خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

محله دزفولی‌ها رامهرمز

محله دزفولی‌ها رامهرمز

در زمان قاجار، خانواده‌هایی از شهر دزفول برای کسب و کار به رامهرمز آمدند و در محدوده‌ای سکنی گزیدند. به تدریج، آنجا به محله دزفولی‌ها معروف شد. در گذشته، افرادی که در کنار هم زندگی می‌کردند، معمولاً از یک خانواده بودند و با رشد خانواده‌ها، آن مجموعه بزرگ‌تر می‌شد. در محلات رامهرمز، علاوه بر ساکنان اصلی، افرادی با قومیت‌های دیگر نیز ساکن بودند. مثلاً در محله شوشتری‌ها، علاوه بر خانواده‌های شوشتری، رامهرمزی‌ها، بهبهانی‌ها و اقوام دیگر نیز زندگی می‌کردند. اما جمعیت غالب محله شوشتری‌ها خودشان بودند و به همین دلیل آن محله به این نام معروف شد. برای محله‌ی دزفولی‌ها هم چنین بود.

محله دزفولی‌ها روبروی محله شوشتری‌ها قرار داشت و ساکنان آن از دزفول به رامهرمز آمده بودند. همه آن‌ها بازاری بودند و تجارت می‌کردند. این محله همچنین حسینیه‌ای جداگانه داشت که توسط خانواده هابیلی (ملقب به مجتهد رامهرمزی) وقف شده بود. این خانواده که از خانواده‌های قدیمی رامهرمز بودند، در آن محله زندگی می‌کردند. در سند حسینیه، این مکان به نام آسید محمد مجتهد رامهرمزی ثبت شده است، اما به دلیل مجاورت محله دزفولی‌ها با این حسینیه و برگزاری برخی مراسم عزاداری توسط خانواده‌های دزفولی در این مکان، حسینیه دزفولی‌ها نامیده شد. اکنون روی سردر ورودی حسینیه نوشته شده است: «حسینیه‌ی رامهرمزی‌ها».

خانواده‌های دزفولی که در رامهرمز ساکن بودند شامل خانواده‌های کمری، سیلانی، کوچک، دزفولی، چربی (فروزش)، گلابی، عطارزاده (عطار دزفولی)، معمار دزفولی و غیره بودند. با مصاحبه‌ای که با یکی از ساکنین محترم این محله داشتم، اذعان کردند که تمام خانه‌های محله دزفولی‌ها از گچ و سنگ ساخته شده و بعدها آجری شدند. این خانه‌ها دارای شوادون بودند و تابستان را در شوادون سپری می‌کردند. فضای شوادون زیر ساختمان نبود بلکه در زیر فضای حیات قرار داشت و به همین دلیل این خانه‌ها باغچه نداشتند. همه خانه‌های محله دزفولی‌ها دارای چاه آب بودند و آب مورد نیاز خود را از چاه تأمین می‌کردند. گفته می‌شود که شوادون هم دو طبقه بود؛ باد از روی چاه آب عبور می‌کرد و پس از آن وارد شوادون می‌شد. شوادون فضایی بسیار خنک داشت و مواد غذایی معمولاً در آن نگهداری می‌شد.

در محله دزفولی‌ها، خانه خانواده کوچک بسیار زیبا بود؛ خانه‌ای بزرگ با مساحت تقریباً بالای هزار متر که دارای اندرونی و بیرونی بود. این بنا خانه‌ای بسیار فاخر بود که تماماً با آجر ساخته شده بود. خود خانواده کوچک برای ساخت این خانه یک کوره آجرپزی ساخته بودند تا آجر مورد نیاز خود را تأمین کنند. معمار هم از دزفول برای ساخت خانه آمده بود. یکی از همشریان محترم ساکن در این محله اذعان کرد که در کودکی با فرزندان آن‌ها بازی می‌کردند و روی پشت بام خانه‌شان حتی برای کبوترها و لک‌لک‌ها هم با آجر لانه درست کرده بودند.
- مراسم مذهبی و جشن‌ها

از مراسمات مذهبی و جشن‌هایی که در این محله برگزار می‌شد سوال پرسیدم، گفتند: که در محله دزفولی‌ها تمام سال هر شب در خانه‌ای روضه برگزار می‌شد، به جز ماه محرم و صفر که مراسم جداگانه‌ای داشتند. مثلاً هر هفته از شنبه تا پایان هفته هر شب مراسم متعلق به یک خانواده بود تا پایان سال. روضه‌ها هم توسط روضه‌خوان‌های مشخصی انجام می‌شد. در ایام محرم نیز مراسمی به نام «پنج تن» برگزار می‌شد؛ دور تا دور حیاط خانه کتیبه‌هایی نصب می‌کردند و کل حیاط فرش می‌شد. در هر خانه پنج روز مراسم برگزار می‌شد و پس از روز پنجم مراسم به خانه دیگری منتقل می‌شد. چون این مراسم رسمیت و اهمیت خاصی داشت، روضه‌خوان را از قم دعوت می‌کردند و روضه‌خوان‌های محلی نیز در کنار او حضور داشتند. حتی گفته می‌شود قالی‌هایی که در حیاط پهن می‌شد مخصوص این مراسم بود؛ قالی‌ها در همه خانه‌ها برای مراسم «پنج تن» جابه‌جا می‌شدند و مردم نیز برای اجرای مراسم جمع می‌شدند.

از دیگر مراسم‌های جشن نیز می‌توان به «سفره شاه پریون» اشاره کرد که معمولاً در روزهای شنبه و چهارشنبه در ماه رجب برگزار می‌شد. همچنین مراسمی در شهر دزفول به نام «بی‌بی سه‌شنبه» وجود داشت، اما دزفولی‌های ساکن رامهرمز آن را اجرا نمی‌کردند.

برای مراسم عروسی نیز رسمی به نام «زن طلبون» وجود داشت؛ چند نفر از خانواده داماد به خانه بستگان می‌رفتند (همراه با کِل و دست زدن) تا آن‌ها را برای مراسم عروسی دعوت کنند. بستگان نیز معمولاً کله قند به آن‌ها هدیه می‌دادند. خانواده داماد بستگانی که نسبت دورتر داشتند را ظهر دعوت کرده و بستگان نزدیک را برای شام دعوت می‌کردند.

