خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

چگونه "بوت کلاب" به گل نشست؟!

چگونه "بوت کلاب" به گل نشست؟!

چگونه

سید نعمت اله امام

"بوت كلاب" اهواز در واقع يك ناو بازمانده از جنگ دوم جهاني بود كه شركت نفت انگليس و ايران آن را خريداري كرده و به باشگاهي براي كاركنان خود در ساحل كارون- نزديك منطقه خرم كوشك- تبديل كرده بود.

در دوران جنگ و پس از آن، ميزان مهاجرت کارکنان ماهر و باسواد صنعت نفت افزایش یافته بود و ادامه خدمت براي افراد خبره جاذبه ای نداشت. بويژه اين كه شرایط نامناسب و گرمای جنوب، سبب مي شد افراد غیربومی رغبتی چنداني به ادامه کار در مناطق نفتخیز نشان ندهند.

از اين رو شرکت سابق نفت برای جذب نیروهای کارآمد و نگهداری افراد موجود، تغییراتی در مقررات اداری و استخدامی داده و جاذبه های بیشتری فراهم مي کرد تا کارکنان خارجی و ایرانی به خدمت در جنوب ترغیب شده و میزان پایبندی آنان به نفت افزوده شود. البته در این راستا بعضی از مدیران ارشد ایرانی، مانند مصطفی فاتح نيز تلاش هاي زیادی کردند، که از خدمات ارزنده آنها نباید غافل بود.

به هر روي احداث باشگاه های متعدد برای پر کردن اوقات فراغت کارکنان، ایجاد فروشگاه های کارمندی در هر منطقه، ارائه کلیه مایحتاج زندگی، اعم از پوشاک، مواد غذایی، کفش و حتی دوچرخه و خودرو كه اکثرا وارداتی از انگلستان بود و به صورت اقساطی داده مي شد، از جمله اين تسهیلات بود.  

در اهواز علاوه تاسيس بر باشگاه های نفت، گلف و بیس بال و ..... یک فروند ناو انگليسي متعلق به ارتش انگلستان از سوي شركت نفت خريداري شد. اين ناو در حين جنگ آسيب ديده و احتمالا فروش آن به شركت نفت، باصرفه تر از انتقال آن به انگلستان، انجام تعميرات يا اسقاط آن بود.

شركت نفت نيز پس از خريداري، ناو را سريعا به باشگاهي در ساحل کارون تبديل كرد كه آماده پذیرایی و ارائه خدمات به کارمندان رتبه 12 به بالا (از سیستم 20 رتبه ای) و یا اصطلاحا "سینیور" بود.

موتورخانه این ناو تبدیل به آشپزخانه شده، عرشه و طبقه همکف سالن پذیرایی و غذاخوری و طبقه دوم کتابخانه و قرائت خانه بود. بعدها با توجه به افزایش اعضاء، یک فروند بارج نیز در کنار آن مستقرشد که به وسیله راهرويي چوبی به ناو متصل مي شد.

از اين بارج به عنوان غذاخوری روباز تابستانه استفاده می شد. گاه نيز افرادی که قایق شخصی داشتند يا قایق های شرکتی، در کنار بارج مزبور لنگر انداخته و قایق هاي خود را به آن می بستند.

اما با گذشت يكي دو دهه، به دليل بی توجهی و عدم انجام تعمیرات ضروری، بدنه ناو دچار پوسیدگي شد و اندك، اندك آب به داخل آن نفوذ کرد. مسئولين شركت نفت به فكر چاره افتادند و برای جلوگیری از نفوذ آب، راه حل هاي مختلفي را پيشنهاد كردند، اما ظاهرا هيچ كدام از اينها موثر واقع نمي شد و كشتي روز به روز بيشتر در آب فرو مي رفت.

بالاخره پیشنهاد اندودکاری بخش زیرین ناو به وسیله بتن مطرح شد، بنا بر اين از کف تا بخشی از بدنه، با حجم زیادی از بتن پوشيده شد، با اين تصور كه بتن جلوي نفوذ بيشتر آب را بگيرد. اما در نتيجه اين پيشنهاد غيركارشناسانه، نه تنها از نفوذ آب جلوگيري نشد، بلكه به دليل سنگيني بتن و افزايش وزن ناو، بر سرعت فرو رفتن آن در آب افزوده شد!

اين اتفاق اواخر سال 1340 رخ داد و به دنبال افزايش نگراني ها و به نتيجه نرسيدن هيچ كدام از ره حل ها، يك روز مسئولين شركت نفت در ساحل حاضر شدند تا بلكه راهي براي جلوگيري از غرق شدن بوت كلاب پيدا كنند. در همين حين فرزند رئيس منطقه اهواز كه پسري بسيار شلوغ و بازيگوش هم بود، به سمت پدرش دويد و در حالي كه دستش را به علامت میکروفن جلو صورت او گرفته بود، پرسید: "نظر شما در مورد با غرق شدن باشگاه چیست؟"

حركت اين پسربچه در حالي كه نگراني و سكوت عميقي همه را فراگرفته بود، موجب خنده حاضران شد.

سرانجام ناو مزبور غرق شد و از آنجا كه در محل عمیق کارون قرار داشت، فقط دودکش آن بیرون ماند. بعدها به جای آن "باشگاه ساحل" در کنار رودخانه کارون و نزدیکتر به محوطه خرم کوشک احداث شد که هم اکنون نیز مورد استفاده است.

