خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گزارشی از حضور وفعالیت پیتر اوری در مسجد سلیمان

گزارشی از حضور وفعالیت پیتر اوری در مسجد سلیمان

پیتر اوری در مسجد سلیمان آیا "پیتر اوری" با "جیکاک" ارتباط داشت؟! بازخوانی یک گزارش مستند و دست اول از حضور پیتر اوری انگلیسی، فردی که بعدها ایرانشناس بزرگی شد، بعنوان کارمند شرکت نفت انگلیس و ایران در مرکز میادین نفتی فرشید خدادادیان پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی بنا به گزارش دست اول کتاب"نفت ملی گشت"؛"پیتر اوری" ایران شناس شهیر(بعدی)، در آغاز حضور در ایران، کارمند کمپانی نفت انگلیس و ایرانAIOC بوده و همزمان با"جیکاک"، جاسوس مرموز انگلیسی، طی سال های منتهی به ملی شدن صنعت نفت در مسجد سلیمان حضور و فعالیت داشته است.

زنده یاد، سید کمال مرتضویان فارسانی، کارمند سابق شرکت نفت در مسجد سلیمان در سال های ملی شدن نفت در ایران و مولف کتاب؛"نفت ملی گشت"، در کتاب خود که آن را سال۱۳۳۱ و در میانه ی فعالیت دولت دکتر مصدق در چاپخانه مظاهری تهران منتشر نموده، گزارش دست اول و جالبی از حضور "جیکاک" معروف و یک فرد انگلیسی دیگر بنام "مستر اوری"در سال های ملی شدن نفت در مسجد سلیمان می دهد که در نوع خود جالب و خواندنی است.

خصوصا اینکه توصیفی که از میزان آشنایی با زبان و ادبیات فارسی و تاریخ فرهنگ ایرانی فرد مورد نظرش مطرح می کند، بسیار با آنچه در مورد"پیتر اوری" ایرانشناس فقید انگلیسی، درگذشته به سال۱۳۸۷خورشیدی می دانیم، قابل انطباق است!

مرحوم مرتضویان، در توصیف ماه های منتهی به ملی شدن نفت و استقرار دولت ملی دکتر مصدق و تحرکات"جیکاک" در مسجد سلیمان و مناطق بختیاری، گزارش دست اول و قابل استنادی از تحرکات این انگلیسی مرموز در اختیار مخاطب و پژوهشگر تاریخ ارائه می نماید.

وی همچنین به حضور انگلیسی های دیگر در شهر اولین های نفتی ایران نیز اشاره و متاثر از نگاه ملی گرایانه و بدبینی قابل درک ایرانی در آن مقطع از هر فرد انگلیسی، خصوصا انگلیسی هایی که به زبان فارسی و تاریخ ایران آشنا و علاقه مند بودند، چنین آورده است: ؛؛...

یک نفر از انگلیسی هایی که در شرکت نفت سابق مسجد سلیمان کار می کرد، با یک نفر از کارمندان ایرانی اداره بازرگانی که اینجانب در آن کار می کردم طرح دوستی و آشنایی افکنده بود و با اینکه پس از وقت اداری این دو نفر با هم بودند، مع الوصف بعضی اوقات در موقع وقت اداری هم به دیدن او می آمد.

من که همواره مراقب اوضاع و احوال روزگار، عموما و کارهای مرموز و اسرارآمیز انگلیسی ها، خصوصا بودم، چند مرتبه در اوقات مختلف از همکار ایرانی خود راجع به علت العلل و تاریخچه و چگونگی طرح آشنایی او با این آقای انگلیسی پرسیدم.جواب می داد این شخص دارای لیسانس زبان پارسی و خیلی با ادبیات ما علاقه مند و به آشنایی با اخلاق و رسوم و آداب ایرانی، عموما و ایلات و عشایر، خصوصا بی نهایت مایل است.

از این رو با من که از نقطه نظر محل، همسایه و از لحاظ علمی همپایه او هستم آشنایی انداخته و ضمنا از وضعیت اخلاقی او می گفت که به عکس انگلیسی ها که جز تخمه و نژاد انگلوساکسون بقیه اولاد آدم را به چشم حقارت می نگرند، این شخص کاملا متواضع، خوش اخلاق، شیرین زبان خوش احوال، چست و چابک، خیلی متنفر از انگلیسی ها!؟

خیلی علاقه مند به ایرانی هاست و ضمنا می گفت اغلب اوقات حرکات بچه گانه ورفتار سفیهانه ای از او سر می زند که دلالت بر این می کند یا خیلی مزور، مدبر، زیرک و خلاصه یک نفر آدم خطرناک و جاسوس سری است یا خیلی سفیه، نادان، ناآزموده بی شعور و مختصر، یک نفر از آن انگلیسی هایی ست که .... است.

در یکی از روزهایی که این آقای فرنگی به دیدن دوست ایرانی خود به دفتر ما آمده بود به من گفت:شنیده ام که شما دارای طبع شعر و تالیفاتی چند و بی نهایت علاقه به مطالعه کتب ادبی و تاریخی دارید؟ گفتم آری، افتخار شاگردی مکتب ابتدایی استادان این فن ظریف مانند فردوسی، سعدی، نظامی، انوری، حافظ، قاآنی و جامی را دارم.

گفت:شنیده ام در ایلات و عشایر بختیاری معروف است که رستم(زال)کمربسته حضرت امیر است و بعضی می گویند حضرت امیر همان رستم مشهور است.

جواب دادم بلی میان عوام الناس و ایلات بختیاری شهرت دارد که رستم داستان کمربسته حضرت علی(ع) است ولی من تاکنون نشنیده ام که رستم را همان حضرت علی بپندارند.باز گفت شنیده ام بین عوام مشهور است که رستم با علی کشتی گرفته، جواب دادم این حرف ها سند تاریخی ندارد و بر فرض چند نفر بی اطلاع و ساده لوح به چنین لاطائلات که به هیچ وجه مدرک و مآخذ علمی ندارد، عقیده داشته باشند قاعده کلی نمی شود که شما وقت خود را برای به دست آوردن اینگونه افسانه های کودکانه تلف کنید.

باز پرسید، چون شما کتب زیادی مطالعه کرده اید کتابی که در اینگونه موارد اظهار نظری کرده باشد بخاطر ندارید؟درپاسخ گفتم:کتابی به نام مجمل التواریخ و القصص دارم که بعضی از انبیاء را با برخی پادشاهان یکی می داند.وی تقاضای کتاب را از من کرد که مطالعه کند.من نیز پس از دو سه هفته دیگر که هر روز فراموش می کردم آن را از خانه بیاورم، آنرا آورده و به توسط رفیق ایرانی او که همکار من بود، جهت او فرستادم و پس از چند روز که مرا دید وصول کتاب را اعلام و تشکر نمود.(مرتضویان۱۳۳۱/ص۴۸)

نویسنده در ادامه کتاب خود اشاره می کند که مدتی بعد اعتصابات کارکنان نفت به تحریک انگلیسی های باقی مانده اتفاق افتاده و همچنین موضوع نحله و جریان سروشیه(طلوعیه)در سرزمین بختیاری ایجاد شده و بهرحال مدتی بعد نویسنده(مرحوم مرتضویان)برای پس گرفتن کتاب به امانت داده شده به فرد انگلیسی اقدام می کند و از این بخش نوشته ی مرحوم مرتضویان است که متوجه می شویم که نام فرد مورد نظر؛"اوری"بوده است.

او نوشته است؛یک روز سراغ همین فرنگی کذا را گرفتم که کتاب را از او پس بگیرم، گفتند مدتی است که این شخص مجهول المکان است!پس از تحقیقات کامل وقتی کاشف بعمل آمد معلوم شد این شخص ماموریت خاصی داشته یعنی مامور ترویج دین سروش و طلوع در میان ایلات و عشایر بوده و غوغای دین طلوع و سروش در مال میر به دست این مامور انتلیجنت سرویس انجام گرفته و بطوری که شنیده می شد گویا همدستان ایرانی هم داشته.

