رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

روایت هنرمند صنایع‌‎دستی از رازهای «حلقه قدرت» و «جام ارجان» در گفت‌وگو با میراث آریا:

هنرمندی که ۱۱ هزار نماد تاریخی را دوباره زنده کرد/ حلقه قدرت؛ طلایی‌ترین راز تاریخ ایلام

پژوهشگر نمادهای تاریخی، حلقه قدرت را «مرموزترین شیء ۱۰۰ سال اخیر باستان‌شناسی ایران» توصیف کرد و گفت: این حلقه از طلای ۲۴ عیار و به وزن ۲۳۷ گرم ساخته شده و نکته حیرت‌انگیز این است که هیچ اثری از لحیم‌کاری در آن دیده نمی‌شود. تمام بدنه از یک ورق طلای یک‌تکه و با تکنیک چکش‌کاری فرم گرفته؛ تکنیکی که حتی امروز هم اجرای آن دشوار است.

مهدی روحی‌پور، هنرمند صنایع‌دستی و پژوهشگر نمادهای تاریخی بهبهان، در گفت‌وگو با میراث‌آریا از اهمیت دو اثر منحصربه‌فرد حلقه قدرت و جام ارجان و همچنین تلاش‌های خود برای احیای این نمادها در قالب هنرهای سنتی سخن گفت؛ آثاری که به گفته او «نه‌تنها بخشی از تاریخ ایران، بلکه بخشی از هویت مردم بهبهان» هستند. او اعلام کرد که طی یک دهه اخیر بیش از ۱۱ هزار نمونه از حلقه قدرت و جام زندگی را در کارگاه خود بازآفرینی کرده است.

کشفی که تاریخ بهبهان را دگرگون کرد

او در ابتدای گفت‌وگو به ماجرای کشف گور باستانی ارجان اشاره کرد؛ کشفی که در پاییز ۱۳۶۱ و هنگام گودبرداری برای ساخت سد شهدا در ۹ کیلومتری بهبهان رخ داد.

روحی‌پور توضیح داد: کارگران هنگام خاک‌برداری به یک مقبره برخوردند. بعدها مشخص شد این مقبره متعلق به یک شاهزاده ایلامی و مربوط به ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش است. درون تابوت مفرغی این شاهزاده، مجموعه‌ای از اشیای بی‌نظیر کشف شد که ۲ اثر مهم جام زندگی ارجان و حلقه قدرت در میان آن‌ها قرار داشت. این کشف، یکی از مهم‌ترین رویدادهای باستان‌شناسی ایران در نیم‌قرن اخیر به شمار می‌رود و نگاه پژوهشگران جهان را به خوزستان و تمدن ایلامی دوباره جلب کرد.

حلقه قدرت؛ طلایی‌ترین راز تاریخ ایلام

این پژوهشگر، حلقه قدرت را «مرموزترین شیء ۱۰۰ سال اخیر باستان‌شناسی ایران» توصیف کرد و گفت: این حلقه از طلای ۲۴ عیار و به وزن ۲۳۷ گرم ساخته شده و نکته حیرت‌انگیز این است که هیچ اثری از لحیم‌کاری در آن دیده نمی‌شود. تمام بدنه از یک ورق طلای یک‌تکه و با تکنیک چکش‌کاری فرم گرفته؛ تکنیکی که حتی امروز هم اجرای آن دشوار است.

او افزود: روی حلقه، کتیبه‌ای به خط میخی ایلامی حک شده که نام کیخسرو پسر کورلوش را نشان می‌دهد. نقش دو حیوان اسطوره‌ای شیردار که دست‌هایشان را بر درخت زندگی گذاشته‌اند، این حلقه را به یک نماد آیینی و شاید حکمرانی تبدیل کرده است. هنوز هیچ پژوهشگری نتوانسته کاربرد دقیق این حلقه را مشخص کند.

این حلقه اکنون در گنجینه موزه ملی ایران نگهداری می‌شود و یکی از ارزشمندترین آثار طلایی ایران باستان است.

جام زندگی ارجان؛ دایره‌ای از تاریخ، آیین و موسیقی

این هنرمند درباره جام ارجان نیز توضیحات مفصلی ارائه داد: جام اصلی از مفرغ و با ارتفاع ۴۳ سانتی‌متر است. روی آن پنج حلقه نقش‌پردازی شده که هرکدام بخشی از زندگی، آیین‌ها، موسیقی، شکار، بارعام پادشاه و حتی بازی‌های باستانی را نشان می‌دهد. این جام یک دایره کامل از زندگی ۳۰۰۰ سال پیش مردم این منطقه است.

او درباره نقش‌های مهم این جام گفت: در حلقه اول شاهد رقص حیوانات اسطوره‌ای مانند شیر و گاو هستیم. در حلقه دوم با نوازندگان ارجان و چنگ مشهور ایلامی مواجه می‌شویم. در حلقه سوم با مجلس بارعام پادشاه؛ صحنه‌ای که ۵۰۰ سال بعد در تخت‌جمشید تکرار شد مواجه هستیم. در حلقه چهارم نقش بازی «ال اختر»؛ بازی‌ای که الهام‌بخش نشان کاروان ایران در المپیک توکیو شد. در حلقه پنجم، مجلس با ضیافت و آیین‌های درباری را مشاهده می‌کنیم.

روحی‌پور گفت: این جام یک کتاب تصویری از زندگی مردم ایلام است؛ از کشاورزی و صید گرفته تا موسیقی و آیین‌های مذهبی.

۱۱ هزار اثر در یک دهه؛ احیای تاریخ با دستان یک هنرمند

روحی‌پور با اشاره به حجم کار خود در احیای نمادهای تاریخی گفت: در ۱۰ سال گذشته بیش از ۱۱ هزار نمونه از حلقه قدرت و جام زندگی را در کارگاهم ساخته‌ام. این کارها هم به‌عنوان تندیس، هم آثار خراطی و هم نمادهای تزئینی تولید شده‌اند. هدفم این بوده که این آثار به‌عنوان سوغات فرهنگی بهبهان شناخته شوند.

او تأکید کرد که این حجم تولید، نشان‌دهنده علاقه مردم به نمادهای تاریخی و ظرفیت بالای صنایع‌دستی برای معرفی میراث فرهنگی است.

کارگاهی که تاریخ را زنده می‌کند

این هنرمند صنایع‌دستی که بیش از یک دهه در حوزه خراطی، ساخت پنجره‌های سنتی و مجسمه‌سازی فعالیت دارد، گفت: در کارگاهم تلاش کرده‌ام نقش‌ها و نمادهای جام زندگی و حلقه قدرت را در قالب تندیس، حکاکی، منبت‌کاری و آثار چوبی بازآفرینی کنم. هدفم این است که تاریخ گمشده شهرم را دوباره به مردم نشان دهم.

او افزود: بسیاری از مردم بهبهان تا پیش از نصب تندیس جام ارجان در میدان شرق، این اثر را نمی‌شناختند. اقدام شهرداری در ساخت و نصب این تندیس باعث شد مردم بیشتر با میراث تاریخی شهر آشنا شوند.

میراث بهبهان؛ ظرفیت فراموش‌شده برای گردشگری

روحی‌پور معتقد است که آثار کشف‌شده در گور ارجان تنها بخشی از ظرفیت‌های تاریخی بهبهان است: در همان گور، اشیای دیگری هم کشف شد که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به نماد شهری را دارند. اگر این آثار در قالب تندیس و نمادهای شهری بازآفرینی شوند، می‌توانند به معرفی فرهنگ و تاریخ بهبهان کمک بزرگی کنند.

او تأکید کرد که صنایع‌دستی می‌تواند نقش مهمی در تبدیل این نمادها به سوغات فرهنگی داشته باشد.

مجتبی گهستونی

هنرمندی که ۱۱ هزار نماد تاریخی را دوباره زنده کرد/ حلقه قدرت؛ طلایی‌ترین راز تاریخ ایلام

تصویر نویسنده خوزتوریسم

درگذشت پروفسور عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته کتیبه های ایلامی

درگذشت پروفسور عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته کتیبه های ایلامی

پروفسور عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبان های باستانی و نخستین مترجم استوانه کوروش به فارسی، صبح امروز در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

پروفسور عبدالمجید ارفعی، از برجسته ترین متخصصان در حوزه کتیبه خوانی در ایران، امروز چشم از جهان فروبست. او که در ۹ شهریور ۱۳۱۸ در بندرعباس متولد شده بود، نقش بی بدیلی در ترجمه و خواندن مهم ترین لوح های گلی تخت جمشید داشت.