1- Boat Club

تصویر نویسنده خوزتوریسم

"چاه شماره يك" بدون همكاري اقوام محلي به نفت نمي رسيد

زنشسته و پيشكسوت نفتي در مسجد سليمان:

"چاه شماره يك" بدون همكاري اقوام محلي به نفت نمي رسيد

چند روز قبل از كشف نفت، نامه اي از كنسولگري انگليس در بندر عباس آمد كه كار را تعطيل كنيد، چون به نفت نمي رسيد، اما رينولدز با جلب همكاري اقوام محلي كار را ادامه داد و نفت از چاه شماره يك فوران كرد.

مراد برنا، بازنشسته صنعت نفت در شهر مسجد سليمان، كه پدر و پدربزرگش نيز حفار نفت بوده اند، در سن 84 از خاطرات و شنيده هايش مي گويد: هر دو پدربزرگ من در نفت كار مي كردند و از آنها شنيدم كه اندكي پيش از آن كه چاه شماره يك مسجد سليمان به نفت برسد، تلگرافي از كنسولگري انگليس در بندر عباس براي رينولدز آمد به اين مضمون كه چاه به نفت نمي رسد و بهتر است كارگرها را مرخص كند و به كار خاتمه دهد.

برنا مي افزايد: در اين تلگراف دستور داده شده بود كه پول كارگرها را بدهند و آنها را مرخص كنند. دستگاه ها و ماشين ها را هم ببرند درخزينه تا از آنجا سوار كشتي كنند و از طريق دريا بفرستند به انگلستان. اما رينولدز اين كار را نكرد، او ده روز كارگران را مرخص كرد و گفت بعد از اين ده روز به شما خبر مي دهم. بعد شروع كرد با رايزني با خان بختياري و خان شوشتري تا رضايت آنها را براي همكاري جلب كند.

به گفته اين بازنشسته و پيشكسوت نفتي، رينولدز mبه آنها گفت وقتي دريل مي زنيم، گل چرب بيرون مي آيد و به اصطلاح چاه به بود خورده است و با وعده هايي توانست نظر آنها را براي همكاري جلب كند.

برنا مي افزايد: ايل هاي بختياري و شوشتري پول دادند و كارگرها را آوردند و رينولدز هم پيشنهاداتي به آنها داد، هر چند بعدها انگليسي ها زير بار آنها نرفتند، البته محلي ها ارزش نفت را به خوبي نمي دانستند و مدتي طول كشيد تا فهميدند اين ماده بد بو چقدر براي كل كشور ارزش دارد.

برنا كه تعدادي عكس قديمي و اسناد قديمي از دوران كاري خود را هم به موزه نفت اهدا كرده است، مي گويد: من در سال 1327 و در حالي كه فقط 15 سال داشتم به نفت وارد شدم و 46 سال در نفت خدمت كردم وآخرين سمت من هم سرپرست راديو و بي سيم در واحد مخابرات بود.

او به ياد مي آورد زماني را كه با مورس كار مي كرد و شركت نفت از اين طريق با كنسولگري انگليس در ايران و يا مستقيما با انگلستان تماس مي گرفت.

برنا كه در سال 1359 از كارگري به كارمندي ارتقاء يافته است، همچنين از تفاوت ها و اختلافات ميان كارگران و كارمندان در سال هاي دور كاري در شركت نفت مي گويد: مثلا يادم هست كه آن زمان يخچال نبود و در "مين آفيس" يك كارخانه يخ وجود داشت. اما اوايل فقط كارمندان يخ دريافت مي كردند و كارگران سهميه نداشتند، بعدها هر روز به ما پنج كيلو يخ مي دادند.

او همچنين از اتوبوس هايي با صندلي هاي چوبي ياد مي كند كه به "كارگري" معروف بودند و براي جابجايي كارگران از آنها استفاده مي شد.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی پترومیوزیم

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجدسلیمان؛ ۱۱۲سال پس از کشف اولین چاه نفت خاورمیانه

مسجدسلیمان؛ ۱۱۲ سال پس از کشف اولین چاه نفت خاورمیانه

پنجم خرداد سال ۱۲۸۷ هجری شمسی برای نخستین‌بار یک گروه اکتشاف نفت، در شهرستان مسجدسلیمان استان خوزستان در پی ماه‌ها حفر چاه، به نفت رسید. مسجدسلیمان به سرعت به شهری پیشرفته و مدرن با داشتن ده ها منطقه تفریحی و رفاهی همچنین کانونی برای اشتغال و درآمدزایی برای کشور ایران و حتی کشور انگلستان تبدیل شد و افراد بسیاری از نقاط مختلف ایران و حتی هندی ها و پاکستانی ها برای اشتغال به این شهر سرازیر شدند. کاهش تولید نفت در سال‌های پس از انقلاب، مسجدسلیمان را به حوزه‌ای حاشیه‌ای مبدل کرده و توسعه صنعت نفت در دهه 70 و 80، بدون توجه به این میدان پیش می‌رفت. دلیل اصلی نیز این بود که اغلب ذخایر نفتی قابل برداشت مسجدسلیمان، به تولید رسیده بود و سرمایه‌گذاری‌های جدید دارای صرفه اقتصادی نبود.