عید فطر نیز اهمیت خاصی در محله دزفولی‌ها داشت. در سالن اصلی یک سفره پهن کرده و روی آن نشا (نوعی شیرینی که با نشاسته، زعفران و شکر درست می‌شود)، کلوچه‌ی دزفولی و فرنی همراه با چای قرار می‌دادند. سپس به خانه یکدیگر برای عید دیدنی می‌رفتند؛ معمولاً ابتدا در یک خانه جمع شده و بعد با هم به خانه کسانی که عزادار بودند، مراجعه می‌کردند.

در اغلب خانه‌ها اتاقی به نام «هشت دری» وجود داشت که اتاق بزرگی بود و سطح آن از بقیه اتاق‌ها بالاتر بود؛ این اتاق مخصوص مهمانان آقا بود و خانم‌های مهمان به اندرونی می‌رفتند. اما با گذشت زمان، این مراسم تغییر کرد.

بقیه اتاق‌های موجود دارای درهای تو در تو بودند و اتاق‌ها نیز طاقچه‌های متعددی داشتند؛ بالای طاقچه فضای دیگری به نام «رف» وجود داشت که ظرف‌های چینی معمولاً آنجا قرار داده می‌شد.

در محله دزفولی‌ها ساباطی وجود داشت که از قدیم الایام در رامهرمز بود. گفته می‌شود که در رامهرمز ساباط‌های متعددی داشت. متأسفانه خیابان طالقانی از میان محله دزفولی‌ها عبور کرد و بسیاری از خانه‌های دزفولی را تخریب کرد؛ مثلاً خانه فاخر و زیبای خانواده کوچک یا خانه‌های خانواده گلابی (چهار خانه بزرگ و زیبا) یا خانه خانواده پارسی پور نیز بر اثر خیابان کشی تخریب شدند.

آقای معمار دزفولی نیز معمار بود و اغلب برای خانواده‌های دزفولی کار می‌کرد. دلیل دیگری که سبب تخریب خانه‌های محله دزفولی‌ها شد، موشکباران بود؛ دو موشک به این محله اصابت کرد و چندین خانه زیبا را تخریب کرد، از جمله خانه خانواده توکل.
متأسفانه عدم آگاهی چه در گذشته و چه اکنون موجب نابودی آثار تاریخی ارزشمند رامهرمز شده است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است، در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

علاوه بر نقش موثر یعقوب لیث در احیا و گسترش زبان فارسی، ویژگی‌های معماری بنا که از دوره سلجوقی تا به امروز الحاق‌هایی داشته موجب ثبت ملی شدن بنا شده است. از ویژگی‌های منحصر به فرد آرامگاه، گنبدهای دندانه‌دار مخروطی شکل است که نمونه آن را فقط در خوزستان و در برخی از بقعه‌ها از جمله در دانیال نبی واقع در شوش می‌بینیم.

یعقوب لیث دومین شخص پس از فردوسی برای زنده نگه‌داشتن زبان فارسی است. به گفته بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین، بی‌گمان چنین است. هرکس با پیشینه ایران نو پس از اسلام آشنا باشد این شیرزاد ایرانی را گرامی می‌دارد. رویگر زاده‌ای که از رویگری به فرمان‌وری رسید. اما ارزش یعقوب لیث، فرمان‌وری او نبود. بسیاراند کسانی که به پایگاه‌های بلند رسیدند و فرمان‌وری کردند. اما آنچه همه ایرانیان را در برابر بزرگمردی آزاده مانند یعقوب به کرنش وا می‌دارد، آنان را بر می‌انگیزد که او را بستایند، کاریست بزرگ که یعقوب انجام داد.

او هنگامی که در نبردی بر دشمنان ایران چیره‌گی جسته بود سروده سخنوری را شنود. آن سخنور در زبان تازی یعقوب را ستوده بود. یعقوب به خشم آمد. گفت آنچه را من اندر نیابم چرا باید گفت. از آن پس سخنوران پارسی گفتن گرفتند. زبان دربار یعقوب، زبان پارسی شد. این هنر بزرگ یعقوب است. از سویی دیگر او بدان سان دلبسته و باورمند به ایران بود که در برابر ستمگران ایستاد.

اما چرا وجود آرامگاه یعقوب لیث به عنوان یک ظرفیت مهم فرهنگی و اجتماعی و تاریخی مهم است؟ چون خوزستان سرزمین و گهواره تاریخ و تمدن است. رنگین کمان اقوام است. حضور یعقوب لیث در مثلث میراث‌های جهانی چغازنبیل، شوشتر و شوش این قابلیت را دارد که بتواند جذب کننده باشد و به نشانه‌ای موثر برای جذب تورهای گردشگری تبدیل شود.

استقرار آرامگاه یعقوب لیث در محدوده شهر باستانی جندی شاپور که از نخستین شهرهای دانشگاهی پزشکی عهد باستان است این قابلیت را دارد که به واسطه وجود پایگاه ملی جندی شاپور به محلی برای تولید فکر و اندیشه و انجام پژوهش‌های فرهنگی تبدیل شود.

بی‌هیچ تردیدی روح یعقوب لیث که شهریاری از دیدار سیستان است، خشنود از خفتن در سرزمین خوزستان است. این سرزمین محل آب‌های جاری است و آفتاب هم در این سرزمین تابناک است. کوهستان‌های ستیغی دارد. مردمانی که در سرزمین‌های کوهستانی و کوهپایه‌ها زندگی می‌کنند به ناچار از زمینه زندگانی خویش از آنچه در پیرامون خود همواره می‌بینند اثر می‌پذیرند. خوزستان سرزمین کوه‌های گران‌سنگ است. از همین روست که خوزیان مردمانی‌اند پرتلاش، سخت‌کوش و نستوه‌اند. خوزستانی‌ها به آسانی در برابر دشواری‌ها، بازدارنده‌ها و تنگناها از پای در نمی‌افتند.

یعقوب لیث، این رویگرزاده سیستانی در زمرده مردمان با پشتکار و شجاع بود که بر ایرانی بودن خود مفتخر بود. خصلت پهلوانی داشت و از اجتماع گریزان نبود.

از سویی دیگر آب، همه می‌دانیم که آب مایه زندگی است. اگر آب نباشد زندگی نخواهد بود. آب وارونه و پادینه کوه است. کوه نماد سختی و پای برجایی است. آب نماد نرمی و روانی است. خوزیان شکر خوی‌اند. خویی نرم و مهربان دارند. این را می‌توان از نگاهی بسیار فراخ با آب پیوند داد. مردمانی استوار و پایدار که در برابر سختی‌ها و دشواری‌ها وا نمی‌دهند و از پای در نمی‌آیند. این دوگانگی شگفتی‌آور ارزشمند می‌تواند به کوه بازگردد و آب. یعقوب لیث در دیاری از شرق ایران زاده شده که خود در پیوند با کوه و آب بود و سرانجام در سرزمینی از غرب ایران، یعنی خوزستان چشم از جهان فرو بست که خود سرزمین آب‌های شور، شیرین و روان است و کوه‌های آن سر به فلک کشیده‌اند.

