکی از مشکلات مهم شهر مسجد سلیمان می باشد.زن سرپرست خانواده کتایون اسفندیاری برای کسب روزی خود و فرزندانش نان های ساج دستپخت خود را در بازار شهر مسجد سلیمان می فروشد.زنان بختیاری از منطقه اندیکا در ایستگاه ماشین های منطقه خود در شهر مسجد سلیمان به انتظار نشسته اند.خانم سکینه احمد پور (نشسته، راست) و فروزان صالحی در مقابل خانه خود در محله کلگه ایستاده اند. آنها از نابسامانی و مشکلات این محله گلایه میکردند.تصاویری از شهدای شهر مسجد سلیمان که در جنگ تحمیلی شهید شده اند، برروی پرچم جمهوری اسلامی ایران بر دیواری در محله کلگه کشیده شده است.نمایی از محله کلگه که حفره عمیقی به دلیل فرو نشست زمین در آن بوجود آمده و به دلیل نداشتن حفاظ مناسب اهالی و کودکان محل هر لحظه در خطر افتادن درون آن قرار دارند. مردان بختیاری از راست، بارانه رضایی 70 ساله، فتح الله کیانی 65 ساله و علی عباس کریمی برای استراحت و گذراندن وقت در مقابل مغازه بسته ای در محله کلگه نشسته اند.زینب نجات جلیلی 7 ساله در حال بازی با وسایل ورزشی در پارک محله کلگه در شهر مسجد سلیمان است.تصویر رنگ و رو رفته چاه شماره یک نفت و دکل استخراج آن بر روی دیواری در محله کمپ کرسنت شهر مسجد سلیمان نقاشی شده است. تصاویر اولین چاه نفت، تاسیسات و پالایشگاه و نیروگاه برق و سایر اولین ها که درگذشته بر دیوارهای مناطق مختلف شهر مسجد سلیمان نقاشی شده به صورت رنگ و رو رفته دیده می شوند.فاطمه سلطانی 88 ساله در حالیکه مقابل خانه قدیمی شرکت نفت در روستا نفت سفید نشسته، با همسایه خود کنیز آستریکی 94 ساله در حال صحبت است. نمایی از حیاط خانه های تخریب شده کارکنان شرکت نفت در روستای نفت سفید که با لئینی مشهور بودند، دیده می شود. برخی از این خانه ها توسط اهالی این روستا به عنوان آغل دام هایشان مورد استفاده قرار می گیرد.محمد قنبری(چپ) 72 ساله و اسماعیل جلودار(راست) 50 ساله بیرون از خانه قدیمی شان در روستای نفت سفید که مشعلی مقابل آن افروخته است مشغول کار هستند.محمد یوسفی 13 ساله، (چپ) و پسر عمویش ابوالفضل یوسفی 4 ساله  بر روی شیر چاه پلمپ شده نفت که در کنار دیوار خانه ای در محله نفتون در شهر مسجد سلیمان قرار دارد نشسته است.فاطمه سلطانی 88 ساله کنار نوه خود بهگل سلطانی 4 ساله در حیاط یکی از خانه های قدیمی شرکت نفت در روستای نفت سفید ایستاده اند. آنها از این حیاط به عنوان آغل گوسفندانشان استفاده می کنند. آنها برای روشنایی آن نیز از مشعل گازی که از زمین برمی آید استفاده می کنند.زنی با کودک خود در حال عبور از نزدیکی تانک بزرگ آب در محله سر برج شهر مسجد سلیمان هستند. این تانک آب در زمان جنگ ایران و عراق مورد اصابت موشک جنگنده های رژیم بعثی قرار گرفته بود و از آب آن بسیاری از خانه های پایین دست این منطقه تخریب و ویران شده بود.البرز سلطانی 65 ساله کنار مشعل برافروخته خانه خود درروستای نفت سفید می گذرد. اهالی این روستا برای روشنایی شب از مشعل های گاز استفاده می کنند.یکی از خانواده های ساکن در محله کلگه در حال پیاده شدن از ماشین خود دیده می شوند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نخستین سینماهای سیّار ایران در آبادان

نخستین سینماهای سیّار ایران در آبادان

آبادان دهه 1340 خورشیدی با جمعیت نیم ملیون نفری خود 28 سینمای عمومی بزرگ داشت که بالاترین آمار در میان شهرهای ایران بود. به عبارتی اگر بخواهیم به نسبت جمعیت بسنجیم تعداد سینماهای آبادان حتی از سینماهای تهران نیز بیشتر بود. تهران هفت میلیون نفری در آن زمان حدودا 80 سینما داشت که البته این آمار در پایان این دهه از مرز یک صد سینما گذشت.

اما داستان سینماهای سیار آبادان، که نخستین سینماهای سیار در ایران به شمار می آیند، به اوایل دهه 1330 بازمی گردد؛ یعنی زمانی که تعداد سینماهای عمومی آبادان، اندک و کم شمار بود. این سینماها که شرکت نفت متولی آنها بود، همان گونه که از اسم شان پیدا است، وضعیتی متفاوت با سینمای ثابت داشتند و طبعا کارکرد آنها نیز متفاوت بود.