مسجدسلیمان دارای یکی از بالاترین نرخ‌های بیکاری در استان خوزستان است. نفت، بلای جان محیط زیست طبیعی و انسانی شهر شده است و در برخی محله‌ها، گاز یا نفت به صورت خودجوش از زمین بیرون می‌آید و آتش می‌گیرد. پراکندگی نفت و گاز در محیط، موجب بیماری‌های ریوی و تنفسی در این شهر شده است و همزمان خطرات آتش‌سوزی و انفجار نیز منازل اهالی را تهدید می‌کند. بسیاری از چاه‌های نفتی، در محدوده شهر هستند و همین مساله دهه‌هاست بهداشت و رفاه مردم را مختل کرده است. بسیاری از مناطق مسجدسلیمان، ساعاتی از روز را بدون آب سپری می‌کنند. در حالی که یکی از نخستین شبکه‌های فاضلاب شهری ایران در این شهر تاسیس شد، با وجود گسترش شهر، شبکه فاضلاب گسترش نیافت و هم‌اکنون دفع فاضلاب نیز به مشکلات بهداشتی شهر اضافه شده است

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مقاله بررسي وضعيت گردشگري جنگ در ايران و ارائه استراتژي براي توسعه آن

مقاله بررسي وضعيت گردشگري جنگ در ايران و ارائه استراتژي براي توسعه آن

 

چکیده:  

توسعه صنعت گردشگري در سالهاي اخير آن را به يکي از حوزه هاي اقتصادي داراي مزيت پايدار بدل کرده است.

برنامه ريزان و مجريان کلان اقتصادي کشورها، با هدف استفاده بهينه از اين مزيت اقتصادي اقدام به طراحي و اجراي برنامه هاي راهبردي مي نمايند. يکي از راهبردهاي اساسي در اين صنعت، توجه به گردشگري جنگ است. کشور ما به عنوان يکي از کشوري در نيمه دوم قرن بيستم درگير يک جنگ نابرابر بوده است داراي فرصت بسيار مناسبي براي حضور گردشگران داخلي و خارجي و ديدار آنها از مناطق جنگي و آثار مقاومت دليرانه مردم ايران در برابر تهاجم صدام و پشتوانه هاي بسيار بين المللي خودش است. براين اساس به منظور مطالعه جايگاه اين نوع گردشگر بر صنعت توريسم و مطالعه شرايط آن در ايران اين تحقيق انجام شده است. اين تحقيق به روش توصيفي – پيمايشي، بعد از بررسي و مرور ادبيات تئوريک طرح، با استفاده از پرسشنامه اي محقق ساخته، دادهاي مورد نياز جمع آوري شده است. نمونه هاي اين تحقيق به تعداد 200 نفر به روش نمونه گيري تصادفي از بين بازديدکنندگان مناطق جنگي انتخاب شده است. نتايج حاصله نشان مي دهد که عوامل نوستالژيک و فرهنگي عوامل اصلي انتخاب اين مناطق براي گردشگري و بازديد بوده است، و همچنين اکثريت نمونه هاي تحقيق آن را به عنوان يکي از حوزه هاي گردشگري مطرح کرده اند که در آينده نيز جايگاه خود را حفظ مي کند. بر اساس منايج حاصله مي توان گفت فقدان آگاهي مردم و فقدان برنامه ريزي از موانع اساسي اين نوع گردشگري در ايران است. نداشتن موزه جامع و کامل جنگ، نداشتن يادمان هاي مناسب، عدم تصويرسازي مناسب و منطقي از گفته ها و خاطره هاي رزمندگان دفاع مقدس، توجه به مسائل ظاهري در اعزام کاروان هاي راهيان نور، دست نايافتني کردن رزمندگان با تعبيرهاي نادرست، عدم معرفي اهداف و آرمان هاي شهدا و رزمندگان، رهاکردن مناطق و استان هايي که درگير جنگ بودند فقط به خاطر حفظ ظاهري مناطق جنگي و دولتي کردن اعزام ها به مناطق عملياتي جنوب کشور از مسائلي است که ذهن ها را کمتر به سمت گردشگري جنگي مي برد. مقاله حاضر به بررسي وضعيت گردشگري جنگ در ايران و به نتايج به دست آمده از آن اشاره مي کند.

برای دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

روزهای مقاومت ۳۵ روزه

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گزارش عبدالامیر نگهبان از مسجدسلیمان در سال 1306