یعقوب لیث از آزاد مردان ایرانی و از عیاران بود. مایه شگفتی هم نیست زیرا که یعقوب در سرزمین پهلوانان زاده شده بود. به پاس دلیری‌ها و ایران دوستی بی‎کران یعقوب، ما او را گرامی می‌داریم. او را یکی از برومندترین فرزندان این سرزمین سپند می‌شناسیم.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

به سراغ اغلب موضوعات سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است برویم رد خوزستان را می‌توان در آن جستجو کرد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: یک سال دیگر از آغاز نشست بررسی خوزستان در سفرنامه‌ها گذشت. روزی که سنگ بنای این نشست‌ها را در اهواز با حضور تعدادی اندک از افراد پایه گذاشتیم نیک می‌دانستیم که دیگر انجمن‌های سطح کشور هم پیروی کرده و خود بانی نشست‌های مشابه می‌شوند.

به سراغ اغلب موضوعات سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است برویم ردِ خوزستان را می‌توان در آن جستجو کرد. از سفرنامه‌های نظامی، اجتماعی، تجاری، مذهبی گرفته تا سفرنامه‌های سیاسی، علمی، اکتشافی و تفریحی.

تنوع سفرنامه‌هایی که درباره ایران نوشته است، مرا از سال ۱۳۹۸ ترغیب کرد که با دوستانم جلسات دورهم‌خوانی کتاب را آغاز کنیم و به جستجوی ردی از خوزستان در سفرنامه‌ها بپردازیم. حاصل 14 جلسه سفرنامه‌خوانی، استخراج محتوایی قابل ارزش و مهم برای مطالعات بعدی شد. ویروس کرونا که فراگیر شد جلسات هفتگی هم تعطیل شد. تا اینکه در سال ۱۴۰۲ پیشنهاد از سرگیری جلسات دورهم‌خوانی سفرنامه‌ها را دادم و اسم جلسات دور جدید را «سفرنامه‌ها و جغرافیای تاریخی طبیعی فرهنگی خوزستان» گذاشتیم. از آن روز تا به اکنون جلسات هفتگی همچنان ادامه دارد و روز به روز به تعداد علاقه‌مندان به سفرنامه‌خوانی و سفرنامه نوشتن افزوده می‌شود.

در جلسات مکرر سفرنامه‌خوانی، در سفرنامه‌های اشخاصی همچون عبدالغفار نجم‌الملک، رضا شاه، جلال آل احمد، حسنعلی خان افشار، محمدبن عبدالله ابن بطوطه، سر هنری اوستن، سر هنری راولینسون، موسیو چریکف، ویلیام کنت لافتوس، ادوارد استاک، مادام ژان دیولافوآ، هنری بلوس لینچ، هانری دو مورگان، سر هنری مورتیمر، آرنولد تالبوت، کلمنت اوگاستس دوبد، نیکلاس سانسون، شارل بابن، فردریک هوسه، ایسودا یوکو، سر گابریل لانگاستر، آکی ئوکازاما، ابن بطوطه، سر پرسی کاکس، هنری لایارد، کلمنت او گاستس دو بُد و... اطلاعات با ارزشی از خوزستان وجود دارد.

اما برای اینکه بگویم چرا به سراغ سفرنامه‌ها رفتیم و چرا این نوع ژانر مهم است و چه کمکی به ما می‌کند باید بگویم که نویسنده در سفرنامه از تجربه‌های سفر خود می‌گوید و تجربه سفر همیشه جذاب بوده و از گذشته تاکنون برخی از نویسندگان تجربه‌های خود را به شکل سفرنامه با دیگران به اشتراک می‌گذاشتند.

سفرنامه یکی از سبک‌های ادبی محسوب می‌شود که در آن نویسنده تجربه‌ها، دیده‌ها، رخدادها و به طور کلی احساساتشان را در قالب یک کتاب برای دیگران شرح می‌دهد. به همین دلیل سفرنامه‌ها از نظر محتوایی بسیار متنوع هستند.

در سفرنامه‌های نظامی اطلاعات دسته اولی از تصمیم‌های نظامی از جمله فرمان‌ها، چینش قواها، حمله‌ها و پاتک‌ها می‌خوانیم. حرکت یک لشکر عظیم و طی صدها کیلومتر مسافت با وسایل و امکانات روزگار گذشته، با حوادث زیادی همراه بوده و هفته‌ها و ماه‌ها به طول می‌انجامیده و کار ساده‌ای نبوده است.

با بررسی برخی سفرهای سیاسی با سفرنامه‌هایی بر می‌خوریم که ماهیت سیاسی دارند و یک سند مهم محسوب می‌شوند. سفرنامه‌های سیاسی گاهی ماهیت برقراری روابط بازرگانی و فراهم کردن تسهیلات تجاری، تقدیم هدایا و یا باج و خراج، بازخرید یا مبادله اسیران جنگی دارند و حتی به ترک نزاع و انجام مذاکرات صلح، زمینه‌سازی برای اتحاد برضد دولتی دیگر، درخواست کمک نظامی در مواقع ضروری، گردآوری اخبار و اطلاعات از اوضاع کشورها می‌پردازند.

از دیگر گونه‌های سفر می‌توان به سفرهای تفریحی اشاره کرد. سیاحان دیدن سرزمین‌ها و گشت و گذار در طبیعت، جوامع انسانی و آشنایی با نهادها و پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها و دیدن عجایب جهان اطراف، همواره برای انسان‌ها نشاط‌آور بوده است. به همین دلیل تفرج و تفریح از انگیزه‌های مهم سیر و سیاحت بوده است.

در میان گونه‌هایی دیگر از سفرنامه‌ها، با نام جهانگردانی مواجه می‌شویم که برای انجام سفرهای اکتشافی به ایران سفر کردند. در 2 قرن اخیر سفر به منظور پژوهش و بررسی پدیده‌های طبیعی مانند کویر، دشت، کوهستان و...، انسانی مانند بررسی اقوام و فرهنگ‌های آنان، تاریخی مانند بررسی آثار باستانی، کتیبه‌ها، نقش‌ها، خط‌های قدیمی مورد توجه بوده است.

