خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مُضیف؛ آغوش گشوده قبیله از عصر سومر تا امروز

گزارش میدانی از معماری باستانی در خوزستان که به نام « عراق » در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد

مُضیف؛ آغوش گشوده قبیله از عصر سومر تا امروز


در پهنه‌ دشت‌های جنوب، جایی که نِی و بوریا از قلب تالاب بین‌المللی «هورالعظیم» و «هورالهویزه» قد می‌کشند، سازه‌ای بنا می‌شود که بیش از آنکه یک ساختمان باشد، یک فرهنگ است. «مُضیف»؛ واژه‌ای که از ضیافت می‌آید و ریشه در سخاوت مردمی از دوره «سومری‌ها» تا به امروز دارد که خانه‌شان را از بندبندِ نِی‌های هور می‌بافند. نکته کلیدی در ساخت این بنا، انتخاب هوشمندانه مصالح است؛ معماران بومی تنها از نی تالاب‌های آب شیرین برای تهیه مضیف استفاده می‌کنند، چرا که این نی‌ها انعطاف و ماندگاری لازم را برای خلق آن قوس‌های باشکوه دارند؛ اما نی‌های تالاب شور شادگان برای چنین معماری مناسب نیست. مضیف، تنها بنای جهان است که «در» ندارد؛ معماری نجیبی که امروزه رو به قبله ساخته می‌شود (اگرچه پیش از اسلام رو به مسیرهای پرتردد بنا می‌شد) تا آغوشش همیشه و تحت هر شرایطی به روی میهمان باز باشد.

از غبار فراموشی تا تولد دوباره
سال‌ها بود که مضیف در خوزستان به خاطره‌ها پیوسته بود. آخرین بازماندگان این سازه‌های باشکوه در شعله‌های هشت سال دفاع مقدس سوختند و از میان رفتند. تا ۲۲ سال پیش، تنها یک مضیف در شادگان باقی مانده بود و این هنر اصیل در آستانه انقراض قرار داشت، اما ورق زمانی برگشت که در سال 1384، فرزندانِ «شیخِ حیدری» در روستای بردیه سوسنگرد، تصمیمی بزرگ گرفتند. آنها برای پدرشان که بزرگ قبیله بود، مضیفی بنا کردند تا مکانی برای رتق و فتق امور قوم و میهمان‌نوازی باشد.
اینجا کسی غریبه نیست
«علی حیدری»، معلم دغدغه‌مند سوسنگردی که حالا خود یکی از پیشگامان گردشگری استان است، داستان چگونگی ساخت اولین مضیف را بعد از دو دهه، در جمع خبرنگارانی که از تهران آمده و میهمان مضیف «حاج عبدالله» بودند، روایت می‌کند. او می‌گوید:«مضیف قدم هر میهمانی را گرامی می‌دارد.» در فرهنگ مضیف، غریبه و آشنا ندارد؛ میهمان غریبه تا سه روز می‌تواند در مضیف استراحت کند و تا پیش از اتمام این سه روز هیچ‌کس از او نام و نشانی نمی‌پرسد.
حیدری می‌گوید:«ما امروز در مکانی نشسته‌ایم که شاید یکی از قدیمی‌ترین فرم‌های سکونت بشری باشد؛ سازه‌ای که ریشه‌اش به تمدن سومر گره خورده است.» وی توضیح می‌دهد که چرا این معماری منحصر به جنوب غرب خوزستان است:«طبیعت، معمار اصلی این سرزمین بوده است. وجود سه تالاب بزرگ از جمله هورالعظیم، هورالهویزه و شادگان، مصالحی را در دسترس مردم گذاشت که با اقلیم‌شان سازگار بود. الیاف طبیعی و نِی، تنها دارایی مردم بود و آنها با همین دست‌ تنگ، چنان شکوهی آفریدند که مضیف نام گرفت.»
او با یادآوری خاطرات سال ۱۳۸۴ می‌گوید:«اولین مضیف جدید را در همان سال در روستای بردیه برپا کردیم. آن زمان اگر در اینترنت واژه مُضیف را جست‌و‌جو می‌کردید، موتورهای جست‌و‌جو به اشتباه شما را به سمت تصاویر میهمانداران هواپیما می‌بردند! هیچ‌کس شناختی از این سازه نداشت، اما امروز به همت فعالان و خبرنگاران، بیش از ۱۰۰ مضیف فعال در سراسر کشور داریم.» حیدری با تأکید بر کلمه «حرمت» می‌گوید:«قداست مضیف به حرمت میهمانی است که در آن پا می‌گذارد؛ مضیف حرمت دارد و این بزرگ‌ترین میراثی است که باید به نسل‌های بعد منتقل کنیم.»

اینجا هیچ طبقه بندی نیست


حیدری از «جادوی اعداد فرد» در معماری مضیف می‌گوید:«در علم معماری ثابت شده که ستون‌های فرد، استحکام و روشنایی بیشتری به فضا می‌بخشند.» او بر نبود طبقات اجتماعی تأکید دارد:«در مضیف هیچ طبقه‌بندی‌ای نداریم. آن کسی که در انتهای مجلس نشسته با آن که در صدر است، با هم برابرند. این برابری در خودپذیرایی نیز تجلی می‌یابد؛ همیشه بساط چای و قهوه در دل صندوقچه‌ای مهیاست. در قلب مضیف، اجاقی (گودال آتش) برای گرم نگه داشتن دله‌ها تعبیه شده و در بیرون، شب‌ها باید شعله‌ای روشن که دود دارد باشد تا از دوردست‌ها، مسافران را به سوی این مضیف امن فراخواند.»
وی به افتخار ثبت داستان مضیف در سال ۲۰۱۶ در کتاب «داستان‌های گردشگری» سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) اشاره می‌کند و از گسترش این سازه در نهادهای رسمی می‌گوید؛ از مضیف‌های عظیمی که با ۱۳ ستون و طول ۲۳ متر برای منطقه آزاد اروند ساخته شد تا مضیفی که برای فرمانداری شوش تأسیس شده است.


