خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

خلیج فارس جان و تن مردم خوزستان

خلیج فارس جان و تن مردم خوزستان

دهم اردیبهشت روز ملی خلیج‌فارس است. در خوزستان مردمی که از سمت شمال، میراث‌دار و نگاهبان خلیج‌فارس هستند.

مجتبی گهستونی در یادداشتی نوشت: دهم اردیبهشت روز ملی خلیج‌فارس است. در خوزستان مردمی که از سمت شمال، میراث‌دار و نگاهبان خلیج‌فارس هستند.

در خوزستان شهرهای خرمشهر، آبادان، سربندر، ماهشهر و هندیجان یا از طریق خورموسی و یا مستقیم از طریق شاخاب خلیج‌فارس با این پهنه آبی در ارتباط هستند.

خلیج‌فارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد و از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.

زمین شناسان معتقدند که صورت نخستین خلیج‌فارس در حدود ۵۰۰ هزار سال پیش، در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و در آغاز، بسیار پهناور بوده است به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین‌شناسی، بیشتر جلگه‌های برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوه‌های زاگرس، زیر آب بوده‌اند.

برخی از انگاره‌ها بر این باور هستند که به دلیل نوسان پی‌در پی سطح آب دریا نباید انتظار وجود زیستگاه‌های پیش از تاریخی در سواحل خلیج فارس را داشت. اما شواهد زمین‌شناسی و به ویژه باستانشناسی یکی پس از دیگری اشتباه چنین انگاره‌هایی را روشن می‌سازد.

کارشناسان معتقدند که در دوره‌هایی، جلگه‌ها و نواحی پست و نیز دره‌های جنوب و جنوب غربی ایران از نظر تعداد زیستگاه‌های انسانی رشد قابل توجهی را شاهد بوده است.

پژوهش‌های صورت گرفته در نواحی جغرافیایی مختلف ایران و به ویژه در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران نشان می‌دهد مناطق ساحلی کمتر مورد توجه بوده‌اند و حتی ممکن است وجود زیستگاه‌های پیش از تاریخی در نواحی ساحلی نزد بسیاری از پژوهشگران دور از انتظار باشد. ممکن است این کم توجهی بیشتر به دلیل پرسش‌های رایجی باشد که در خصوص باستانشناسی پیش از تاریخ وجود دارد.

انجام کاوش‌های چگاسفلا توسط عباس مقدم، تعلق خلیج‌فارس به ایرانی‌ها را به هزاره‌های پیش از میلاد برد. این کاوش‌ها سرنخ‌هایی به باستان‌شناسان داد که نشان می‌دهد ایرانی‌ها در ۲۰ کیلومتری خلیج‌فارس چگونه در هزاره‌های بعد روی تمدن‌های منطقه در بین النهرین، عربستان، فلسطین اشغالی و امارات تاثیر گذاشته‌اند. شهر چگاسفلا به تنهایی روی ادعای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای عادی سازی نامی مجهول، خط بطلان کشید.

به گفته باستان‌شناسانی همچون عباس مقدم؛ از جنبه‌های مختلف، خلیج‌فارس اهمیت دارد. البته لزوما اهمیتش در نزد باستان‌شناسان شناخته شده نیست. پهنه آبی منحصر به‌فردی که امروزه آنرا «خلیج‌فارس» می‌نامیم برای بسیاری از علوم اعم از زمین‌شناسی، نفت، دریانوردی، محیط زیست دریایی و... مهم است.

اما یکی دیگر از جذابیت‌هایی که باستان‌شناسان را معطوف به خلیج‌فارس کرده است، باستان‌شناسی زیر آب است. می‌دانیم که از هزاره‌های دور دریانوردی در بین جوامع پیرامون خلیج‌فارس مرسوم بوده است. به ترتیب و با پیچیده‌تر شدن روابط تمدن‌ها و فرهنگ‌های پیرامون خلیج‌فارس و رفت وآمدهای دریایی که با مخاطراتی نیز مواجه بوده، بقایای کشتی‌های غرق شده در نیز در برخی نقاط خلیج‌فارس پیدا می‌شود که در نوع خودش از مدارک ارزنده‌ای است برای شناخت جوامع دوران باستان. بطور کلی، خلیج‌فارس حداقل از هزاره‌های پنجم تاکنون در قامت یک شاهراه ارتباطی بین فرهنگ‌ها ظاهر شده است.

بنابراین، بسیاری از رخدادها، حوادث، مواد باستان‌شناختی و... در کرانه‌ها، پس‌کرانه‌ها و حتی بستر خلیج‌فارس وجود دارد. بنابراین بی دلیل نیست که برای باستان شناسان، مطالعه در باب خلیج‌فارس جذاب است.

البته کاوش در چگاسفلا، ارتباط نزدیکی با خلیج‌فارس دارد. البته این ارتباط تنها ارتباط مکانی نیست. بلکه بسیاری از یافته‌ها در چگاسفلا اعم از بقایای استخوان آبزیان دریایی (خصوصا کوسه) و صدف‌های دو کپه‌ای آب شور، مدارکی هستند که وابستگی غذایی خیلی نزدیک چگاسفلا به خلیج‌فارس را روشن‌تر می‌کند.

البته «پروژه بررسی‌های باستان‌شناختی فراگیر در کرانه‌ها و جزایر خلیج‌فارس و سواحل مکران» رازهای سر به مهر دیگری را هم نمایان می‌کند. باستان شناسان چند مسئله با مطالعات باستان‌شناسی در حوضه خلیج‌فارس (کرانه‌های شمالی) دارند. نخست اینکه هیچ‌گاه این گستره فراخ مطالعات بررسی‌های باستان‌شناسی قرار نگرفته است.

عمدتا برنامه‌ریزی برای بررسی‌های باستان‌شناسی در این ناحیه بصورت محلی بوده و خصوصا که اطلاعات باستان‌شناسی ما از آن بررسی‌ها بسیار کم و در بسیاری موارد ناقص است. خب این نقصان برای باستان‌شناسی و میراث‌فرهنگی خلیج‌فارس و سواحل مکران بسیار نامطلوب است و اگر نیم‌نگاهی به رقبا در سواحل جنوبی خلیج‌فارس بیافکنیم خواهیم دید که آنها طی ۵۰ سال اخیر پژوهش‌های گسترده‌ای صورت داده‌اند و خصوصا نتایج پژوهش‌هایشان به خوبی به زبان‌های زنده دنیا چاپ و منتشر شده است.