گزارش عبدالامیر نگهبان از مسجدسلیمان در سال 1306

با پایان يافتن سلسله قاجار و انتقال سلطنت به رضا شاه پهلوی وفرزندان ذکور او ، اولین مجلسی که پس از این تغییر افتتاح شد ، مجلس ششم شورای ملی بود . با توجه به اوضاع در حال دگرگونی کشور ، نمایندگان تلاش كردند که با روش های مختلف توجه دولتمردان دولت جدید را به حوزه انتخابیه خود معطوف کنند. در این میان عبدالامیر نگهبان ، نماینده دوره ششم مجلس شورای ملی که فردی فرهیخته و فرهنگی بود ، کتابچه ای را با عنوان (اطلاعات مهمه راجع با اوضاع طبیعی و فلاحتی خوزستان) به نگارش و چاپ رساند .او در مقدمه این نگارش هدف از کار خود را به اینگونه شرح می دهد:
(به طور مختصر و اجمالی فهرستی از اوضاع جغرافیائی و طبیعی خوزستان را برای تذکر هموطنان خود به تحریر درآورده. امید است مقبول خاطر واقع شود.و انتظار دارم مقامات مربوطه نیز عطف توجهی به این قسمت زرخیز ایران بنمایند تا مشاهده کنند از چه نعمت های طبیعی و خداداده بی بهره مانده ایم.که هر گاه اقدام در عمران و آبادی سدهای مکسوره و مخروبه آن شده و درصدد استفاده از نعم طبیعی آن برآیند ابنای ایرانی غنی ترین مردم عصر خود و همدوش ملل راقیه و ستون دنیا می باشند.)

این کتابچه در بیست صفحه به رشته تحرير درآمده و تاریخ پایان نگارش آن هشتم تیرماه 1306 ذكر شده است . از موارد جالب در نگارش اين كتاب اشاره به اوضاع مسجدسلیمان دربین سالهای 1305 و 1306 است. نگهبان در این کتابچه در مورد مسجد سلیمان می نویسد: (محل استخراج نفت است- در آن جا قریب دویست و پنجاه چاه نفت توسط اداره نفت جنوب حفر شده و در حدود یکصد و شصت چاه آن مورد استفاده است – مؤسسات نفتی در آن جا زیاد می باشد (شرح آن از موضوع ما خارج است).خط آهن از مسجدسلیمان تا درخزینه که بندر مسجد سلیمان است برای حمل اشیاء اداره نفت به طول سی و سه میل (ده فرسخ) کشیده شده است.سه رشته لوله نفت از مسجد سلیمان تا عبادان در حدود چهل فرسخ کشیده شده که نفت از مسجد سلیمان به وسیله آن لوله ها به عبادان می رود و به طول این لوله ها در پنج نقطه مؤسسات اداره نفت بین عبادان و مسجد سلیمان تأسیس شده است.اهالی مسجد سلیمان تمام از کارگران نفت ،بختیاری ، اصفهانی ، شوشتری و غیره می باشند، در حدود ده هزار نفر جمعیت دارد.)

لازم به ذکر است که عبدالامیر نگهبان، نماینده دوره ششم مجلس شورای ملی از حوزه جنوب خوزستان از رجال سیاسی و فرهنگی خوزستان بود . او داماد شیخ خزعل و پدر دکتر عزت اله نگهبان(پدر باستان شناسی ایران) است. این کتابچه در قطع جیبی و به صورت تک رنگ منتشر شده است

امین زاده درویش کارشناس مدیریت موزه ها و مرکز اسناد صنعت نفت

پايگاه اطلاع رساني پتروميوزيم

تصویر نویسنده خوزتوریسم

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

آیا می دانستید نخستین آموزشگاه عالی صنعت نفت، وابسته به شرکت ملی نفت و یکی از قدیمی ترین واحد های آموزشی کشور در سال۱۳۱۸ با نام" آموزشگاه فنی آبادان" شروع به کار کرد که در سال ۱۳۴۱ به «دانشکده مهندسی نفت آبادان » و در سال ۱۳۶۸ به «دانشگاه صنعت نفت » تغییر نام یافت.

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،تاسیس آموزشگاه حرفه ای آبادان یکی از تعهداتی بود که در مقابل تمدید قرارداد دارسی به مدت 60 سال انجام گرفت؛ آموزشگاهی که الگوی اولیه هنرستان­ ها و نظام کاردانش در ساختار آموزش و پرورش ایران شد. در گذر از خیابان مرحوم دهداری آبادان، روبروی ورزشگاه تختی این شهر، ساختمان آموزشگاه حرفه ای پالایشگاه آبادان خودنمایی می کند.

تابلو رنگ و رو رفته سر در این ساختمان سال تاسیس آن را 1312 نشان می دهد که بیانگر سابقه تاریخی طولانی این ساختمان و آموزشگاه است. آموزشگاه حرفه ای آبادان حاصل تمدید قرارداد دارسی به مدت شصت سال با حکومت رضاخان بود. متعاقب مذاکرات خصوصی سرجان کدمن (Cadman) رئیس کل شرکت نفت ایران و انگلیس با دولت ایران در خرداد 1312 حق السهم ایران از عواید نفت به بیست درصد سود سهام بعلاوه چهار شیلینگ در هر تن نفت صادراتی افزایش یافت. حوزه امتیاز شرکت نفت به یکصد هزار کیلومتر مربع در ایالت خوزستان و کرمانشاه محدود شد و شرکت متعهد شد برنامۀ آموزشی سریعی برای ایرانیان در زمینه مشاغل فنی صنایع نفت عهده دار شود و همان طور که گفته شد، در مقابل مدت امتیاز نفت به مدت شصت سال تمدید شد.  