گزارش کامل در ادامه نوشته

مُضیف؛ آغوش گشوده قبیله از عصر سومر تا امروز

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

مُضیف چیست؟/سازه‌ای‌ از نی که به ثبت جهانی مشترک ایران و عراق می‌رسد

آنا گزارش می‌دهد

مُضیف چیست؟/سازه‌ای‌ از نی که به ثبت جهانی مشترک ایران و عراق می‌رسد

مُضیف، سازه‌ای سنتی از نی‌های تالاب‌های جنوب، تنها یک بنای بومی نیست بلکه تجلی سبک زندگی، آیین میهمان‌نوازی و حافظه جمعی مردمان عرب خوزستان است؛ سازه‌ای که سال‌ها در حاشیه فراموشی بود، اما امروز بار دیگر به عنوان میراثی زنده، در مسیر ثبت جهانی مشترک ایران و عراق قرار گرفته است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «مُضیف» بنایی است قوسی‌شکل که به‌طور کامل از نی ساخته می‌شود؛ نی‌هایی که از هور و تالاب می‌آیند و بدون استفاده از آهن و مصالح صنعتی، تنها با مهارت دست و دانشی بومی کنار هم قرار می‌گیرند. این سازه از گذشته محل گردهمایی، گفت‌و‌گو، حل اختلاف، پذیرایی از میهمان و برگزاری آیین‌های جمعی بوده و هنوز هم نشانه‌ای روشن از فرهنگ میهمان‌نوازی در جنوب غرب ایران است.

گزارش کامل در ادامه نوشته

موضیف چیست/سازه‌ای‌ از نی که به ثبت جهانی مشترک ایران و عراق می‌رسد

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازار ماهی آبادان

بازار ماهی آبادان

ماهی در فرهنگ غذایی مردم جنوب ایران از دیرباز جایگاه ویژه ای داشته اسبازار ماهی آبادانت آبادان از شمال به بهمنشیر و از جنوب به اروند می‌رسد و هر دوی این رودخانه‌ها به خلیج فارس می‌ریزند.

این رودخانه‌ها قابل کشتی رانی هستند و قایق‌ها و لنج‌های صیادی در اندازه‌های مختلف، در این دو رود ماهی صید می کنند. بازار ماهی فروشان آبادان در ساحل رودخانه اروند بنا شده است. تنوع ماهی در بازار آبادان بالا است و می‌توان به ماهی‌هایی با نام‌های شوریده، زبیدی، بیاه،بازار ماهی آبادان هامور، شعری، شانگ، طوطی ماهی، میش ماهی، خارو، سرخو، صبیتی یا چندال، کفشک، سکن، مزلگ، زبان اشاره کرد که همگی ماهی‌های دریایی هستند

تصویر نویسنده خوزتوریسم

استاد دزفولیان آخرین تپشِ صنعت کهن آهنگری دزفول

استاد دزفولیان آخرین تپشِ صنعت کهن آهنگری دزفول

بازار قدیم دزفول در مرکز شهر دزفول قرار دارد و از چهار راسته موازی به نام‌های «بزازان»، «آهنگران»، «خرده فروشان» و «خرازان» تشکیل شده است، که هم اکنون از چهار راسته فوق، راسته آهنگران و بزازان فعال بوده و دو راسته دیگر را انواع مشاغل تشکیل می‌دهند.

استاد دزفولیان آخرین آهنگر بازار قدیم دزفول است؛ مردی که ۶ نسل از خاندانش، آتش و چکش را همچون میراثی مقدس سینه‌به‌سینه پاس داشته‌اند و او آخرین میراث‌دار است.از دهه ۴۰ خورشیدی تا امروز، هنوز در همان دکان کوچک و میان آهن و آتش، به کار مشغول است؛ جایی که هر ضربه چکش‌اش، پژواکی از تاریخ و غیرت مردان این دیار است.

عکس: علی صاحب محمدی نژاد

a9142b5965054a0290d50023cfb64213_pfb7.pngcf510395eaa2483a9a4adc2de7253e9b_beqw.pngc13b2aba35c54249b6558b241fdd0b61_s51e.pngc4f4bce4c89f4e46a51111dc8532b0f1_fad4.png2378fa0d1dfc4932a6636cc13c189bdc_rnvq.pngd5fb394e9b434cf196321de100a891cb_xski.png52221a3151cf4dd3b6855ca2df96da54_iap.png

تصویر نویسنده خوزتوریسم

فلسفه یلدا در فرهنگ عشایر نماد امید، اتحاد و زایش دوباره نور است

فلسفه یلدا در فرهنگ عشایر نماد امید، اتحاد و زایش دوباره نور است

دبیر میز ملی گردشگری عشایر بر اهمیت جایگاه یلدا در فرهنگ کوچ‌نشینان ایران تأکید کرد و گفت: این آیین تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه فلسفه‌ای برای زیستن هماهنگ با طبیعت، پاسداشت خانواده و امید به روشنایی پس از تاریکی است؛ باوری که در دل سختی‌های زندگی عشایری، اتحاد و همدلی را به رمز بقا بدل کرده است.

به‌گزارش خبرنگار میراث‌آریا، اسماعیل خسروانی در مراسم آیین بزرگداشت یلدای جهانی با روایت‌های زنده بافت تاریخی که از سوی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی فارس برگزار شد اظهار کرد: فلسفهٔ یلدا در فرهنگ و اندیشه عشایر ایران برخاسته از زیستِ نزدیک انسان با طبیعت، چرخهٔ فصل‌ها و تجربهٔ عینی تاریکی و روشنایی است. در ایرانِ پیش از تاریخ، ایرانیان عمدتاً کوچ‌نشین بودند و زندگی آنان بر پایهٔ طبیعت و عناصر آن شکل می‌گرفت. خورشید نقشی محوری در سامان زندگی، زمان‌سنجی و معیشت داشت و با آغاز یکجانشینی و شکل‌گیری تمدن‌ها، این نگاه طبیعت‌محور در قالب آیین مهرپرستی تداوم یافت؛ آیینی که جهان را بر اساس تقابل خیر و شر، روز و شب، سرما و گرما، زمستان و بهار تفسیر می‌کرد. در این میان، دورهمی، محبت و همبستگی اجتماعی، شرط بقا در برابر دشواری‌های طبیعت بود. از دل همین آیین‌ها، یلدا یا شب چِلّه پدید آمد.