باید تاکید کنم که وسعت قلمرو فرهنگ، به وسعت حیات اجتماعی انسان است و تمامی میراث‌های اندیشه را از آغاز تا به امروز شامل می‌شود. چنین قلمرو نامحدودی را هرگز نمی‌توان در یک سفرنامه جای داد. با این همه گردشگران اندیشمند همواره سعی در شناخت قلمرو داشته‌اند. برشی که آنان در سفرنامه‌های خود از جامعه میزبان به دست می‌دهند مردم‌شناسانه، جامعه‌شناسانه، روانشاسانه، تاریخگرایانه و... است.

در برخی سفرنامه‌ها با روحیات و خلقیات ایرانگردان به خوبی آشنا می‌شویم. آنها گاهی سنت‌های مردم خوزستان و برخی روحیات و عقاید مردمی که مهمانشان بوده‌اند را قضاوت کردند. اما سفرنامه‌نویسانی که از حوصله بیشتری برخوردارند در قلم زدن نسبیت را بهتر رعایت می‌کنند، اما دمدمی مزاج‌ها زود نتیجه‌گیری می‌کنند.

سفرنامه‌نویسان در طول سفرهای خود یک پدیده را از زاویه‌های متفاوت که از موقعیت‌های اجتماعی گوناگون آنها سرچشمه می‌گیرند و بدان گرایش دارند، نکاه می‌کنند و به نتیجه‌گیری‌های معرفتی و داوری‌های ارزشی گوناگون می‌رسند.

به نظر می‌رسد که به دلیل ارزش‌های نهفته در این ژانر ادبی، سفرنامه‌نویسی به‌طور فزاینده‌ای به پدیده‌ای جمعی تبدیل خواهد شد.

مجتبی گهستونی

بررسی جغرافیا، تاریخ، طبیعت و فرهنگی خوزستان در سفرنامه‌ها

تصویر نویسنده خوزتوریسم

قبرستان شیرسنگی دورک در منطقه احمد فداله دزفول

قبرستان شیرسنگی دورک در منطقه احمد فداله دزفول

یکی از سنن کهن در فرهنگ عشایر بختیاری، "شیر سنگی" یا "برد شیر" است که نماد ایل بختیاری در استان خوزستان است که از قدیم‌الایام برای سنگ قبرهای متوفیان خود به کار می‌بردند. شیر سنگی، تندیس‌هایی از جنس سنگ‌ هستند که در گذشته توسط سنگ‌ تراش‌ها به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند.

هیبت و شکوه این تندیس، یادآور مردانی است که تاریخ پرفراز و نشیب، قومشان را در قالبی اسطوره‌ای با نام خود زینت داده و روی در دل خاک نهفته‌اند. برد شیر‌ها از پهلو، مزین به نقش شمشیر، اسب، تفنگ و تسبیح هستند و بر گُرده آن‌ها، مشخصات متوفی نقش می‌ شود.

خوزستان را می‌توان موزه روباز شیر‌های سنگی تاریخ ایران نامید. برای تماشای این بخشِ کمتر معرفی شده تاریخ ایران، کافیست مسیر اصفهان تا چهارمحال بختیاری و از آنجا تا خوزستان را پیش گرفته و به قلب تاریخ زاگرس سفر کرد.قبرستان‌های ایذه در بخش مرکزی، سوسن، لالی، ‌اندیکا، سردشت، شوشتر و.... از شناخته شده‌ترین قبرستان‌های شیر‌های سنگی در خوزستان محسوب می‌شوند

عکس:امین نظری/ایسنا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ماهشهر، دروازه صادراتی ایران

ماهشهر، دروازه صادراتی ایران

روز ملی صادرات، فرصتی است تا به یکی از قدیمی‌ترین بنادر صادراتی ایران هم نگاهی بیندازیم؛ بندر ماهشهر، واقع در خوزستان که تاریخچه‌اش به دوران ساسانیان بازمی‌گردد، از زمان‌های قدیم مرکز صادرات و واردات کالاهای مختلف بوده است. از ماهشهر به عنوان اولین بندر صادراتی ایران یاد می‌شود.
در سفرنامه‌ها از ماهشهر با نام‌هایی همچون مه رویان، ماچول و معشور سخن به میان آمده و با تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال ۱۳۴۴ این نام به ماهشهر تغییر پیدا کرد.

در سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی در قرن پنجم هجری قمری آمده که : «از آنجا (عبادیان یا آبادان) پس از طی ده فرسنگ به شهر مه رویان(ماهشهر) رسیدیم... خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایت‌ها بردند که آن جا جز ماهی چیزی نباشد و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان، چون از آنجا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توه و کازرون باشد.»

در دوره معاصر، ماهشهر به دلیل نزدیکی به منابع نفتی خوزستان و ایجاد مجتمع‌های پتروشیمی به یکی از مهم‌ترین مراکز صادرات محصولات نفتی و پتروشیمی پس از عسلویه تبدیل شده‌است. بندر ماهشهر همچنین به واسطه موقعیت استراتژیک خود در خلیج فارس، نقش مهمی در ارتباطات تجاری و حمل و نقل کالا در سطح بین‌المللی ایفا می‌کند. توسعه صنایع پتروشیمی در این منطقه، به اهمیت اقتصادی آن افزوده و باعث رونق چشمگیر این بندر شده است. ماهشهر به عنوان دروازه صادراتی ایران به خلیج فارس و بازارهای جهانی شناخته می‌شود و به بندر اسکله‌ها معروف است.

بندر ماهشهر

قدمت: ۱۸۰۰ سال

مرز آبی با خلیج فارس: ۳۰ کیلومتر

جمعیت: ۱۵۳۷۷۸ نفر

تعداد اسکله: ۳۸

صادرات در سال ۱۴۰۲: ۲۲,۳۱۶,۰۷۴ تن

واردات در سال ۱۴۰۲ : ۱۷,۶۳۰,۹۲۷ تن

تصویر نویسنده خوزتوریسم

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

25 به مناسبت اردبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی،روز پاسداشت زبان پارسی

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

پل شادروان ،شوشتر زمانی یکی از بناهای مشهور ایران بود ولی امروزه بخشی از آن باقی مانده است. پیشینه ساخت پل بند شادروان مربوط به دوره شاپور ساسانی است و بر اساس شواهد و مدارکی در زمان شاپور ساسانی پی ریزی و ساخته شده است. پل بند شادروان در ۳۰۰ متری جنوب بند میزان ـ در شمال غربی شوشتر ـ بر روی شاخه اصلی رود کارون (شطیط) ساخته شده است و در حال حاضر بقایای آن در کنار پل آزادگان به چشم می‌خورد.