    همچنین قرار شد که از تعداد کارکنان غیرایرانی شرکت کاسته شود و سرویس های حمل و نقل و مخابرات شرکت در صورت لزوم در اختیار مقامات ایرانی گذارده شود. بدین ترتیب پالایشگاه آبادان برای تربیت نیروی فنی ایرانی، آموزشگاهی را تحت عنوان  Artisan school یا آموزشگاه حرفه‌ای که به «کارخانه‌ی کارآموزان» نیز معروف بود، تاسیس کرد؛ آموزشگاهی که الگوی اولیه هنرستان­ها و نظام کاردانش در ساختار آموزش و پرورش ایران شد. اندکی بعد شهرهای اهواز، مسجد سلیمان و آغاجاری نیز دارای آموزشگاه های فنی و حرفه ای شدند.    

   این آموزشگاه حرفه‌ای با مدیریت بسیار قوی و سختگیر، از بین نوجوانان - در هر سطح اجتماعی- جذب کارآموز می‌کرد. نکته جالب این بود که کارآموزان، می‌توانستند در نظام آموزش و پرورش مرسوم آن زمان در رشته های ریاضی، طبیعی و ادبی تحصیلات نظری خود را ادامه دهند و موفق به اخذ دیپلم متوسطه شوند و همزمان در آموزشگاه حرفه‌ای به فراگرفتن اصول اولیه صنعت و تکنولوژی بپردازند.   در پایان دوره، براساس هوش، استعداد و توانایی فنی آنها را بین واحدهای مختلف پالایشگاه مثل برق، آب و مکانیک، تراشکاری، عملیات پالایش و... به عنوان کارگر فنی تقسیم می‌کردند. البته آنهایی که موفق به اخذ دیپلم می‌شدند خیلی زود به درجه کارمندی ارتقاء یافته و از حقوق و مزایای بالاتری برخوردار می شدند.      

بدون شک، آموزشگاه حرفه‌ای نقشی غیرقابل انکار در ساختار اجتماعی آبادان داشته زیرا تربیت چندین هزار نفر نیروی تکنسین فنی قابل و ماهر که بیشتر آنها جزو مدیران صنعت نفت کشور شدند، در کنار دانشگاه صنعت نفت آبادان (AIT) که تربیت نیروی متخصص عالی رتبه نفت را برعهده داشت، موجب بالندگی، هدفمندی و پرورش نگاه صنعتی در جزئی ترین لایه های اجتماعی شهر آبادان بود.   و رفتارشناسی آبادانی ها در شهری که صنعت، تکنولوژی ‌وابزارهای نوین در تمامی لایه های اجتماعی آن رسوخ کرده بود و جمعیت قابل توجهی از آن را تکنسین های فنی و مجرب تشکیل می‌داد در مقایسه با سایر شهرها که ارتباطات اجتماعی بر پایه نیازها و تعاملات پیشه ‌ورانه، کشاورزی، صید و...بنا شده بود، ما را به نکات بسیار ویژه‌ای در نگاه جامعه شناسانه به آبادان می‌رساند.      

تعطیلی آموزشگاه حرفه‌ای منجر به جایگزینی هیچ گزینه‌ همسطح دیگر در این شهر نشد و آموزش های فنی‌ و حرفه‌ای و هنرستان های فنی نیز با تمام غنا، تلاش و پشتکاری که در امر آموزش بروز ‌دادند، هیچ گاه نتوانستند جایگاهی را که «آموزشگاه حرفه‌ای» از نظر هدفمندی، ایجاد انگیزه، تضمین اشتغال، تحکیم روابط انسانی بین کارآموزان، وجدان کاری و درنهایت پیوند اجزای اجتماعی شهر دارا ‌بود، به دست آورند.  

تفکرمدیریتی آموزشگاه حرفه‌ ای آنقدر جامع نگر بود که علاوه بر اهمیت به سطح آموزش فنی و نظری کارآموزان، به اوقات فراغت و کاهش ناهنجاری های روانی و جسمی ایشان نیز دقت می‌کرد و تاسیس «باشگاه کارآموزان» که یک باشگاه تمام عیار اجتماعی، ورزشی، هنری و... بود نیز درهمین راستا صورت گرفت.    

   در حقیقت، این سیستم برای تمام اوقات شبانه روز کارآموزان برنامه ریزی کرده بود تا حتی دوستان خود را نیز از بین افراد کوشا و هدفدار همچون خودشان انتخاب کنند، حتی اوقات فراغتشان را نیز باهم باشند و از ارتباط با افراد تنبل، بی کاره و بی انگیزه دوری کنند.   این افراد بعدها در پالایشگاه استخدام و با همان دوستان همکار اداری و همسایه خانگی می شدند و خانه سازمانی می‌گرفتند. به این ترتیب بعد از ده ها سال، این تفکر منجر به دوستی های بسیار عمیق و رفتار سازمانی مسئولانه در میان ایشان می شد.    

   اکنون آموزشگاه حرفه ای پس از سالیان دراز خاموشی و فراموشی، با دستور بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت به بخشی از طرح موزه ها و اسناد صنعت نفت ایران و موزه نفت آبادان تبدیل می شود. آموزشگاه حرفه ای، جرثقیل تاریخی اکوان، مجتمع فرهنگی انکس و منازل تاریخی پالایشگاه، نیروگاه تاریخی تامین برق پالایشگاه و شهر آبادان و نخستین جایگاه فروش و عرضه بنزین کشور اجزای تشکیل دهنده این طرح هستند. به نظر می رسد باتوجه به نقشی بی بدیلی که آموزشگاه حرفه‌ای در بدنه صنعت نفت ایران داشت، همچنین جایگاه والایی که در مدیریت لایه‌های اجتماعی آبادان ایفا کرده بود تبدیل آن مکان به موزه‌ نفت یک ضرورت فرهنگی است.