من به مجرد استماع این خبر به شهربانی مسجد سلیمان رفتم و قضیه را برای رئیس شهربانی بیان کردم.او نیز مامور ثبت و ضبط پروانه های اقامت افراد خارجی را احضار و از او سؤال کرد:"مستر اوری"فعلا در کجاست؟مامور گفت در مناطق نفت خیز است.رئیس شهربانی پرسید در کدام منطقه نفت خیز است؟مامور جواب داد:چون پروانه اقامت خارجی ها برای تمام مناطق قابل عبور و بلامانع است، لذا ما نمی دانیم یقینا در چه منطقه ای است ولی همین قدر می دانیم که در یکی از مناطق نفت خیز است.(مرتضویان/همان/ص۵۰) نویسنده در نهایت، گزارش خود از مستر اوری را اینگونه به پایان می برد که؛ خلاصه این مرد ناپاک خطرناک آزادانه در ایلات مشغول تبلیغات شوم و تحریکات مسموم بود و تا آخرین روزی که انگلیسی ها خاک ایران را ترک کردند این شخص به عملیات پست و شوم خود ادامه داد و بالاخره کتاب ما را هم به اصطلاح مشهور ملاخور کرد

. پیتر اوری Peter Avery ایرانشناس شهیر انگلیسی را ایرانیان بعنوان یکی از عاشقان فرهنگ و تاریخ ایران می شناسند.در دانشنامه ویکی پدیای انگلیسی او متولدپانزدهم می۱۹۲۳یعنی ۲۴اردیبهشت۱۳۰۲ معرفی شده و در مقطع زمانی مدنظر زنده یاد مرتضویان در سال۱۳۳۰ پیتر اوری جوانی۲۸ساله بوده است.سنی که برای داشتن لیسانس ادبیات فارسی منطقی به نظر می رسد.همچنین در معرفی او آمده است که در جوانی در نیروی زمینی بریتانیا در هند خدمت کرده و در آنجا با زبان فارسی نیز آشنا شده است.

سپس در شرکت نفت انگلیس و ایرانAIOC استخدام شده و مسئول آموزش زبان فارسی به انگلیسی‌های شاغل در کمپانی شده است. گرچه در برخی منابع فارسی ادعا شده اوری بعد از ملی شدن صنعت نفت در استخدام شرکت ملی نفت ایران باقی ماند اما منابع به زبان انگلیسی که برای تنظیم این یادداشت بررسی و ترجمه شده اند می گویند؛اوری بعد از جدا شدن از کمپانی نفت انگلیس و ایران به عنوان معلم در دانشکده نظامی و دانشکده نظامی سلطنتی عراق و دانشکده علوم و هنر بغداد مشغول به کار بوده است.

دوران تصدی او در خاورمیانه و بطور مشخص ایران و عراق، در دوره مدرنیزاسیون و آزادی فرهنگی نسبتاً تساهل آمیز رخ داد و او از این فرصت برای مشاهده و تعامل با اعضای محافل ادبی که در شهرهایی مانند تهران و بغداد پر رونق بودند، نهایت استفاده را برد.در سال۱۹۵۷ اوری به عنوان مدرس زبان فارسی در دانشگاه کمبریج به انگلستان بازگشت، سمتی که تا سال۱۹۹۰میلادی ادامه داشت.او همچنین به عنوان رئیس کینگ کالج، و مدیر مرکز خاورمیانه و عضو هیئت علمی در این کالج خدمت کرد.

از جمله کارهای او و همکارانش می توان به مجموعه چند جلدی تاریخ ایران کمبریج اشاره کرد.به پیتر اوری در سال۲۰۰۱میلادی نشان امپراتوری بریتانیا اعطا شد.همچنین کمک های او در مطالعه فرهنگ فارسی در غرب، زمانی که دولت ایران جایزه فارابی را در سال۲۰۰۸میلادی برابر با سال۱۳۸۷خورشیدی به او اعطا کرد، به رسمیت شناخته شد.

همچنین علاقه"اوری"به شعر کلاسیک فارسی منجر به چندین بررسی و ترجمه شد که با استقبال خوبی روبرو شد.از رباعیات مدرن عمر خیام (۱۹۷۹)گرفته تا شعر قرن چهاردهم در مجموعه اشعار حافظ شیرازی (۲۰۰۷).با این حال "اوری"اغلب به عنوان متخصص تاریخ، سیاست و فرهنگ خاورمیانه شناخته می شد.آثار او در این زمینه عبارتند از:ایران مدرن (۱۹۶۵)، تاریخ کمبریج ایران، جلد۷: از نادرشاه تا جمهوری اسلامی(۱۹۹۱)و روح ایران،تاریخ دستاورد از بدبختی(۲۰۰۷)پیتر اوری سرانجام در اکتبر۲۰۰۸میلادی برابر با مهرماه۱۳۸۷ در انگلستان و در حالی که وصیت کرده بود با نشان ها و یادگاری ها و جایزه فارابی اش به خاک سپرده شود، در هشتاد و پنج سالگی چشم از جهان فروبست.مصاحبه، گزارش و یا یادداشتی از او در مورد سال های مورد اشاره زنده یاد مرتضویان در مورد اقامت و فعالیت و همکاری یا عدم همکاری او با مسترجیکاک از او بجای نمانده و افسوس که کتاب زنده یاد مرتضویان نیز در زمانی توسط فرزند برومند ایشان تجدید چاپ و در معرض استفاده و مطالعه پژوهشگران تاریخ قرار گرفت که نمی توان با پروفسور پیتر اوری مطرح نمود!اگر کتاب مجمل التواریخ و القصص امانت گرفته شده از زنده یاد مرتضویان در سال های پایانی عمر پروفسور اوری همچنان در اختیارش بوده، امروز باید در میان کتاب های اهدایی کتابخانه او پس از مرگش به کمبریج باشد.


فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی
مولف کتاب کاربردهای نفت و گاز در ایران باستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نفت در ایران باستان

نفت در ایران باستان

درباره واژه نفت و كابردهاي آن در گذشتههاي دور ايران، اطلاعات بسيار اندكي وجود دارد. از دلايل آن برمیگردد به سنت شفاهي دوره باستان كه مكتوبات به نسبت مناطق تاريخي همجوار ايران از كمّيت كمتری برخوردار است و عمده منابع اطلاعاتي ما برگرفته از آثار كلاسيك يونان و روم میباشد. از اين روی اين عامل به همراه نبود تحقیقات جامع درباره نفت، در عدم آگاهي از نفت در گذشته‌های تاريخي ايران تاثير گذاشته است. در سال 1938 دكتر لارنس لاكهارت از تاريخپژوهان و فعالان حوه نفت كه مدتي در تهران از طرف شركت نفت انگليس و ايران فعاليت داشت، مقاله‌ای درباره تاريخ نفت ايران تا قرن بيستم در مجله «La Revue Petrolifler» در فرانسه منتشر كرد كه ابعاد جديدی از نفت در دوره باستان را پیش روی تاریخ‌پژوهان قرار داد. اين مقاله بعدها در كتاب «پنجاه سال نفت ايران» تاليف مصطفي فاتح شد كه راهگشای پژوهشگران اين حوزه گشت. در اين مجال كوتاه به بررسي نفت در ايران باستان با تاكيد بر پژوهش لاكهارت پرداخته خواهد شد.

نفت در جهان باستان

براساس گفته‌های مصطفي فاتح كاوش‌های باستان شناسي در كشور عراق نشان داده كه از چهارهزارسال پيش از ميلاد مسيح، ملات قير در عمارات و ابنيه به كار مي‌رفته است. هرودوت مورخ يوناني در اين باره گفتاری دارد كه «سنگ‌فرش كف باغ‌های معلق بخت النصر با قير معدني بندكشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه‌های آب و سدهای خود را با قير بندكشي مي كردند» همچنين بنا به گفته مورخين در بابل، جاده‌ها را فرش میكردند و با قير بندكشي مینمودند، تا تحمل ارابه‌های سنگين را داشته باشد. در مصر از آسفالت و قير ايران و فلسطين براي موميايي كردن اجساد استفاده مي‌نمودند و بعضي از ملل خاورميانه فرآورده‌های نفتي و به خصوص قير معدني را در سحر و جادو به كار مي‌بردند و گاهي هم بت‌های كوچك و بزرگ از آن ميساختند.