عمده ترین وظیفه سینماهای سیار اطلاع رسانی عمومی در عرصه های مختلف از اجتماعی و اقتصادی گرفته، تا سیاسی و آموزشی بود. تقریبا تمام فیلم هایی که به نمایش درمی آمدند، صامت بودند و یا حداکثر زیرنویسی به زبان انگلیسی داشتند. در چنین وضعیتی، یکی از متصدیان پخش با بلند گوی دستی، شرح ماوقَع می فرمود و توضیحاتی به زبان فارسی به مردم می داد.

به این ترتیب سینماهای سیار، برخلاف تصور موجود، فیلم سینمایی پخش نمی کردند، بلکه وظیفه عمومی آنها در چند رده زیر خلاصه می شد.

الف: پخش فیلم های کوتاه خبری. مثلا سفر مقامات، جهت بازدیدهای استانی یا افتتاح تاسیسات نفتی در آبادان!

ب: آشنا کردن مردم با علایم و نشانه های راهنمایی و رانندگی، بویژه هماهنگ کردن حیوانات توسط صاحبان اصلی آنها جهت عبور و مرور از خیابان ها و جاده ها .

ج: ارایه فیلم های کوتاه آموزشی، مثلا آموزش نقشِ پشه آنوفل در اشاعه بیماری های فصلی، در نهرهایی که غالبا در نخلستان های پیرامون شهر آبادان، باعث انتقال بیماری های مُسری، مانند وبا یا مالاریا می شدند. همچنین فیلم های کوتاه به زبان ساده؛ در مورد ایجاد قارچ کچلی و شیوه های جلوگیری از آن! و گاهی هم نحوه مراجعه مردم به مراکز درمانی معرفی شده از سوی بهداری شرکت نفت.

سینماهای سیار در ابتدا به وسیله خودروهای جیپ کوچک که در هر کوی و برزنی، بساط خود را پهن می کردند، عرضه می شدند. معمولا پرده را بالای چیپ به صورت لوله شده، حمل می کردند و پروژکتور داخل خودرو جای می گرفت و به محض پیدا شدن مکان و زمان مناسب پرده به جایی نصب می شد و پروژکتور فیلم را از داخل جیپ روی پرده می تاباند.

سینماهای سیار معمولا کار خود را از غروب و در مناطق شلوغ و پر رفت و آمد آغاز می کردند. این کار یک دلیل عمده داشت. کم نور شدن هوا جهت رویت بهتر فیلم روی پرده! چون در روز با آن روشنایی شدید خورشید چنین کاری عملا غیر ممکن بود.

در واقع می توان گفت سینمای سیار به این گونه خاص آبادان و برخی شهرهای اطراف مثل مسجد سلیمان بود، هر چند بعدها سینماهای سیار به طور پراکنده و با اهداف آموزشی و تبلیغی توسط نهادهای دولتی در نقاط مختلف کشور مورد استفاده قرار گرفت.

در نوع پیشرفته سینماهای سیار، همان طور که در عکس ها می بینید «پرده نمایش» به صورت سقف کاذب، بالای کامیون قرار می گرفت راننده پس از یافتن مکان مناسب، سقف کاذب را به صورت کشویی پایین می داد، به شکلی که به بدنه کامیون تکیه می کرد، پس از آن پروژکتور را به بیرون از کامیون انتقال می دادند و فیلم را روی پرده می تابانیدند.

در مدل های قدیمی تر، که اصلا به آبادان نیامد، اما در کشورهای خارجی رواج داشت، سینمای سیار به صورت یک سه چرخه بزرگ، به حرکت در می آمد. صفحه نمایش کوچکی مثلا در حدود «یک در دو» داشت که ثابت بود و پروژکتور، از پشت به صفحه نمایشِ شفافِ آن نور می تاباند. در واقع می شد این وسیله را چیزی میان شهر فرنگ و سینما نامید. پس از اتمام نمایش نیز، کرکره کوچکی روی صفحه نمایش کشیده می شد تا از آسیب های احتمالی مصون بماند!

پس از افزایش نسبی سینماهای آبادان، سینماهای سیار رو به کاهش گذاشت. زیرا کپی همین فیلم ها به سینماهای موجود داده شد تا به عنوان «پیش پرده» به نمایش درآیند. اواخر دهه چهل نیز به واسطه ورود انواع تلویزیون و گسترش آن در میان خانواده ها، بساط سینماهای سیار به حداقل رسید. به طوری که در پایان همین دهه، برای همیشه به موزه پیوستند.

احمد کعبی فلاحیه

منبع:http://www.petromuseum.ir

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تله كابين پالايشگاه بي بيان، نخستين در ايران

تله كابين پالايشگاه بي بيان، نخستين در ايران

آغاز توليد صنعتي نفت در مسجد سليمان، با برپايي امكانات و تاسيساتي همراه است كه برخي از آنها براي نخستين بار در ايران ظاهر مي شود و پيش از آن در كشور سابقه نداشته است. از جمله اين موارد مي توان به تله كابين يا ترن هوايي ميان پالايشگاه بي بيان و ايستگاه راه آهن تمبي اشاره كرد.