مجتبی گهستونی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ساختمان برادران لینچ در ایذه، به‌جای مانده از دوران شکوه مالمیر+ تصاویر

ساختمان برادران لینچ در ایذه، به‌جای مانده از دوران شکوه مالمیر

نام ساختمان و کمپانی برادران لینج، اگر چه در تاریخ بختیاری نامی شناخته شده است، اما در پایتخت زمستانی بختیاری‌ها «مالمیر» به ندرت کسی با این نام، اندک آشنایی دارد. اگر هم کسی این نام را برای یکبار شنیده باشد، سخت است باور کند که برادران لینچ، ساختمانی با نام خود در مالمیر «ایذه کنونی» ساخته و به یادگار گذاشته باشند. بنایی مغموم و تک افتاده در مالمیر امروزی که روزگاری نه چندان دور محل آمد و رفت مهندسین، کارشناسان انگلیسی و خوانین بزرگ بختیاری بوده است.

در سال ۱۳۰۶ (هـ ق) ناصرالدین شاه قاجار برای پیشرفت کار بازرگانی، قسمت پایین رود کارون «از اهواز تا به دریا» یا شط العرب بوده را برای کشتیرانی بیگانگان آزاد ساخت و نخستین کسانی که از این کار شادمان شدند و کشتی‌های خود را در آنجا به کار انداختند، برادران لینچ و بازرگانان انگلیسی بودند.

اما قسمت بالای کارون را فقط خود ایرانیان می‌توانستند در آن کشتیرانی کنند. برادران لینج توانستند در سال (۱۳۰۷هـ ق) یک کنسول خانه در خرمشهر و سال بعد کنسول خانه‌ی دیگری در اصفهان تأسیس کنند. در سال (۱۳۰۷ هـ ق) با همکاری حاج علی قلی‌خان سردار اسعد نیز توانستند امتیاز راه کاروان رو از ناصری (اهواز) تا اصفهان را از دولت اخذ کنند.

با صدور فرمان آزادی کشتی رانی در رودخانه کارون از سوی دولت مرکزی در سال ۱۳۰۶ هجری قمری، شرکت کشتی رانی هرات و دجله فعالیت خود را آغاز کرد. یکی از شرکای شرکت فوق، هنری فینیس بلوس لینچ بود که از طریق شوشتر به قلمرو بختیاری و اصفهان سفر کرد، وی این سفر خود را در مجله انجمن پادشاهی جغرافیایی چاپ نمود.

پیش از حضور شرکت لینچ، عشایر منطقه و بخصوص ایلات بختیاری برای عبور و مرور از کارون خروشان، از پل موسوم به ترکه‌تن استفاده می‌کردند. پل‌ ترکه‌تن یا معلق از به هم پیوستن تعداد زیادی تیرک چوبی و الیاف‌ محکم ساخته و با اتصال به هر ستون در دو سوی پل و نصب جان پناه برای جلوگیری از سقوط، برای عبور مهیا می شد.

با توجه به اهمیت گذرگاه استراتژیک بین خوزستان و اصفهان «جاده بختیاری» و توجه خوانین بختیاری در تعمیر و بازسازی این مسیرها، سرانجام به صدور قراردادی میان دولت ایران و شرکت برادران لینچ در سال ۱۳۰۶ هجری قمری انجامید.

این قرارداد در راستای بهره‌برداری و نگهداری جاده و پل‌های متعلقه، در ۱۰ ماده در ۲۱ ماه مه ۱۸۹۸ میلادی به‌وسیله «پریس» کنسول انگلیس در اصفهان تنظیم و تحریر شد و نماینده شرکت لینچ و چارلز هاردینگ شارژ دافر سفیر انگلیس در تهران آن را امضاء و به مهر اسفندیارخان سردار اسعد، محمدحسین‌خان سپهدار و حاجی علی قلی‌خان ممهور شد.

بر اساس این قرارداد، همه‌ی کارهای بازسازی جاده و ایجاد کاروان‌سرا و تأسیسات مورد نیاز به برادران لینچ واگذار شد و خوانین بختیاری نیز موظف شدند علاوه بر تأمین کارگر، تأمین امنیت جاده را نیز بر عهده بگیرند و در پایان هرسال، شش درصد از درآمد حاصل را به کمپانی لینچ بپردازند.

به‌دنبال آن، کار بازسازی جاده و احداث تأسیسات مورد نیاز آغاز شد و در ۱۴ دسامبر ۱۸۹۹ کار نصب پل معلق روی رودخانه کارون به پایان رسید. و از این جاده بهره‌برداری شد.

بنابر نوشته گارثویت «قرارداد بختیاری ـ لینچ، نقطه عطفی در روابط بریتانیا و عشایر جنوب‌غربی ایران بود»، در حقیقت قرارداد لینچ سبب شد تا خوانین بختیاری به‌طور رسمی با انگلیسی‌ها رابطه برقرار کنند. در این دوره، راه باستانی دزپارت با نام‌های «لینچ» و «بختیاری» شناخته می‌شود.

یکی از مشهورترین بناهایی که توسط شرکت لینچ ساخته شده است ، بنایی است با همین نام و قرار گرفته بر کرانه جاده کنونی ایذه-اهواز، آن هم در یکی از مهم‌ترین ایستگاه‌های ورودی به سرزمین بختیاری یعنی ایستگاه هلایجان «هلاگون». برای تماشای آثار به جای مانده و مغموم این بنای تاریخی کافی است از سمت جاده ایذه به اهواز، نرسیده به ایست بازرسی هلاگون به پایین دست جاده «سمت راست» حرکت کنیم و تقریبا ۵۰ متر مانده به پاسگاه و ایست بازرسی، به تماشای ساختمانی برویم که روزگاری نه چندان دور محل آمد و شدهای افراد نام‌آور و مهندسین به نامی در تاریخ جنوب ایران بود.

این بنا که امروزه بخش‌هایی از آن فرو ریخته و متروک شده است و به شدت نیازمند مرمت و معرفی است، با توجه به وجود ساختمان‌ها و بناهای اربابی دیگری در این منطقه «از هلایجان تا نوترکی و راسفند»، می‌تواند نقش بسزایی در رونق گردشگری شهرستان ایذه داشته باشد.