نخستین مترجم استوانه کوروش به فارسی

از دستاوردهای بزرگ عبدالمجید ارفعی می توان به ترجمه استوانه کوروش بزرگ از زبان بابلی نو به فارسی اشاره کرد. این اقدام تاریخی او را در زمره دستاوردهای ارزشمند فرهنگی ایرانی قرار داد.

دریافت جایزه سرو ایرانی

در سال ۱۳۹۴، جایزه مهم سرو ایرانی در زمینه میراث فرهنگی، به پاس تلاش های بی وقفه او در حفظ و گسترش فرهنگ ایران زمین، به پرفسور ارفعی اهدا شد. این جایزه نمادی از قدردانی از یک عمر تلاش فرهنگی او بود.

افتخارات در مراسم یونسکو

در مراسم پنجمین «تماشای خورشید» که خردادماه ۱۴۰۱ توسط کمیسیون ملی یونسکو ایران همراه با موزه ملی ایران برگزار شد، نشان خورشید یونسکو به همراه نشان ایکوم (کمیته بین المللی موزه ها) به وی اختصاص یافت. این افتخارات بر اهمیت جایگاه او در عرصه میراث فرهنگی بین المللی تأکید می کند.

گزازش کامل در ادامه نوشته

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

بنیان «هخامنشی» را باید در «عیلام» جست‌وجو کرد/

کامیار عبدی، باستان‌شناس در گفت‌وگو با میراث‌آریا:

بنیان «هخامنشی» را باید در «عیلام» جست‌وجو کرد/ هنرمندان عیلامی ایده را به زبان فرهنگی خود بیان می‌کردند/ تاریخ ایران را باید از حصار کلیشه‌ها بیرون آورد

کامیار عبدی، باستان‌شناس و پژوهشگر برجسته حوزه عیلام، با تاکید بر جایگاه خلاقانه هنر عیلام در دل سنت «هنر خاور نزدیک باستان» تصریح کرد: عیلامی‌ها نه‌تنها از الگوهای هنری هم‌عصران خود در میان‌رودان تقلید نکردند، بلکه با بازآفرینی خلاقانه و بومی‌سازی ایده‌ها، سبکی مستقل و هویت‌مند آفریدند که بخشی از بنیان‌های فرهنگی و هنری ایران باستان، از جمله در دوره هخامنشی، بر آن استوار شد.

کامیار عبدی، باستان‌شناس و پژوهشگر برجسته حوزه عیلام در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با تبیین جایگاه هنر عیلام در چارچوب کلان «هنر خاور نزدیک باستان» اظهار کرد: در مطالعات تاریخ هنر، ما با یک منظومه وسیع به نام هنر خاور نزدیک باستان مواجه‌ایم که مجموعه‌ای از اسلوب‌ها، استانداردها و الگوهای مشترک را در بر می‌گیرد؛ اما در دل همین کلیت، سبک‌های منطقه‌ای با هویت‌های متمایز شکل گرفته‌اند که هر یک نوآوری‌های خاص خود را عرضه کرده‌اند. هنر عیلام یکی از شاخص‌ترین این نمونه‌هاست.

وی افزود: اگرچه در نگاه کلان، هنر عیلام در چهارچوب عمومی هنر خاور نزدیک تعریف می‌شود، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد عیلامی‌ها صرفا مقلد سومری‌ها، بابلی‌ها یا آشوری‌ها نبودند. آنان ایده‌ها را دریافت کردند، اما در بستر فرهنگی، اعتقادی و زیباشناختی خود بازآفرینی کردند و به سبکی مستقل دست یافتند؛ سبکی که دارای نقوش، ترکیب‌بندی‌ها و بیان بصری ویژه خود است.

عبدی با اشاره به شاخص‌ترین مواد فرهنگی این دوره گفت: از دوران پیش از تاریخ، سفالگری یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تجلی ذوق هنری در جنوب غرب ایران بوده است. سفال‌های گورستان شوش در دوره موسوم به «شوش یک» که در محوطه تاریخی شوش به‌دست آمده‌اند، از نمونه‌های درخشان هنر پیشاتاریخی منطقه به‌شمار می‌روند؛ آثاری که تقریبا در تمامی کتاب‌های معتبر تاریخ هنر جهان بازتاب یافته‌اند. کیفیت ساخت، مهارت در ترکیب نقوش و انسجام بصری این سفالینه‌ها نشان‌دهنده هویتی تثبیت‌شده و خلاقانه است، نه یک تجربه تقلیدی.

این باستان‌شناس در ادامه با تاکید بر جایگاه ممتاز عیلام در فلزکاری تصریح کرد: عیلام یکی از کانون‌های مهم مفرغ‌کاری در خاور نزدیک باستان بوده است. شاخص‌ترین نمونه این توانمندی، مجسمه مشهور ملکه ناپیراسو است که امروز در موزه لوور نگهداری می‌شود. این اثر، افزون بر ارزش زیباشناختی، از منظر فناوری ریخته‌گری نیز شاهکاری بی‌نظیر محسوب می‌شود؛ به‌گونه‌ای که مشابه آن در همان دوره در دیگر مناطق خاور نزدیک شناخته نشده است. این امر نشان می‌دهد هنرمندان و صنعتگران عیلامی نه‌تنها به فناوری‌های موجود اشراف داشته‌اند، بلکه با نوآوری، سطح آن را ارتقا داده‌اند.

عبدی در بخش دیگری از سخنان خود به معماری عیلامی پرداخت و گفت: اگرچه هنوز شمار محوطه‌های کاوش‌شده عیلامی محدود است، اما یافته‌های موجود از محوطه‌هایی چون هفت‌تپه و چغازنبیل نشان می‌دهد عیلامی‌ها هم‌پای میان‌رودانی‌ها در توسعه فناوری‌های معماری پیش رفته‌اند. به‌عنوان نمونه، فناوری طاق در آرامگاه منسوب به یکی از شاهان سلسله کیدینویی در هفت‌تپه، هم‌زمان با نمونه‌های میان‌رودانی ظهور می‌کند و از حیث فنی تفاوتی با آن‌ها ندارد.

وی افزود: در حوزه زیگورات‌سازی نیز، اگرچه این سنت ریشه در میان‌رودان دارد، اما عیلامی‌ها در چغازنبیل آن را به شیوه‌ای بومی بازآفرینی کردند. زیگورات چغازنبیل نمونه‌ای از تطبیق خلاقانه یک ایده فرامنطقه‌ای با نیازها و ذائقه فرهنگی عیلامی است. همین رویکردِ «اقتباسِ خلاقانه» است که به هنر عیلام هویت مستقل می‌بخشد.

عبدی با پیوند دادن این روند تاریخی به دوره هخامنشی تاکید کرد: در مطالعات تاریخ هنر، دوره هخامنشی را غالبا آخرین مرحله هنر خاور نزدیک باستان و نخستین مرحله هنر ایران باستان می‌دانند. در این دوره نیز شاهد آن هستیم که عناصر هنری بین‌النهرینی، آناتولیایی و مصری در ساختاری جدید «ایرانیزه» می‌شوند. این سنتِ بازآفرینی خلاقانه را می‌توان دست‌کم تا عیلام پیگیری کرد؛ جایی که هنرمند عیلامی می‌کوشد بگوید «من این ایده را می‌گیرم، اما آن را به زبان فرهنگی خود بیان می‌کنم.»

این پژوهشگر در جمع‌بندی دیدگاه خود درباره جایگاه عیلام در تاریخ ایران تصریح کرد: ما نیازمند بازنگری در برخی کلیشه‌های تاریخ‌نگاری هستیم. عیلام و دیگر اقوام ساکن در محدوده جغرافیایی ایران امروز، بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی ما هستند و باید در روایت کلان تاریخ ایران جایگاهی شایسته بیابند. شکل‌گیری هخامنشی نمی‌تواند محصول خلأ تاریخی باشد. امپراتوری‌ای که در دو نسل به چنان انسجام اداری و فرهنگی دست یافت و بیش از دو قرن دوام آورد، ناگزیر بر بنیان‌هایی استوار تکیه داشته است؛ بنیان‌هایی که بخشی مهم از آن را می‌توان در سنت‌های فرهنگی و هنری عیلام جست‌وجو کرد.