نفت در ايران باستان

در حوزه تمدني فلات ايران براساس گزارش‌های لاكهارت، از زمان سومريان (پنج تا شش هزار سال پيش) در شوش، قير مورد استفاده بوده، به اين صورت كه قير را به جای ملات بين سنگ‌ها و آجرهایی كه در عمارات كار مي‌كردند، استعمال كرده و همچنين جواهرات را به وسيله تکه‌هاي قير نصب ميكردند و دسته‌هاي چاقو و امثال آن را با قير مستحكم مي‌ساختند و كشتي‌ها و ظروف سفالين را با قير مي‌اندودند تا آب به آنها سرايت نكند. (لاكهارت به نقل از فاتح، 1335: 6-9)

وجه تسميه نفت

ريشه كلمه «نفت» در زبان فارسی به طور دقيق معلوم نيست از چه زباني اقتباس شده است. پروفسور هرتسفلد و پروفسور بيلي كلمه نفت را از فعل «ناب» فارسي به معني رطوبت داشتن دانسته‌اند و گفته‌اند كه در زبان اوستائي «نپتا» بوده و كلدانی‌ها و يهودی‌ها و عرب‌ها آن را از زبان مدی‌ها گرفته و «نفتا» خوانده‌اند. مسيو دورم فرانسوی رئيس مدرسه علوم عالي پاريس مدعی است كه اكدیها كلمه نفت را از فعل «بپتو» به معني افروختن گرفته‌اند و بعدها اين كلمه در زبان‌های آسوری و بابلی استفاده شده است. آنچه مسلم است در اوستا نفت به معنای روغن معدني آمده و در دوره هخامنشيان برای روشنائي و مقاصد طبي استعمال مي‌شده است. ايرانيان كه آتش را جزء عناصر مفدس دانسته، احترام مي كردند و گاز نفت را كه در پاره‌ای جاها از زمين خارج مي‌شد مشتعل كرده و چون هميشه مي‌سوخت در نظر آنان «آتش جاودان» به شمار مي‌آمد و آن را به زبان پهلوي «اخواريشنيك» مي‌ناميدند و در نقاطي كه اين آتش ديده مي‌شد، آتشگاه بنا مي‌كردند و در اران (بادكوبه) و دامغان و بلخ و مسجدسليمان اين‌گونه آتشكده‌ها وجود داشته است. (لاكهارت به نقل از فاتح، 1335: 6-9)

نفت در منابع يوناني و رومي

منابع کلاسیک یونان و روم گزارشهای کوتاهی از وجود نفت در مناطق تحت نفوذ ایران ارائه کرده‌اند. هرودوت در كتاب تاريخ خود راجع به نفت ايران چنين مي‌نويسد «در 22 كيلومتری شوش محلي است كه «اردريكا» نام دارد. در اينجا چاه‌هايي است كه با چرخ و خيك از آن نفت و قير و نمك بيرون آورده و در مخزن مي‌ريزند و پس از چندی قير و نمك ته‌نشين مي‌شود و نفت به شكل مايع باقي مي‌ماند» (هرودت، 1356: 118)

هرودوت در جاي ديگری ضمن داستان محاصره شهرآتن از طرف ايرانيان چنين مي‌نويسد:

«ايرانيان از روي تپه‌ها قيرهای فروزان به‌ سنگرهای يونانيان پرتاب ميكردند و معلوم است كه تيرها آلوده به نفت بوده و گرنه هنگام پرتاب سريع خاموش مي‌شده است»

پلوتارك مورخ يوناني قرن دوم ميلادي در شرح حال اسكندر می‌نويسد: «هنگامي كه اسكندر از كشور بابل می‌گذشت، در يكي از شهرهای استان اكباتان مردم براي خوش‌آمد اسكندر، نفت را روي جاده‌ها مي‌ريختند و آتش مي‌زدند تا شعله‌های فروزان آن موجب مسرت اسكندر گردد» ولي به زعم لاکهارت ظاهرا پلوتارك در تعيين اسم محل اشتباه كرده، زيرا استان اكباتان جزء كشور بابل نبوده و شايد مقصود پلوتارك ناحيه نفت‌خيز كركوك و موصل بوده است. در هرحال اين مدارك تاريخي مي‌رساند كه در ايران و كشورهای مجاور آن نفت از گذشته دور وجود داشته و مردم اين ممالك به انواع مختلف حتي براي جشن و آتش‌بازی از آن استفاده مي‌كردند. (پلوتارک، 1369: 128)

مورخ رومي به نام «آميانوس مارسلينوس» كه همراه «ژولين» امپراتور روم به جنگ شاهپور دوم آمده چنين مي‌نويسد: «ايرانيان برگ‌های گياه مخصوص را درروغن خيس مي‌كردند و سپس مايع ديگری به نام نفت برآن مي‌افزودند. آنگاه تيرهای جنگي خود را درآن گذارده، آتش مي‌زدند و به طرف دشمن پرتاب مي‌كردند و دقت مي‌كردند كمان را آهسته رها كنند تا تير به سرعت پرتاب نگردد و آتش آن خاموش نشود. اين تيرها به هرجا مي‌رسيد، ايجاد آتش‌سوزی می‌كرد و آتش آن با آب خاموش نمي‌شد و فقط ريگ و شن آن حريق را مي‌خواباند.» دويست سال بعد از آن ايرانيان هنگام دفاع قلعه پترا واقع در قفقاز با اسلحه‌های نفتي روميان را مي‌راندند.

پروكوبيوس مورخ امپراتوري بيزانس (قرن هشتم ميلادی) در تاريخ جنگ‌ها چنين نوشته است: «ساخلوی ايرانی كوزه‌هاي بسياري كه از گوگرد و قيرانباشته شده بود آتش زدند و به طرف روميان پرتاب كردند و توانستند بدان وسيله حريقي راه بيندازند كه تقريبا همهچيز را بسوزاند» این اطلاعات، که از مجموعه پژوهشهای لاکهارت جمعآوری شده، اطلاعات تاریخی ناب از وجود و کاربرد نفت در ایران باستان را به تصویر کشیده که الهام بخش پژوهشگران امروزی شده است.

یونس صادقی

منابع و ماخذ:

پلوتارك، حيات مردان نامي، ج1، ترجمه رضا مشايخي، انتشارات علمي فرهنگي، تهران، 1369

فاتح، مصطفي، پنجاه سال نفت ايران، انتشارات شركت سهامي چهر، تهران، 1335

هرودوت، تواريخ، ترجمه وحيدمازندراني، انتشارات فرهنگستان ادب و هنر، 1356

رادیناس شوش باستان، کهن‌ترین چاه نفت تاریخ جهان - شانا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

موزه بنزین خانه آبادان؛ نخستین جایگاه سوخت در ایران

موزه بنزین خانه آبادان؛ نخستین جایگاه سوخت در ایران

جایگاه سوخت آبادان به استناد برخی سوابق به عنوان نخستین جایگاه سوخت در ایران در سال ۱۳۰۶ شمسی (۱۹۲۷ میلادی) در مرکز شهر آبادان احداث شد. این مکان ابتدا جهت توزیع و فروش نفت سفید مورد استفاده قرار می‌گرفت و حلب‌های پرشده از مواد نفتی در آن به فروش می‌رسید.

موزه بنزین خانه آبادان که با نام موزه نفت آبادان نیز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از آثار و اشیای مرتبط با نفت و صنعت نفت را در خود نگاه می‌دارد. همچنین در آن می‌توان روزنامه‌ها، مکتوبات، تصاویر و اسناد قدیمی و اسکناس‌های منقش به تصاویر پالایشگاه‌ها و تاسیسات نفتی را مشاهده کرد. موزه بنزین خانه با مساحت ۱۸۵۶ متر مربع، همجوار با جایگاه جدید پمپ بنزین در مرکز شهر و مقابل شورای شهر آبادان، واقع شده است.

این موزه که از یک ساختمان اصلی و دو ساختمان جانبی تشکیل شده در سال ۹۵ به بهره برداری رسید.

محمدامین انصاری/ایسنا

ناo292319_62521035_6S1A1072.jpgk380854_62521051_6S1A1157.jpgj35213_62521054_6S1A1185.jpgi82764_62521045_6S1A1102.jpgb86307_62521042_6S1A1091.jpgl0207_62521049_6S1A1135.jpgc073492_62521047_6S1A1152.jpgq48865_62521046_6S1A1117.jpgx91565_62521052_6S1A1192.jpgb275599_62521038_6S1A1070.jpgv9006_62521036_6S1A1076.jpgv689897_62521025_6S1A1051.jpgy72196_62521043_6S1A1092.jpgk938534_62521027_6S1A1038.jpgt303880_62521029_6S1A1041.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بنگله و تاریخچه پیدایش آن در ایران

بنگله و تاریخچه پیدایش آن در ایران

واژه بنگله (به معنای خانه ویلایی) اصطلاحی است که به صورت کاملا گسترده در جنوب خوزستان به کار می رود. هیچ نوع بنگله ای تا یک قرن پیش در جنوب خوزستان وجود نداشت.