بنا بر پلان تقریبی مستطیل و با استفاده از مصالح بوم آورد مانند سنگ لاشه آهکی و ملات گچ نیم کوب محلی ساخته شده است. بخش پشتی آن که رو به سمت دره و کوه شمالی قرار دارد نیز دارای چند اتاق و بخش جنوبی آن که رو به جاده کنونی است دارای پلان دایره بوده که به یقین از بخش‌های دیگر دارای ارتفاع بیشتر و به مانند تک برجکی که از سمت پایین دست توسط راه پله‌ای به آن دسترسی می یابیم، بوده. احتمالا این جایگاهی برای حضور نگهبانان و مراقبان بوده است.

بنایی که تا سال‌ها بعد به عنوان ساختمان ژاندارمری از آن یاد می‌شد و مراقبت از جاده قدیمی دسترسی اهواز-ایذه را به نحو احسن انجام می‌داد و سپس با ساخت جاده جدید و توسعه راه‌ها به عنوان تک‌بنایی در میان اراضی کشاورزی رو به خرابی نهاد.

ساخت این بنا با توجه به ویژگی نسبتا تدافعی آن توسط شرکت لینچ در راستای استراحت و حفاظت از این جاده با مستندات تاریخی می‌تواند سازگار باشد

ساختمان برادران لینچ در ایذه، به‌جای مانده از دوران شکوه مالمیر+ تصاویر

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجد رنگونی‌های آبادان یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

مسجد رنگونی‌های آبادانی یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

طی هفتاد سال سیطره خارجی ها بر صنعت نفت ایران، شرکت نفت در کنار توسعه بی وقفه صنعتی و پیگیری منافع درازمدت خود در ایران، گوشه چشمی نیز به توسعه شهری و عمران و آبادانی مناطق پیرامونی داشت که ساخت منازل مسکونی، ورزشگاه، باشگاه، فروشگاه های بزرگ کارگری و کارمندی، جاده و خط آهن و ایجاد گاراژ و پایانه حمل و نقل از آن جمله است.

اگرچه بخش عمده ای از این امکانات در راستای برنامه های اقتصادی و فرهنگی کمپانی نفت و نیازهای تفریحی و رفاهی خارجی ها ایجاد شده و مقتضیات فرهنگی مردم بومی در آنها لحاظ نشده بود، اما به جرات می توان گفت لطیف ترین بخش خدمات عام المنفعه نفت که ریشه در عمق نیاز روحی کارکنان داشته و کمتر مصالح سیاسی و ترفندهای فرهنگی استعمارگران در آن دخیل بوده، ساخت مسجد بوده است. مسجد نمره یک، مسجد نفت سفید، و بسیاری از مساجد موجود در شهرهای نفتخیز اگرچه با همت کارکنان و محوریت برخی مومنین ساخته شده، اما شرکت از نظر پرداخت هزینه و اختصاص امکانات و مصالح ساختمانی با آن همكاري كرده است.

به نظر می رسد قدیمی ترین مسجد ساخته شده در حوزه مناطق نفت خیز مسجد رنگونی های آبادان است که از حیث معماری، استحکام بنا و تزیینات و نمای هنرمندانه اش، از جاذبه کم نظیری برخوردار است. گفته می شود این مسجد حدود سال ۱۳۰۰ در جنوب غربی پالایشگاه آبادان و در کرانه اروند به دست کارگران و معماران مسلمان برمه ای تبار ساخته شده است.

کارگرانی که در این پالایشگاه نفت کار می کردند، این مسجد را با هزینه شخصی خودشان ساختند و اعتقاد داشتند با این کار نماز خواندن و عبادت کردن در این محل برای شان حلال خواهد بود و حتی صواب هم خواهد داشت. تعمیر و نگهداری این مسجد بر عهده شرکت نفت بود. از آن جایی که این مسجد یکی از زیباترین مسجدهای جنوب بود، به راحتی به یکی از محبوب ترین مساجد تبدیل شد.

نمای خارجی بنا تحت تاثیر معماری شبه قاره هند بوده و بی شباهت به معابد هندوان و بوداییان نیست. در فضای داخلی نیز گچ بری ها و نقوش برجسته و سرستون ها در ادامه نمای بیرونی است، اما از حیث کاربری فضا، ایجاد محراب، استفاده از ستون های متعدد، شباهت ها به بناهای شبه قاره و حتی سایر مساجد مسلمانان رنگ می بازد. نقاشی و گل و بته کاری دور محراب که جایگزین کاشی در مساجد ایرانی شده، یک وجه تمایز دیگر است که گفته می شود نمادی از بهشت برین است.

"در آرایه های این مسجد از طرح های گچبری برجسته به صورت روکش سیمانی استفاده شده و یکی از ویژگی های بارز مسجد، محرابی است که به شیوه خاصی ایجاد شده است. محراب در میان انبوهی از اشکال هندسی و نقوش اسلیمی تزیین شده، رنگ های گوناگون و طرح های نقش بسته بر دیوارهای محراب نمادی از بهشت برین است."

افرادی که این مسجد را بنا کردند سنی بودند اما با این حال در برخی قسمت های این مسجد مکان هایی برای قرار دادن مهر و تسبیح تعبیه شده است تا شیعیانی که در آبادان حضور دارند هم بتوانند در این مسجد نماز بخوانند و عبادت کنند. درون این مسجد شیعه و سنی در کنار هم نماز می خواندند و عبادت می کردند و همین باعث شد تا مسجد رنگونی ها در آبادان به عنوان نمادی از دوستی بین مذاهب گوناگون شناخته شود.

این مسجد، فروردین سال ۱۳۷۸ از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۲۸۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و ۲۳دی ۱۳۸۸ به عنوان موزه اسناد تاریخی و خطی بازگشایی شد.