اين خط هوايي كه طول آن به 10 كيلومتر مي رسيد، گوگرد پالايشگاه بي بيان را به ايستگاه راه آهن تمبي انتقال مي داد تا از آنجا به وسيله قطارهاي باري به اسكله "درخزينه" و از آنجا با دوبه يا يدك كش به آبادان و اهواز انتقال يابد. گوگردي كه به اين طريق به دست مي آمد، براي مصرف در داخل كشور و صادرات مورد استفاده قرار مي گرفت.

برخي از چاه هاي مسجد سليمان، داراي مقادير زيادي گاز ترش بود. گاز ترش گازي است كه سولفور آن بسيار بالا است و از اين رو براي هر گونه استفاده بايد سولفور آن جدا مي شد. پالايشگاهي ابتدايي كه در اوايل توليد نفت در منطقه بي بيان مسجد سليمان ساخته شده بود، اين وظيفه را بر عهده داشت.

اين در زماني بود كه پالايشگاه آبادان، به عنوان نخستين پالايشگاه صنعتي خاورميانه هنوز ساخته و راه اندازي نشده بود و البته پالايشگاه كوچك بي بيان تا سال ها پس از راه افتادن پالايشگاه آبادان نيز به كار ادامه داد. به هر حال گاز ترش به پالايشگاه بي بيان منتقل و در آنجا در بخش گوگردسازي، به مايع قرمز رنگي تبديل مي شد. اين مايع از طريق لوله هايي به دو حوضچه در بيرون كارخانه هدايت مي شد. دو نفر كارگر با لباس مخصوص و بيل هايي سركج مايه را درون حوضچه ها پخش مي كردند به نحوي كه ارتفاع مايع در حوضچه ها، حداكثر به 10 سانتيمتر برسد.

مايع قرمز رنگ پس از آن كه به دورن حوضچه ها ريخته مي شد، ظرف مدت چند دقيقه به دليل تركيب شدن با هوا، به رنگ زرد درمي آمد و از حالت مايع به جامد تبديل مي شد. حالا گوگرد جامد با كلنگ هايي كه دسته هاي كوتاه داشتند خرد و سپس به وسيله فرقون به داخل انبار سرپوشيده اي انتقال داده مي شد.

براي انتقال گوگرد توليدي به راه آهن زميني تمبي- درخرينه، از ترن هوايي (سيستمي شبيه تله كابين امروزي) استفاده مي شد. در اين سيستم هر واگن پس از عبور از جلو دريچه انبار، با گوگرد بارگيري مي شد. سپس واگن ها به وسيله كابل هايي به بالا كشيده شده و با عبور از روي دكل هاي بلند، مسافتي در حدود 10 كيلومتر را تا بندر درخزينه در كنار رود كارون طي مي كردند. در پايان راه واگن ها گوگردهاي شان را به درون واگن هاي باري تخليه مي كردند و با چرخشي 180 درجه اي به بي بيان بازمي گشتند تا مجددا عمليات حمل و بارگيري را انجام دهند.

جالب اين كه در مسير عبور اين كابين ها كه گاه از روي جاده هاي اتومبيل رو مي گذشت، توري هاي فلزي محكمي نصب شده بود تا از ريختن گوگردها در حين عبور كابين ها به روي جاده و ماشين ها ممانعت به عمل آيد.

از ديگر خاطراتي كه شخصا به ياد دارم، گوگرد اندود كردن مجسمه هايي بود كه دانش آموزان به عنوان كاردستي مي ساختند. به اين صورت كه مجسمه هاي گلي به كارگراني كه در حوضچه هاي گوگرد يا پالايشگاه بي بيان كار مي كردند، داده مي شد و آنها مجسمه ها را در حوضچه گوگرد مذاب فرو مي كردند. به اين ترتيب مجسمه هاي ليمويي خوش رنگي، پوشيده از گوگرد، به دست مي آمد.

بر اساس روايت ديگري از آن روزها، يك بار تعدادي از كارگران تصميم مي گيرند براي رفتن به تمبي، از تله كابين بي بيان استفاده كند و به تصور اين كه هنگام رسيدن كابين ها به مقصد و موقع دور زدن از آنها به پايين مي پرند، سوار يكي از آنها مي نشود. اما در پايان مسير آنها موفق نمي شوند كه به موقع پياده شود و در نتيجه به داخل واگن هاي باري كه براي حمل گوگرد آمده بودند، سقوط مي كنند. در همين حال ساير كابين هاي حامل گوگرد از راه مي رسند و محموله ها را روي سر آنها خالي مي كنند!

البته بعدها گاز ترش مسجد سليمان به وسيله خط لوله به پتروشيمي ماهشهر انتقال يافت و تا آنجا كه مي دانم اكنون از آن مجموعه فقط دو حوضچه باقي مانده است.