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی"نفت ما "، با پیدایش نفت و ورود انگليسي ها به جنوب كشور، ساخت و ساز این نوع خانه های ویلایی آغاز شد. مساحت بنگله ها معمولا از 500 متر شروع می شد و به 1000 متر ختم می شد. بنگله با اینکه ظاهرا یک کلمه انگلیسی است ولی در واقع کاملا شرقی است. این کلمه در انگلیسی به صورت« بَنگ لاو» نوشته می شود.
ریشه اصلی این کلمه، کاملا هندی است و می توان گفت که دقیقا از زبان بنگالی (زبان یکی از ایالتهای هندوستان) به زبان انگلیسی وارد شده است. بنگال کشوری است که بعدها توسط استعمار انگلستان از هند جدا شد. شاعر معروفِ آن «تاگور» با دیوان منحصر به فرد خود، توانست جایزه ادبیات نوبل را در آن ایام از آن خود کند. در آن هنگام ایالت بنگال هنوز از هندوستان جدا نشده بود. انگلیسی ها در دوران سیاه استعماری خود، که در بنگال فرمانروایی می کردند در همچو خانه های ویلایی بزرگ اسکان داشتند . بنگلو یعنی خانه های ویلایی به سبک خانه های ویلایی بنگال! دقیقا مثل این است که بگوییم خانه هایی به سبک خانه های ماسوله در شمال ایران. بنگلو یعنی منسوب به بنگال!...
ولی بنگله های آبادان از نظر زیرساخت، تفاوت های قابل توجهی با نسخه اصلیِ خود داشتند . انگلیسی ها هر جا که می رفتند شرایط و مختصات جغرافیایی محل جدید را به دقت مورد توجه قرار می دادند. مثلا برای ساخت بنگله های مورد نظر در جنوب خوزستان و به خصوص آبادان ، ازملاط و مصالح بومی همان منطقه استفاده می کردند . همان طور که می دانید خاک آبادان بسیار مرطوب است بدین معنا که اگر نیم متر از خاک را بردارید، براحتی به آب می رسید! مجاورت آبادان با آب های پیرامون خود و همچنین ارتفاع سطح آب با خاک این جزیره، باعث شده که معماران انگلیسی، شرایط اقلیمی آن محل را مورد توجه بیشتری قرار دهند. آن طورکه از بازنشستگان قدیمی نفت شنیده ام، اساس یا پیِ دیوار این خانه ها با یک ورقه از نوعی فلز خاص پوشانده شده است. افزودن این ورقه که احتمالا آلیاژ خاصی هم دارد، برای جلوگیری از نفوذ «رطوبت بی امان» به پیِ این نوع از خانه ها است. خانه های معمولیِ ساخته شده توسط بنّاهای بومی، بعد از مدتی شوره می زد و رطوبت، سرانجام پیِ آن را خراب می کرد!
پس از پایان گرفتن جنگ ایران و عراق، من توانستم سفری به آنجا داشته باشم. هنوز بسیاری از خرابه ها باقی بودند و شخصِ ناظر می توانست جزییات هر چیزی را آن چنان که هست عینا به چشم ببیند. من در آنجا دیدم که جنس سایه بانهای این خانه ها از سَعَف بود. سعف، برگِ نخل است که همان برگ درخت خرما است. با این تفاوت که برای محکم کردن آن، یک لایه گچ سفت هم روی آن کشیده بودند. همچنین پشت بام این خانه ها با گل رُس پوشیده شده است. در بنگال، به آن صورت، گل رُس نداریم بلکه غالب زمین ها، پوشیده از ماسه یا شِن نرم است. همان طور که می بینید، تفاوت های اقلیمی، جزییاتی از تفاوت های موجود را به ما نشان داده است.
معمولا هیچ کس خانه های کارگری را، بنگله نمی خواند. چون خانه های کارگری فاقد ویژگی های پیش گفته بودند. ولی خانه های کارمندی به بالا، به دلیل داشتن ویژگی های فنی و رفاهی عملا در همین جرگه قرار می گرفتند. ناگفته نماند که بنگله های موجود در آبادان مدلهای مختلفی داشتند و بهتری نوع آن، به اصطلاح دوبلکس بود که پذیرایی در همکف و اتاقهای خواب، همراه با سرویسهای وابسته در طبقه بالاتر قرار داشت. در آبادان تا سال 1343 تقریبا 400 واحد مسکونیِ کارمندی (موسوم به بنگله) با سایز و کلاسهای مخلتف وجود داشت.
بهترین نوع این بنگله ها نوع الف بود که فقط 10 واحد از آنها درآبادان وجود داشت . نوع الف، صرفا به روسای پالایشگاه و سران رده بالا تعلق می گرفت. طبعا این نوع خاص،دارای ویژگی های منحصر به فردِ خود بود. بسیاری میل دارند بدانند که این نوع از بنگله ها چه خصوصیاتی داشتند. ما دقیقا از جزییات ماجرا بی خبریم ولی اگر بخواهیم به شکل قیاسی آمار بدهیم یاید به نیم قرن پیش برگردیم.
بنگله ها بستگی به مالکین یا ساکنین خود ، از آپشن های گوناگونی برخوردار بودند. مثلا تعداد اتاق ها، نوع و جنس چوب و مواد موجود، شکل و شمایل مبلمان، مُدل های به کار رفته در وسایل ضمیمه شده به آن و غیره ....
ولی جالبترین بخش آن، تلفیق سنت های معماری ایرانی با همتای هندی آنها بود. در آخرین سری ساخت بنگله ها می بینیم که کاشی کاری اصفهان نیز خود را واردِ گود می کند. اگر توریست ها، آخرین سری بنگله ها را از نزدیک دیده باشند، حضور سنت های معماری اصفهان را در نمای بیرونی این بنگله ها تصدیق می کنند. درحالی که بنگله های اصلی که در بنگال فراوانند، فاقدِ این عناصر ایرانی اند. آنچه که ما از این ماجرا آموختیم، این است که معماران انگلیسی به تدریج سعی داشتند کارشان را به سبک های سنتی ایرانی نزدیک تر سازند. طبعا همچون سیاستي از انگلیسی ها برای همه آشکارا جلوه گری می کند. این نکته از آن جهت عرض شدکه نباید یک «کلیت» را با هم دید و یک قضاوت کلی را دنبال كرد.انگلیسی ها نه تنها در معماری، بلکه در هر موردی، نظم و سلیقه خود را حاکم کردند.

برای دیدن گزارش روی تصویر زیر کلیک کنید

محلات مختلف آبادان و نام ها | آبادان، شهر خدا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن

اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن

در حدود یکصد سال پیش نخستین پمپ بنزین در ایران شروع به کار کرد و بنزینی با عنوان پارس عرضه می‌کرد. این پمپ بنرین در شهر آبادان و در سال ۱۳۰۶ توسط یک شرکت انگلیسی بنا شده است و ابتدا برای توزیع و فروش نفت سفید بوده است. بعد از آن و با ورود اتومبیل ها این جایگاه به پمپ بنزین هم تبدیل شد. سپس این محل به موزه نفت تبدیل شده است و در آن نمونه ای از انواع مخازن، نازل ها، تلمبه ها از دوران مختلف و تعدادی عکس قدیمی و مستندات در معرض نمایش است.

در حدود یکصد سال پیش نخستین پمپ بنزین در ایران شروع به کار کرد و بنزینی با عنوان پارس عرضه می‌کرد. این پمپ بنرین در شهر آبادان و در سال 1306 توسط یک شرکت انگلیسی بنا شده است و ابتدا برای توزیع و فروش نفت سفید بوده است. سپس با ورود اتومبیل ها این جایگاه به پمپ بنزین هم تبدیل شد. سپس این محل به موزه نفت تبدیل شده است و در آن نمونه ای از انواع مخازن، نازل ها، تلمبه ها از دوران مختلف و تعدادی عکس قدیمی و مستندات در معرض نمایش است.

مکان قرارگیری پمپ بنزين آبادان روی یک نقشه قدیمی

ساختمان پالایشگاه آبادان در زمستان سال 1909 میلادی شروع شد، لکن بر اثر اشکالات ناشی از بدی آب و هوا و تأخیر در رسیدن ماشین‌ها و لوازم از انگلستان و بالاخره اشکالات غیر مترقب فنی تکمیل آن تا سال 1912 مقدور نگردید و تا تابستان سال بعد نیز به طور عادی پا به مرحله عمل نگذارد. این نکته قابل توجه است که از زمانی که امتیازنامه دارسی به امضاء رسید تا موقعی که محصولات نفتی تصفیه شده ایران برای فروش در بازارهای دنیا مهیا گردید 12 سال تمام طول کشید.
اما بر اساس تاريخي كه بر تابلوي پمپ بنزين آبادان در تصاوير قديمي از اين جايگاه ديده مي شود، تاريخ ساخت آن 1927 ميلادي (1306 خورشيدي) است. هر چند به احتمال فراوان سابقه اوليه ساخت اين بنا به سال هاي قبل تر از آن نيز مي رسد. چرا كه با گذشت چند سال از تكميل پالايشگاه آبادان، در نزدیکی آن ساختمانی کوچک با عنوان SERVICE STATION BP ساخته شد كه توسعه آن به شكل گيري اين بنا منجر شد.