عبدی تاکید کرد: هیچ پدیده تاریخی از هیچ پدید نمی‌آید. برای فهم عظمت هخامنشیان، باید به لایه‌های پیشین تاریخ این سرزمین، از جمله عیلام، با نگاهی جامع و به‌روز بنگریم تا به انسجام فرهنگی جهان باستان در فلات ایران دست یابیم.

بنیان «هخامنشی» را باید در «عیلام» جست‌وجو کرد/ هنرمندان عیلامی ایده را به زبان فرهنگی خود بیان می‌کردند/ تاریخ ایران را باید از حصار کلیشه‌ها بیرون آورد

تصویر نویسنده خوزتوریسم

قصه‌گویی اشیا جان تازه‌ای به موزه‌ها می‌دهد/ مجموعه‌داران با هزینه شخصی حافظ تاریخ‌اند

مجموعه‌دار در گفت‌وگو با میراث آریا:

قصه‌گویی اشیا جان تازه‌ای به موزه‌ها می‌دهد/ مجموعه‌داران با هزینه شخصی حافظ تاریخ‌اند

مجموعه‌دار و موزه دار خوزستانی گفت: بسیاری از افراد هنگام دیدن یک شی قدیمی، ناخواسته به خاطرات خانوادگی و گذشته‌ خود پیوند می‌خورند و همین پیوند عاطفی، قصه‌گویی را به بخش جدایی‌ناپذیر موزه‌داری تبدیل کرده است.

امین نیکزاد، مجموعه‌دار و موزه‌دار خوزستانی، در گفت‌وگوبا میراث‌آریا از اهمیت «قصه‌گویی اشیا» در موزه‌ها سخن گفت و تأکید کرد که جذابیت اصلی بازدید از هر موزه‌ای نه در تعداد اشیا، بلکه در روایت‌هایی نهفته است که هر وسیله با خود حمل می‌کند.

او با اشاره به تجربه‌های شخصی‌اش در مواجهه با بازدیدکنندگان گفت: وقتی داستان ساخت، کاربرد و مسیر تاریخی یک شی را تعریف می‌کنم، مخاطب کاملاً محو می‌شود؛ آن‌قدر که حتی چای‌اش سرد می‌شود. به گفته‌ی او، بسیاری از افراد هنگام دیدن یک شی قدیمی، ناخواسته به خاطرات خانوادگی و گذشته‌ی خود پیوند می‌خورند و همین پیوند عاطفی، قصه‌گویی را به بخش جدایی‌ناپذیر موزه‌داری تبدیل کرده است.

اشیایی که شبیه‌اند اما یکسان نیستند

نیکزاد با اشاره به اینکه برخی بازدیدکنندگان در ابتدا تنها به ارزش مادی اشیا توجه می‌کنند، توضیح داد که تفاوت‌های ظریف میان وسایل مشابه، بخش مهمی از جذابیت مجموعه‌هاست. او نمونه‌ای از چراغ‌های زنبوری اپتیموس را مثال زد که در ظاهر یکسان‌اند اما در جزئیاتی مانند درجه‌ی ساخت، تعداد شیرها و میزان نوردهی تفاوت دارند. به گفته‌ی او، هیچ شی تکراری در مجموعه وجود ندارد، مگر وسایل مصرفی مثل شیشه چراغ. حتی اشیای جفت نیز به دلیل کارکردشان باید کنار هم باشند.

ریشه نام‌ها؛ از کلمن تا علاءالدین

این مجموعه‌دار در بخش دیگری از گفت‌وگو به ریشه‌ نام برخی وسایل اشاره کرد و گفت بسیاری از نام‌هایی که امروز در زبان مردم جا افتاده، در اصل نام شرکت‌های تولیدکننده بوده است. او توضیح داد: کلمن نام یک شرکت آمریکایی–کانادایی است که نخستین بار ظرف نگهداری آب سرد را تولید کرد. چون نام شرکت روی محصول نوشته شده بود، مردم همان را به کل این نوع وسیله تعمیم دادند. او همین روند را درباره‌ی «علاءالدین» و حتی برخی برندهای شوینده مثال زد و افزود که این تعمیم‌ها بخشی از تاریخ اجتماعی اشیا محسوب می‌شود.

قصه‌های عاشقانه و تلخ پشت اشیای قلم‌زنی‌شده

نیکزاد بخش مهمی از روایت‌های اشیا را مربوط به آثار قلم‌زنی دانست و گفت: تقریباً همه‌ی اشیای قلم‌کاری‌شده داستان دارند. در گذشته افراد متمول برای یادبود عزیزان از دست‌رفته، یا حتی عشق‌های ناکام، سفارش قلم‌زنی می‌دادند. او نمونه‌ای از سینی قلم‌زنی‌شده‌ای را ذکر کرد که صاحب آن به دلیل نرسیدن به معشوق، طرح و شعری خاص را سفارش داده بود و این اثر پس از سال‌ها دست‌به‌دست شدن، اکنون در مجموعه او نگهداری می‌شود.

اشیای کمیاب؛ از چراغ‌های کاربیدی تا رادیوهای ترانزیستوری

او در ادامه به برخی وسایل کمیاب مجموعه اشاره کرد؛ از جمله چراغ‌های کاربیدی که در اروپا به دلیل دشواری دسترسی به نفت رواج یافتند و در معادن، راه‌آهن و دوچرخه‌ها استفاده می‌شدند. نیکزاد گفت: این وسایل با وجود قدمت زیاد، سالم به دست ما رسیده‌اند و هرکدام بخشی از تاریخ فناوری‌اند.

در بخش دیگری از گفت‌وگو، او به رادیوهای ترانزیستوری دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی اشاره کرد که به گفته‌ی او «در اروپا یک تحول بزرگ ایجاد کردند» و اکنون در رنگ‌های متنوع در مجموعه‌اش نگهداری می‌شوند.

قلک‌ها؛ ابزار اعتمادسازی بانک‌ها

نیکزاد درباره‌ی قلک‌های قدیمی نیز توضیح داد که نخستین قلک‌های خانگی ایران توسط بانک ملی و در هامبورگ ساخته شد. او گفت: بانک‌ها برای جلب اعتماد مردم، قلک را هدیه می‌دادند و کلیدش را نزد خود نگه می‌داشتند تا فرد برای باز کردن آن به بانک مراجعه کند. همین مراجعه، زمینه‌ساز افتتاح حساب و توسعه بانکداری شد. او همچنین از قلک‌های رنگی کمیابی یاد کرد که تنها به معاونان شعب داده می‌شد و اکنون سه نمونه از آن‌ها در مجموعه‌اش موجود است.

اسکناس؛ سرمایه‌ای امن و پرطرفدار

این مجموعه‌دار با اشاره به علاقه گسترده به جمع‌آوری اسکناس گفت: اسکناس یکی از امن‌ترین و سودآورترین حوزه‌های کلکسیونری است و ارزش آن در برخی موارد با طلا و دلار برابری می‌کند. او توضیح داد که امضاها، شماره‌سری‌ها و خطاهای چاپ (ارور) از عوامل مهم تعیین ارزش اسکناس هستند و گاهی یک خطای کوچک می‌تواند ارزش یک اسکناس را صد برابر کند.

قلم‌زنی؛ هنری برای خواص

نیکزاد تأکید کرد که اشیای قلم‌زنی‌شده‌ اصیل معمولاً متعلق به افراد متمول و برجسته بوده‌اند، زیرا هزینه‌ی سفارش این آثار بسیار بالا بوده و هنرمندان حرفه‌ای تنها برای افراد خاص کار می‌کردند. او گفت: امروز هم اگر بخواهید یک آفتابه یا سینی قلم‌زنی‌شده سفارش دهید، باید صدها میلیون تومان هزینه کنید.

مجموعه‌داری؛ عشق، مسئولیت و سختی‌های فراوان

او در بخش پایانی گفت‌وگو از دشواری‌های مجموعه‌داری سخن گفت و افزود: برای من این اشیا مثل اعضای خانواده‌اند. اما نگهداری‌شان شرایط آب‌وهوایی خاص می‌خواهد و کوچک‌ترین خطا باعث آسیب جدی می‌شود. نیکزاد همچنین بر اهمیت آموزش شیوه‌های نگهداری به مردم تأکید کرد و گفت اگر حتی یک نفر در سال به‌واسطه‌ی بازدید از مجموعه‌اش به حفظ اشیای قدیمی ترغیب شود، این تلاش‌ها ارزشمند است.