پل بند شادروان که بنا برگفته ها، یکی از قدیمی ترین پل جهان محسوب می شود؛دارای ۴۴ دهانه بزرگ و ۴۳ دهانه کوچک است.در حال حاضر ۹ دهانه در سمت شمال و ۲۸ دهانه در ضلع جنوبی پل باقی مانده است.طول پل که حدوداً ۵۰۰ متر است،چیزی بیشتر از عرض رودخانه است. در ساختمان این بند دو قوس محدب رو به جریان آب و به سمت شرق و یک قوس مقعر رو به جهت جریان آب قرار دارد.هر چند این قوسها معلول بستر طبیعی رودخانه هستند ولی می توان آنرا در شمار بندهای قوسی بشمار آورد. در کنار پل بند شادروان آسیاب هایی قرار داشته که توسط انرژی آب چرخهای این آسیابها به حرکت در می آمده است و در انتهای ضلع شرقی پل-بند در جایی که پل-بند در شهر وارد می شد،یک سر در عظیم آجری قرار داشته که در هنگام گذشت از پل-بند افراد از زیر این سردر عظیم عبور می کرده اند.

مصالح بکار رفته در ساختمان این پل بند از سنگ لاشه و ملات ساروج بهمراه خاکستر است. عرض پی های پل ۷ متر و عرض دهانه های آبرو آن ۸ متر و ارتفاع از تاج تا کف پل ۱۰ متر است. در ساختمان این پل-بند از سنگهای تراشیده شده که بوسیله بست های فلزی به هم مرتبط شده اند استفاده شده و ۳ سال ساختن شادروان طول کشیده است. برای ساختن پل بند شادروان مسیر رودخانه را توسط سنگهای تراش و منظم فرش کرده و بوسیله بست های فلزی به هم محکم کرده اند. شادروان به معنی فرش و بساط گرانمایه و منقش می باشد. و چون از بند میزان تا شادروان کف رودخانه را توسط سنگ های تراش منظم فرش کرده اند به شادروان معروف می باشد. یکی از دلایل ساخت این پل بند عظیم بخاطر بالا آوردن و آرام نمودن جریان آب توسط پی و پایه های پل بند شادروان و ورود آن به نهرداریون برای آبیاری مزارع میان آب بوده است.

به گفته حکیم فردوسی بزرگ در شاهنامه به موجب روایات شرقی شاپور یکم شاهنشاه ساسانی پس از اسارت والریانوس امپراتور روم او را مجبور کرد که در ساختمان سد نزدیک به شوشتر کار کند.این سد ۱۵۰۰ قدم طول داشت و هنوز هم برای برگرداندن آب کارون به مزارع بکار می رود. احتمال قوی می رود که شاهنشاه ایران اسیران رومی را در ناحیه گندی شاپور و شوشتر مستقر کرده باشد. ایرانیان به مهارت رومیان در فنون بسیار اهمیت می دادند و بلاشک هم سد و پل بزرگ شوشتر عمل مهندسین رومی است .این پل-بند به همراه ۱۵ اثر تاریخی آبی دیگر شوشتر بصورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

پل شوشتر و اشاره‌ی شاهنامه به آن
بر پایه‌ی گفته‌ی فردوسی، شادروان شوشتر بر روی رودخانه‌ی «گرگر» به دستور شاپور نخست ساسانی و به رازی‌گری« برانوش» بنیان نهاده شده است .

برانوش یکی از چند رازی‌گری است که شاهنامه از آن نام می‌برد. برپایه‌ی شاهنامه برانوش سپه‌دار سرزمین بالوینه در روم بوده که در نبردی به دست شاپور گرفتار آمد

همی برد هر سو برانوش را

بدو داشتی در سخن گوش را

یکی رود بد پهن در شوشتر

که ماهی نکردی بروبر گذر

برانوش را گفت گر هندسی

پلی ساز آنجا چنانچون رسی

که ما بازگردیم و آن پل به جای

بماند به دانایی رهنمای

به رش کرده بالای این پل هزار

بخواهی ز گنج آنچ آید به کار

تو از دانشی فیلسوفان روم

فراز آر چندی بران مرز و بوم

چو این پل برآید سوی خان خویش

برو تازیان باش مهمان خویش

ابا شادمانی و با ایمنی

ز بد دور وز دست اهریمنی

به تدبیر آن پل باستاد مرد

فراز آوریدش بران کارکرد

بپردخت شاپور گنجی بران

که زان باشد آسانی مردمان

چو شد شه برانوش کرد آن تمام

پلی کرد بالا هزارانش گام

چو شد پل تمام او ز ششتر برفت

سوی خان خود روی بنهاد تفت

عکس : خوز نیوز

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول که با نام بازار قدیم دزفول نیز شناخته می‌شود، حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد و محل داد و ستد و تامین نیازهای عشایر ییلاقات زاگرس و قشلاق خوزستان بوده است. این بازار شامل چندین راسته می‌شود که هر کدام از راسته‌ها مخصوص به صنفی خاص بوده‌اند. برخی از این راسته‌ها بازار آهنگران، بازار بزازان، بازار خراطان و بازار زرگران نام داشته‌اند. قدیمی‌ترین بنای حاضر در بازار دزفول مقبره شیخ اسماعیل قصری است. همچنین از چندین کاروانسرای آن، تنها یکی دو بنای مخروبه به جای مانده‌اند. در این بازار می‌توانید انواع صنایع دستی از قبیل خراطی (شامل ساخت شمعدانی و قلیان و…) کپو و کرتله‌بافی، گلیم‌بافی، سجاده‌بافی، ورشوسازی ، طلاسازی و نمدمالی را تهیه کنید. با توجه به ارزش تاریخی، بازار کهنه دزفول به‌عنوان یکی از جاهای دیدنی دزفول میزبان گردشگران داخلی و خارجی است و در ۲ آبان ۱۳۵۶، با شماره ثبت ۱۵۴۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

عکس: پبمان حمیدی پور

لینک کوتاه: snn.ir/004jKF

0

تصویر نویسنده خوزتوریسم

روزی روز گاری ( محله ای )محلات رامهرمز

روزی، روزگاری، محله‌ای
(محلات رامهرمز
)
در دوره‌ی قاجار که خوانین بختیاری، رامهرمز را از دولت وقت خریداری کردند، جنگ بین طوایف بختیاری و عرب بر سر غارت شهر، خاتمه یافت و شهر به آرامش نسبی رسید. این آرامش و امنیت سبب شد تا رامهرمز دوباره رونق گذشته را بازیابد. به همین دلیل، افراد زیادی از شهرهای اطراف به رامهرمز مهاجرت کردند. رامهرمز دارای بازاری بزرگ و چند کاروانسرا بود و این خود نشان‌ از رونق تجارت در این شهر داشت.