نعمت ا.. امام

كارمند بازنشسته نفت

منبع خبر:http://www.petromuseum.ir/

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بَنگِله

بَنگِله
احمد كعبي فلاحيه

واژه بنگله (به معنای خانه ویلایی) اصطلاحی است که به صورت کاملا گسترده در جنوب خوزستان به کار می رود. هیچ نوع بنگله ای تا یک قرن پیش در جنوب خوزستان وجود نداشت. با پیدایش نفت و ورود انگليسي ها به جنوب كشور، ساخت و ساز این نوع خانه های ویلایی آغاز شد. مساحت بنگله ها معمولا از 500 متر شروع می شد و به 1000 متر ختم می شد. بنگله با اینکه ظاهرا یک کلمه انگلیسی است ولی در واقع کاملا شرقی است. این کلمه در انگلیسی به صورت« بَنگ لاو» نوشته می شود. متن لاتین آن را میتوانید در پاورقی همین مقاله ببینید. (1) . همچنین می توانید با جستجو در لغتنامه های معتبر انگلیسی زبان، مانند «دیکشنری هَریتِیج» مطالب بیشتری راجع به آن بدانید.

ریشه اصلی این کلمه، کاملا هندی است و می توان گفت که دقیقا از زبان بنگالی (زبان یکی از ایالتهای هندوستان) به زبان انگلیسی وارد شده است. بنگال کشوری است که بعدها توسط استعمار انگلستان از هند جدا شد. شاعر معروفِ آن «تاگور» با دیوان منحصر به فرد خود، توانست جایزه ادبیات نوبل را در آن ایام از آن خود کند. در آن هنگام ایالت بنگال هنوز از هندوستان جدا نشده بود. انگلیسی ها در دوران سیاه استعماری خود، که در بنگال فرمانروایی می کردند در همچو خانه های ویلایی بزرگ اسکان داشتند . بنگلو یعنی خانه های ویلایی به سبک خانه های ویلایی بنگال! دقیقا مثل این است که بگوییم خانه هایی به سبک خانه های ماسوله در شمال ایران. بنگلو یعنی منسوب به بنگال!...

ولی بنگله های آبادان از نظر زیرساخت، تفاوت های قابل توجهی با نسخه اصلیِ خود داشتند . انگلیسی ها هر جا که می رفتند شرایط و مختصات جغرافیایی محل جدید را به دقت مورد توجه قرار می دادند. مثلا برای ساخت بنگله های مورد نظر در جنوب خوزستان و به خصوص آبادان ، ازملاط و مصالح بومی همان منطقه استفاده می کردند . همان طور که می دانید خاک آبادان بسیار مرطوب است بدین معنا که اگر نیم متر از خاک را بردارید، براحتی به آب می رسید! مجاورت آبادان با آب های پیرامون خود و همچنین ارتفاع سطح آب با خاک این جزیره، باعث شده که معماران انگلیسی، شرایط اقلیمی آن محل را مورد توجه بیشتری قرار دهند. آن طورکه از بازنشستگان قدیمی نفت شنیده ام، اساس یا پیِ دیوار این خانه ها با یک ورقه از نوعی فلز خاص پوشانده شده است. افزودن این ورقه که احتمالا آلیاژ خاصی هم دارد، برای جلوگیری از نفوذ «رطوبت بی امان» به پیِ این نوع از خانه ها است. خانه های معمولیِ ساخته شده توسط بنّاهای بومی، بعد از مدتی شوره می زد و رطوبت، سرانجام پیِ آن را خراب می کرد!

پس از پایان گرفتن جنگ ایران و عراق، من توانستم سفری به آنجا داشته باشم. هنوز بسیاری از خرابه ها باقی بودند و شخصِ ناظر می توانست جزییات هر چیزی را آن چنان که هست عینا به چشم ببیند. من در آنجا دیدم که جنس سایه بانهای این خانه ها از سَعَف بود. سعف، برگِ نخل است که همان برگ درخت خرما است. با این تفاوت که برای محکم کردن آن، یک لایه گچ سفت هم روی آن کشیده بودند. همچنین پشت بام این خانه ها با گل رُس پوشیده شده است. در بنگال، به آن صورت، گل رُس نداریم بلکه غالب زمین ها، پوشیده از ماسه یا شِن نرم است. همان طور که می بینید، تفاوت های اقلیمی، جزییاتی از تفاوت های موجود را به ما نشان داده است.

معمولا هیچ کس خانه های کارگری را، بنگله نمی خواند. چون خانه های کارگری فاقد ویژگی های پیش گفته بودند. ولی خانه های کارمندی به بالا، به دلیل داشتن ویژگی های فنی و رفاهی عملا در همین جرگه قرار می گرفتند. ناگفته نماند که بنگله های موجود در آبادان مدلهای مختلفی داشتند و بهتری نوع آن، به اصطلاح دوبلکس بود که پذیرایی در همکف و اتاقهای خواب، همراه با سرویسهای وابسته در طبقه بالاتر قرار داشت. در آبادان تا سال 1343 تقریبا 400 واحد مسکونیِ کارمندی (موسوم به بنگله) با سایز و کلاسهای مخلتف وجود داشت.