گلایه از نبود حمایت‌های دولتی

او با انتقاد از نبود حمایت‌های امنیتی و حفاظتی از سوی نهادهای مسئول گفت: برخی نهادها هیچ حمایتی از موزه‌های خانگی نمی‌کند. حتی یک دزدگیر ساده هم برای مجموعه‌داران فراهم نمی‌شود.

او در پایان گفت: ما انگیزه‌مان را از مردم و علاقه‌مندان می‌گیریم. از مسئولان خیری ندیده‌ایم، اما همین چند نفر علاقه‌مند برای ادامه مسیر کافی‌اند.

قصه‌گویی اشیا جان تازه‌ای به موزه‌ها می‌دهد/ مجموعه‌داران با هزینه شخصی حافظ تاریخ‌اند

تصویر نویسنده خوزتوریسم

معماری سنتی خوزستان؛ تجلی اقلیم، فرهنگ و زیست‌بوم در کالبد بنا

معماری سنتی خوزستان؛ تجلی اقلیم، فرهنگ و زیست‌بوم در کالبد بنا

معماری سنتی خانه‌ها در خوزستان را می‌توان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های تعامل هوشمندانه انسان با طبیعت دانست.
معماری سنتی خانه‌ها در استان خوزستان، صرفاً مجموعه‌ای از دیوارها و ایوان‌ها نیست، بلکه روایتی زنده از سازگاری انسان با اقلیم گرم و مرطوب جنوب، بازتابی از فرهنگ بومی و نمود عینی هویت تاریخی مردمانی است که قرن‌ها در این سرزمین زیسته‌اند. میراثی که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازخوانی و پاسداشت است.
معماری سنتی خانه‌ها در استان خوزستان را می‌توان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های تعامل هوشمندانه انسان با طبیعت دانست. تعاملی که در آن اقلیم گرم، رطوبت بالا، تابش شدید آفتاب و حتی بادهای موسمی، نه تهدید بلکه بخشی از فرآیند طراحی و ساخت بنا به شمار آمده‌اند. در این الگوی معماری، خانه به‌عنوان مهم‌ترین واحد زیستی، همزمان کارکردهای اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی را در خود جای داده و به کانونی برای حفظ انسجام خانواده و انتقال سنت‌ها بدل شده است.

اقلیم خاص خوزستان، با تابستان‌های طولانی و بسیار گرم، معماران بومی را بر آن داشته تا با بهره‌گیری از مصالح بومی و شیوه‌های خاص ساخت، فضاهایی خلق کنند که کمترین وابستگی را به ابزارهای سرمایشی مصنوعی داشته باشند. استفاده از دیوارهای قطور گلی یا آجری، سقف‌های بلند، ایوان‌های عریض، حیاط‌های مرکزی و شبستان‌های نیمه‌زیرزمینی، همگی پاسخی دقیق به شرایط آب‌وهوایی منطقه بوده است. این عناصر، علاوه بر کاهش دمای داخلی، گردش طبیعی هوا را تسهیل کرده و آسایش ساکنان را در گرم‌ترین روزهای سال فراهم می‌ساخته‌اند.

در بسیاری از شهرهای تاریخی استان، از جمله دزفول و شوشتر، خانه‌های سنتی با آجرکاری‌های ظریف، شوادان‌ها و فضاهای تابستان‌نشین و زمستان‌نشین، نمونه‌ای درخشان از این دانش بومی هستند. شوادان‌ها، که فضاهایی عمیق در زیرزمین به شمار می‌روند، با بهره‌گیری از اختلاف دمای لایه‌های زیرین زمین، محیطی خنک و مطبوع ایجاد می‌کردند. این فضاها نه‌تنها کارکرد اقلیمی داشتند، بلکه در برخی موارد به‌عنوان محل گردهمایی خانوادگی یا نگهداری مواد غذایی نیز استفاده می‌شدند.

در مرکز استان، شهر اهواز نیز هرچند در دهه‌های اخیر با توسعه شهری مدرن چهره‌ای متفاوت یافته، اما هنوز در بافت‌های قدیمی‌تر می‌توان نشانه‌هایی از خانه‌های سنتی با حیاط‌های درون‌گرا و ایوان‌های سایه‌دار را مشاهده کرد. در این خانه‌ها، حیاط مرکزی نقش قلب تپنده بنا را ایفا می‌کند؛ فضایی که درختان نخل یا مرکبات، حوض آب و باغچه‌های کوچک، ضمن تعدیل دما، محیطی آرام و صمیمی برای تعامل اعضای خانواده فراهم می‌آورد.

درون‌گرایی از مهم‌ترین ویژگی‌های معماری سنتی خوزستان است. برخلاف بسیاری از الگوهای معماری معاصر که بر نمای بیرونی تأکید دارند، در این خانه‌ها سادگی نمای خارجی و تمرکز بر زیبایی و کارایی فضای داخلی، نشان‌دهنده اولویت حریم خصوصی و ارزش‌های فرهنگی جامعه بوده است. این امر ریشه در باورهای اجتماعی و دینی مردم منطقه دارد که حفظ حرمت خانواده و تفکیک فضای عمومی از خصوصی را امری اساسی می‌دانسته‌اند.

مصالح مورد استفاده در این معماری نیز به‌طور کامل با بوم منطقه همخوانی دارد. آجرهای دستی، گل، چوب و در برخی نواحی حصیر و نی، موادی در دسترس و سازگار با شرایط محیطی بوده‌اند. بهره‌گیری از این مصالح نه‌تنها هزینه ساخت را کاهش می‌داد، بلکه به پایداری بیشتر بنا در برابر گرما و رطوبت کمک می‌کرد. افزون بر این، مهارت استادکاران بومی در اجرای تزیینات آجری و گچ‌بری‌های ساده اما چشم‌نواز، جلوه‌ای هنری به این خانه‌ها بخشیده است.

معماری سنتی خوزستان را باید بخشی از هویت فرهنگی جنوب ایران دانست؛ هویتی که در پیوندی ناگسستنی با آیین‌ها، شیوه معیشت و روابط اجتماعی شکل گرفته است. ساختار فضایی خانه‌ها، امکان برگزاری مراسم سنتی، آیین‌های مذهبی و گردهمایی‌های خانوادگی را فراهم می‌ساخت و بدین‌ترتیب، معماری به بستری برای تداوم فرهنگ تبدیل می‌شد. حتی نحوه چیدمان فضاها، از محل پذیرایی مهمانان تا اتاق‌های اختصاصی اعضای خانواده، بازتابی از نظم اجتماعی و جایگاه افراد در ساختار خانواده گسترده بوده است.

با این حال، روند شتابان شهرنشینی و الگوگیری از معماری غیر بومی در دهه‌های اخیر، موجب کمرنگ شدن بسیاری از این شاخصه‌ها شده است. خانه‌های آپارتمانی با الگوهای یکسان، اغلب بدون توجه به اقلیم و فرهنگ محلی ساخته می‌شوند و در نتیجه، نه‌تنها کارایی اقلیمی کمتری دارند، بلکه بخشی از هویت بصری و فرهنگی شهرها را نیز از میان می‌برند. این در حالی است که بازخوانی اصول معماری سنتی و انطباق خلاقانه آن با نیازهای امروز، می‌تواند راهکاری مؤثر برای دستیابی به توسعه‌ای پایدار و هویت‌محور باشد.
کارشناسان حوزه معماری و میراث فرهنگی بر این باورند که مستندسازی، مرمت و احیای خانه‌های تاریخی خوزستان، افزون بر حفظ میراث گذشتگان، می‌تواند زمینه‌ساز رونق گردشگری فرهنگی و تقویت حس تعلق در میان نسل جوان شود. آموزش دانشگاهی مبتنی بر شناخت معماری بومی و حمایت از طرح‌های نوآورانه‌ای که از الگوهای سنتی الهام می‌گیرند، از جمله اقداماتی است که می‌تواند این مسیر را هموار سازد.
در نهایت، معماری سنتی خانه‌های خوزستان را باید مدرسه‌ای از خرد جمعی، تجربه تاریخی و احترام به طبیعت دانست؛ گنجینه‌ای که در دل خود درس‌های ارزشمندی درباره سازگاری، قناعت، زیبایی‌شناسی و همزیستی با محیط پیرامون نهفته دارد. پاسداشت این میراث، نه بازگشت به گذشته، بلکه گامی آگاهانه برای ساختن آینده‌ای ریشه‌دار و متکی بر فرهنگ بومی است؛ آینده‌ای که در آن توسعه، در تعارض با هویت قرار نمی‌گیرد، بلکه بر شانه‌های آن استوار می‌شود.