عکاس: محمدحسین عبدالهی نسب/شبستان

منبع:گزارش مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت؛

مسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌ها

تصویر نویسنده خوزتوریسم

محله دزفولی‌ها رامهرمز

محله دزفولی‌ها رامهرمز

در زمان قاجار، خانواده‌هایی از شهر دزفول برای کسب و کار به رامهرمز آمدند و در محدوده‌ای سکنی گزیدند. به تدریج، آنجا به محله دزفولی‌ها معروف شد. در گذشته، افرادی که در کنار هم زندگی می‌کردند، معمولاً از یک خانواده بودند و با رشد خانواده‌ها، آن مجموعه بزرگ‌تر می‌شد. در محلات رامهرمز، علاوه بر ساکنان اصلی، افرادی با قومیت‌های دیگر نیز ساکن بودند. مثلاً در محله شوشتری‌ها، علاوه بر خانواده‌های شوشتری، رامهرمزی‌ها، بهبهانی‌ها و اقوام دیگر نیز زندگی می‌کردند. اما جمعیت غالب محله شوشتری‌ها خودشان بودند و به همین دلیل آن محله به این نام معروف شد. برای محله‌ی دزفولی‌ها هم چنین بود.

محله دزفولی‌ها روبروی محله شوشتری‌ها قرار داشت و ساکنان آن از دزفول به رامهرمز آمده بودند. همه آن‌ها بازاری بودند و تجارت می‌کردند. این محله همچنین حسینیه‌ای جداگانه داشت که توسط خانواده هابیلی (ملقب به مجتهد رامهرمزی) وقف شده بود. این خانواده که از خانواده‌های قدیمی رامهرمز بودند، در آن محله زندگی می‌کردند. در سند حسینیه، این مکان به نام آسید محمد مجتهد رامهرمزی ثبت شده است، اما به دلیل مجاورت محله دزفولی‌ها با این حسینیه و برگزاری برخی مراسم عزاداری توسط خانواده‌های دزفولی در این مکان، حسینیه دزفولی‌ها نامیده شد. اکنون روی سردر ورودی حسینیه نوشته شده است: «حسینیه‌ی رامهرمزی‌ها».

خانواده‌های دزفولی که در رامهرمز ساکن بودند شامل خانواده‌های کمری، سیلانی، کوچک، دزفولی، چربی (فروزش)، گلابی، عطارزاده (عطار دزفولی)، معمار دزفولی و غیره بودند. با مصاحبه‌ای که با یکی از ساکنین محترم این محله داشتم، اذعان کردند که تمام خانه‌های محله دزفولی‌ها از گچ و سنگ ساخته شده و بعدها آجری شدند. این خانه‌ها دارای شوادون بودند و تابستان را در شوادون سپری می‌کردند. فضای شوادون زیر ساختمان نبود بلکه در زیر فضای حیات قرار داشت و به همین دلیل این خانه‌ها باغچه نداشتند. همه خانه‌های محله دزفولی‌ها دارای چاه آب بودند و آب مورد نیاز خود را از چاه تأمین می‌کردند. گفته می‌شود که شوادون هم دو طبقه بود؛ باد از روی چاه آب عبور می‌کرد و پس از آن وارد شوادون می‌شد. شوادون فضایی بسیار خنک داشت و مواد غذایی معمولاً در آن نگهداری می‌شد.

در محله دزفولی‌ها، خانه خانواده کوچک بسیار زیبا بود؛ خانه‌ای بزرگ با مساحت تقریباً بالای هزار متر که دارای اندرونی و بیرونی بود. این بنا خانه‌ای بسیار فاخر بود که تماماً با آجر ساخته شده بود. خود خانواده کوچک برای ساخت این خانه یک کوره آجرپزی ساخته بودند تا آجر مورد نیاز خود را تأمین کنند. معمار هم از دزفول برای ساخت خانه آمده بود. یکی از همشریان محترم ساکن در این محله اذعان کرد که در کودکی با فرزندان آن‌ها بازی می‌کردند و روی پشت بام خانه‌شان حتی برای کبوترها و لک‌لک‌ها هم با آجر لانه درست کرده بودند.
- مراسم مذهبی و جشن‌ها

از مراسمات مذهبی و جشن‌هایی که در این محله برگزار می‌شد سوال پرسیدم، گفتند: که در محله دزفولی‌ها تمام سال هر شب در خانه‌ای روضه برگزار می‌شد، به جز ماه محرم و صفر که مراسم جداگانه‌ای داشتند. مثلاً هر هفته از شنبه تا پایان هفته هر شب مراسم متعلق به یک خانواده بود تا پایان سال. روضه‌ها هم توسط روضه‌خوان‌های مشخصی انجام می‌شد. در ایام محرم نیز مراسمی به نام «پنج تن» برگزار می‌شد؛ دور تا دور حیاط خانه کتیبه‌هایی نصب می‌کردند و کل حیاط فرش می‌شد. در هر خانه پنج روز مراسم برگزار می‌شد و پس از روز پنجم مراسم به خانه دیگری منتقل می‌شد. چون این مراسم رسمیت و اهمیت خاصی داشت، روضه‌خوان را از قم دعوت می‌کردند و روضه‌خوان‌های محلی نیز در کنار او حضور داشتند. حتی گفته می‌شود قالی‌هایی که در حیاط پهن می‌شد مخصوص این مراسم بود؛ قالی‌ها در همه خانه‌ها برای مراسم «پنج تن» جابه‌جا می‌شدند و مردم نیز برای اجرای مراسم جمع می‌شدند.

از دیگر مراسم‌های جشن نیز می‌توان به «سفره شاه پریون» اشاره کرد که معمولاً در روزهای شنبه و چهارشنبه در ماه رجب برگزار می‌شد. همچنین مراسمی در شهر دزفول به نام «بی‌بی سه‌شنبه» وجود داشت، اما دزفولی‌های ساکن رامهرمز آن را اجرا نمی‌کردند.

برای مراسم عروسی نیز رسمی به نام «زن طلبون» وجود داشت؛ چند نفر از خانواده داماد به خانه بستگان می‌رفتند (همراه با کِل و دست زدن) تا آن‌ها را برای مراسم عروسی دعوت کنند. بستگان نیز معمولاً کله قند به آن‌ها هدیه می‌دادند. خانواده داماد بستگانی که نسبت دورتر داشتند را ظهر دعوت کرده و بستگان نزدیک را برای شام دعوت می‌کردند.

عید فطر نیز اهمیت خاصی در محله دزفولی‌ها داشت. در سالن اصلی یک سفره پهن کرده و روی آن نشا (نوعی شیرینی که با نشاسته، زعفران و شکر درست می‌شود)، کلوچه‌ی دزفولی و فرنی همراه با چای قرار می‌دادند. سپس به خانه یکدیگر برای عید دیدنی می‌رفتند؛ معمولاً ابتدا در یک خانه جمع شده و بعد با هم به خانه کسانی که عزادار بودند، مراجعه می‌کردند.