بهترین نوع این بنگله ها نوع الف بود که فقط 10 واحد از آنها درآبادان وجود داشت . نوع الف، صرفا به روسای پالایشگاه و سران رده بالا تعلق می گرفت. طبعا این نوع خاص،دارای ویژگی های منحصر به فردِ خود بود. بسیاری میل دارند بدانند که این نوع از بنگله ها چه خصوصیاتی داشتند. ما دقیقا از جزییات ماجرا بی خبریم ولی اگر بخواهیم به شکل قیاسی آمار بدهیم یاید به نیم قرن پیش برگردیم.

بنگله ها بستگی به مالکین یا ساکنین خود ، از آپشن های گوناگونی برخوردار بودند. مثلا تعداد اتاق ها، نوع و جنس چوب و مواد موجود، شکل و شمایل مبلمان، مُدل های به کار رفته در وسایل ضمیمه شده به آن و غیره ....

ولی جالبترین بخش آن، تلفیق سنت های معماری ایرانی با همتای هندی آنها بود. در آخرین سری ساخت بنگله ها می بینیم که کاشی کاری اصفهان نیز خود را واردِ گود می کند. اگر توریست ها، آخرین سری بنگله ها را از نزدیک دیده باشند، حضور سنت های معماری اصفهان را در نمای بیرونی این بنگله ها تصدیق می کنند. درحالی که بنگله های اصلی که در بنگال فراوانند، فاقدِ این عناصر ایرانی اند. آنچه که ما از این ماجرا آموختیم، این است که معماران انگلیسی به تدریج سعی داشتند کارشان را به سبک های سنتی ایرانی نزدیک تر سازند. طبعا همچون سیاستي از انگلیسی ها برای همه آشکارا جلوه گری می کند. این نکته از آن جهت عرض شدکه نباید یک «کلیت» را با هم دید و یک قضاوت کلی را دنبال كرد.انگلیسی ها نه تنها در معماری، بلکه در هر موردی، نظم و سلیقه خود را حاکم کردند.

...................................................................................................................

1. بنگله به انگلیسی می شود bungalow . به نقل از فرهنگ اصطلاحات آبادان، مولف : احمد کعبی فلاحیه. انتشارات تمدن پارس. چاپ دوم.

منبع:http://www.petromuseum.ir/

تصویر نویسنده خوزتوریسم

جندی شاپور؛ كانون دانش ورزی ایرانی در جهان باستان

جندی شاپور؛ كانون دانش ورزی ایرانی در جهان باستان

 جندی شاپور از مهمترین كانون دانش ورزی، پزشكی و فلسفه در جهان باستان بود كه به علت پیوند دانش پزشكی ایرانی با كشورهای دیگر و تربیت دانشجویان متعدد به عنوان نخستین دانشگاه بین المللی از آن یاد می شد و اینگونه تاثیر فراوانی بر علم و دانش اندیشمندان و بزرگان نامی آن روزگار گذاشت.

 شكل گیری تمدن های مهم در فلات ایران در دوره های مختلف تاریخی، باعث شده تا در گزارش های مورخان، سیاحان و جغرافیدانان همواره از شكوه و عظمت شهرهای ایرانی با نقش های متفاوت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی در عصر خود یاد شود اما در این میان جندی شاپور ویژگی خاصی دارد كه نه تنها در تاریخ ایران بلكه در جهان منحصر به فرد است و آن جایگاه علمی این شهر به خصوص از بُعد پزشكی به شمار می رود.

 دانشگاه جندی شاپور كهن ترین دانشگاه جهان كه زمان تاسیس آن به 1750 سال پیش بازمی گردد، در شهر دزفول در استان خوزستان در جنوب ایران واقع شده است.

 قدمت این دانشگاه نشان دهنده فرهنگ و تمدن بالای ایرانیان و نقش ایران در پیشرفت علوم مختلف و خدمت به بشریت در طول تاریخ است.
یونسكو در سال 2017 در سی و نهمین اجلاس مجمع عمومی خود در پاریس قدمت تاسیس دانشگاه جندی شاپور را 1750 سال ثبت كرد و آن را به طور رسم كهن ترین دانشگاه جهان اعلام كرد.
دانشگاه جندی شاپور یكی از آثار به جا مانده از زمان حكومت ساسانیان است و با بیش از 17 قرن قدمت از باستانی ترین آثار فرهنگی خاورمیانه و جهان اسلام محسوب می شود.
این مركز علمی در انتقال دانش پزشكی یونانی، ایرانی و هندی به عالم اسلام سهم فراوانی داشته است.
جندی شاپور از مهمترین كانون دانش ورزی، پزشكی و فلسفه در جهان باستان بود كه به دلیل پیوند دانش پزشكی ایران با كشورهای دیكر و تربیت دانشجویان متعدد به عنوان نخستین دانشگاه از آن یاد می شود.
نام جندی شاپور بیشتر در زمان خسرو انوشیروان ساسانی شهره آفاق شد.
خسرو انوشیروان ساسانی گرایش فراوانی به دانش و پژوهش داشت و گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در جندی شاپور گرد آورد.
برخی شخصیت های سرشناس بیبن المللی از جمله شخصیت های برجسته فرهنگی و دانشمندان فعال در حوزه تاریخ و ایران شناسی از تعدادی از دانشگاه های مطرح جهان در دومین كنگره بین المللی دانشگاه جندی شاپور حضور دارند.