دبیر میز ملی گردشگری عشایر با بیان این که در فرهنگ عشایری، یلدا تنها یک مناسبت تقویمی نیست بلکه بیانی از فلسفهٔ زندگی، بقا و امید است، گفت: شب یلدا اوج تاریکی و سرما به‌شمار می‌آید، اما درست از همین نقطه، روزها رو به بلندی می‌گذارند. این تجربهٔ زیسته، به یک اصل بنیادین در اندیشهٔ عشایری بدل شده که هیچ تاریکی ماندگار نیست؛ درواقع یلدا نماد زایش دوبارهٔ نور و جلوه‌ای از دادارِ مهر در جهان‌بینی ایرانی است.

خسروانی افزود: عشایر زمان را نه با ساعت و تقویم، بلکه با نشانه‌های طبیعت می‌شناسند؛ با حرکت خورشید، شدت سرما، وزش باد و رفتار دام‌ها. یلدا نشانهٔ ورود به چِلّهٔ بزرگ است؛ دوره‌ای تعیین‌کننده که آگاهی از آن برای برنامه‌ریزی کوچ، نگهداری دام و ذخیرهٔ آذوقه حیاتی است. از این رو، یلدا فلسفهٔ زیستن هماهنگ با طبیعت را به شکلی عملی و تجربی آموزش می‌دهد.

او گفت: زندگی عشایری همواره با دشواری‌هایی چون سرمای زمستان، کمبود علوفه و خطرات طبیعی همراه بوده و یلدا نماد پذیرش این سختی‌ها با صبر، خرد و همدلی است. گردهمایی خانواده و ایل در بلندترین شب سال، بیانگر این باور است که عبور از سخت‌ترین دوره‌ها تنها در سایهٔ اتحاد جمعی امکان‌پذیر است.

دبیر میز ملی گردشگری عشایر یادآور شد: در ایران حدود ۱۰۵ ایل عشایری، از جمله ترکمن‌ها، بختیاری‌ها، قشقایی‌ها، بلوچ‌ها، تالش‌ها، کرمانج‌ها، سنگسری‌ها، خمسه، باصری، عرب و کرمانی زندگی می‌کنند که با وجود تفاوت‌های فرهنگی و جغرافیایی، در معنا و فلسفهٔ یلدا اشتراک دارند؛ در این میان، استان فارس با دربرگرفتن حدود ۱۲ درصد از جمعیت عشایری کشور، یکی از مهم‌ترین کانون‌های تداوم آیین‌های یلدایی در بستر زندگی کوچ‌نشینی به‌شمار می‌آید.

خسروانی همچنین گفت: در فرهنگ ایران باستان، زن نماد زایش، باروری و تداوم زندگی بود و این معنا در آیین یلدا به‌روشنی بازتاب یافته؛ در میان عشایر، زنان نقش محوری در تدارکات یلدا دارند؛ از پخت نان و آماده‌سازی خوراک گرفته تا پر کردن مشک برای برکت، نگه داشتن آتش تا نزدیک سحر و انجام آیین‌هایی چون حنا زدن. این کنش‌ها نه صرفاً رسوم، بلکه نمادهایی از پاسداشت حیات در دل زمستان هستند.

او با بیان اینکه یلدا در فرهنگ عشایری، شب پاسداشت خانواده، ایل و حافظهٔ جمعی است، ادامه داد: یلدا زمانی برای روایت تجربه‌های کوچ، احترام به بزرگان، آشتی دادن دل‌ها و تجدید پیوندهای اجتماعی است.

دبیر میز ملی گردشگری عشایر با بیان اینکه فلسفهٔ یلدا در نهایت، فلسفهٔ امید در دل سختی است، گفت: باوری ریشه‌دار می‌گوید پس از طولانی‌ترین شب، روشنایی آغاز می‌شود و زندگی با صبر، همدلی و ایمان به نور تداوم می‌یابد.

خسروانی خاطرنشان کرد: زندگی عشایر با تمام سختی‌ها و تلاش‌های روزانه، بر پایهٔ امید و دورهم بودن استوار است و یلدا یادآور این حقیقت است که زندگی حتی در سخت‌ترین شرایط، با مهر، اتحاد و تداوم نسل‌ها ادامه می‌یابد.

https://media.mehrnews.com/d/2022/12/20/3/4365227.jpg?ts=1671518457088

تصویر نویسنده خوزتوریسم

کلاه نمدی

کلاه نمدی

کلاه نمدی از خصوصیات ویزه مردان «لر» است که تنها تفاوت آن در بین اقوام مختلف به رنگ کلاه مربوط می‌شود.

کلاه نمدی کلاهی است که مردان «لر»، بختیاری، لک، ترک‌های قشقایی و بسیاری دیگر از اقوام ایرانی آن را بر سر می‌گذارند.

«نَمَدِ» این کلاه تهیه شده از پشم گوسفند است، که با ایجاد فشار، حرارت و رطوبت و قرار دادن در قالب درست می‌شود. کلاه نمدی در اندازه‌های گوناگون و در رنگ‌های متنوع (بسته به فرهنگ هر قوم، ایل و طایفه) درست می‌شود. به عنوان مثال میان لرها که از زمان‌های بسیار قدیم تاکنون از این کلاه استفاده می‌کنند به رنگ‌های مشکی و قهوه‌ای وجود دارد. این کلاه عقب و جلو ندارد و هر طور و از هر طرفی که روی سر گذاشته شود تفاوتی نمی‌کند و از کرک‌هایی که لابلای موهای بز به وجود می‌آید ساخته می‌شود. در روی سر به سمت عقب، جلو، چپ و راست قرار داده می‌شود. نوع مرغوب آن را کلاه خسروی می‌گویند.