در اين جايگاه ابتدا سوختگیری با استفاده از حلب هایي كه در شرکت BP توليد شده بود، انجام می گرفت. ولی پس از چند سال با نصب یک پمپ در کنار این بنا عملا این محل به یک پمپ بنزین تبدیل شد. از آن پس تا دهه ‌ها این محل به وعده گاه راننده‌های شرکت نفت انگلیس و ایران بدل شد که برای سوختگیری یا تعمیر خودروهایشان به آن مراجعه می کردند.

در آذر ماه 1330 کتابی تحت عنوان راهنمای ایران توسط انتشارات دائره جغرافیایی ستاد ارتش به چاپ می‌رسد. این کتاب که در برگیرنده اطلاعات، نقشه‌ها و جداول جغرافیایی ایران از وزارتخانه‌ها، ادارات دولتی و بنگاه‌های مختلف می‌باشد، در صفحات 2 تا 4 بخش سوم راهنمای ایران، نقشه قدیمی آبادان را ارائه مي كند. در اين نقشه پمپ بنزين آبادان كاملا مشخص شده است. این نقشه سندی است که فعال بودن پمپ بنزین قدیمی آبادان را در سال 1330 نشان می‌دهد.

بخش های تشکیل دهنده موزه بنزین خانه آبادان

تجهیزات مورد استفاده سوخت رسانی و گرمایشی، انواع دستگاه های پمپ بنزین همراه با تاریخچه استفاده از این دستگاه ها در کشور، خودروهای قدیمی سوخت رسان، پمپ بنزین و خودروهای قدیمی در حال سوخت گیری؛ فضای شعبه های قدیمی نفت، مخازن قدیمی پرچی، مجموعه تانکرهای سوخت رسان و اسناد و مستندات تاریخی مربوط به توزیع فرآورده های نفتی از بخش های تشکیل دهنده موزه بنزین خانه آبادان است.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