دکتر یوسف مرادی، باستان‌شناس و سرپرست کاوش‌های باستان‌شناختی جندی‌شاپور در برنامه «چرخ» توضیحاتی درباره تاریخ این دانشگاه عنوان کرد.

برای تمامشای کلیپ دکتر یوسف مرادی روی تصویر زیر کلیک کنید

جمعه ۹ صبح//دانشگاه جندی‌شاپور؛ دستاورد و افتخار تاریخی ایران


 

تصویر نویسنده خوزتوریسم

در زير زمين شهر «دستوا»  شوشتر خوزستان

در زير زمين شهر «دستوا» خوزستان

راز حکومت مرموز «اليمايي‌ها»

در زير زمين شهر «دستوا» خوزستان

اليمايي‌ها ناشناخته‌ترين حاکمان محلي در خوزستان هستند. مرموز و پُر سؤال! «دستوا» شهري ناشناخته‌تر از صاحبانش. نه گردشگری آن را مي‌شناسد و نه پژوهشگري که بخواهد درباره يک جامعه‌اي کنکاش کند که اختلاف طبقاتي در آن بي‌داد مي‌کرد و حتي بعد از مرگ هم گريبان شهروندانش را رها نمي‌کند. شهري به نام «دستوا» در شوشتر. شهر که فقط بيل باستان‌شناسي آن را مي‌شناسد و بيل کشاورزي و پاي کمتر توريستي به سمت آن سُر مي‌خورد. فعالان حوزه ميراث فرهنگي استان خوزستان هشدار مي‌دهند اگر کاوش‌هاي نجات‌بخش آن شروع نشود، زير ساخت وسازهايي که با هدف کشف گنج انجام مي‌گيرد، دفن مي‌شود!

حاکمان محلي خوزستان

اليمايي‌ها، به گفته باستان‌شناسان بنامي چون «مهدي رهبر» حکومت‌هاي بسيار مقتدر محلي در دو هزار سال پيش بودند. جايي که اشکانيان به پايان نرسيده است و سلسله ساسانيان هنوز نيامده‌اند! هرکدام منطقه‌اي مستقل داشته و خود آن را اداره مي‌کردند. اين حکام گاهي با يکديگر متحد مي‌شدند وگاه رودرروي هم صف رزم مي‌آراستند. «مهدي رهبر» تنها باستان‌شناسي است که در دستوا کاوش کرده است. مطالعات او نشان داد که اليمايي‌ها صاحب فرهنگ و تمدنی خاص بودند. آثار باستاني به‌جاي مانده از اين حكومت محلي نشان مي‌دهد كه آنان همزمان با دوره سلوكيان، سيستم شهري بسيار منسجمي داشتند.
دستوا امروز مي‌شود منطقه‌اي در جنوب شهر کنوني شوشتر. آنجا که رودخانه کارون دو شاخه مي‌شود. يکي به نام شطيط(چهاردانگه) و يکي به نام گرگر(دو دانگه). حد فاصل اين دو مي‌شود رود «ميان آب». «ميان آب» يکي از حاصلخيزترين مناطق خوزستان است كه دولت‌هاي بي‌شماري را از دوران هخامنشي تا قاجاريه به سوي خويش کشاند‌ه ‌است.
«نهرداريون» که به همراه ۱۱ سازه آبي شوشتر در فهرست جهاني يونسکو ثبت مي‌شود را هخامنشيان براي انتقال آب رودخانه کارون و آبياري اين دشت ساختند. کانالي که با شکافتن صخره‌ها حفر شد.
داريون در زبان يوناني به مکاني منتسب به داريوش معنا مي‌دهد. بعد از هخامنشيان، اسکندر به ايران لشکر مي‌کشد و در زمان جانشينان او يعني سلوکيان، حکومت‌هاي محلي يا ملوک‌الطوايفي در نقاط مختلف ايران از جمله آذربايجان، بين‌النهرين و فارس جان مي‌گيرند. در خوزستان نيز «اليمايي‌ها» با عنوان «کام ناسکير» روي کار مي‌آيند. داستان دستوا و حاکمانش(اليمايي‌ها) از اينجا آغاز مي‌شود.

گزارش کامل در ادامه مطلب

شهر تاریخی دستوا و بی‌مهری‌های چندین ساله - واحد معماری و شهرسازی

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

تاریخچه نام رامهرمز با توجه به اسناد تاریخی

تاریخچه نام رامهرمز با توجه به اسناد تاریخی

نام رامهرمز با توجه به اسناد تاریخی در این یادداشت مور مطالعه قرارگرفته است و به پیشینه این سرزمین کهن اشاره‌ شده است.

 

به گزارش فارس از رامهرمز، نرگس ممبینی کارشناس ارشد باستان‌شناسی در این تحقیق آورده است: در این نوشتار سعی شده تاریخچه نام شهرستان رامهرمز، بر اساس کتب مورخان اسلامی و همچنین با توجه به یافته‌های باستانی قبل از اسلام موردمطالعه قرار گیرد تا هرگونه شبه در مورد نام این شهر تاریخی برطرف شود.