اندازه و نوعِ مورد استفاده قرار گرفته کلاه خسروی در ایل بختیاری به سه گونه بوده‌است: کلاه بزرگ، کلاه متوسط و کلاه کوچک که دو مورد اول به کلاه خسروی معروف هستند. کلاه معمولاً برای جلوگیری از رسیدنِ گردوخاک، سرما و گرما و نور آفتاب به سر و گردن و صورت است. اما کلاه خسروی که مردان بختیاری برسر می‌گذارند ربطی به سرما و گرما و نور آفتاب و گردوخاک ندارد بلکه این کلاه، نمادی از بزرگی است که بر سر گذاشته می‌شود و در شرایط روحی و روانی متفاوت و گوناگون، آن را به عقب و جلو و چپ و راست هم خم می‌کنند.

مهرداد صفرپور دهکردی/مهر

کلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدیکلاه نمدی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«غم‌ بدر؛ بازگشت شادی به کوچه‌های تاریخی شوشتر

«غم‌ بدر؛ بازگشت شادی به کوچه‌های تاریخی شوشتر

آیین سنتی و احیاشده «غم به‌در» برای دومین سال پیاپی در شهر شوشتر برگزار شد؛ آیینی ریشه‌دار که با همراهی مردم و شماری از دوستداران تاریخ و فرهنگ این شهر بار دیگر جان گرفت.

آداب و سنت‌ها، پیوندی ژرف با طبیعت، استوره‌ها و آیین‌های مذهبی دارند و در درازای تاریخ همواره باعث همبستگی اجتماعی و انتقال مفاهیم اخلاقی به نسل‌های آینده شده‌اند. شناخت و حفظ این آداب و رسوم نه‌تنها ما را با گذشته پیوند می‌دهد، بلکه فرصتی برای انتقال این فرهنگ غنی به کشورها است

هر آیین ، نمادی از بخشی از فرهنگ و تمدن ایرانی است و فرصتی برای شناخت بیشتر این سرزمین کهن فراهم می‌کند.

غم بدر وارون (:برخلاف سیزده‌بدر) که با هدف دور کردن نحسی و گذراندن اوقات در طبیعت برگزار می‌شد، به‌عنوان روزی برای کنارگذاشتن هرگونه غم و اندوه و آغاز دوباره با امید و انرژی مثبت شناخته می‌شد.

در این روز، خانواده‌ها دور هم گرد می‌آمدند، به موسیقی گوش می‌دادند، شعر می‌خواندند و با انجام بازی‌های محلی و رقص‌های سنتی، فضایی شاد و پرشور ایجاد می‌کردند.

غم بدر، نمادی از روحیه شاداب و پرانرژی شوشتری‌ها بود که حتی پس از پایان تعطیلات نوروز، همچنان تلاش می‌کردند شادی و نشاط را در زندگی خود حفظ کنند.

این آیین که از سنت‌های گذشته شوشتر به‌شمار می‌رود و سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود شامل اجرای پیاده‌روی خانوادگی‌ در بافت تاریخی شوشتر، اجرای ورزش‌ها و بازی‌های قدیمی شوشتر(اش تی تی)، شعرخوانی و خواندن موسیقی‌های زیبای محلی، برگزاری نمادین بخشی از آداب و رسم‌های عروسی سنتی و مراسم برق زنان بود که از سوی گروه فرهنگی و اوسونا و کنشگران گردشگری فرهنگی آدینه ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد.

همچنین شرکت‌کنندگان در آیین با امضای طوماری خواستار ثبت جهانی «بافت تاریخی شهر شوشتر» در فهرست میراث جهانی یونسکو شدند.

پی‌نوشت: در چند سال گذشته با ورود بخش خصوصی، جشنوارهایی در زمینه فرهنگی و تاریخی برگزار شد که اگر به‌ صورت دایمی و پیاپی برگزار شوند، پس از چند سال، این‌گونه جشنواره‌ها به نشانی (:برندی) برای استان و شوشتر تبدیل خواهند شد و خود عامل جذب توریسم به استان و شوشتر می‌شوند

بایسته است که با هم بکوشیم تا این آیین‌های کهن را به شکلی زیبا و اصیل زنده نگه‌داریم و آن‌ها را به نسل‌های آینده برسانیم. هر گامی که در این راه برداریم، چراغی برای آینده فرهنگ ایران خواهد بود. شما نیز می‌توانید بخشی از این حرکت باشید و در حفظ این میراث گران‌بها نقش‌آفرینی کنید.

عکس: هستی فتوتی

گزارش : ابوالفضل مهدی پور

img-20251220-wa0009_4bay.jpgimg-20251220-wa0015_jd5h.jpgimg-20251220-wa0024_tb8d.jpgimg-20251220-wa0032_ia9n.jpgimg-20251220-wa0019_867j.jpgimg-20251220-wa0019(1)_6hb6.jpgimg-20251220-wa0016_b9iu.jpgimg-20251220-wa0011_dkk6.jpgimg-20251220-wa0023_noif.jpgimg-20251220-wa0028_3mk.jpgimg-20251220-wa0026_6z58.jpgimg-20251220-wa0021_hsgh.jpgimg-20251220-wa0022_68.jpgimg-20251220-wa0019(1)_6hb6.jpgimg-20251220-wa0017_2tjp.jpgimg-20251220-wa0033_milv.jpgimg-20251220-wa0020_8cs2.jpgimg-20251220-wa0031_pdi4.jpgimg-20251220-wa0029_emv.jpgimg-20251220-wa0010_gppv.jpgimg-20251220-wa0014_tsn9.jpgimg-20251220-wa0018_djhw.jpgimg-20251220-wa0030_gpy.jpgimg-20251220-wa0022_68.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

آشپزی خلیج فارس؛ دیگ جوشان فرهنگ‌ها و طعم‌های ماندگار است؛ از طعم «قلیه ماهی» تا عطرِ خوشِ «لخ‌لاخ»

سهراب دریابندری، مستندساز از فرهنگ غذایی خلیج فارس می‌گوید؛

سفره‌های رنگارنگ اهالی جنوب

آشپزی خلیج فارس؛ دیگ جوشان فرهنگ‌ها و طعم‌های ماندگار است؛ از طعم «قلیه ماهی» تا عطرِ خوشِ «لخ‌لاخ»