در اغلب خانه‌ها اتاقی به نام «هشت دری» وجود داشت که اتاق بزرگی بود و سطح آن از بقیه اتاق‌ها بالاتر بود؛ این اتاق مخصوص مهمانان آقا بود و خانم‌های مهمان به اندرونی می‌رفتند. اما با گذشت زمان، این مراسم تغییر کرد.

بقیه اتاق‌های موجود دارای درهای تو در تو بودند و اتاق‌ها نیز طاقچه‌های متعددی داشتند؛ بالای طاقچه فضای دیگری به نام «رف» وجود داشت که ظرف‌های چینی معمولاً آنجا قرار داده می‌شد.

در محله دزفولی‌ها ساباطی وجود داشت که از قدیم الایام در رامهرمز بود. گفته می‌شود که در رامهرمز ساباط‌های متعددی داشت. متأسفانه خیابان طالقانی از میان محله دزفولی‌ها عبور کرد و بسیاری از خانه‌های دزفولی را تخریب کرد؛ مثلاً خانه فاخر و زیبای خانواده کوچک یا خانه‌های خانواده گلابی (چهار خانه بزرگ و زیبا) یا خانه خانواده پارسی پور نیز بر اثر خیابان کشی تخریب شدند.

آقای معمار دزفولی نیز معمار بود و اغلب برای خانواده‌های دزفولی کار می‌کرد. دلیل دیگری که سبب تخریب خانه‌های محله دزفولی‌ها شد، موشکباران بود؛ دو موشک به این محله اصابت کرد و چندین خانه زیبا را تخریب کرد، از جمله خانه خانواده توکل.
متأسفانه عدم آگاهی چه در گذشته و چه اکنون موجب نابودی آثار تاریخی ارزشمند رامهرمز شده است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است، در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

علاوه بر نقش موثر یعقوب لیث در احیا و گسترش زبان فارسی، ویژگی‌های معماری بنا که از دوره سلجوقی تا به امروز الحاق‌هایی داشته موجب ثبت ملی شدن بنا شده است. از ویژگی‌های منحصر به فرد آرامگاه، گنبدهای دندانه‌دار مخروطی شکل است که نمونه آن را فقط در خوزستان و در برخی از بقعه‌ها از جمله در دانیال نبی واقع در شوش می‌بینیم.

یعقوب لیث دومین شخص پس از فردوسی برای زنده نگه‌داشتن زبان فارسی است. به گفته بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین، بی‌گمان چنین است. هرکس با پیشینه ایران نو پس از اسلام آشنا باشد این شیرزاد ایرانی را گرامی می‌دارد. رویگر زاده‌ای که از رویگری به فرمان‌وری رسید. اما ارزش یعقوب لیث، فرمان‌وری او نبود. بسیاراند کسانی که به پایگاه‌های بلند رسیدند و فرمان‌وری کردند. اما آنچه همه ایرانیان را در برابر بزرگمردی آزاده مانند یعقوب به کرنش وا می‌دارد، آنان را بر می‌انگیزد که او را بستایند، کاریست بزرگ که یعقوب انجام داد.

او هنگامی که در نبردی بر دشمنان ایران چیره‌گی جسته بود سروده سخنوری را شنود. آن سخنور در زبان تازی یعقوب را ستوده بود. یعقوب به خشم آمد. گفت آنچه را من اندر نیابم چرا باید گفت. از آن پس سخنوران پارسی گفتن گرفتند. زبان دربار یعقوب، زبان پارسی شد. این هنر بزرگ یعقوب است. از سویی دیگر او بدان سان دلبسته و باورمند به ایران بود که در برابر ستمگران ایستاد.

اما چرا وجود آرامگاه یعقوب لیث به عنوان یک ظرفیت مهم فرهنگی و اجتماعی و تاریخی مهم است؟ چون خوزستان سرزمین و گهواره تاریخ و تمدن است. رنگین کمان اقوام است. حضور یعقوب لیث در مثلث میراث‌های جهانی چغازنبیل، شوشتر و شوش این قابلیت را دارد که بتواند جذب کننده باشد و به نشانه‌ای موثر برای جذب تورهای گردشگری تبدیل شود.

استقرار آرامگاه یعقوب لیث در محدوده شهر باستانی جندی شاپور که از نخستین شهرهای دانشگاهی پزشکی عهد باستان است این قابلیت را دارد که به واسطه وجود پایگاه ملی جندی شاپور به محلی برای تولید فکر و اندیشه و انجام پژوهش‌های فرهنگی تبدیل شود.

بی‌هیچ تردیدی روح یعقوب لیث که شهریاری از دیدار سیستان است، خشنود از خفتن در سرزمین خوزستان است. این سرزمین محل آب‌های جاری است و آفتاب هم در این سرزمین تابناک است. کوهستان‌های ستیغی دارد. مردمانی که در سرزمین‌های کوهستانی و کوهپایه‌ها زندگی می‌کنند به ناچار از زمینه زندگانی خویش از آنچه در پیرامون خود همواره می‌بینند اثر می‌پذیرند. خوزستان سرزمین کوه‌های گران‌سنگ است. از همین روست که خوزیان مردمانی‌اند پرتلاش، سخت‌کوش و نستوه‌اند. خوزستانی‌ها به آسانی در برابر دشواری‌ها، بازدارنده‌ها و تنگناها از پای در نمی‌افتند.

یعقوب لیث، این رویگرزاده سیستانی در زمرده مردمان با پشتکار و شجاع بود که بر ایرانی بودن خود مفتخر بود. خصلت پهلوانی داشت و از اجتماع گریزان نبود.

از سویی دیگر آب، همه می‌دانیم که آب مایه زندگی است. اگر آب نباشد زندگی نخواهد بود. آب وارونه و پادینه کوه است. کوه نماد سختی و پای برجایی است. آب نماد نرمی و روانی است. خوزیان شکر خوی‌اند. خویی نرم و مهربان دارند. این را می‌توان از نگاهی بسیار فراخ با آب پیوند داد. مردمانی استوار و پایدار که در برابر سختی‌ها و دشواری‌ها وا نمی‌دهند و از پای در نمی‌آیند. این دوگانگی شگفتی‌آور ارزشمند می‌تواند به کوه بازگردد و آب. یعقوب لیث در دیاری از شرق ایران زاده شده که خود در پیوند با کوه و آب بود و سرانجام در سرزمینی از غرب ایران، یعنی خوزستان چشم از جهان فرو بست که خود سرزمین آب‌های شور، شیرین و روان است و کوه‌های آن سر به فلک کشیده‌اند.