؛؛نفت و نقاشان نوگرا؛؛ پژوهشی در تاثیرگذاری صنعت نفت برهنر مدرن

؛؛نفت و نقاشان نوگرا؛؛
پژوهشی در تاثیرگذاری صنعت نفت برهنر مدرن

"نفت"تنها یک صنعت مکانیکی و بی روح و خشن عملیاتی نبود!حوزه های مختلف زیست بشری از دوران باستان تا روزگار مدرن از آن متاثر بوده اند و با اکتشاف صنعتی آن در ایران نیز، جلوه های مختلف زیست ایران و ایرانی، آگاه و ناخودآگاه و خواسته و ناخواسته متاثر از آن و به تعبیری؛ "نفتی"شد.
اگر اقتصاد و تغییر شیوه ی تولید، نخستین جلوه و رخ نمون تاثیرگذاری این صنعت بود، به تدریج و البته با تسریع، حوزه های دیگر نیز از آن متاثر گردید.از سیاست در دو بخش حکمرانی و حکومت گری داخلی و روابط بین الملل و اقتصاد سیاسی گرفته تا حوزه های اجتماعی، فرهنگی، بهداشت و درمان، ورزش و فرهنگ و هنر، "نفت" و مدرنیزاسیون و "تکنوکراسی نفتی" تاثیرات خود را به نمایش گذاشت.این تاثیر گذاری در سراسر تاریخ یکصد و چند ده ساله ی نفتی شدن ایران از چاه"نمره یک" مسجد سلیمان تا به امروز ادامه دارد.از محلی که دوست و همشهری خوب من؛"محمد صمدی راد"، پژوهشگر تاریخ هنر و مولف کتاب"نفت و نقاشان نوگرا" مجهولات دوران کودکی و نوجوانی خود را از آن محل را در تالیفش جستجو می کند:
؛؛همه ی سال های کودکی و نوجوانی من در کنار دکلی که"رینولدز"علم کرده بود، سپری شد.همان چاه شماره یک که چهره ی جهان را دگرگون کرد.ما بچه های محله ی نمره یک در سراشیبی دره ی مجاور این دکل پیر، پاپتی(=پا برهنه) روی لوله های قطور نفت می دویدیم، بازی می کردیم و از داستانش هیچ نمی دانستیم؛؛(ص12کتاب)
محمد صمدی راد، متولد1353، کارشناس ارشد پژوهش هنر از دانشگاه چمراه اهواز-دانشکده هنر شوشتر است و این موضوع را نخست در قالب پایان نامه دوره ی کارشناسی ارشد خود با راهنمایی دکتر احد روان جو، استادش در همان دانشکده، مورد پژوهش و بررسی قرار داد و چنانچه خود در پیش گفتار کتاب آورده است: ؛؛در مرحله تبدیل آن به کتاب مطالب و تصاویر تکمیلی دیگیری به آن افزوده گردید؛؛(ص15)
کتاب؛"نفت و نقاشان نوگرا" در سال1400توسط انتشارات ترجستان(تهران)در قطع وزیری و در 254صفحه به بازار نشر ارائه گردیده و البته از جستجوی عنوان پژوهش در پایگاه الکترونیک سیویلیکاCIVILICA مشخص می شود که در سال1397 مولف و استاد راهنمایش (دکتر روان جو) بصورت مشترک مقاله ای با عنوان؛ "بررسی تاثیر پیدایش نفت بر نقاشان نوگرای ایرانی(حدفاصل سالهای1319تا1359)" در شماره یکم از دوره ی سوم مجله ی"مبانی نطری هنرهای تجسمی" ارائه نموده اند که آن مقاله هم در نوع خود جالب و خواندنی است.
صمدی راد، در مقدمه به پیشینه ی تحقیق و کتابشناسی موضوع پرداخته و محتوای اصلی کتاب در سه فصل با عناوین به ترتیب؛ "شهرهای نفتی" ، "هنرهای تجسمی در شهرهای نفتی" و "تحلیل یافته های پژوهش" ارائه شده است.این ترتیب ارائه و مطالعه ی کتاب، نشان دهنده ی این است که از منظر روش شناسی پژوهشی، مولف "روش قیاسی" و از کل به جزء را برای انجام پژوهش خود برگزیده که با توجه به ذیل بوده نقاشی مدرن در نقاشی و خود نقاشی در هنرهای تجسمی، اتفاقا انتخاب درست و کاربردی بوده است.
در فصل اول؛ با نگاهی کوتاه به تاریخ نفت، ساختار اجتماعی شهرهای نفتی و معماری در این شهرها مورد بررسی قرار گرفته و "جیمز مالیسن ویلسن" معمار سرشناس و سازنده ی بافت مدرن در شرکت-شهرهای مسجد سلیمان و آبادان به اجمال معرفی شده است.همچنین در همین فصل، رسانه های ارتباط اجتماعی در نفت، شامل؛ مطبوعات و بولتن های نفتی، رادیو نفت ملی و همچنین تلویزیون آبادان معرفی شده اند.
در فصل دوم، مولف دوره های زمانی شکل گیری و رشد هنرهای تجسمی در دوران معاصر ایران را از سال1298 تا 1359خورشیدی به چهار دوره تقسیم بندی و تعریف کوتاه نموده، اما در تبیین وضعیت هنرهای تجسمی در شهرهای نفتی، بر اساس منابع و بولتن های در دسترس و افراد شاخص در این حوزه، هنرهای تجسمی را در بخش های عکاسی، نقاشی، مجسمه سازی، گرافیک و فیلم سازی مورد بررسی قرار داده و همچنین به استفاده از طراحی و نقاشی در بولتن های نفتی و همچنین اخبار برگزاری نمایشگاه های هنرهای تجسمی مختلف و از جمله نقاشی بر اساس اخبار منتشر شده در همان بولتن ها می پردازد.
هوشنگ پزشک نیا، ایران درودی، شکرالله منظور، غلام عباس عکاسی، ابراهیم و کاوه گلستان، شیرین جاوید، ویدا مقبلی، ژرژ یونانی، اینچ مورات، واروژ میناسیان و سمبات درکیورقیان، برخی از هنرمندانی هستند که آثار و کارهایشان در تالیف مذکور توصیف و معرفی شده اند.همچنین اطلاعات جالب و منحصر به فرد و جدیدی ارائه می شود در خصوص "جهانگیر احمدپور" عکاس شرکت نفت در مسجد سلیمان که پژوهشگر به لطف مراجعه و موافقت عکاس و آرشیویست دیگری به نام حسن نصیر قاضی، از وجود و حضور این عکاس قدیمی در مسجد سلیمان و مناطق نفت خیز مطلع و وی را به مخاطبان معرفی نموده است.(ص121)
فصل سوم و پایانی کتاب به تحلیل یافته های پژوهش اختصاص دارد و در آن به مستنداتی از حمایت شرکت نفت از هنرمندان، درآمدهای نفتی و تاثیر آن بر هنرهای تجسمی و حضور نخبگان فرهنگی در مناطق نفت خیز  جنوب اشاره شده است.
پژوهش انجام شده توسط محمد صمدی راد همانگونه که خود در پیشگفتار کتابش اشاره نموده؛ بخش اندکی از رخ دادهای هنری سال های مورد بررسی را پیش روی ما می گذارد(ص15) اما همین دریچه ی محدود و کوچک از این رو ارزشمند و خواندنی و مهم است که بیانگر حضور پر رنگ نقاشان نوگرای ایران، طی دهه های1320تا1350خورشیدی در شرکت-شهرهای نفتی ایران و خصوصا مسجد سلیمان و آبادان است.بوجود آمدن طبقه متوسط شهری در مقیاس این شهرهای نفتی که مخاطب مناسبی برای محصولات فرهنگی بوده اند و همچنین رویکرد مثبت و سازنده ی متولیان وقت شرکت نفت در مقطع زمانی مورد پژوهش، باعث گردید تا نمایشگاه های فرهنگی هنری برگزار شده در این شرکت-شهرها همپای پایتخت، بازخورد داخلی و خارجی قابل توجهی داشته باشند.
هرکدام از افرادی که صمدی راد در اثر خود به معرفی آنان پرداخته و البته نقاشان دیگری همچون "وینچنزو بیانکینی"که بدان ها اشاره نشده، دارای ظرفیت انجام پژوهش های مستقل بوده و پژوهشگران و به ویژه دانشجویان ارجمند مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته های مرتبط می توانند بصورت موردی و جزئی تر به معرفی آنان بپردازند.بخصوص اینکه بر خلاف زمانی که مولف مشغول تحقیق در مورد تز کارشناسی ارشد خود بوده(احتمالا سال های 1395تا 1397) منابع و بولتن ها و نشریات و همچنین کتاب ها و منابع مرتبطی که مولف در چندجا به نبود آنها در خوزستان و انتقال شان به محمود آباد و تهران اشاره نموده، در قالب مستندنگاری طرح موزه نفت مسجدسلیمان از آرشیوBPدر لندن و تهران و اهواز و آرشیوهای دیگر به نخستین شهر نفتی ایران بازگردانیده شده و هم اکنون در کتابخانه و آرشیو اسناد موزه نفت مسجدسلیمان در"بی بی یان"موجود و با هماهنگی روابط عمومی شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان و مسئول موزه نفت مسجدسلیمان در اختیار علاقه مندان، دانشجویان و پژوهشگران هستند.در کنار این کتاب ها و بولتن ها، اسناد تاریخی و اشیای مهمی از میراث صنعتی مسجد سلیمان و ایران نیز که گاه سوژه و چشم انداز نقاشان و هنرمندان بوده، در نخستین شهر نفتی ایران و خاورمیانه در دسترس علاقه مندان است.
در یخش پی نوشت های فصل سوم کتاب، با اشاره به ظرفیت موزه ای مسجد سلیمان، آمده است که دکتر مهران دشتی، مولف کتاب؛"مسجد سلیمان، نخستین خاستگاه مسکن غربی در ایران" که سال1395 اثرشان منتشر گردیده، پیشنهاد دهنده توجه به ظرفیت موزه ای مسجد سلیمان بوده اند(ص247)در این خصوص البته شایان ذکر است، براساس مستندات موجود، نخستین پیشنهاد دهنده ی ایجاد پارک موزه نفت در مسجد سلیمان با مشخص نمودن پنج نقطه و سایت"میراث صنعتی" پراکنده در سطح شهر مسجدسلیمان، مهندس اسماعیل فرهادیان، از فرزندان دلسوز و دغدغه مند مسجد سلیمان و مهندسان شاخص نفتی در اوایل دهه ی 1380 خورشیدی و بیش از یک دهه قبل از انتشار کتاب آقای دشتی بوده اند.
همچنین در بخش پیشینه ی تحقیق و کتاب شناسی موضوع نیز چندین اثر ارزشمند دیگر وجود دارد که در صورت مراجعه بدان ها، ضمن اشراف بیشتر به موضوع، اطلاعات و مطالب بیشتری در اختیار خواهد بود.از جمله کتاب ارزشمند؛ "نفت شهرهای ایرانی" تالیف دکتر نورالدین امیری که اتفاقا این اثر هم پایان نامه دکتری این دوست ارجمند بوده و سال1394 منتشر گردیده،کتاب ها و مقالات دکتر سیروس باور، چهره ی شاخص معماری و از مفاخر خوزستان در زمینه ی تمدن نفت،دوره کتاب های زنده یاد عباس طرفی، استاد منوچهر یاوری و دیگر مولفین و نویسندگان مسجد سلیمانی و خوزستانی که در این زمینه نوشته اند و از جمله و خصوصا کتاب ارزشمند؛"تاریخ مسجدسلیمان" تالیف دانش عباسی شهنی که پس از گذشت دو دهه، همچنان رفرنسی ارزشمند برای شناخت تاریخ نفت و مسجد سلیمان است و از جمله، مستندات و پلان پیشنهادی مهندس اسماعیل فرهادیان برای ایجاد موزه نفت مسجد سلیمان در بخش ضمائم چاپ دوم همان کتاب آمده است.
محمد صمدی راد با پژوهش در زمینه ی تاثیر فضای صنعتی ناشی از فعالیت نفت در خوزستان و بر هنرمندان نقاش نوگرا در کشور، پنجره ای گشوده به یکی دیگر از ابعاد تاثیرگذاری و تعامل صنعت و هنر و اثرش از این منظر ارزشمند، خواندنی و قابل تامل است.به خصوص اینکه نگاه آکادمیک و دانشگاهی او در پژوهش هنر، اعتبار این نخستین اثر در زمینه ی بررسی ابعاد هنری در صنعت نفت را ارزشی دوچندان می بخشد.
چاپ اول کتاب نفت و نقاشان نوگرا، تالیف دوست گرانقدر و فرهیخته ام؛ محمد صمدی راد را انتشارات ترجستان تهران در سال1400 به بازار نشر ارائه و طراحی روی جلد آن را سیاوش برادران انجام داده است.
امیدوارم زحمت محمد صمدی راد، طلیعه ای باشد بر انجام و انتشار پژوهش های بیشتر در بررسی تاثیرات فرهنگی هنری صنعت نفت در تاریخ بلند خود.

 

فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

نفت و نقاشان نوگرا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مهراب امیری؛ چهره ی شاخص نفتی، پژوهشگر و مترجم تاریخ

مهراب امیری؛ چهره ی شاخص نفتی، پژوهشگر و مترجم تاریخ
به مناسبت یکم تیرماه، سالروز درگذشت مرحوم به سال1376

فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

صنعت نفت در گذشته ای نه چندان دور، بواسطه ی بهره مندی از نیروی انسانی متخصص و توانمند، همواره از شهرت و جایگاه قابل توجهی در سطح کشور و منطقه برخوردار بوده و به دلیل فضای کاری مدرن و ارتباطات این صنعت، کارکنان و مرتبطینش با مظاهر زیست مدرن بصورت مستمر ارتباط داشته و همواره این ظرفیت و فرصت وجود داشته تا آن بخش از کارکنانش که به حوزه های تخصصی در زمینه های فرهنگی و هنری از ادبیات گرفته تا سینما و هنرهای نمایشی و از هنرهای تجسمی تا پژوهش های تاریخی فرهنگی، علاقه مند بوده اند نیز این فرصت و مجال را داشته باشند تا در کنار کار در صنعت نفت، به علایق و سلایق شان نیز بپردازند.
این گروه، در کنار دیگر نام آورانی که تشخص و اشتهارشان خارج از نفت ایجاد و بعدها و با توجه به ظرفیت های جذاب صنعت نفت به این حوزه پیوستند، چهره های شاخص صنعت نفت را تشکیل می دهند و زنده یاد مهراب امیری(1304-1376)از جمله ی این چهره های شاخص است.
مهراب امیری، دهم آبان سال1304خورشیدی در روستای جارو از دهستان های حومه ی هفتکل در استان خوزستان بدنیا آمد."جارو"، محل سکونت طایفه ی"مکوندی"از شاخه ی "چهارلنگ"ایل بختیاری بود و نام خود را از جغرافیای تاریخی که در آن قرار گرفته بود؛ "جای رود"می گرفت.
مهراب، نوه ی زنده یاد کاید اسماعیل، از بستگان محمد تقی خان چهارلنگ، از مشاهیر بختیاری و فرزند کاید(قائد)علی، از بزرگان روستای جارو و تیره ی"کاید"طایفه ی مکوندی بود.کاید علی به جز مهراب، دو فرزند پسر دیگر به نام های سهراب و آقاجان(معروف به کاید شنبه)نیز داشت(1)و مادر مهراب نیز؛"خانم جان"، بانویی با اصالت و بزرگ زاده بود.
تیره ی"کاید"طایفه ی مکوندی در روستاهای؛جارو(جا رود)، رود زرد و دره خرزهره ساکن بودند و مهراب تا سالی که برای تحصیل به دبستان رودکی هفتکل وارد شد، در چنین جغرافیایی روزگار کودکی اش را گذراند.هفتکل، دومین منطقه ای بود که پس از میدان نفتون، نفت در آن کشف شده بود و ایجاد شرکت-شهر نفتی هفتکل نیز به مرور انجام و مهراب در دبستان رودکی این شرکت-شهر نفتی مشغول به تحصیل گردید.
دبستان(و بعدها دبیرستان)رودکی هفتکل با شکل معماری مدرن و اروپایی و ناقوسی بر فراز سردرب ورودی آن، خود مصداقی از ورود به دنیای مدرن بود و علاوه بر مهراب و در طول سال های فعالیت آموزشی در این شرکت-شهر نفتی، محل دانش آموزی و پرورش افراد شاخصی همچون؛ پروفسور داریوش فرهود، پدر علم ژنتیک ایران، دکتر سیروس یاور، چهره ی شاخص معماری کشور و بسیاری افراد شناخته شده و فرهیخته ی دیگر نیز بود.
مهراب تا سال 1317 در هفتکل درس خواند و سپس به مسجد سلیمان عزیمت کرده و در سال 1324 توانست مدرک سیکل نهم را از مدرسه ی سیروس مسجد سلیمان دریافت کند.بلافاصله در همین سال، معلم اداره ی فرهنگ شد و بین سالهای 1324 تا 1327 توانست دیپلم نظام قدیم را اخذ نماید.در این سال ها، وی آموزگاری و مدیریت دبستان زادگاهش، روستای جارو را به مدت سه سال به عهده گرفت.(2)
 

گزارش کامل در ادامه نوشته

 

 

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

مستندنگاری پیشینه ی توجه به محیط زیست در صنعت نفت

مستندنگاری پیشینه ی توجه به محیط زیست در صنعت نفت
با معرفی میراث صنعتی برجای مانده ی یکی از نخستین واحدهای تصفیه فاضلاب در شرکت شهر نفتی مسجدسلیمان