شیرینی خرما، تندی فلفل و بوی ماهی، روح فرهنگ غذایی جنوب ایران را شکل می‌دهند. اینجا قهوه را با آیینی خاص دم می‌کنند و خرما همدم همیشگی سفره‌‌ها است. خلیج‌فارس با هوای شرجی و هرم گرمایش چنان تأثیری در سبک غذایی مردم این منطقه داشته که هر لقمه، قصه‌ای از نخلستان و دریا را روایت می‌کند. به بهانه روز ملی خلیج‌فارس و برای کشف رازهای فرهنگ غذایی این منطقه، با سهراب دریابندری، مترجم، مستندساز و دستیار نجف دریابندری و فهیمه راستکار در کتاب مستطاب آشپزی گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از تجربه سفر به سفره‌های مردم جنوب ایران گفته است.

چه چیزی باعث شده غذاهای جنوب طعم و عطر ویژه‌ای به خودشان بگیرند؟
البته عطروطعم خوراک هر منطقه‌ای برای خودش ویژه است، اما اگر به جغرافیای مختلف ایران نگاه کنیم، به‌خصوص در صفحات خوزستان و استان بوشهر، معجون خاصی شکل گرفته که آن را منحصربه‌فرد کرده. این معجون حاوی مواد متعددی است. تنوع فرهنگ‌های بومی که هم‌ریشه‌های تاریخی متنوع و دیرینه‌ای دارد و هم‌شکل‌های بسیار متنوعی از کار و زندگی در آن گرد آمده، سفرۀ خوراکی بسیار رنگین را به وجود آورده. طبیعت آن مناطق بسیار پر حاصل بوده و خلیج‌فارس هم به قول کتاب مستطاب «میوه‌های دریا» را به ما داده، درعین‌حال دسترسی و اختلاط با فرهنگ‌های دوردست‌تر را فراهم کرده. همۀ این‏ها در یک دیگ فرهنگی جوشیده و رفته‌رفته یک آشپزی را به وجود آورده که به‌عنوان یک منطقۀ جغرافیایی قابل‌تفکیک و شناسایی شده. این را هم باید بگویم در سواحل دریای عمان هم کم‌وبیش همین شرایط پیش‌آمده، اما این دو قسمت، خواص جداگانۀ خودشان را دارند.

دریا و مسیر تجارت دریایی، گذر مسافران و تجار تا چه اندازه توانسته روی فرهنگ غذایی مردمان جنوب تأثیر داشته باشد؟
در خصوص دریا که در یک صحبت ساده نمی‌گنجد. در اینجا بحث جانورشناسی و شناخت طبیعتِ دریا و شیلات و این‌ها پیش می‌آید. اما واضح است که همین «میوه‌های دریا» بخش مهمی از ماجرا است، ولی زندگی و کار مرتبط با انواع کشتی‏رانی و انواع ماهیگیری هم البته بی‌تأثیر نیست. به نظرم می‌رسد که بعضی از غذاهای جنوب روی دریا و در کشتی‌ها خلق شده باشند. من حدس می‌زنم قلیه‌ماهی یکی از این‏ها باشد. قلیه خوراک انعطاف‌پذیری است و جا برای خلاقیت دارد. ذاتش در حقیقت مثل آب‏گوشت بوده و شاید روی دریا حتی گاهی نان هم که نباشد، بتوان با پیاز خالی خورد. این غذ با ماهی تازه که چند دقیقه قبل از آب بیرون آمده باشد، هر دریانوردی را برای حداقل چند دقیقه از تمام سختی‌های زندگی روی دریا دور می‌کند. اگر هم بخواهیم می‌توانیم آن را در حد فاخرترین سفره‌ها بالا ببریم. می‌شود با قلیه از میهمان‌هایی پذیرایی کرد که به‌قول‌معروف خیلی شأنشان بالا باشد، و در این جور مواقع معمولاً شکل خورش به خودش می‌‏گیرد و برنج شمال و قلیه جنوب انگار تمام ایران را در حدفاصل بین دریای شمال و خلیج‌فارس به سفره آورده باشد. البته بعدش هم باید حتماً چای و خرمای جنوب و اگر شد «رنگینک» و یا «معسله» فراهم شود.
تجارت دریایی و همین اختلاط با فرهنگ‌های خارجی که گفتم، به نظرم قسمت مهم‌ترش اعراب حاشیه خلیج و دریای عمان هستند و بعد هند و آفریقا. مثلاً ما خوراکی در جنوب داریم که نامش «لخ‏لاخ» است. یک نوع پلو ماهی است. احتمالاً رگ و ریشۀ فقیرانه و ساده‌ای هم داشته، اما امروز به اشکالی پخته می‌شود که بسیار فاخر و بی‏نظیر است. به نظرم در هر سفره‌ای اعتبار خواهد داشت. اسم عربی دارد و به معنی «رایحۀ خوش» است. واقعاً هم رایحۀ خوشی دارد. در خصوص هند هم که به‌طورقطع منشأ مهم ادویه بوده و است، و هم این‏که در دوره‌های مختلف هندی‌ها به این مناطق ایران آمده‌اند که خوب ایرانی‌ها هم از آنها چیزهایی یاد گرفته‌اند.