یعقوب لیث از آزاد مردان ایرانی و از عیاران بود. مایه شگفتی هم نیست زیرا که یعقوب در سرزمین پهلوانان زاده شده بود. به پاس دلیری‌ها و ایران دوستی بی‎کران یعقوب، ما او را گرامی می‌داریم. او را یکی از برومندترین فرزندان این سرزمین سپند می‌شناسیم.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

به سراغ اغلب موضوعات سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است برویم رد خوزستان را می‌توان در آن جستجو کرد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: یک سال دیگر از آغاز نشست بررسی خوزستان در سفرنامه‌ها گذشت. روزی که سنگ بنای این نشست‌ها را در اهواز با حضور تعدادی اندک از افراد پایه گذاشتیم نیک می‌دانستیم که دیگر انجمن‌های سطح کشور هم پیروی کرده و خود بانی نشست‌های مشابه می‌شوند.

به سراغ اغلب موضوعات سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است برویم ردِ خوزستان را می‌توان در آن جستجو کرد. از سفرنامه‌های نظامی، اجتماعی، تجاری، مذهبی گرفته تا سفرنامه‌های سیاسی، علمی، اکتشافی و تفریحی.

تنوع سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است، مرا از سال ۱۳۹۸ ترغیب کرد که با دوستانم جلسات دورهم‌خوانی کتاب را آغاز کنیم و به جستجوی ردی از خوزستان در سفرنامه‌ها بپردازیم. حاصل 14 جلسه سفرنامه‌خوانی، استخراج محتوایی قابل ارزش و مهم برای مطالعات بعدی شد. ویروس کرونا که فراگیر شد جلسات هفتگی هم تعطیل شد. تا اینکه در سال ۱۴۰۲ پیشنهاد از سرگیری جلسات دورهم‌خوانی سفرنامه‌ها را دادم و اسم جلسات دور جدید را «سفرنامه‌ها و جغرافیای تاریخی طبیعی فرهنگی خوزستان» گذاشتیم. از آن روز تا به اکنون جلسات هفتگی همچنان ادامه دارد و روز به روز به تعداد علاقه‌مندان به سفرنامه‌خوانی و سفرنامه نوشتن افزوده می‌شود.

در جلسات مکرر سفرنامه‌خوانی، در سفرنامه‌های اشخاصی همچون عبدالغفار نجم‌الملک، رضا شاه، جلال آل احمد، حسنعلی خان افشار، محمدبن عبدالله ابن بطوطه، سر هنری اوستن، سر هنری راولینسون، موسیو چریکف، ویلیام کنت لافتوس، ادوارد استاک، مادام ژان دیولافوآ، هنری بلوس لینچ، هانری دو مورگان، سر هنری مورتیمر، آرنولد تالبوت، کلمنت اوگاستس دوبد، نیکلاس سانسون، شارل بابن، فردریک هوسه، ایسودا یوکو، سر گابریل لانگاستر، آکی ئوکازاما، ابن بطوطه، سر پرسی کاکس، هنری لایارد، کلمنت او گاستس دو بُد و... اطلاعات با ارزشی از خوزستان وجود دارد.

اما برای اینکه بگویم چرا به سراغ سفرنامه‌ها رفتیم و چرا این نوع ژانر مهم است و چه کمکی به ما می‌کند باید بگویم که نویسنده در سفرنامه از تجربه‌های سفر خود می‌گوید و تجربه سفر همیشه جذاب بوده و از گذشته تاکنون برخی از نویسندگان تجربه‌های خود را به شکل سفرنامه با دیگران به اشتراک می‌گذاشتند.

سفرنامه یکی از سبک‌های ادبی محسوب می‌شود که در آن نویسنده تجربه‌ها، دیده‌ها، رخدادها و به طور کلی احساساتشان را در قالب یک کتاب برای دیگران شرح می‌دهد. به همین دلیل سفرنامه‌ها از نظر محتوایی بسیار متنوع هستند.

در سفرنامه‌های نظامی اطلاعات دسته اولی از تصمیم‌های نظامی از جمله فرمان‌ها، چینش قواها، حمله‌ها و پاتک‌ها می‌خوانیم. حرکت یک لشکر عظیم و طی صدها کیلومتر مسافت با وسایل و امکانات روزگار گذشته، با حوادث زیادی همراه بوده و هفته‌ها و ماه‌ها به طول می‌انجامیده و کار ساده‌ای نبوده است.

با بررسی برخی سفرهای سیاسی با سفرنامه‌هایی بر می‌خوریم که ماهیت سیاسی دارند و یک سند مهم محسوب می‌شوند. سفرنامه‌های سیاسی گاهی ماهیت برقراری روابط بازرگانی و فراهم کردن تسهیلات تجاری، تقدیم هدایا و یا باج و خراج، بازخرید یا مبادله اسیران جنگی دارند و حتی به ترک نزاع و انجام مذاکرات صلح، زمینه‌سازی برای اتحاد برضد دولتی دیگر، درخواست کمک نظامی در مواقع ضروری، گردآوری اخبار و اطلاعات از اوضاع کشورها می‌پردازند.

از دیگر گونه‌های سفر می‌توان به سفرهای تفریحی اشاره کرد. سیاحان دیدن سرزمین‌ها و گشت و گذار در طبیعت، جوامع انسانی و آشنایی با نهادها و پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها و دیدن عجایب جهان اطراف، همواره برای انسان‌ها نشاط‌آور بوده است. به همین دلیل تفرج و تفریح از انگیزه‌های مهم سیر و سیاحت بوده است.

در میان گونه‌هایی دیگر از سفرنامه‌ها، با نام جهانگردانی مواجه می‌شویم که برای انجام سفرهای اکتشافی به ایران سفر کردند. در 2 قرن اخیر سفر به منظور پژوهش و بررسی پدیده‌های طبیعی مانند کویر، دشت، کوهستان و...، انسانی مانند بررسی اقوام و فرهنگ‌های آنان، تاریخی مانند بررسی آثار باستانی، کتیبه‌ها، نقش‌ها، خط‌های قدیمی مورد توجه بوده است.