یادداشت از حمیده عبدالهی/تسنیم

تصویر نویسنده خوزتوریسم

موزه تخصصی کشاورزی ایران در رامهرمز؛ روایت کامل کشاورزی از پیش‌تاریخ تا امروز

بهره‌بردار موزه تخصصی کشاورزی ایران در گفت‌وگو با میراث آریا:

موزه تخصصی کشاورزی ایران در رامهرمز؛ روایت کامل کشاورزی از پیش‌تاریخ تا امروز

رامهرمز در متون تاریخی شهری با باغ‌های گسترده، قنات‌ها، سدها و رودخانه‌های پرآب معرفی شده است. مورخان و سفرنامه‌نویسان نیز به وفور از باغ‌ها، دام‌ها و ابزارهای کشاورزی این منطقه یاد کرده‌اند.

اسماعیل امیرجانی، بهره‌بردار موزه تخصصی کشاورزی ایران در عمارت تاریخی صمیمی رامهرمز، در گفت‌وگو با میراث‌آریا از روند شکل‌گیری این مجموعه، اهداف آن و ارزش آثار گردآوری‌شده سخن گفت و تأکید کرد که این موزه حاصل بیش از ۱۲ سال پژوهش میدانی و تلاش مستمر برای حفظ میراث کشاورزی ایران است.

او با اشاره به اینکه این موزه از اوایل اسفندماه موفق به دریافت پروانه فعالیت شده و اکنون در مرحله ثبت عنوان «موزه خصوصی ملی کشاورزی و دامپروری ایران» قرار دارد، اظهار کرد: در این مجموعه حدود ۴۰۰ نوع ابزار و شیء مرتبط با کشاورزی وجود دارد که تعداد کل قطعات به حدود هزار قلم می‌رسد. این آثار شامل ابزارهای سنتی کشاورزی، وسایل دامداری، ابزارهای فلزی و چوبی، نخ‌ها و بافته‌های موی بز و گوسفند، ظروف مسی و ده‌ها نمونه دیگر است.

توالی زمانی از پیش‌تاریخ تا معاصر

امیرجانی با اشاره به اینکه در طراحی موزه، توالی زمانی رعایت شده است، گفت: آثار از دوره‌های پیش از تاریخ تا دوره معاصر دسته‌بندی شده‌اند. نمونه‌های مربوط به استان فارس در بخش جداگانه‌ای با دو زبان معرفی شده‌اند. همچنین کشاورزی در دوره‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی با استناد به منابع تاریخی و پژوهش‌های مورخان ایرانی توضیح داده شده و در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.

او افزود که علاوه بر اشیای سنگی و چوبی، مجموعه‌ای از اسناد مکتوب مرتبط با کشاورزی نیز در حال آماده‌سازی برای نمایش است: برخی بونجوق‌ها، نامه‌ها، اوراق مربوط به زمین‌های کشاورزی، مکاتبات، تمبرها و قراردادهای مرتبط با اصلاح‌طرز و کشاورزی را نیز گردآوری کرده‌ایم و به‌زودی در معرض دید قرار می‌دهیم.

مطالعات تطبیقی با تمدن‌های کهن

به گفته بهره‌بردار موزه، یکی از بخش‌های مهم فعالیت مجموعه، مطالعه تطبیقی ابزارهای کشاورزی ایران با تمدن‌های مصر، بین‌النهرین و چین است.

او توضیح داد: بسیاری از ابزارهایی که در ایران استفاده می‌شده، مشابه نمونه‌های دیده‌شده در نگاره‌های مصر و بین‌النهرین است. حتی ردیف‌کارهایی که امروز در ایران می‌بینیم، نمونه‌هایی مشابه در موزه‌های چین دارند. این تطابق نشان‌دهنده پیوستگی تاریخی و هوشمندی کشاورزان ایرانی است.

او همچنین به ابزارهای منحصربه‌فردی مانند خویش خراسان اشاره کرد که در هیچ تمدن دیگری دیده نشده و تنها در ایران وجود داشته است.

نمایش ابزارهای متناسب با اقلیم‌های مختلف ایران

در این موزه ابزارهای شخم‌زنی، کاشت، داشت و برداشت از سراسر ایران گردآوری شده است؛ از خویش‌های مناطق کوهستانی زاگرس تا ابزارهای ویژه خاک‌های کویری و اقلیم‌های شمال و جنوب کشور.

امیرجانی گفت: برای هر منطقه ابزار خاصی وجود داشته؛ مثلاً خویش‌های مناطق حاصلخیز با نمونه‌های کویری کاملاً متفاوت‌اند. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده سازگاری ابزار با نوع خاک و شرایط اقلیمی است.

ورود ابزارهای خارجی به ایران

او افزود که بخشی از مجموعه شامل ابزارهای وارداتی از انگلیس، روسیه و آمریکا است که در دوره‌های مختلف وارد ایران شده و برخی از آن‌ها هنوز در صنعت کشاورزی کاربرد دارند.

دام، اسطوره و مردم‌شناسی

امیرجانی درباره بخش دامداری و مردم‌شناسی موزه توضیح داد: در زیرزمین موزه، آثار مربوط به دام و دامداری قرار دارد؛ از متعلقات اسب، قاطر، الاغ، شتر، گاو و گاومیش تا ابزارهای مرتبط با زندگی روزمره و تشریفاتی. حدود ۱۷ نمونه ترازو، باسکول‌های وارداتی، گلیم‌ها، ابزار نخ‌ریسی، صندوقچه‌ها، گهواره‌ها و اشیایی که نقش فرزند پسر در زندگی دامدارانه را نشان می‌دهد، در این بخش دیده می‌شود.

او یکی از آثار شاخص را محافظ گردن سگ معرفی کرد که قدمت آن به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد و گفت: این محافظ برای جلوگیری از حمله حیوانات درنده استفاده می‌شده و هنوز هم در برخی مناطق ایران کاربرد دارد.

آبیاری و قنات

یکی از بخش‌های مهم موزه، بخش آبیاری است که در نزدیکی زیرزمین قرار دارد.

امیرجانی گفت: در این بخش، سیستم‌های آبیاری ایران از دوره‌های مختلف تاریخی معرفی شده است؛ از چاه قنات و چرخ چاه تا ابزارهای اندازه‌گیری آب، قرقره‌ها، کلنگ‌ها، تیشه‌ها و لوله‌های قنات. همچنین سدها و بندهای دوره هخامنشی و ساسانی با استناد به منابع تاریخی معرفی شده‌اند تا بازدیدکننده تصویری مقدماتی از فناوری آبیاری ایران در دوره‌های مختلف به دست آورد.

رامهرمز؛ شهری با پیشینه درخشان کشاورزی

او با اشاره به سابقه طولانی کشاورزی در رامهرمز گفت: رامهرمز در متون تاریخی شهری با باغ‌های گسترده، قنات‌ها، سدها و رودخانه‌های پرآب معرفی شده است. مورخان و سفرنامه‌نویسان نیز به وفور از باغ‌ها، دام‌ها و ابزارهای کشاورزی این منطقه یاد کرده‌اند.

چالش‌ها و نیازهای موزه

امیرجانی با اشاره به مشکلات موجود در مسیر راه‌اندازی و نگهداری موزه گفت: تنها انتظار ما این است که این مکان سالم بماند. سیستم برق و نورافکن‌ها آسیب دیده و تاریکی مطلق باعث شده چندین بار کودکان بازدیدکننده دچار حادثه شوند. این باغ بزرگ نیازمند رسیدگی جدی است. بسیاری از هزینه‌ها را اعضای انجمن پرداخت کرده‌اند و چندین بار باغ را هرس کرده‌ایم، اما نگهداری آن بسیار سنگین است.