منبع:نفت ما

تصویر نویسنده خوزتوریسم

باشگاه هاي كارگري وكارمندي درمسجد سليمان

باشگاه هاي كارگري وكارمندي درمسجد سليمان

در دوران شرکت سابق نفت ایران و انگلیس، کارکنان هندی زیادی در نفت مشغول بودند که پس از ملی شدن نفت با اینکه از آنها خواسته شده بود در صورت تمایل می توانند به کار ادامه دهند ولی به جزء عده ای بسیار محدود، بقیه با انگلیسی ها ایران را ترک کردند.

محل اقامت آنها در مسجدسلیمان، برای مجردها، هاستل هندی ها در کوی شرکتی میدان که بعدها پانسیون فردوسی نامگذاری شد و هاستل سبزآباد بالای کوه مالکریم بود.

هندی های متاهل نیز منازل سازمانی داشتند و باشگاه آنها باشگاه کریکت بود.

در مسجدسلیمان، باشگاه های کارمندی شامل باشگاه ایران، باشگاه مرکزی (Central Hall) و باشگاه گلف بی بیان، و برای کارگران باشگاه چشمه علی، باشگاه کارون و باشگاه نفتون بود.

باشگاه ها بوسیله هیات امناء که انتخابی اعضاء بودند، برای یکسال انتخاب می شدند و معمولا برای باشگاه های کارمندی یکی از مدیران ارشد، رئیسه هیات امناء (هیات مدیره) شده، و برای باشگاه های کارگری اعضاء هیات مدیره از کارگران عضو انتخاب شده، ولی رئیس هیات مدیره معمولا از یکی از روسای امور اداری برگزیده می شد.

در دوران کودکی که در مسجدسلیمان بودم، برادر بزرگم که رئیس کارگزینی کارگران (Labour Office) و رئیس هیات مدیره باشگاه های کارگری بود، گاهی در هنگام اجرای برنامه های خاص و یا فیلم های سینمایی، در آن باشگاه ها حضور
می یافت و این کار به دلیل حفظ نظم و به لحاظ حرمت وی، و یا ترس کارگران از روسای امور اداری بود.

شبی که قرار بود یک فیلم مطرح هندی در باشگاه چشمه علی نمایش داده شود و انتظار شلوغی بیش از حد بود، برادر بزرگم، من و برادر دیگرم را همراه خودش به باشگاه چشمه علی برد. خودرویی که ما را به باشگاه می برد، یک استیشن شبیه «ون» امروزی به نام تُرک (TURK) بود که بزرگتر و ظاهر زمخت و پرصدایی نیز داشت. پس از سوار شدن، به محل هاستل هندیها رفتیم تا دونفر کارمند حسابداری به نام «پِرورا و نیورا» را که یکی بلیط سینما می فروخت و دیگری کنترل می کرد، سوار کنیم.

در بین راه یکی از کارمندان هندی که با برادر بزرگم به زبان انگلیسی صحبت می کرد، رو به من کرد و گفت: «بَچُون کیلی کُوب است» و ادامه داد: «یک فیلم کیلی کُوب برای تو نشان داد».

به باشگاه رسیدیم، جمعیت زیادی از کارگران و خانواده های آنان حاضر بودند و پس از خریدن بلیط به سالن روباز سینما وارد می شدند. صندلی ها پُر شده و عده زیادی نیز سرپا ایستاده بودند و با شروع فیلم، به علت ازدحام و سروصدا، امکان شنیدن صدای فیلم را سخت کرده بود و جالبتر اینکه در هنگام نمایش صحنه های هیجان انگیز (اکشن) مثلا هنرپیشه ای که در جنگ تن به تن با صدنفر درگیر شده و آنها را می زد و یا فراری میداد، همه کف زده و یا سوت می کشیدند.

دیدن این صحنه ها از تماشای خود فیلم جالبتر و دیدنی تر بود. کسانی که زیاد احساساتی می شدند از جای خود بلند شده و هنرپیشه فیلم را تشویق کرده و یا برایش سوت می کشیدند، با اعتراض سایرین که فریاد می زدند بشین، بشین... مواجه
می شدند.

به هرحال من زیاد دوام نیاوردم و از بردار بزرگم خواستم به خانه بازگردم و به ناچار، به همراه برادر دیگرم، به محوطه باز و فضای سبز باشگاه رفتیم تا سرگرم شده و پس از پایان فیلم با خودرویی که آمده بودیم، به خانه برگشتیم.

در آن زمان اختلاف طبقاتی در نفت بسیار زیاد بود، باشگاه های کارگری با امکانات اندک و نشان دادن فیلم های ایرانی و هندی کیلویی، سرگرمی آنان و خانواده هایشان بود. البته ناگفته نماند امکانات ورزشی زیادی برای آنها فراهم بود، زیرا شرکت در مسابقات ورزشی و اکثرا مدال آوری از میان کارگران بود.

باشگاه های کارمندی لوکس، با تجهیزات گران قیمت و بیشتر برای صرف شام اعضاء، برنامه های هنری و یا تشریفاتی مورد استفاده قرار می گرفت. فیلم های سینمایی نیز از فیلم های مطرح هالیوودی، هفته ای دو شب نمایش داده می شد.