باید تاکید کنم که وسعت قلمرو فرهنگ، به وسعت حیات اجتماعی انسان است و تمامی میراث‌های اندیشه را از آغاز تا به امروز شامل می‌شود. چنین قلمرو نامحدودی را هرگز نمی‌توان در یک سفرنامه جای داد. با این همه گردشگران اندیشمند همواره سعی در شناخت قلمرو داشته‌اند. برشی که آنان در سفرنامه‌های خود از جامعه میزبان به دست می‌دهند مردم‌شناسانه، جامعه‌شناسانه، روانشاسانه، تاریخگرایانه و... است.

در برخی سفرنامه‌ها با روحیات و خلقیات ایرانگردان به خوبی آشنا می‌شویم. آنها گاهی سنت‌های مردم خوزستان و برخی روحیات و عقاید مردمی که مهمانشان بوده‌اند را قضاوت کردند. اما سفرنامه‌نویسانی که از حوصله بیشتری برخوردارند در قلم زدن نسبیت را بهتر رعایت می‌کنند، اما دمدمی مزاج‌ها زود نتیجه‌گیری می‌کنند.

سفرنامه‌نویسان در طول سفرهای خود یک پدیده را از زاویه‌های متفاوت که از موقعیت‌های اجتماعی گوناگون آنها سرچشمه می‌گیرند و بدان گرایش دارند، نکاه می‌کنند و به نتیجه‌گیری‌های معرفتی و داوری‌های ارزشی گوناگون می‌رسند.

به نظر می‌رسد که به دلیل ارزش‌های نهفته در این ژانر ادبی، سفرنامه‌نویسی به‌طور فزاینده‌ای به پدیده‌ای جمعی تبدیل خواهد شد.

مجتبی گهستونی

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

تصویر نویسنده خوزتوریسم

قبرستان شیرسنگی دورک در منطقه احمد فداله دزفول

قبرستان شیرسنگی دورک در منطقه احمد فداله دزفول

یکی از سنن کهن در فرهنگ عشایر بختیاری، "شیر سنگی" یا "برد شیر" است که نماد ایل بختیاری در استان خوزستان است که از قدیم‌الایام برای سنگ قبرهای متوفیان خود به کار می‌بردند. شیر سنگی، تندیس‌هایی از جنس سنگ‌ هستند که در گذشته توسط سنگ‌ تراش‌ها به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند.

هیبت و شکوه این تندیس، یادآور مردانی است که تاریخ پرفراز و نشیب، قومشان را در قالبی اسطوره‌ای با نام خود زینت داده و روی در دل خاک نهفته‌اند. برد شیر‌ها از پهلو، مزین به نقش شمشیر، اسب، تفنگ و تسبیح هستند و بر گُرده آن‌ها، مشخصات متوفی نقش می‌ شود.

خوزستان را می‌توان موزه روباز شیر‌های سنگی تاریخ ایران نامید. برای تماشای این بخشِ کمتر معرفی شده تاریخ ایران، کافیست مسیر اصفهان تا چهارمحال بختیاری و از آنجا تا خوزستان را پیش گرفته و به قلب تاریخ زاگرس سفر کرد.قبرستان‌های ایذه در بخش مرکزی، سوسن، لالی، ‌اندیکا، سردشت، شوشتر و.... از شناخته شده‌ترین قبرستان‌های شیر‌های سنگی در خوزستان محسوب می‌شوند

عکس:امین نظری/ایسنا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ماهشهر، دروازه صادراتی ایران

ماهشهر، دروازه صادراتی ایران

روز ملی صادرات، فرصتی است تا به یکی از قدیمی‌ترین بنادر صادراتی ایران هم نگاهی بیندازیم؛ بندر ماهشهر، واقع در خوزستان که تاریخچه‌اش به دوران ساسانیان بازمی‌گردد، از زمان‌های قدیم مرکز صادرات و واردات کالاهای مختلف بوده است. از ماهشهر به عنوان اولین بندر صادراتی ایران یاد می‌شود.
در سفرنامه‌ها از ماهشهر با نام‌هایی همچون مه رویان، ماچول و معشور سخن به میان آمده و با تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال ۱۳۴۴ این نام به ماهشهر تغییر پیدا کرد.

در سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی در قرن پنجم هجری قمری آمده که : «از آنجا (عبادیان یا آبادان) پس از طی ده فرسنگ به شهر مه رویان(ماهشهر) رسیدیم... خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایت‌ها بردند که آن جا جز ماهی چیزی نباشد و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان، چون از آنجا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توه و کازرون باشد.»

در دوره معاصر، ماهشهر به دلیل نزدیکی به منابع نفتی خوزستان و ایجاد مجتمع‌های پتروشیمی به یکی از مهم‌ترین مراکز صادرات محصولات نفتی و پتروشیمی پس از عسلویه تبدیل شده‌است. بندر ماهشهر همچنین به واسطه موقعیت استراتژیک خود در خلیج فارس، نقش مهمی در ارتباطات تجاری و حمل و نقل کالا در سطح بین‌المللی ایفا می‌کند. توسعه صنایع پتروشیمی در این منطقه، به اهمیت اقتصادی آن افزوده و باعث رونق چشمگیر این بندر شده است. ماهشهر به عنوان دروازه صادراتی ایران به خلیج فارس و بازارهای جهانی شناخته می‌شود و به بندر اسکله‌ها معروف است.

بندر ماهشهر

قدمت: ۱۸۰۰ سال

مرز آبی با خلیج فارس: ۳۰ کیلومتر

جمعیت: ۱۵۳۷۷۸ نفر

تعداد اسکله: ۳۸

صادرات در سال ۱۴۰۲: ۲۲,۳۱۶,۰۷۴ تن

واردات در سال ۱۴۰۲ : ۱۷,۶۳۰,۹۲۷ تن

تصویر نویسنده خوزتوریسم

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

25 به مناسبت اردبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی،روز پاسداشت زبان پارسی

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

پل شادروان ،شوشتر زمانی یکی از بناهای مشهور ایران بود ولی امروزه بخشی از آن باقی مانده است. پیشینه ساخت پل بند شادروان مربوط به دوره شاپور ساسانی است و بر اساس شواهد و مدارکی در زمان شاپور ساسانی پی ریزی و ساخته شده است. پل بند شادروان در ۳۰۰ متری جنوب بند میزان ـ در شمال غربی شوشتر ـ بر روی شاخه اصلی رود کارون (شطیط) ساخته شده است و در حال حاضر بقایای آن در کنار پل آزادگان به چشم می‌خورد.