خوزستان در جنوبی‌ترین استان کشور واقع‌شده است، لفظ خوزستان ظاهراً به معنی سرزمین خوزیها یا هوزی‌ها است که شهر اهواز مرکز کنونی آن نیز در آن قرارگرفته است.

دشت رامهرمز در جنوب شرقی خوزستان و حدود 95 کیلومتری اهواز واقع‌شده است. مساحت این دشت 620 کیلومترمربع است. موقعیت آن نشان می‌دهد که تحول آن براثر ارتباط فرهنگی و اقتصادی دشت شوشان (دوران پیش‌ازتاریخ ایران) با مراکز جمعیتی زاگرس، به‌ویژه منطقه انشان در فارس بوده است.

 رامهرمز علاوه بر راه ارتباطی، منطقه حائل فرهنگی بین کوهستان و دشت‌های پست خوزستان هست. از گذشته‌های دور تا سال‌های اخیر، قلمرو انبوه کوچیدگان ایل‌های مختلف لر زبان به‌خصوص لرهای بختیاری بوده است.

 در بخش شمال غربی تا جنوب غربی این پهنه، تعداد کمی از کوچیدگان عرب‌زبان در اطراف رامهرمز پراکنده‌اند که در ماه‌های سرد از علوفه‌های این منطقه گرمسیری جهت دام‌های خود بهره می‌گیرند (صفی نژاد 257).

 سه رودخانه اصلی بانام‌های علاء، رود زرد و رود تلخ در این دشت جاری‌اند که در طی مسیر باهم ترکیب‌شده و تشکیل رودخانه رامهرمز را می‌دهند و درنهایت به رودخانه‌ی جراحی می‌پیوندند و وارد خلیج‌فارس می‌شود.

 کاوش‌ها و بررسی‌ها در دشت رامهرمز نشان داد این منطقه، گذشته از یک محوطه‌ی کوچک از دوره شوشان قدیم، برای نخستین بار در مرحله شوشان میانی متأخر مسکونی شد و روند پیچیدگی اجتماعی و اقتصادی همراه با قشری از نخبگان محلی در حال تحول بود.

دشت رامهرمز از پیش‌ازتاریخ تاکنون به‌طور پیوسته استقرارهایی را در خود پرورش داد و یکی از کانون‌های تحولات در دوران شهرنشینی و بسیاری از تحولات دوران‌ساز در طول تاریخی خود بوده است.

 نمونه آثاری از دوره‌های مختلف در این دشت شناسایی‌شده است که برخی از آن‌ها به شهرستان رامهرمز بسیار نزدیک است و نام شهر رامهرمز را به دوره‌های پیش از ساسانی برمی‌گرداند: ا- تل برمی که آثاری از شوشان جدید، ایلام قدیم، میانی و به گفته دَنیل پاتس ایلام نو (آغاز هزاره نخست پ. م) را در خود دارد. 2 – تل گِسِر یا قضیر که در منابع غیرفارسی نوشته‌شده است که نادرست است و آثاری از یک قلعه ایلامی متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد در آن هست 3- محوطه باستانی جوبجی که آثاری از آرامگاه دو بانوی ایلامی از خاندان شوتور نهونته از دوره ایلام نو، به‌دست‌آمده هست (شیشه‌گر 20)

چگونگی بنای شهر رامهرمز در دوره‌های مختلف تاریخی و اسناد موجود:

شهر رامهرمز یا رام هرمزد اردشیر، به گفته مورخان اسلامی، مربوط به سده‌های آغازین دوره ساسانی است. در کتاب شهرستان‌های ایران، رساله‌ای چندصفحه‌ای به زبان پهلوی میانه، بنای این شهر به هرمز اول ساسانی (272 تا 273) نسبت داده‌شده است. این رساله چنین نوشته است: شهرستان هرمزد اردشیران و شهرستان رام هرمزد را هرمز دلیر پسر شاپور ساخت.

 حمدالله مستوفی نیز در سده 8 هجری قمری در نزهه القلوب، بنای آن را به اورمزد بن شاپور نسبت داده است، به گفته وی نام رامهرمز به‌مرور رامز شد و امروزه در گویش محلی نام این شهر، رومز تلفظ می‌شود (اقتداری 175).

 گذشته از نظریات مورخان اسلامی، سنگ‌نوشته و شناسنامه سنگی نامِ تاریخی رامهرمز که هم‌اکنون در موزه رامهرمز نگهداری می‌شود، یک سند دیگر برای اثبات نام رامهرمز بوده است. این سنگ‌نوشته یا کتیبه نیمه هجایی مربوط به پادشاهی بنام «امرسوئن» است که در آن از شهر هوهنور (رامهرمز کنونی) نام‌برده شده است.

 امرسوئن در سال 2046 قبل از میلاد بر جای شولگی بر تخت نشست. در این هنگام منطقه هوهنور در ایران (احتمالاً رامهرمز در خوزستان) و همچنین منطقه انشان قیامی صورت گرفت که این قیام توسط امرسوئن سرکوب شد (مفیدی 53) این سنگ‌نوشته با خط اکدی و مربوط به ایلام میانی هست

 سومری‌ها برای شهرهایی که چشمه‌های قیر داشتند عنوان «ساگ کول نیم» را استفاده می‌کردند. ساگ کول نیم به معنای آذرخش ایلامی (سرزمین قیر) هست. ازجمله این شهرها هوهنور (رامهرمز) و آروخه (احتمالاً دهلران) هست. چشمه‌های قیر طبیعی در شمال رامهرمز قرن‌هاست که به رودخانه‌های اطرافشان می‌ریزند.