سید نعمت اله امام

منبع:http://www.petromuseum.ir/

تصویر نویسنده خوزتوریسم

« آلبوم يکصد سال صنعت نفت ايران »

« آلبوم يکصد سال صنعت نفت ايران »

کشف نفت سرآغاز تحولات بزرگ در ایران بود و امروزه تقریبا در هر صنعتی ردپایی از نفت خام و فرآورده هایش دیده می‌شود. با دستیابی به طلای سیاه فصل جدیدی در تاریخ کشور گشوده شد و ایران به جمع کشورهای نفتخیز جهان پیوست. کشف نفت در مسجد سلیمان، که نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به شمار می‌رفت، حیات اقتصادی و اجتماعی ایران را دچار تحولی بزرگ کرد. انرژی، همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین نیازهای بشر مطرح بوده و بسیاری از روابط و سیاستگذاری‌های کشورها نیز تحت تأثیر آن صورت می‌پذیرد. روند رو به رشد نیاز به انرژی بخصوص نفت و گاز از یک‌سو و تمرکز عمده این منابع در ایران نشان از آن دارد که ایران همچنان کانون سیاستگذاری‌های انرژی کشورهای جهان باقی خواهد ماند.

ایران به عنوان یک کشور رو به رشد دارای منابع غنی و بزرگ نفت و گاز است و با این پتانسیل بالقوه انرژی، به دلیل همجواری با منابع انرژی دریای خزر و خلیج‌فارس و نیز دسترسی به آبراه‌های بین‌المللی، برای مبادله انرژی از جایگاه بسیار ویژه‌ای در جهان برخوردار است. ایران یکی از منابع مهم انرژی در دنیا بشمار می‌آید، به‌طوری که وجود میدان‌های عظیم نفتی و گازی ایران را به یکی از کشورهای ژئوپلتیک در منطقه تبدیل کرده است. امروزه توسعه صنعت نفت با دو مولفه فناوری و سرمایه‌گذاری گره خورده است و از طرفی با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز از یک سو و نیاز روز افزون ملی و بین‌المللی به این منبع خدادادی، هر گونه تلاش برای روز آمد کردن این صنعت به هدف استفاده بهینه از منابع، امکانات، تجهیزات و تأسیسات و بهره‌برداری اصولی و منطقی و صیانت از آنها با استفاده از فناوری‌های پیشرفته و فراهم کردن زمینه‌ها و بسترهای مناسب برای انجام پژوهش و جذب و بومی‌سازی فناوری‌های نوین، بسیار تأثیرگذار و حیاتی است. در نهایت باید اشاره کرد نفت به عنوان موتور محرک نقش مهمی در توسعه صنعتی، اقتصادی و اجتماعی کشورمان دارد

منبع :پایگاه اطلاع رساني پتروميوزيم

پورتال شرکت ملی صنایع پتروشیمی

برای دانلود « آلبوم يکصد سال صنعت نفت ايران » روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نفت سفید پاریس ایران ، شهر نیمه مرده

نفت سفید پاریس ایران ، شهر نیمه مرده

پاریس ایران؛ جایی در دل کوه که شعله‌های رقصانش، چهره‌های درهم شکسته مردان و زنانی را نوازش می‌دهد که گذر عمری سخت را بر دستان و صورت خود به تصویر کشیده‌اند.تصویری بر بلندای شعله‌های روشن گاز در روستایی زیبا، روستایی زیبا که در اطراف خود، در دل کوه و دشت، چشمه‌های جوشان نفتی غیرقابل باوری را پرورانده که نفس را در سینه‌ات حبس می‌کند.....

سفر به روستایی که پیدایش چاه نفت، آن را به عرش رساند و با بسته شدن چاه و رفتن نفت، به فرش رسید! سفر به خوزستان معمولاً خاطراتی را در تو زنده می‌کند که جنگ و ایستادگی و شجاعت مردم نجیب و غیور آن، از بارزترین این خاطرات است.

زادگاه حماسه؛ جایی که در عین روسپیدی در جنگی نابرابر که سال‌ها مقاومت را در مردمانش پرورش داد، در جای‌جای خود، چشمه‌های جوشان سیاهی را همچون بغضی فروخورده بیرون می‌دهد که می‌تواند در عین حال، زیباترین قسمت سفر و شاید غمگین‌ترین بخش آن باشد، سفری از نفت سیاه به نفت سفید!

روایتی تلخ از یک شهر نیمه مرده که بیشتر خانواده‌ها آن را ترک کرده‌اند و تنها معدودی به ناچار، ساکن آن هستند. "نفت سفید" نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به  روستایی کاملاً ابتدایی شد.