پل بند شادروان که بنا برگفته ها، یکی از قدیمی ترین پل جهان محسوب می شود؛دارای ۴۴ دهانه بزرگ و ۴۳ دهانه کوچک است.در حال حاضر ۹ دهانه در سمت شمال و ۲۸ دهانه در ضلع جنوبی پل باقی مانده است.طول پل که حدوداً ۵۰۰ متر است،چیزی بیشتر از عرض رودخانه است. در ساختمان این بند دو قوس محدب رو به جریان آب و به سمت شرق و یک قوس مقعر رو به جهت جریان آب قرار دارد.هر چند این قوسها معلول بستر طبیعی رودخانه هستند ولی می توان آنرا در شمار بندهای قوسی بشمار آورد. در کنار پل بند شادروان آسیاب هایی قرار داشته که توسط انرژی آب چرخهای این آسیابها به حرکت در می آمده است و در انتهای ضلع شرقی پل-بند در جایی که پل-بند در شهر وارد می شد،یک سر در عظیم آجری قرار داشته که در هنگام گذشت از پل-بند افراد از زیر این سردر عظیم عبور می کرده اند.

مصالح بکار رفته در ساختمان این پل بند از سنگ لاشه و ملات ساروج بهمراه خاکستر است. عرض پی های پل ۷ متر و عرض دهانه های آبرو آن ۸ متر و ارتفاع از تاج تا کف پل ۱۰ متر است. در ساختمان این پل-بند از سنگهای تراشیده شده که بوسیله بست های فلزی به هم مرتبط شده اند استفاده شده و ۳ سال ساختن شادروان طول کشیده است. برای ساختن پل بند شادروان مسیر رودخانه را توسط سنگهای تراش و منظم فرش کرده و بوسیله بست های فلزی به هم محکم کرده اند. شادروان به معنی فرش و بساط گرانمایه و منقش می باشد. و چون از بند میزان تا شادروان کف رودخانه را توسط سنگ های تراش منظم فرش کرده اند به شادروان معروف می باشد. یکی از دلایل ساخت این پل بند عظیم بخاطر بالا آوردن و آرام نمودن جریان آب توسط پی و پایه های پل بند شادروان و ورود آن به نهرداریون برای آبیاری مزارع میان آب بوده است.

به گفته حکیم فردوسی بزرگ در شاهنامه به موجب روایات شرقی شاپور یکم شاهنشاه ساسانی پس از اسارت والریانوس امپراتور روم او را مجبور کرد که در ساختمان سد نزدیک به شوشتر کار کند.این سد ۱۵۰۰ قدم طول داشت و هنوز هم برای برگرداندن آب کارون به مزارع بکار می رود. احتمال قوی می رود که شاهنشاه ایران اسیران رومی را در ناحیه گندی شاپور و شوشتر مستقر کرده باشد. ایرانیان به مهارت رومیان در فنون بسیار اهمیت می دادند و بلاشک هم سد و پل بزرگ شوشتر عمل مهندسین رومی است .این پل-بند به همراه ۱۵ اثر تاریخی آبی دیگر شوشتر بصورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

پل شوشتر و اشاره‌ی شاهنامه به آن
بر پایه‌ی گفته‌ی فردوسی، شادروان شوشتر بر روی رودخانه‌ی «گرگر» به دستور شاپور نخست ساسانی و به رازی‌گری« برانوش» بنیان نهاده شده است .

برانوش یکی از چند رازی‌گری است که شاهنامه از آن نام می‌برد. برپایه‌ی شاهنامه برانوش سپه‌دار سرزمین بالوینه در روم بوده که در نبردی به دست شاپور گرفتار آمد

همی برد هر سو برانوش را

بدو داشتی در سخن گوش را

یکی رود بد پهن در شوشتر

که ماهی نکردی بروبر گذر

برانوش را گفت گر هندسی

پلی ساز آنجا چنانچون رسی

که ما بازگردیم و آن پل به جای

بماند به دانایی رهنمای

به رش کرده بالای این پل هزار

بخواهی ز گنج آنچ آید به کار

تو از دانشی فیلسوفان روم

فراز آر چندی بران مرز و بوم

چو این پل برآید سوی خان خویش

برو تازیان باش مهمان خویش

ابا شادمانی و با ایمنی

ز بد دور وز دست اهریمنی

به تدبیر آن پل باستاد مرد

فراز آوریدش بران کارکرد

بپردخت شاپور گنجی بران

که زان باشد آسانی مردمان

چو شد شه برانوش کرد آن تمام

پلی کرد بالا هزارانش گام

چو شد پل تمام او ز ششتر برفت

سوی خان خود روی بنهاد تفت

عکس : خوز نیوز

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول که با نام بازار قدیم دزفول نیز شناخته می‌شود، حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد و محل داد و ستد و تامین نیازهای عشایر ییلاقات زاگرس و قشلاق خوزستان بوده است. این بازار شامل چندین راسته می‌شود که هر کدام از راسته‌ها مخصوص به صنفی خاص بوده‌اند. برخی از این راسته‌ها بازار آهنگران، بازار بزازان، بازار خراطان و بازار زرگران نام داشته‌اند. قدیمی‌ترین بنای حاضر در بازار دزفول مقبره شیخ اسماعیل قصری است. همچنین از چندین کاروانسرای آن، تنها یکی دو بنای مخروبه به جای مانده‌اند. در این بازار می‌توانید انواع صنایع دستی از قبیل خراطی (شامل ساخت شمعدانی و قلیان و…) کپو و کرتله‌بافی، گلیم‌بافی، سجاده‌بافی، ورشوسازی ، طلاسازی و نمدمالی را تهیه کنید. با توجه به ارزش تاریخی، بازار کهنه دزفول به‌عنوان یکی از جاهای دیدنی دزفول میزبان گردشگران داخلی و خارجی است و در ۲ آبان ۱۳۵۶، با شماره ثبت ۱۵۴۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

عکس: پبمان حمیدی پور

لینک کوتاه: snn.ir/004jKF

0

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