او افزود که با فرماندار و مسئولان استانی و ملی مکاتباتی انجام شده و کارشناسان موزه ملی نیز در جریان کار قرار دارند، اما هنوز اقدام عملی کافی صورت نگرفته است.

نقش مردم محلی و پژوهشگران

به گفته امیرجانی، بسیاری از سالمندان و کشاورزان قدیمی شهر عصرها به موزه می‌آیند و با توضیحات خود به تکمیل اطلاعات ابزارها کمک می‌کنند.

او تأکید کرد که گردآوری این مجموعه بر پایه تحقیقات میدانی و بهره‌گیری از آثار پژوهشگران برجسته‌ای چون ایرج افشار، نادر افشار، جواد صفی نژاد، هانس ویلم فلور و حسین وصال انجام شده است.

مجتبی گهستونی/میراث آریا

موزه تخصصی کشاورزی ایران در رامهرمز؛ روایت کامل کشاورزی از پیش‌تاریخ تا امروز

تصویر نویسنده خوزتوریسم

رامهرمز در مسیر تبدیل‌شدن به قطب موزه‌های خوزستان

رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی رامهرمز و مجموعه‌دار باسابقه در گفت‌وگو با میراث آریا:

رامهرمز در مسیر تبدیل‌شدن به قطب موزه‌های خوزستان؛ روایت ۲۶ سال تلاش مردمی برای حفظ میراث‌فرهنگی

رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی گفت: اگر مسئولان شهرستان همکاری کنند و مکان مناسب در اختیار ما بگذارند، آمادگی داریم موزه آب، موزه برق، موزه کشاورزی، موزه دامداری، موزه فرمانداری و شهرداری را نیز راه‌اندازی کنیم.

منصور معتمدی، رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی رامهرمز و مجموعه‌دار باسابقه، در گفت‌وگو با میراث آریا با اشاره به تلاش‌های گسترده فعالان فرهنگی این شهرستان گفت: بیش از ۲۶ سال است که همراه دوستان در انجمن‌های میراث فرهنگی، شاهنامه‌خوانی و تاریخ محلی تلاش می‌کنیم تاریخ و عظمت رامهرمز را به گوش مردم ایران برسانیم.

او افزود: رامهرمز یکی از کهن‌ترین شهرهای خوزستان است و شایسته است که موزه‌های تخصصی متعددی داشته باشد. خوشبختانه طی سال‌های اخیر با همراهی مردم و علاقه‌مندان، گام‌های مهمی برداشته شده است.

راه‌اندازی نخستین موزه پزشکی خوزستان در رامهرمز

معتمدی با اشاره به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فرهنگی این شهرستان گفت: با حمایت دکتر کلانتر هرمزی و همکاری اعضای انجمن، نخستین موزه پزشکی استان خوزستان را در رامهرمز راه‌اندازی کردیم. ابزار کار پزشکان قدیمی، لباس‌ها، پایان‌نامه‌ها و اسناد آن‌ها را جمع‌آوری کردیم تا تاریخ پزشکی این شهر حفظ شود.

این موزه که دو سال پیش ثبت ملی شده، بدون دریافت ورودی فعالیت می‌کند و به گفته معتمدی موزه‌ای در کشور است که همیشه فعال است و هیچ هزینه‌ای از بازدیدکنندگان دریافت نمی‌کند.

موزه فرهنگ و آموزش‌وپرورش؛ نخستین نمونه در خوزستان

او در ادامه از راه‌اندازی موزه فرهنگ و آموزش‌وپرورش خبر داد و گفت: با همکاری اداره آموزش‌وپرورش، نخستین موزه فرهنگ و آموزش‌وپرورش خوزستان را در رامهرمز ایجاد کردیم. این موزه شامل کتاب‌های قدیمی، وسایل آزمایشگاهی، ابزار آموزشی دوره قاجار و پهلوی و اسناد اداری است. این موزه نیز بدون ورودی فعال است و بازدیدکنندگان زیادی دارد.

موزه کشاورزی و دامداری؛ بازگشت هویت باغ‌شهری رامهرمز

معتمدی با تقدیر از تلاش‌های مهندس اسماعیل امیرجانی برای راه‌اندازی موزه ملی کشاورزی گفت: رامهرمز در گذشته یک باغ‌شهر واقعی بود؛ شهری با باغات فراوان، کشاورزی گسترده و دامداری فعال. بسیاری از نسل امروز از این گذشته باشکوه بی‌خبرند. موزه کشاورزی و دامداری که در عمارت تاریخی صمیمی در حال راه‌اندازی است، می‌تواند این هویت را زنده کند.

به گفته او، ابزارهای کشاورزی و دامداری از استان‌های مختلف کشور از جمله خوزستان، مازندران، یزد، بلوچستان، ایلام و هرمزگان خریداری شده و این موزه در اسفند ۱۴۰۴ افتتاح می‌شود.

مردم؛ بزرگ‌ترین حامیان موزه‌داری در رامهرمز

معتمدی با تأکید بر نقش بی‌بدیل مردم در شکل‌گیری موزه‌ها گفت: در موزه مردم‌شناسی، تمام اشیا توسط مردم اهدا شد؛ از اسکناس‌های قدیمی تا ابزار آشپزخانه و وسایل نظافت. در موزه تاریخی نیز بیش از ۶۰ درصد اشیا اهدایی مردم است. این فرهنگ اهدای اشیا در رامهرمز جا افتاده و هر زمان فراخوان بدهیم، مردم با جان و دل مشارکت می‌کنند.

او افزود: این مشارکت مردمی نشان می‌دهد که موزه‌ها برای مردم اهمیت پیدا کرده‌اند و این بزرگ‌ترین سرمایه فرهنگی ماست.

رامهرمز؛ ظرفیت تبدیل‌شدن به مرکز موزه‌های استان

رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی رامهرمز و مجموعه‌دار باسابقه با اشاره به راه‌اندازی نخستین مجموعه خصوصی اشیا موزه‌ای و ثبت شده که به همت خود او فعال است یادآور شد: از مجموعه خصوصی اینجانب که گویای قدمت دویست ساله اخیر رامهرمز است گروه‌های مختلف بازدید می‌کنند.

وی به دیگر ظرفیت‌های مجموعه‌داری در رامهرمز اشاره کرد و افزود: جناب امین نیکزاد با تلاش و پشتکار فراوان مجموعه‌ای بسیار زیبا، ارزشمند و متنوع را گردآوری و ثبت کرده‌اند.

معتمدی با اشاره به برنامه‌های آینده گفت: اگر مسئولان شهرستان همکاری کنند و مکان مناسب در اختیار ما بگذارند، آمادگی داریم موزه آب، موزه برق، موزه کشاورزی، موزه دامداری، موزه فرمانداری و شهرداری را نیز راه‌اندازی کنیم. ما نیروی انسانی، اشیا و تجربه لازم را داریم؛ فقط نیاز به فضا داریم.

مرمت آثار تاریخی؛ از قلعه امیرمجاهد تا قلعه توکل

او درباره وضعیت آثار تاریخی رامهرمز نیز توضیح داد: در قلعه امیرمجاهد یک فصل کاری انجام شده و یکی از اتاق‌ها احیا شده است. قول داده‌اند با تخصیص اعتبار، بخش‌های بیشتری مرمت شود.

معتمدی همچنین از مشارکت یک خیر برای مرمت قلعه توکل خبر داد: دکتر توکل، متخصص آلرژی، پذیرفته‌اند ۵۰ درصد هزینه مرمت قلعه توکل در روستای شیفه را تقبل کنند تا نام پدرشان زنده بماند. با مدیرکل میراث فرهنگی نیز هماهنگی شده و قرار است گروه کارشناسی برای برآورد هزینه به رامهرمز بیاید.

هدف نهایی: زنده نگه‌داشتن تاریخ رامهرمز

رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی در پایان گفت: هدف ما این است که تاریخ رامهرمز زنده بماند. این شهر ظرفیت تبدیل‌شدن به مرکز موزه‌های خوزستان را دارد و مردم نیز بیش از هر زمان دیگری پای کار هستند. امیدواریم با حمایت مسئولان، این مسیر با قدرت ادامه پیدا کند.