عکاس : 

مهدی پدرام خو :تسنیم/احمد بلباسیخبرگزاری صدا و سیما 

گزارش کامل در لینک زیر:

گزارش هفته نامه "دانش نفت" از روستای نفت سفید

نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد مردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستنفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.نفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.نفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.مردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستمردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستمردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستنفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت سفید نام شهری است در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز در استان خوزستان. نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد در سال ۱۹۳۸ میلادی مصادف با ۱۳۱۷ خورشیدی میدان عظیم نفتی در آن کشف شد.مردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستنفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت سفید نام شهری است در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز در استان خوزستان. نفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.مردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند .در قدیم نام دیگر آن پاریس ایران بود که آن هم به دلیل وجود مستشاران خارجی بود که با کشف نفت در انجا اقامت داشتن دلیل نامیدن این شهر به نفت سفید وجود نفتی بود بی رنگ و با کیفیت بالا که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای به عنوان بنزین از آن استفاده کرد اما حالا دیگر خبری از استخراج نفت در آن نیستنفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت سفید نام شهری است در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز در استان خوزستان. نفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.نفت سفید نام شهری است در 36 کیلومتری شهرستان هفتکل و 55 کیلومتری اهواز در استان خوزستاننفت سفید نام شهری است در 36 کیلومتری شهرستان هفتکل و 55 کیلومتری اهواز در استان خوزستاننفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت سفید نام شهری است در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز در استان خوزستان. نفت سفید نام شهری است در 36 کیلومتری شهرستان هفتکل و 55 کیلومتری اهواز در استان خوزستاننفت سفید نام شهری است در 36 کیلومتری شهرستان هفتکل و 55 کیلومتری اهواز در استان خوزستاننفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد نفت به همراه گاز از چاه بیرون می‌آید، که پس از جداسازی گاز، با خط لوله تصفیه‌ شده و برای پالایشگاه گاز می‌فرستند؛ اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را می‌سوزاندند. اکنون نیز در برخی مناطق، از نفت سفید گرفته تا عنبل در شهرستان لالی همین‌طور است و اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده می‌کنند.نفت سفید نام شهری است در 36 کیلومتری شهرستان هفتکل و 55 کیلومتری اهواز در استان خوزستاندر سال ۱۹۳۸ میلادی مصادف با ۱۳۱۷ خورشیدی میدان عظیم نفتی در آن کشف شد.نفت سفید نام شهری است در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز در استان خوزستان. نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد در سال ۱۹۳۸ میلادی مصادف با ۱۳۱۷ خورشیدی میدان عظیم نفتی در آن کشف شد.در سال ۱۹۳۸ میلادی مصادف با ۱۳۱۷ خورشیدی میدان عظیم نفتی در آن کشف شد.نفت سفید نشانگر صعود و نزول تاریخی یک زندگی عشایری است که با ظهور نفت و کشف مخازن نفتی به ناگهان دگرگون و از یک زندگی روستایی خودکفا به شهری صنعتی با شیوه زندگی مدرن تبدیل و با خشک شدن چاه نفت، تبدیل به روستایی کاملاً ابتدایی شد

 

تصویر نویسنده خوزتوریسم

راه های آبی کارون و تاثیر آن بر اکتشاف و بهره برداری نفت در جنوب

راه های آبی کارون و تاثیر آن بر اکتشاف و بهره برداری نفت در جنوب

راه های آبی کارون و تاثیر آن بر اکتشاف و بهره برداری نفت در جنوب

رودخانه گرگر (شاخه اي از كارون) و كشتي هاي بخار (River Steamer) در منطقه درخزينه


تاریخچه رودخانه کارون:

کارون تنها رود ایران است که به آب های بین المللی و اقیانوس راه دارد. طول این رودخانه 950 کیلومتر و سرچشمه اصلی آن، آب کاج از زردکوه بختیاری در رشته کوه زاگرس است. كارون با ورود به شوشتر در خوزستان به دو شاخه گرگر و شطیط تقسیم می شود، ولی دوباره در جنوب شوشتر به هم متصل شده و سپس رود دز در شمال اهواز به این رودخانه ملحق می شود. علاوه بر این ها، رود کارون، با ورود به خرمشهر، دو شاخه شده و یکی از شاخه ها به اروندرود در مرز ایران و عراق می ریزد و دیگری با ادامه مسیر به خلیج فارس می پیوندد.

همچنین رودخانه کارون، تنها رودخانه ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. بدین معنی که آن قسمت از این رودخانه که بین بند قیر و خرمشهر واقع شده و شامل مجموعه آب رودخانه های کارون و دز می باشد، قابل کشتیرانی است و طول این مسیر به طور تقریبی به ۱۹۰ کیلومتر می رسد.

مسیر عبوری رودخانه کارون از شهرستان های شهرکرد، بروجن، لردگان، ایذه، مسجد سلیمان، شوشتر، اهواز و خرمشهر، استان های چهار محال و بختیاری و خوزستان است. این رودخانه دایمی و حوزه آن خلیج فارس و دریای عمان است. طول آن 950 کیلومتر و ارتفاع سرچشمه 3000 متر می باشد و مسیر کلی آن نخست جنوب شرقی سپس غربی و شمال غربی است و در شهرستان های شوشتر و اهواز و خرمشهر جنوب غربی است. سواحل این رودخانه چشم اندازهای زیبایی دارد.

زمانی کارون عریض‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ایران بود. اما امروز بیشتر از آنکه شبیه یک رود پرخروش باشد، به نهر کم آب و کوچکی می‌ماند که برای دفع آب های سطحی ساخته شده است. سدهای مختلفی روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایین‌تر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند می‌باشند.

ادامه متن در ادامه مطلب

ادامه نوشته
معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