جزایر حاشیه خلیج‌فارس در گذشته کمتر در معرض رفت‌وآمد گردشگران بوده‌اند. آیا این باعث شده تا غذاها در این منطقه، طعم‌های اصیل خود را حفظ کنند؟
این روزها در معرض اخبار ناگواری دربارۀ این جزیره‌ها هستیم. متأسفانه بعضی از هم‌وطنان خودمان به خاک و طبیعت این جزیره‌ها احترام نمی‌گذارند. این مسئله‌ای فرهنگی است و از نظر خوراک هم ما آسیب‌های فرهنگی داریم. البته در همه جای ایران داریم. اما به‌طورکلی به نظرم می‌رسد که مناطق توریستی، بیشتر در معرض این آسیب‌ها هستند. خوراک ایرانی و فرهنگ مرتبط به آن، بیشتر خودش را در منازل حفظ کرده. وقتی که بحث توریسم می‌شود ذهن من بیشتر به سمت رستوران‌ها می‌رود که خیلی‌هایشان مثل همان گردشگرانی هستند که به خاک و طبیعت این جزیره‌ها آسیب می‌زنند. صاحبان این رستوران‌ها لزوماً قصد بدی ندارند، ولی آموزش درستی ندیده‌اند. این نوع آموزش هم از مبدأ شروع می‌شود – حتی از مدرسه و دبستان – در مقاصد گردشگری به‌اندازه کافی فرصت و امکان برای جبران اشکالاتی که در بعضی گردشگرها دیده می‌شود، وجود ندارد. دربارۀ آشپزی هم ما بر خلاف سایر جغرافیای جهان، در ایران هیچ مؤسسه و مدرسه و تشکیلات خاصی برای آموزش در حوزه گردشگری غذا نداریم. به‌خصوص برای «آشپزی اصیل». چند نفر خودشان یک کارهایی می‌کنند که بیشتر به نظر مقاصد تجاری دارند. اهداف دنیای تجارت لزوماً با مسائل فرهنگی یکی نیست. به نظرم بیشتر همین گردشگری این جزیره‌ها را خراب خواهد کرد، تا این که این‌ها بتوانند به گردشگر چیزی را آموزش دهند.

چه چیزی میان ادویه مناطق جنوب ایران با ادویه هندی تمایز ایجاد می‌کند؟
پاسخ‌دادن به این پرسش خیلی سخت است. بخواهم خلاصه بگویم فرقش مثل فرق تزیینات کامیون‌ها و اتوبوس‌های هندی و ایرانی است. حالا به چه علت راننده کامیون ایرانی به اندازۀ هندی به گل‌وبوته علاقه ندارد، من نمی‌دانم، ولی معمولاً باید روی ماشین خودش یک شعری، شعاری، دو سه تا گل و یکی دو تا چراغ تزیینی داشته باشد. اما رانندۀ هندی، جای خالی روی بدنۀ ماشینش نگذاشته. رابطۀ مردم ما با خوراک هم کم‌وبیش همین است. ساده است، ولی چیزهایی هم در گوشه‌وکنار درج شده. خوراک هندی معمولاً از مزه و طعم اشباع شده. اما پایه و اساس کار همان است. آشپزی هندی تا حد زیادی متأثر از آشپزی ایرانی است. کمی هم مغولی و کمی چینی است. البته آشپزی ما هم از مغولی تأثیر گرفته. خورش قیمه و خورش قورمه سبزی هر دو متأثر از فرهنگ مغولی هستند.

از نظر نوع آماده‌سازی گوشت برای طبخ قیمه و قورمه متأثر از فرهنگ مغولی هستیم؟
بله، قیمه و قورمه، این دو کلمه هر دو کلمه‌های مغولی هستند و اگر دقت کنید، در چندین کشور دیگر نیز دیده می‌شوند. به‌خصوص کلمۀ «قورمه» که مثلاً در هندوستان به شکل «کورما» و در ترکیه به شکل «قاورماق» دیده می‌شود. ما نباید «قیمه» را با «خورش قیمه» اشتباه بگیریم و «قورمه» هم با «قورمه سبزی» یکی نیست. این‏ها خورش‌های ایرانی هستند، اما به‌هرحال از نامشان می‌شود نتیجه گرفت که در دورۀ مغول یا کمی بعد از آن شکل گرفته باشند. بحثش مفصل است، اما به‌هرحال فکر می‌کنم مغول‏ها در این کار دست داشته‌اند.

در برخی مناطق آماده‌سازی غذاهای دریایی از مراحل صید تا تمیزکردن تقریباً مردانه است… آشپزی در فرهنگ جنوب زنانه تلقی می‌شود یا مردانه؟
در آشپزی مردانه زنانه نداریم. شاید درگذشته داشته‌‏ایم که در این صورت هم بیشتر در خانه‌‏ها خانم‌‏ها آشپزی می‌‏کرده‌‏اند. ولی خوب به همان نسبت بیشتر آشپزهای حرفه‌‏ای رستوران‏‌ها مرد بوده‌‏اند. این بازتاب تفکیک جنسیتی در جامعه است. ربطی به آشپزی ندارد. صید هم حتی به نظرم دیگر وقتش است زنانه مردانه نباشد. زمانه تغییر کرده. نباید به این افکار دامن زد.

زنان در بسیاری از مشاغل دیگر حضور پررنگی دارند، اما در صیادی این چنین نبوده. آیا در سال‌های اخیر حضورشان در این حوزه بیشتر از گذشته شده؟
صیادی به‌خصوص روی کشتی، شغل بسیار پر مشقت و طاقت‌فرسایی است. به‌طورکلی زندگی روی دریا خیلی سخت است. من بعید می‌دانم که امروز تعداد زیادی از زنان مشغول به این نوع کار شده باشند، چون هنوز هم فرض بر این است که خانم‌ها قادر به انجام چنین کارهایی نیستند. ولی انگار تک‌وتوک و در گوشه‌وکنار سواحل جنوب چنین اتفاقی دیده شده. از طرفی، به‌طورقطع در ماهیگیری به شکل یک ورزش یا تفریح فعال هستند، این هم جالب است که به‌هرحال این ورزشی است که آخر کارش به آشپزی می‏کشد.