 بقایای تأسیسات تصفیه‌خانه‌های قیر دوره هخامنشی که قیر حاوی گل‌ولای را تصفیه کرده و در مواردی چون قلم‌زنی و عایق‌کاری ظروف سفالی به کار می‌برده‌اند هنوز در بستر و کنار رودخانه بر جا هستند که با محل آرامگاه دو بانوی ایلامی جوبجی فاصله زیادی ندارند.

 جام قیر مجموعه جوبجی – رامهرمز، یکی از دست آفریده‌های قیر طبیعی از دوره ایلام نو است. . (شیشه‌گر.457)درهرصورت، وجود این‌چنین سنگ‌نوشته‌ای در محوطه باستانی، نشان از آن است که یک محوطه حکومتی در آنجا برقرار بوده است و احتمال اینکه سازه‌های گسترده معماری به همراه اسناد و مدارکی از وضعیت اجتماعی و ساختار حکومتی آن در آینده در آن زمان به دست بیاید (نگارنده).

همچنین آجر نوشته‌هایی درگذشته، در تپه برمی در این دشت پیداشده بود که حاکی از ساخت‌وسازهایی دارند که اونتاش ناپیریشا و شیلهاک اینشوشیناک دو تن از شاهان دوره ایلام میانی مربوط به سده‌های 13 و 14 پیش از میلاد در اینجا ساخته‌اند.

 به نظر می‌رسد که بُرمی در این دوران یکی از مراکز مهم در این دشت بوده است (مفیدی. 53). تمامی این اسناد باستانی بسیار بااهمیت و سرنخی در رمزگشایی یک محوطه باستانی است و می‌تواند تاریخچه نام رامهرمز را به سده‌های پیش از اسلامی و حتی پیش‌ازتاریخی برگرداند.

انتهای پیام/72022/ی40

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ایذه، سرزمین نگار کَند‌ها و دشت‌های مخملی

ایذه، سرزمین نگار کَند‌ها و دشت‌های مخملی

شهرستان ایذه در استان خوزستان قرار دارد که به سرزمین نگار کَند‌ها و دشت‌های مخملی معروف است.

به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اهواز، ایذه در ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی اهواز در میانه رشته کوه‌های زاگرس میانی که از طریق جاده‌های باستانی آن روزگار دشت تمدن خیز خوزستان را به فلات ایران متصل می‌کرد واقع شده است.

این شهرستان از شمال غرب به شهرستان اندیکا، از جنوب غرب به شهرستان مسجدسلیمان، از شمال شرق به به استان چهارمحال و بختیاری، از جنوب شرقی به استان کهگیلویه و بویراحمد و از سمت جنوب به شهرستان باغملک محدود می‌شود.

ایذه، سرزمین نگار کَند‌ها و دشت‌های مخملی

۲ قسمت دشتی و کوهستانی شهرستان ایذه سبب بوجود آمدن ساختاری کاملا متفاوت نسبت به دشت‌های خوزستان شده است.

دشت ایذه با وجود ۲ تالاب "میانگران" و "بندان" و سبزه زار‌ها و کوهساران دژگونه پیرامون آن از زیباترین شهر‌های ایران است از غوغای صنعتی شدن در امان مانده اند.

 

گزارش کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

ایوان کرخه: سازمان فضایی، فرم و عملکرد با استناد به دادههاي باستانشناسی

ایوان کرخه: سازمان فضایی، فرم و عملکرد با استناد به دادههاي باستانشناسانه

اطلاعات بدست آمده از منابع مکتوب، حفریات و بررسیهاي سـطحی محـدود باستانشناسـانه و مطالعات محیطی در شهرهاي ساسانیان تا حدودي ویژگیهـاي فضـایی آنهـا را روشـن و در تعیـین هویت کالبدي و بصري این شهرها موثر گشته اند. با این همه، هنوز شهرها ي فراوانی از ایـن دوران وجود دارند که نام آنها در منابع مکتوب آمده، لیکن تا کنـون کشـف نگشـته انـد . هچنـین هسـتند شهرها یی که، علیرغم نقش منحصر به فردشان در تاریخ این سرزمین، جز صفحات و گاهأ سطوري چند، اطلاعات دیگري از آنها در دست نیست. یقینا شهر باستانی ایوان کرخه یکی از نمونه هاي دسته اخیر است که در نوشتار حاضر مورد معرفی قرار میگیرد. این شهر، که با مساحتی قریب سه برابر شوش باستان به امر پادشاه ساسانی در نیمه اول قرن چهارم میلادي احداث گردیده، یکی از معتبرترین مراکز حکومتی در جنوب غرب ایران بزرگ به شمار می آمد.

برای دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

نتیجه تصویری برای ایوان کرخه

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