گزارش :مجتبی گهستونی

رامهرمز در مسیر تبدیل‌شدن به قطب موزه‌های خوزستان؛ روایت ۲۶ سال تلاش مردمی برای حفظ میراث‌فرهنگی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

قصر حمیدیه»؛ شگفتی مهندسی سازه‌هایی آبی چندمنظوره

«قصر حمیدیه»؛ شگفتی مهندسی سازه‌هایی آبی چندمنظوره

سرزمینی که چندهزار سال به طور متناوب و متوالی محل سکونت و شکل‌گیری تمدن‌ها به طور مداوم باشد، باید آثار فراوانی را در آن به دست آورد و مشاهده کرد.

احمد جعفری‌ماجد فعال میراث‌فرهنگی و گردشگری در یادداشتی نوشت: این حکایت شهرستان حمیدیه است که در دوره‌ها و عصرهای تاریخی پیاپی محلی برای عبور، مرور و گذر کاروان‌هایی از شرق به غرب بوده و در آن کشاورزی را به وسیله مهندسی‌ آب، مدیریت و زمین‌های حاصلخیز آن را آبیاری می‌کردند.

این شهر تا اواخر قرن پنجم هجری شهرتی فراوان داشت. در بازار آن انواع اقمشه و البسه تهیه می‌شد و در «سوق بغداد» به فروش می‌رفت. همچنین، در کوره‌های آن تا حدود سال ۳۱۶ هجری سکه ضرب می‌کردند و در بازارهای پیش و پس از اسلام برای دادوستد به کار می‌رفت. حمیدیه در آن دوران با نام نهر تیری یا تیرا شناخته می‌شد.

در اوایل قرون اسلامی، این شهر مرکزیت بلوکی را داشت که از نظر اقتصادی و کشاورزی بسیار پررونق بود. بلوک نهر تیری نخستین منطقه‌ای بود که لشکریان مسلمان بدون جنگ و درگیری فتح کردند؛ فتحی که راه را برای ورود به «عسکر مکرم» در شمال اهواز و سپس فتح «شوشتر» و «قلعه سلاسل» هموار کرد.

شهر تاریخی نهر تیری به دنبال حفر نهری به دست یکی از فرماندهان «میسانی» در حدود ۳۷۲ سال پیش از میلاد مسیح(ع)، تأسیس شد. سازه‌های آبی آن بندها، پل‌بندها، تثبیت‌کننده‌ها و سدها هنوز هم در مسیر نهر حمیدیه پابرجا هستند.

در امتداد این نهر و در انتهای قصر تاریخی حمیدیه (کوشک حمیدیه)، سدهایی با نام‌های «سن‌الطیاره» و «سن‌المزلاگه» بر رودخانه کرخه ساخته شده‌اند. این قصر در سال ۱۳۸۰ با شماره‌ ثبت ۳۹۸۰ در فهرست آثار ملی کشور جای گرفت. قصر حمیدیه از جمله سازه‌هایی است که کاربری‌های گوناگون و هوشمندانه‌ای داشته است.

به نظر می‌رسد هدف از ساخت قصر در بخش انتهایی سدها و پل‌بندها، کنترل و هدایت آب بوده است؛ با استفاده از این سدها، جریان رودخانه کاهش می‌یافت و آب در سطح بالاتری نگهداری می‌شد، سپس از طریق دریچه‌های تعبیه‌شده به سوی مزارع و شهر هدایت می‌شد.

با شکستن سدها در حدود قرن پنجم هجری، شهر حمیدیه یا تیرا برای مدتی خالی از سکنه شد. در دوره‌های بعد، هنگامی که حاصل‌خیزی زمین‌های آن بار دیگر آشکار شد، به وسیله موتور پمپاژ آبِ «رِستن»، آب را به نقاط مختلف شهر منتقل کردند؛ موتوری که تا اواخر دهه‌ی هفتاد شمسی فعال بود.

افزون بر مهندسی چشمگیر سازه‌های آبی، قصر حمیدیه از سیستم دفاعی و تونل‌های زیرزمینی برخوردار بوده است. این تونل‌ها علاوه بر ارتباط میان بخش‌های مختلف بنا و تأمین آب‌رسانی و دیده‌بانی، در زیر بخش‌هایی از شهر حمیدیه امتداد داشته‌اند. در سال‌های اخیر، به دنبال ریزش‌هایی در سطح شهر، آثار این تونل‌ها آشکار شده است.

قصر از بخش‌هایی مانند بنای مرکزی، ساختمان زیرزمینی، سیستم آبرسانی و اسکله، محل نشیمن، برج دیده‌بانی و تونل‌های زیرزمینی تشکیل می‌شود که در نوع خود بی‌نظیر است.

این اثر می‌تواند زمینه‌ساز احیای فرهنگ و میراث دوره‌های مختلف تاریخی باشد؛ از جمله دوران «جهاد عشایر عرب»، «حادثه تاریخی نهم مهر ۱۳۵۹»، و دیگر میراث‌های محلی و مردم‌شناختی که قصر در آن‌ها حضور و نقش فعالی داشته است.

احمد جعفری‌ماجد

تصویر نویسنده خوزتوریسم

خانه( هتل)تاریخی طبیب در شوشتر

خانه( هتل)تاریخی طبیب در شوشتر

خانه (هتل) سنتی طبیب شوشتر از سکونت‌گاه‌های سنتی مردمان شوشتر در دوران قاجار است که در حاشیه محله دلدل و گذر تاریخی سنگ‌فرش بنا شده و یکی از عناصر مجموعه تاریخی افضل محسوب می‌شود.

این اثر فاخر در چهار طبقه (دو طبقه در بالا و دو طبقه در زیرزمین) با تزیینات خاص یکی از زیبا‌ترین عمارت‌های شهرستان شوشتر است.

تزییات به کار رفته در این خانه گچ‌بری، چوب گره‌چینی، جحاری‌های فاخر، آجر و خوون‌چینی است.

خانه طبیب شوشتری در سال ۱۳۹۳ با شماره ۳۱۰۸۶ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

این خانه هتل سنتی امروزه به عنوان هتل سنتی در شوشتر مرمت و باسازی و میزبان گردشگران داخلی و خارجی می باشد.

عکس:ایکنا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تصاویر قدیمی از معبد چغازنبیل

تصاویر قدیمی از معبد چغازنبیل

محوطه چغازنبیل در مختصات جغرافیایی 39 S 265895m E, 3544110m N در دشت خوزستان و در فاصله حدود سی کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش است.

نام "چغازنبیل" از آن جهت انتخاب شده است که بلندترین و بارزترین بنای موجود در محوطه که زیگورات آن است، قبل از کاوش به صورت یک تپه بزرگ و مانند یک سبد برگشته دیده می‌شد

. محوطه چغازنبیل در واقع یک شهر به جا مانده از دوره ایلام و به وسعت صد هکتار است.ایلام نام تمدنی باستانی است که از حدود ۲۹۰۰ پیش از میلاد تا ۶۴۶ پیش از میلاد در پهنه گسترده‌ای از غرب تا جنوب‌ غرب و جنوب ایران کشیده شده است.

این تمدن متشکل از شاهک‌ نشینانی در دو نوع زیستگاه کاملا متفاوت یعنی ارتفاعات و دشت های جلگه‌ای زاگرس بوده است که در هر مقطع زمانی یکی از این خوانین یا شاهک‌ نشینان این مناطق به قدرت رسیده‌ اند

. اغلب شاهان ایلام به خود لقب "شاه انشان و شوش" داده‌اند. این دو شهر دو مرکز مهم ایلامیان، یکی در ارتفاعات (انشان) و دیگری در دشت‌ های جلگه‌ ای (شوش) است. باستان‌ شناسان تمدن ایلام را با توجه به وقایع سیاسی به سه دوره ایلام قدیم، ایلام میانه و ایلام جدید تقسیم می‌کنند. چغازنبیل در دوره ایلام میانه تاسیس شده است.

این شهر در زمان حیات به زبان ایلامی "ال- اونتاش" و به زبان اکدی به "دور اونتاش" شناخته می‌شده است. این شهر به دستور اونتاش ناپیریشا یکی از پادشاهان مقتدر عیلامی بنا شده ، به همین دلیل آن را ال اونتاش یعنی شهر یا قلعه اونتاش می‌خواندند. اوج رونق ساخت و ساز در شهر دوراونتاش در زمان بيست سال سلطنت اونتاش ناپيرشا یعنی از ۱۳۲۰ الی ۱۳۰۰ پیش از میلاد بوده است، اگرچه پس از مرگ وي از رونق شهر كاسته مي‌شود ولي همچنان ساخت و سازهايي غير سلطنتي و پرستش معابد در آن صورت گرفته است.