در گذشته شهرها در شرایط خاصی رشد و گسترش می‌یافتند‌ و دارای محلات متعدی بودند. در محله‌ها معمولاً چند خانواده از یک طایفه یا نسبت فامیلی، در کنار هم زندگی می‌کردند. این محلات در ارتباط با هم بودند و هر کدام کارکرد خاص خودشان را داشتند. محله‌ها دارای مرکز محله بودند که محل تجمع مردم برای مراسمات خاصی بود. شهر تاریخی رامهرمز هم دارای چند محله بود. اما با توجه به اینکه رامهرمز، باغ‌شهر بود و باغات متعددی داشت محل تجمع مردم اغلب در کنار نهرهای آب، در سایه درختان و یا حتی در خانه‌هایشان بود. در هر کدام از این محله‌ها حسینیه‌ای وجود داشت که در مراسم عاشورا، مردم هر محله، در آنجا تجمع می‌کردند.‌

مراسم عاشورا به صورت مفصل در رامهرمز برگزار می‌شد. با توجه به تنوع اقوام ساکن در رامهرمز که هر کدام آداب و رسوم خاص خودشان را داشتند، مراسم عاشورا را برگزار می‌کردند و این مراسم از چنان اهمیتی برخوردار بود که اگر گاهی به صورت اتفاقی، دسته‌ی عزاداری یک محله، وارد محله‌ی دیگر می‌شد، بین آنها نزاع و درگیری رخ می‌داد.

به گفته بزرگان شهر، این تنها کشمکشی بود که در رامهرمز اتفاق می‌افتاد. زیرا اقوام مختلف همواره با صلح و آرامش در کنار هم زندگی می‌کردند. گاهی هم مراسمات خاصی در قسمت سرای بازار رضاخانی بر پا بود. مثلاً مراسم زورآزمایی پهوانان در آنجا اجرا می‌شد و مردم برای تماشای مراسم در آن مکان جمع می‌شدند. محله‌های رامهرمز عبارت بودند از: محله‌ی علمدار، محله‌ی بهبهانی‌ها، محله‌ی هفت‌تن، محله‌ی دزفولی‌ها، محله‌ی شوشتری‌ها، محله‌ی گچ کوب‌ها، محله‌ی تُل ناردُنگی، محله‌ی عشق آباد، محله‌ی درویشان و محله‌ی ییلاقی‌ها (اِیلاقی‌ها). به نظر می‌آید

قدیمی‌ترین محلات رامهرمز دو محله‌ی هفت‌‌تن و تُل ناردُنگی باشند. هر کدام از این محلات وجه تسمیه خاص خودشان را داشتند. مثلاً نامگذاری دو محله‌ی علمدار و هفت ‌تن به دلیل وجود دو بقعه‌ی علمدار و هفت‌تن است. در محله‌های دزفولی‌ها، شوشتری‌ها، بهبهانی‌ها و ییلاقی‌ها، همانطور که از نام‌شان مشخص است، اقوام دزفولی، شوشتری، بهبهانی و ییلاقی (در رامهرمز افرادی را که از مناطق ییلاق نشین مانند: استان‌های اصفهان و چهارمحال بختیاری به رامهرمز مهاجرت کردند، ییلاقی می‌گفتند) ساکن بودند.

در محله‌ی عشق‌آباد هم نهر آبی وجود داشت. در حاشیه‌ی آن درختان بلندی بود که ساکنان محله، در سایه‌ی آن‌ها جمع می‌شدند و ساعت‌ها مشغول گپ و گفت بودند.

مردم شهر می‌گویند: همیشه صدای جشن و شادی از این محله بلند بود. از این روی به این محله عشق‌ آباد می‌گفتند. در محله‌ی درویشان، چند خانواده درویش ساکن بودند که نام محله به این دلیل است.

معماری بناهای رامهرمز با استفاده از گچ و سنگ بود. از این رو کوره‌های گچ پزی متعددی در رامهرمز بود که گچ بناها را تأمین می‌کرد.پس به این محله‌ گچ‌کوب‌ها می‌گفتند.

در منطقه‌ی تُل ناردُنگی باغ‌های انار خوبی بود که دانه‌ی انار خشک شده‌ی آن (در گویش رامهرمزی به آن ناردُنگمی‌گویند) معروف بود. پس نام این محله تُل ناردُنگی شد. تُل در گویش بختیاری به معنی تپه است.

در دهه‌ی ۴۰ پس از خیابان کشی در شهر رامهرمز، کارکرد محله‌ها به نوعی تغییر یافت. زیرا این معابر از میان محله‌ها و بازار اصلی شهر عبور کرد و به مرور نام معابر اهمیت پیدا کرد. مثلاً خیابانی به اسم شاپور وجود داشت که با گذشت زمان مردم به آن محله‌ی شاپور می‌گفتند.امروزه هم مردم شهر، برخی محله‌ها را با همان نام پیشین می‌شناسند، مانند: محله‌ی علمدار، هفت‌تن، تل ناردنگی، شوشتری‌ها و ایلاقی‌ها. زیرا این محله‌ها، محلات مسکونی بودند که همچنان افراد قدیمی یا فرزندان آن‌ها در آنجا سکونت دارند.

اما محله‌ی گچ کوب‌ها به کلی تغییر کرد. زیرا شهر گسترش یافت و کوره‌ها به صورت کامل از بین رفتند. محله‌ی درویشان هم کاملاً تغییر کرده است.
امروزه محدوده‌‌ی این محلات قدیمی روی نقشه‌‌ی شهری رامهرمز مشخص شده و به آن بافت تاریخی می‌گویند. بافت تاریخی رامهرمز، متأسفانه بسیار مضطرب بوده و ساخت و سازهای متعددی در آن در حال انجام است. این مسأله هویت مردم رامهرمز را نشانه گرفته است. تخریب‌ها چنان‌ در حال پیشروی است که گویا این شهر هیچ‌گاه تاریخ و پیشینه‌ای نداشته است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازار تاریخی رامهرمز..شکوه گمشده

بازار تاریخی رامهرمز؛ شکوه گمشده

شهر تاریخی رامهرمز به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی خاص از شهرهای مهم تجاری محسوب می‎شد. از این رو در این شهر بازار پر رونق به همراه چند کاروانسرا وجود داشت. بزرگان شهر می‌گویند در گذشته رامهرمز بارانداز بود ( یعنی محل انبار کالا) و سپس کالا از رامهرمز به شهرهای دیگر می‎رفت.