به دلیل گسترش شبکه‌های مجازی، تجربه سفر و استفاده از فست‌فودها، غذاهای جدید از فرهنگ‌های مختلف وارد زندگی ما شده. آیا این امر سبب شده تا غذاهای جنوبی تحت‌تأثیر قرار بگیرند یا مهجور واقع شوند؟
همان‏طور که گفتم، آشپزی ما در معرض خطراتی است که البته این موضوع تازه نیست. اما خطر چیست و از کجا می‌آید، به نظر من از جانب فضای مجازی و فرهنگ‌های خارجی نیست، و این را هم باید بگویم که تغییر هم لزوماً آسیب و خطر به‌حساب نمی‌آید. فکر می‌کنم خطرات اصلی، یکی ازدست‌رفتن حافظه است که چیزهای با ارزشی احیاناً یادمان برود. همین «آشپزی اصیل» که گفتم بیشتر در خطر است. یکی دیگر هم اینکه ممکن است بخواهیم زیادی در مقابل تغییرات موضع بگیریم. یعنی اگر آمادۀ ایجاد تغییر و یا پذیرفتن چیزهای جدید در جای خودش باشیم، و این به معنی ازدست‌رفتن حافظۀ ما نباشد، به نظرم کم‌وبیش در امان خواهیم بود.
همچنین، باید در نظر داشته باشیم که شناخت آشپزی یک امر «چندرشته‌ای» یا «بینارشته‌ای» است. گیاه‏شناسی، کشاورزی، دامداری، جغرافیا، تاریخ، میراث‌فرهنگی، طبیعت، محیط‌زیست، سلامت و بهداشت، و حتی زبان‏شناسی و شیمی و فیزیک و شاید خیلی چیزهای دیگر در این کار دخیل هستند. نمی‏شود موضوع را به‌راحتی خلاصه کرد. البته یک رشته‏ای هم داریم که به آن «صنایع غذایی» می‏گویند. این هم خودش داستان خاص خودش را دارد. در واقع در جنوب ایران از این نظر هم غنی هستیم. کارخانه‏های متعدد داریم و بعضی‌هایشان هم کیفیت بسیار خوبی دارند.
نگران هم نباشید. به نظر من فرهنگ ایران دارای نوعی پایداری و مقاومت ذاتی است. فرهنگ در حقیقت چکیدۀ تمام دارایی‌های یک مردم است. مردم ایران هم یک‌بخشی از فرهنگشان مقاومت است. خوب، البته همین باعث شده گاهی در مقابل چیزهای خوب هم مقاومت می‌کنند به هر ترتیب، در طول تاریخ آشپزی ما ضعیف‌تر نشده. شاید یک مقدار آسیب‌دیده و زخمی شده، ولی از خیلی نظرها رشد هم کرده. این را هم می‌شود گفت که از خیلی از ظرفیت‌ها هم استفاده نشده. یعنی همه چیز فقط «رشد» یا «آسیب» نیست. ایران کشوری است که می‌شد خیلی مقام بالاتری از این نظر داشته باشد. جنوب و شمال و مرکز و همه‌جا. از نظر آشپزی، می‌شد اهمیت ایران مثل فرش یا معماری ایرانی باشد. هرچند سرنوشت فرش و معماری هم چندان خوب از کار درنیامده.
البته، در خصوص «فست‌فود»، این که ما بتوانیم غذاهای خارجی را خوب و حتی بهتر از خودشان درست کنیم هیچ اشکالی ندارد، و خیلی هم خوب است، ولی باید حواسمان باشد که «فست‌فود» یک «مفهوم» است که به نظرم خیلی از ایرانی‌ها آن را هم خوب درک نکرده‌اند. یعنی فکر می‌کنند؛ مثلاً همبرگر یا پیتزا «فست‌فود» است. چنین چیزی نیست. فست‌فود یک روش مدیریت و تجارت مرتبط با تهیه و فروش غذا است که ممکن است آن خوراک مال هر جایی هم باشد – از جمله ایران. کار خوبی نیست که بعضی غذاهای خارجی را زیر این مجموعه بگذاریم. این هم خودش نوعی آسیب است. درک غلط مفهوم برای ما دردسرهای زیادی درست کرده.

منبع : پیام ما

سفره‌های رنگارنگ اهالی جنوب

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گیوه دوزی کهن‌ترین هنر ایران زمین

گیوه دوزی کهن‌ترین هنر ایران زمین

گیوه، پاپوشی است سبک، بادوام، مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی و مسیرهای ناهموار و با این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیم‌تر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت داده اند.

تولید نخستین گیوه را به گیو، پهلوان داستانی ایران (که به روایت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مؤلف کتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گیوه منسوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران زمین ترتیب داد و دیگران با استناد به شاهنامه و در تفسیر این نظریه عنوان کرده‌اند که گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش (نوه‌ی کیکاوس) و مادرش فرنگیس به ترکستان رفت هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیمایی‌های طولانی خود نیاز به پای‌افزاری بادوام، سبک و خنک داشت گیوه را بوجود آورد و بعدها همه کسانی که چنین مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گیوه را انتخاب کردند و در رهگذر قرون و اعصار تغییراتی در آن بوجود آوردند.

قرن‌هاست عشایر استان چهارمحال و و بختیاری و بسیاری از روستاییان نقاط کوهستانی و نواحی خشک کشورمان گیوه را به هر نوع کفش ترجیح می‌دهند و از آن استفاده می‌کنند.

برای شروع گیوه‌دوزی اول باید کمری و دوری (بانه، چرم) را دوخت؛ دوری تسمه‌ای چرمی است که دورتادور تخت قرار می‌گیرد. برای دوختن کمری و دوری ابتدا با درفش سوراخی در دوری و تخت ایجاد می‌کنند و سپس با نخ و سوزن آن‌ها را می‌دوزند. پس از آن یک تکه چرم را که سه گوش بریده‌اند برای قسمت پشت پاشنهٔ پا به انتهای تخت می‌دوزند. گاهی برای زیبایی از چرم‌های رنگی روی آن دوباره دوزی می‌کنند. سپس قالب‌های چوبی را داخل تخت گذاشته و رویه را روی آن می‌کشند و شروع به دوختن رویه به دور تخت می‌کنند. سپس با مشته محکم روی گیوه می‌کوبند تا رویه شکل قالب را به خود گیرد.

درحال حاضر در رشتهٔ گیوه‌بافی ۲ نوع تخت استفاده می‌شود؛ تخت لاستیکی (امروزه به دلیل حوصله و زمان زیادی که تخت پارچه‌ای نیاز دارد و قیمت بالای آن از تخت لاستیکی که بیشتر لاستیک چرخ‌های ماشین است استفاده می‌شود.) و دیگری تخت پارچه‌ای که نوع اصیل و کهن در تخت کشی گیوه‌است و برتری‌های خاص خود را دارد.