شهر ال اونتاش یک شهر سلطنتی و مذهبی است، از آن جهت سلطنتی که کاخ‌ های به جا مانده از آن مخصوص اشراف ایلامی ساخته شده است و از آن جهت مذهبی که دارای معابد مختلفی برای خدایان مختلف ایلامی است. اونتاش ناپیریشا در ساخت شهر دستور داده که برای هر دو دسته خدایان ایلامی مورد پرستش مردم ساکن در ارتفاعات و مردم ساکن در دشت‌ ها، معابدی برپا شود و معبد اصلی شهر که همان زیگورات شهر است، برای پرستش دو خدای اینشوشینک (مهم‌ترین خدای ساکنین دشت خوزستان) و نپیریشا (مهم‌ترین خدای ساکنین ارتفاعات) ساخته شده است، از اینرو بسیاری از باستان‌ شناسان معتقدند هدف اونتاش ناپیریشا در ساخت این شهر اتحاد بین مردم ساکن ارتفاعات و مردم ساکن دشت‌ بوده است.

بارزترین بنای شهر ال اونتاش زیگورات آن بوده که در مرکز شهر برپا شده است. زیگورات به بناهای مطبقی گفته می‌شود که به عنوان معبد یا مکانی مذهبی استفاده می‌شده‌اند.

سنت زیگورات سازی یک سنت قدیمی از هزاره چهارم پیش از میلاد در بین‌النهرین است که در هزاره دوم این سنت در بین‌النهرین توسط کاسی‌ها و در جنوب غربی ایران توسط ایلامی‌ها احیا می‌شود. زیگورات شهر ال اونتاش با وجود آنکه از زیگورات‌های بین‌النهرینی الهام گرفته است، ویژگی‌های مخصوص به خود را در ساخت، تزئینات و کاربری دارد.

زیگورات چغازنبیل یک بنای مربع است که هر ضلع آن حدود ۱۰۵ متر طول دارد. چهار گوشۀ بنای زیگورات دقیقا منطبق بر چهار جهت اصلی جغرافیایی است.

زیگورات در پنج طبقه به ارتفاع ۵۲ متر ساخته شده که امروزه فقط دو و نیم طبقه از آن یعنی ۲۵ متر باقی مانده است.

بر روی طبقه چهارم زیگورات احتمالا معبد اعلی ساخته شده که امروزه آثاری از آن وجود ندارد و صرفا گل میخ‌ها و آجرهای لعابدار باقی مانده، به وجود این معبد اشاره می‌کنند.

در هر چهار طرف بنا، پلکان‌هایی تعبیه شده که به ورودی زیگورات در طبقه اول می‌رسیده است ولی براي صعود به طبقات بالاتر از پلكان ضلع جنوب غربي استفاده می‌کرده‌اند. ابعاد چهار دروازه زیگورات تقریبا اندازه هم هستند، تعداد پلکان‌های دروازه‌ها نیز اختلاف کمی دارند و این اختلاف جزئی با توجه به شیب زمین در نظر گرفته شده است.

این پله‌ها آجری هستند و با لایه‌ای از سنگ‌چین حفاظت می‌شدند. بر روی بخش‌هایی از پلکان‌ها‌ که در نهایت به معبد اعلی می‌رسیده، طاق‌های هلالی ساخته‌اند. به نظر مي‌رسد درهاي اين دروازه‌ها با ميله‌هاي شيشه‌اي تزئين شده بودند

. در دو طرف دروازه‌های ورودی‌ این بنا، معمولاً مجسمه حیوانات به عنوان نگهبانان زیگورات قرار داده می‌شد. دو نمونه از این مجسمه‌ها در کاوش‌ها پیدا شدند.

یکی مجسمه شیردال (شیرعقاب) است که امروزه در موزه هفت تپه نگهداری می‌شود و دیگری مجسمه گاو نر که در سالن ایران باستان موزه ملی قرار دارد.

گیرشمن در خلال کاوش متوجه شد که بنای زیگورات در دو مرحله ساخته شده است. در مرحله اول، یک حیاط مرکزی مربع که رواق‌ها و اتاقی‌های باریک و کشیده در دورتادور آن ساخته شده است.

ورودی بعضی از اتاق‌ها در حیاط مرکزی و بعضی دیگر از بیرون بوده است. این حیاط و اتاق‌های آن بر روی سکویی آجری که طول هر ضلع آن ۱۰۵ متر است، ساخته شد. در مرحله دوم، رواق‌ها و ورودی اتاق‌هایی که از حیاط مرکزی باز می‌شدند، مسدود شده و حیاط مرکزی با انبوهی از خشت در سه ارتفاع مختلف پر شده که به ترتیب طبقات دوم، سوم و چهارم را شکل داده‌اند، در واقع پی هر سه این طبقات از کف طبقه اول شروع می‌شود.

بنابراین زیگورات چغازنبیل یک هسته خشتی توپر است که پوستۀ آجری بر روی آن کشیده‌اند. بر روی طبقه چهارم، معبد اعلی به صورت یک اتاق ساخته شده بود. این معبد اعلی یا همان کوکونوم (Kukunum) به ناپیریشا یکی از خدایان بزرگ مردم ساکن کوه‌های سرزمین ایلام تقدیم شده است.

معابد این شوشیناک در طبقه اول زیگورات و در ضلع جنوب غربی آن قرار گرفتند. معبد این شوشیناک ب، در سمت راست ورودی زیگورات قرار دارد. ورودی این معبد با طاقی هلالی قابل مشاهده و از چندین اتاق تشکیل شده است

. معبد این شوشیناک الف نیز در سمت چپ ورودی زیگورات قرار دارد که ورودی آن از حیاط مرکزی بوده و در مرحله دوم ساخت مسدود شد. پس از آن دسترسی به این معبد از سقف طبقه اول و با پله امکان پذیر بوده است.

در دور تا دور بدنه بنای زیگورات یک ردیف آجر کتیبه دار وجود داشته که هر ده رج تکرار شده است و متن آن دلایل ساخت، نام سازنده، مصالح و تزئینات به کار رفته در آن را معرفی می‌کند. در ترجمه يكـي از این آجر نوشته‌ها چـنين آمده:

(( من "اونتاش نَپيريشا" با آجرهاي طلايي رنگ، نقره‌ای رنگ، سنگ‌هاي عقيق سياه، سنگ‌هاي سفيد و سنگ‌هاي... اين معبد مطبق را ساختم و به خدايان “نپيريشا و اينشوشينك” از محله مقدس هديه كردم. كسي كه آن را ويران كند و كسي كه آجرهاي آن را منهدم كند، كسي كه طلا و نقره‌اش را، سنگ‌هاي عقيق سياه، سنگ‌هاي سفيد و سنگ‌هاي... و آجرهايش را بر دارد و به محل ديگري ببرد، باشد كه نفرين خدايان محله مقدس "نپيريشا، اينشوشينك و كريريشا" بر سرش نازل شود و باشد كه نسل او در زير خورشيد برچيده شود)).

در مجموع حدود ۶۵۰۰ آجر کتیبه‌دار در این محوطه به دست آمده است.

بر روی هر یک از وجوه طبقه اول زیگورات چهار ناودان، آب‌های سطح و ناودان پنجمی آب‌های پلکان و درهای هر وجه را جمع می‌کرد. این ناودان‌ها وقتی به سطح مصطبه می‌رسند به صورت آبراهی سرپوشیده با تاق هلالی امتداد می‌یابند و در صحن نیز احتمالا از طریق آبراهی به چاه‌های موجود سرازیر می‌شدند

در هر وجه طبقه دوم زیگورات نیز دو ناودان وجود داشته است که به طبقه اول منتهی می‌شدند. این ناودان‌ها و آبراه‌ها با قیر و گچ پوشیده شده‌اند. برای جلوگیری از سقوط عمودی و تند آب، در بعضی نقاط آبراه‌ها را به صورت پلکانی می‌ساختند.

منبع:پایگاه میراث جهانی چغازنبیل محوطه تاریخی و موزه هفت تپه

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi................ ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