تعیین دقیق قدمت بازار نیاز به گمانه زنی و مطالعات بیشتری دارد. با توجه به شواهد معماری و ساخت و سازهایی که در دوره قاجار در رامهرمز انجام شد قدمت بازار را متعلق به این دوره می‎دانند. اما احتمال می‎رود با توجه به منابع مکتوب، بازار زیبایی که در قرن چهار و قرون بعد از آن سخن می‎رود همین بازار باشد.
مقدسی جغرافی‎دان قرن چهارم در کتاب خود درباره‎ی بازار رامهرمز چنین می‎نویسد:
«راﻣﻬﺮﻣﺰ ﻗﺼﺒﻪ ﺑﺰرﮔﻲ اﺳﺖ و ﺑﺎزارﻫـﺎي ﺑـﺴﻴﺎر و ﭘﺮﻧﻌﻤـﺖ دارد، ﻣـﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ زﻳﺒﺎﻳﻲ دارد ﻛﻪ در ﮔﺮد آن ﺑﺎزارﻫﺎي آﺑﺎدي ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪه و از ﺑﻨﺎﻫﺎي ﻋﻀﺪاﻟﺪوﻟﻪ دﻳﻠﻤﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ، اﻳﻦ ﺑﺎزارﻫﺎ ﺳﻨﮓ ﻓﺮش، ﻣﺴﻘﻒ، ﭘﺎﻛﻴﺰه، زﻳﺒﺎ و روﺷﻦ اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺑﺎزارﻫﺎ درﻫـﺎﻳﻲ دارد ﻛـﻪ ﺷـﺐ ﺑـﺴﺘﻪ ﻣـﻲ ﺷﻮﻧﺪ هیچ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﺪارد، و در اﻳﻦ ﺑﺎزارﻫﺎ، ﺣﺼﻴﺮﺑﺎﻓﺎن ﺳﻜﻮﻧﺖ دارﻧﺪ و درﺑﺎزار ﺑﺰازها تیمچه خوبی ﻫﺴﺖ».
اﻳﻦ ﻣﺴﺘﺸﺮق ﻣﺸﻬﻮر ﻧﻴﺰ در ﻛﺘﺎب ﺧﻮد ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: «در ﻗﺮن ﭼﻬﺎرم راﻣﻬﺮﻣﺰ از ﺣﻴﺚ ﻛﺮم اﺑﺮﻳﺸﻢ ﻛﻪ در آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ آﻣﺪ و اﺑﺮﻳﺸﻤﻲ ﻛﻪ از آﻧﺠﺎ ﺻﺎدر ﻣﻲﮔﺮدﻳﺪ ﺷﻬﺮت داﺷﺖ و در آن ﺷﻬﺮ، ﻣﺴﺠﺪي ﺑﺎ ﺷﻜﻮه و ﺑﺎزارﻫﺎﻳﻲ ﻣﻌﻤﻮر از ﺑﻨﺎﻫﺎي ﻋﻀﺪاﻟﺪوﻟﻪ دﻳﻠﻤﻲ واﻗﻊ ﺑﻮد. ﺑﺎزارﻫﺎي آن ﺷﻬﺮ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ دﻛﺎن‎های ﺑﺰازي و ﻋﻄﺮﻓﺮوﺷﻲ و ﺣﺼﻴﺮﺑﺎﻓﻲ ﺑﻮد درﻫﺎﻳﻲ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﺷـﺐ ﺑـﺴﺘﻪ ﻣـﻲ ﺷـﺪ. ﺗﺎ زﻣﺎن ﻣﺴﺘﻮﻓﻲ ﻫﻨوز راﻣﻬﺮﻣﺰ ﺷﻬﺮي آﺑﺎد ﺑﻮد، ﻏﻠـﻪ و ﭘﻨﺒﻪ ﻓﺮاوان داﺷﺖ و در آن وﻻﻳﺖ ﻧﻴﺸﻜﺮ ﻫﻢ ﻣﻲ روﻳﻴﺪ».
در دهه چهل ورود اتومبیل به شهرهای ایران و کشیدن جاده سبب تغییر در ساختار بافت ارگانیک بسیاری از شهرها شد. در رامهرمز دو جاده اصلی شهر از میان بازار کشیده شد و بخشی از بازار از بین رفت.
معماری مغازه‎ها با گچ و سنگ و خشت بود و سقف‎شان به صورت منحنی با سازه‎های طاقی شکل بود. از اواخر دهه پنجاه به بعد ساختار بسیاری از مغازه‎ها تغییر کرد. متأسفانه از همان زمان نظارتی بر ساخت و سازها نبود.
پوشش اغلب مغازه‎ها از حالت منحنی به تخت تغییر شکل پیدا کرد. در سال‎های اخیر الگوهای ناهمگن و نامتناسبی در بازار ایجاد شد که با قدمت و اصالت بازار هیچ تناسبی ندارد. بازار هویت رامهرمز و عنصری مهم در تاریخ شهر است که از گذشته تا کنون همچنان پویا باقی مانده است. در این بازار قدیمی بنا بر نیاز مردم مشاغلی چون؛ مس‎گری، نمد مالی، گیوه دوزی، روفوگری، شیرینی پزی و ... بود. اما از آن مشاغل قدیمی تنها بازار میوه و سبزی با همان کاربری گذشته وجود دارد و این راسته از بازار به گونه‎ای پویا است که همچنان در حال گسترش است. در دو سال گذشته یکی از معابر منتهی به بازار دست فروشی سبزی، صیفی جات و میوه ایجاد شده و این محور و خود بازار در صورت ساماندهی می‎تواند یکی از کانون‎های اصلی گردشگری رامهرمز باشد.. متأسفانه بازار رامهرمز در حال حاضر از شرایط مناسبی برخوردار نیست و طرحی که توسط شهرداری در حال اجراست سنخیتی با اصالت و معماری پیشین بازار ندارد.
همچون رواقی که با نمای سنگ در خیابان امام و در مجاورت بازار رضاخانی اجرا شده و تناسبی با معماری ایرانی و بومی رامهرمز ندارد. عناصر معماری گذشته هویت ما هستند. استفاده از معماری، مصالح و المان‎های بی‎هویت و نامتناسب با شهرها جنایت بزرگی است.
پدران ما از بازار رامهرمز خاطرات بسیار دارند. شکل‎گیری حس خاطره جمعی همواره از اساسی ترین اصول و مفاهیم در فضاهای شهری بوده است. خاطره جمعی هر منطقه متناسب با فرهنگ و آداب خاص آن منطقه ساخته می‎شود و به مرور زمان به حافظه‎ی جمعی می پیوندد.
ساختار فیزیکی (معماری و کالبد) و فعالیت آن فضا را معنا دار می‎کند. شهرها با خاطره جمعی معنا دار می‎شوند. حفظ عناصر مهم شهری که از سالیان دور در ذهن مردم باقی مانده از اصول مهم طراحی شهری در تمام دنیاست. بهسازی بازار رامهرمز متناسب با الگوی معماری پیشین حداقل کاری است که می‎توان برای این شهر تاریخی انجام داد.