صنعت گیوه دوزی در چهارمحال و بختیاری که بیشتر هنر مردان بختیاری است، سابقه‌ای بسیار طولانی دارد و چه بسا, از لحاظ تاریخی به زمان حضور نخستین قوم بختیاری در این استان بازگردد.

در طول تاریخ با گرایش مردم به شهرنشینی و صنعتی شدن جوامع و وارد شدن کفش‌های صنعتی و خارجی، از اهمیت این رشته از صنایع دستی در سراسر کشور ایران و به‌خصوص در میان صنعتگران استان چهارمحال و بختیاری, کاسته شد.

در گذشته نه‌چندان دور گیوه دوزی ۴ رشته هنری تخت‌کشی، دوال‌کشی، رویه‌بافی و گیوه دوزی (مونتاژ) را, شامل می‌شد اما در حال حاضر در شهرکرد و بروجن تعداد معدودی کارگاه گیوه‌دوزی و رویه‌بافی فعالیت دارند.

گیوه دوخته شده در استان از لحاظ کیفیت یکی از بهترین انواع گیوه‌ها بوده که بیشتر با نام «گیوه ملکی», شناخته می‌شود.

عمده تولید گیوه این استان در شهرهای شهرکرد و بروجن بوده که متأسفانه امروزه افرادی که این حرفه را, ادامه می‌دهند به کمتر از انگشتان دست می رسند.

مهرداد صفرپور دهکردی

گیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمینگیوه دوزی کهن ترین هنر ایران زمین

تصویر نویسنده خوزتوریسم

جشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاری

جشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاری

زن‌ها کل می‌کشند و در صف مرتب می‌ایستند، رنگ‌های تند و زیبا در زیر نور آفتاب می‌درخشند، لباس‌ها بلند و پوشیده و خوش رنگ روستا را فرا می‌گیرند دستمال‌ها در حرکت مواج تکان می‌خورند. با تمام شدن

کشور ایران از دیرباز بستر همزیستی اقوام متنوعی بوده است. همزیستی که لازمه‌ی تداوم آن، آشنایی بیش از پیش فرهنگ‌ها با یکدیگر است. جامعه‌ی کوچک خانواده، نماد مهر و محبت جوامع بشری بشمار می‌رود. ازدواج در نظر ایرانیان امری مذهبی و عقد قراردادی، میان زن و شوهر است تا بدینوسیله زندگانی مشترک و بقای نسل آدمی تداوم یابد. در جریان این پیوند، آداب و رسوم خاصی شکل می‌گیرد که چگونگی آن با باورهای اهالی منطقه و رسوم رایج در فرهنگ‌های مختلف، ارتباطی تنگاتنگ دارد.

مراسم ازدواج یا در زبان عامیانه «عروسی»، مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز زندگی مشترک یک زوج، جشن گرفته می‌شود. این رسم در کشورها، فرهنگ‌ها، ادیان و مذاهب، گروه‌های قومی و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به اشکال مختلفی برگزار می‌شود. مراسم عروسی در ایل بختیاری، نمونه‌ای زیبا و بی‌آلایش از یگانگی جان‌ها و اشتراک روح زندگی است. حتی مراسم عروسی در ایل بختیاری، در قلب طبیعت انجام می‌پذیرد تا تعهد آیین با تقدس طبیعت در هم بیامیزد.

ازدواج در بين عشاير بختياری بر پايه‌ی سنت‌های کهن، تحکيم روابط خويشاوندی، ايجاد همبستگی و گسترش تيره و طايفه است.

در آداب و رسوم ايل بختياری، موسيقی از جايگاه خاصی نزد افراد ايل برخوردار است و از موسيقی در تمام آيين‌های عروسی استفاده می‌شود.

امروزه لباس تور و سفيد رنگ براي عروس‌ها در بسياری از کشور‌ها و اقوام از جمله کشور ايران مرسوم است. با وجود فراگير شدن رنگ سفيد برای لباس عروسی، عروس‌های بختياری به لباس‌های ملی و سنتی خود وفادار مانده و همچنان از لباس‌های محلی و رنگ‌های شاد و زنده، برای لباس عروس استفاده می‌کنند.

مراسم ازدواج و عروسی بختیاری ها از آن دسته مراسم هایی است که توجه زیادی به آن می شود و بصورت مفصل و بسیار زیبا برگزار می‌شود.

در بين عشاير بختياری، مانند ديگر عشاير، نظر پدر، مادر و بزرگان (پيرزنان و پيرمردان و ريش‌سفيدان و...)، بعنوان ميراث‌داران فرهنگ بختياری محترم شمرده می‌شود. احترام به اين اشخاص و ضرورت حضورشان در مراسم مرتبط با ازدواج، سبب تسهيل در انجام امور شده و کار‌ها بشکل معقولانه‌تری انجام می‌گيرد. آن‌ها در تعيين ميزان مهريه و مبلغ شيربها، همچنين تهيه‌ي سياهه جهيزيه و تعيين زمان عقد و عروسی نقش مهمی ايفا می‌کنند.

یکی از رقص‌های معروف بختیاری‌ها دستمال بازی است که در روز عروسی انجام می شود. در این مراسم زنان، دختران و مردان در یک دایره قرار می گیرند و دو دستمال شروع می کنند به اجرای حرکت های گروهی، آن ها با لباس های رنگی حرکات یکسانی را اجرا می کنند و این حرکات یکی از به یادماندنی ترین بخش هایی است که در عروسی ها اجرا می شود.

طایفه‌ی بزرگ شیخ رباط یکی از این اقوام است که جشن‌های چندهزار نفری‌شان را در منطقه بازفت و خوزستان برگزار می‌کنند. قوم بختیاری با حفظ آداب اصیل خود یکی از کهن‌ترین اقوام ایران است.

باشگاه خبرنگاران جوان/عکاس رضا کامران سامانی

جشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاریجشنواره رنگ‌ها در عروسی بختیاری

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