نگارش و عکس : سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

کشف یک تونل مربوط به جنگ جهانی دوم در زیر محوطه راه آهن اهواز/ قابلیت جذب گردشگر دارد

کشف یک تونل مربوط به جنگ جهانی دوم در زیر محوطه راه آهن اهواز/ قابلیت جذب گردشگر دارد

یک فعال میراث‌فرهنگی و گردشگری در خوزستان از وجود یک تونل مربوط به دوران جنگ جهانی دوم در زیر محوطه راه‌آهن اهواز به سمت بیمارستان رازی و رودخانه کارون خبر داد و خواستار راه‌اندازی این بخش به عنوان موزه، گالریِ با کاربری گردشگری شد.

به گزارش خبرنگار رکنا از خوزستان، مجتبی گهستونی فعال مدنی و از کارشناسان حوزه گردشگری خوزستان با اشاره به ساخت و قدمت این تونل گفت: در زیر محوطه راه‌آهن اهواز تونلی از زمان شکل‌گیری راه‌آهن با ارتفاع حدود 3 متر و عرض 2 متر وجود دارد که با برخورداری از راهرو، اتاق و سالن، قابلیت احیا و تبدیل آن به موزه راه‌آهن و هرگونه کاربری فرهنگی دیگری وجود دارد.

این فعال میراث‌فرهنگی و گردشگری به ضرورت مرمت و احیا تونل مورد نظر اشاره کرد و یادآور شد: با توجه به نقش و اهمیت راه‌آهن در اهواز طی حدود یکصد سال اخیر و نردیکی راه‌آهن به رودخانه و تعلق بیمارستان رازی به راه‌آهن که نام راه‌آهن هم از همین مکان گرفته شده، مشاهده بخش‌هایی از تونل زیرزمینی در محدوده‌ای از راه‌آهن‌ نشن می دهد که این تونل می تواند برای انتقال و سرعت بخشی در دسترسی افراد به بیمارستان و برعکس جانمایی شده باشد.

مجتبی گهستونی در ادامه افزود: با وجود ثبت جهانی راه‌آهن و قدمت و ارزش راه‌آهن جنوب، مرمت و احیا این تونل زیرزمینی که به بیرون از محوطه راه‌آهن دسترسی دارد باید در اولویت قرار بگیرد تا به عنوان بخشی از تاریخ یک میراث جهانی نه تنها مورد بازدید عموم، بلکه در پژوهش های دانشگاهی و کارشناسی از آن استفاده گردد.

گهستونی با تاکید براین موضوع که در حال حاضر تونل و تمامی اتاق‌های آن متروک مانده اند، گفت: ورودی بنا آجری و راهرو آن با دیوارکوب چوبی و سقف آن با دیوار کاذب تزئین شده است و تاکنون نه تنها از این اتاق ها استفاده ای نشده، بلکه به حال خود رها شده اند.

وی درباره کاربری این تونل نیز افزود: در پیش از انقلاب از این مکان به عنوان دفاتر ستادی و در دوران جنگ تحمیلی به عنوان محلی برای بایگانی اسناد، کارگزینی و پناهگاه مورد استفاده قرار می‌گرفت.

او ادامه داد: از تونلی که به سمت رودخانه کارون هدایت می‌شود نیز در دهه‌های نخست شکل‌گیری راه‌آهن و دوره‌های بعد و به خصوص در دورانی که کشتی‌رانی در کارون رونق داشت برای انتقال ادوات نظامی و تونل دسترسی به بیمارستان رازی (راه‌آهن) برای انتقال مجروحین مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت.

گهستونی درباره مصالح به کاررفته در بنا یادآور شد: وردی بنا آجری و راهرو آن با دیوارکوب چوبی و سقف آن با دیوار کاذب تزئین شده است. در صورت بهره‌برداری صحیح از بنگله‌های مسکونی و بهره‌برداری از تونل زیرزمینی، راه‌آهن جنوب نقش قابل توجه‌ای در حفظ میراث‌فرهنگی و توسعه گردشگری ایفا خواهد کرد

اهواز از جمله شهرهای ایران است که دو ایستگاه مرکزی راه‌آهن دارد. در ایستگاه «کارون» قطار به سمت شرق خوزستان و ایستگاه «امانیه» به سمت جنوب خوزستان و شمال ایران می‌رود.

اداره کل راه آهن جنوب در حال حاضر دارای سه محور اهواز - اندیمشک (‌تا ایستگاه هفت تپه)، محور اهواز - بندر امام خمینی (ره) – ماهشهر، محور اهواز - خرمشهر – شلمچه است.

این اداره کل در مجموع دارای ۱۸ ایستگاه است و طول خطوط اصلی موجود ۴۷۴کیلومتر و طول خطوط فرعی (مانوری و صنعتی – تجاری) حدود ۱۹۸کیلومتر می‌باشد .همچنین شبکه ریلی استان خوزستان جمعاً حـدود ۶٪ درصـد طول شبـکه ریلی کشـور را تشکیل می‌دهد. راه‌آهن جنوب از نظر جابجایی بار و از نظر جابجایی در زمره استان‌های برتر قرار دارد.

گزارش و گفتگو: بهنام رضایی مالمیر/رکنا

photo_2023-11-25_09-06-07photo_2023-11-25_09-06-13

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