این یادداشت، به مناسبت هفته ی محیط زیست سال1401(2022م) و پنجشنبه19خرداد؛روز «محیط زیست، صنعت، پسماند و توسعه پایدار»، با مساعدت و دو تن از دوستان صاجبنظرم؛ محمدرضا دادگرنژاد،بازنشسته ی صنعت نفت و نویسنده ی کتاب "بیست فوتی ها"و محسن انصاری، کارشناس صاحبنظر در حوزه محیط زیست و مسئولیت های اجتماعی صنعت نفت تهیه گردیده که از ایشان سپاسگزارم.
پنجم ماه ژوئن هرسال، برابر با پانزدهم خرداد ماه تقویم خورشیدی، روزی است که از سوی سازمان ملل متحد برای افزایش آگاهی مردم در راستای حفاظت و نگهداری از محیط زیست و البته ترغیب دولتمردان و سیاستمداران به اتخاذ تصمیماتی برای پیشگیری از تخریب محیط زیست و گونه‌ های زیستی‌ جانوری، پوشش گیاهی و زیست بوم انسانی، به‌ عنوان روز جهانی محیط زیست World Environment Day انتخاب و اعلام شده ‌است.
انتخاب این تاریخ به عنوان روز جهانی محیط زیست به سال1972میلادی باز می ‌گردد.در پنجم ژوئن آن سال، برای اولین بار، سازمان ملل متحد، کنفرانسی را با موضوع انسان و محیط زیست در شهر استکهلم سوئد برگزار و همزمان با برپایی این کنفرانس، مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه‌ ای را نیز تصویب کرد که منجر به تشکیل برنامه ی محیط زیست سازمان ملل متحد(UNEP)گردید.از آن تاریخ تاکنون، در کشورهای مختلف جهان این روز گرامی داشته شده و مجالی است برای یادآوری لزوم توجه بیشتر به حفظ محیط زیست.
شعار روز جهانی محیط زیست در سال ۲۰۲۲؛«تنها یک زمین، تمرکز بر زندگی پایدار در توازن با طبیعت» انتخاب شده است.رویکردی متاثر از مسائل جدید جهانی در عرصه ی محیط زیست و با تاکید بر توازن با طبیعتی که قوانین خاص خودش را دارد و انسان در طول تاریخ خود متوجه این مهم گردیده که هرگاه با طبیعت و زمین، بدرفتاری کرده، نتایج نامطلوب آن را در بلند مدت در زندگی خویش دیده است!
روز جهانی محیط زیست در ایران همزمان است با پانزدهم خرداد ماه و تعطیل رسمی این روز به مناسبت سیاسی و مذهبی.از سویی دیگر و با توجه به تنوع حوزه ها و عرصه های محیط زیست، باعث گردیده تا این مناسبت جهانی در ایران، معمولا بصورت هفته ی محیط زیست گرامی داشته شود و طی هفته ی مذکور، عرصه های مختلف محیط زیست مورد تاکید، بازخوانی و آسیب شناسی قرار گیرند و البته؛ تقدیر و تکریم فعالان و ارائه ی بیلان کارهای یکساله نیز انجام شود.
امسال(1401) در نامگذاری به عمل آمده برای روزهای این هفته، پنج شنبه ۱۹خرداد1401 به نام؛«محیط زیست، صنعت، پسماند وتوسعه پایدار»نامگذاری شده است.
در شرایطی که عموما "صنعت" بعنوان یکی از معضلات محیط زیستی شناخته می شود، انتخاب این عنوان تجانسی تامل برانگیز است که از سوی برخی فعالان و نظریه پردازان عرصه ی محیط زیست، بعنوان توصیفی پارادوکسیکال و متضاد مورد نفد قرار گرفته.نقدی که شاید در نگاه عمومی به "صنعت" چندان نیز بی ربطی نیست، اما حداقل در عرصه ی صنعت نفت، بعنوان قدیمی ترین صنعت مدرن کشور و در عین مشکلات زیست محیطی که در سال های اخیر بنام صنعت نفت رغم خورده، مستندات و میراث صنعتی قابل توجهی در مناطق نفت خیز ایران وجود دارد که تایید کننده ی توجه صنعت نفت در برنامه ی مدیریت صنعتی کلان آن به مقوله ای که امروزه بنام "محیط زیست" می شناسیم، وجود داشته است.بازخوانی و معرفی این مستندات و میراث صنعتی برجای مانده در این زمینه، علاوه بر ثبت تاریخی آن، از این منظر نیز قابل توجه و تامل است که می تواند الگوی مناسبی برای تداوم این توجهات زیست محیطی، البته با تعاریف بروز رسانی شده و منطبق با مفهوم توسعه ی پایدار داشته باشیم.
آثار و ابنیه ی صنعتی،خدماتی، مسکونی و زیرساختی از نخستین سال های شکل گیری صنعت نفت در جنوب غرب ایران در شرکت-شهرهای نفتی ایجاد شده در آن سامان، فراوانند.از جمله این تاسیسات خدماتی و زیرساختی و محیط زیستی باید به تاسیسات تصفیه و تبدیل پساب و فاضلاب انسانی ایجاد شده در کلونی های جمعیتی تشکیل شده در مناطق و محلات مختلف این شرکت-شهرها اشاره نمود.
shit plantها، تاسیسات بسیار مهمی در ساماندهی پسماندهای مناطق مسکونی بودند و در شرایطی که با عقل و تحلیل امروز، از استعمارگرانی که آمده بودند تا نفت استخراج کنند و چپاول کنند و ببرند، قاعدتا نباید انتظار ایجاد زیرساخت ها و تاسیسات بهداشتی و با تعریف امرو؛"محیط زیستی"داشته باشیم، بخش قابل توجهی از وقت، درآمد و همچنین نیروی انسانی و تجهیزات مرتبط به این امور اختصاص یافت و بقایای تاسیسات و میراث صنعتی برجای مانده از این پلنت های بسیار قدیمی، تایید کننده ی توجه مدیران استعمارگر کمپانی نفت، به زیست بوم و بهداشت و موضوعی بود که امروزه تحت عنوان "محیط زیست" از آن یاد می کنیم!
همزمان با شکل گیری تاسیسات صنعتی، ساختمان سازی ها و شهرسازی های کمپانی نفت برای اسکان کارکنان خود در قالب شرکت-شهرهای نفتی از مسجد سلیمان آغاز و در ادامه به آبادان، هفتکل، لالی، آغاجاری، نفت سفید، گچ کوراوغلی(گچساران) و سایر شرکت-شهرهای نفتی در جنوب غرب ایران توسعه پیدا می کند.در تمامی این کلونی های مسکونی، نکته ی جالب در کنار شهر سازی و ساختمان سازی، توجه به زیرساخت های حداقلی بهداشتی و زیست محیطی است.
shit pldntها(گی پلنت ها در گویش محلی)از جمله این تاسیسات ایجاد شده برای کاهش آسیب به محیط زیست هستند که خوشبختانه حداقل یکی از آنها در شرکت-شهر نفتی مسجد سلیمان و محله ی بی بیان هنوز پابرجاست و سندی است بر توجه صنعت نفت به محیط زیست و همانگونه که پیشتر آمد؛ باید به این نکته توجه ویژه داشت که این سازه و همچنین سایر تاسیسات مشابه در زمان و توسط کسانی برنامه ریزی و اجرا و ساخته شده که کمترین تعلق خاطر به ایران و زیست بوم ایران را نداشته و در هیچ یک از قراردادها و معاهده های خود، چه با حکومت مرکزی قاجار و پهلوی و چه با حکمرانان و ملاکان محلی(خوانین بختیاری در مسجد سلیمان و شیوخ عرب در آبادان)متعهد به چنین امری نشده بودند!؟
Shit plant بی بیان در شهرستان مسجد سلیمان، در دره ای مابین لین های منازل کارگری و بنگله های کارمندی و مشرف به دره ای است که نهایتا به شیار و دره ی طبیعی مجرای رودخانه محلی و فصلی"تمبی"جانمایی و ساخته شده است.آنچه در بازدید از این سازه ی میراث صنعتی برجای مانده از دهه های نخست فعالیت صنعت نفت در این منطقه جلب توجه می کند، ساختار مهندسی شده ی حوضچه های سیمانی مرتبط و پلکانی هستند که جهت هوادهی به فاضلاب ورودی و نهایتا تصفیه ی فاضلاب و جداسازی و لخته سازی پسماند باقی مانده انجام و نهایتا و پس از تبخیر باقی مانده ی آب همراه، به کود انسانی تبدیل و به استناد گفتگوی تاریخ شفاهی با برخی ساکنان و مطلعان محلی، در فضای سبز و باغات استفاده می شده است.فرایند بسیاری جالبی از مدیریت پساب و پسماند در مقطع زمانی که هنوز از تشکیلاتی برای حفاظت از محیط زیست در ایران و بسیاری از نقاط جهان خبری نیست!
توجه به این موضوع و ساخت shit plantها و wastewater plantها در اروپا از میانه ی قرن نوزدهم در اروپا رایج شد و در زمینه ی تصفیه ی آب آشامیدنی نیز شواهد و مستندات تاریخی از ساخت تصفیه خانه آب در 1840میلادی در بندر گلاسکو بریتانیا خبر می دهد و این از نخستین شهرهایی در اروپا بوده که آب فیلتر و تصفیه شده به مصرف کنندگان رسیده است.
در ایران کم آب، توجه به بازیافت آب و تصفیه پساب ها در نقاط مختلف با بهره مندی از فناوری های بومی قابل تصور است، اما اینکه یک سازه ی صنعتی و سیستم فرایندی برای این منظور ایجاد شده باشد، طبیعتا بسیار بعید بوده است.نخستین تصفیه فاضلاب در پایتخت، تصفیه خانه ی صاحبقرانیه در خیابان پاسداران کنونی و در محله اقدسیه بود که طراحی آن در سال1332 آغاز و در سال 1334 برای جمعیتی نزدیک به دوهزار نفر به بهره برداری رسیده است(این تاسیسات در شرف تبدیل به موزه ی تصفیه خانه فاضلاب است)به این ترتیب و با برآورد تقریبی برای تاریخ ساخت سازه ی میراث صنعتی مدنظر در بی بیان در دهه های ابتدایی توسعه ی شرکت-شهر نفتی مسجد سلیمان، بیراه نیست اگر این تاسیسات را جزو قدیمی ترین تاسیسات تصفیه ی پساب در ایران و توجه به محیط زیست، آنهم در حوزه فعالیت و توسط صنعت نفت بدانیم.
شناخت فرایندی میراث صنعتی برجای مانده از واحد تصفیه فاضلاب بی بیان نیازمند پژوهش بیشتر و خصوصا توجه به تاریخ شفاهی و توضیحات مطلعین محلی است، اما با یک نگاه کلی و بررسی مسیر ورودی فاضلاب،حوضچه های مرتبط و سطل های تعبیه شده ی احتمالا حاوی آهک، برای گند زدایی و همچنین پیشگیری از شکوفایی جلبکی در حوضچه ها و نهایتا حوضچه ها و استخرهای بزرگتر تبخیر و همچنین مجرای خروجی پساب نصفیه شده می تواند برای بازدیدکنندگان، کارشناسان و دانشجویان محیط زیست و همچنین گردشگران صنعتی جالب باشد، خصوصا اینکه این سازه ی میراث صنعتی در فاصله کمی از سایت موزه نفت مسجد سلیمان، در پالایشگاه و گوگردسازی قدیم بی بیان قرار دارد.
«محیط زیست، صنعت، پسماند وتوسعه پایدار»ارتباط موضوعی بسیار مهمی بایکدیگر دارند و توجه به محیط زیست در محیط های صنعتی با مدیریت درست پسماند می تواند به توسعه ی پایدار منجر شود.میراث صنعتی و شواهد تاریخی برجای مانده در این زمینه از جمله سازه ی معرفی شده در این یادداشت، تایید کننده توجه صنعت نفت به مقوله ی محیط زیست است و می تواند الگوی مناسبی در اختیار کارگزاران و مسئولین در دو بخش صنعت نفت و محیط زیست نیز قرار دهد تا توسعه ی فعالیت های صنعتی در کشور نفت خیزمان ایران، بر مبنای اصول توسعه ی پایدار و بیشترین توجه به زیست بوم صورت پذیرد.
شایان ذکر است؛ تعامل و تعهد صنعت نفت به محیط زیست، تنها محدود به چنین موضوعات تاریخی و میراث صنعتی نیست.
طی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، مصوب 28خرداد1353شورای عالی حفاظت محیط زیست با حضور این اعضا تشکیل گردید؛ وزیر دارایی، وزیر کشاورزی و منابع طبیعی، وزیر بهداری، وزیر تعاون و امور روستاها، وزیر آب و برق، وزیر اقتصاد، وزیر کشور، وزیر آبادانی و مسکن، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه و پنج نفر از اشخاص ذیصلاحیت که به پیشنهاد ریاست شورای عالی برای مدت پنج سال منصوب می شدند.(قوانین و مقرارت نفت ج2ص1680)حضور مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در چنین شورایی طبیعتا جهت تعامل بیشتر و توجه به محیط زیست و اقدامات شرکت ملی نفت در حوزه ی مسئولیت های اجتماعی خود بوده است.
پس از انقلاب نیز این تاکید و توجه ادامه داشت.در جلد دوم مجموعه قوانین و مقرارت صنعت نفت،گاز و پتروشیمی در خصوص تایید عضویت ایران در کنوانسون کویت می خوانیم؛ کنوانسوین منطقه ای کویت برای همکاری درباره حمایت و توسعه محیط زیست دریایی و نواحی ساحلی مشتمل بر 30ماده و یک پروتکل مربوط به مبترزخ با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره در موارد اضطراری مورخ 24آوریل1978 برابر با 4/2/1357 تصویب و به وزارت امور خارجه اجازه داده می شود که تشریفات تسلیم اسناد تصویب را انجام ذهذ.شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران (ص2115)
همچنین تصویب و اجرای الزامات بین المللی همچون؛ قانون اجازه الحاق به پروتکل راجع به آلودگی دریایی ناشی از اکتشاف و استخراج از فلات قاره مصوب 2/7/1370 و قانون پروتکل راجع به حمایت محیط زیست دریایی در برابر منابع آلودگی مستقر در خشکی مصوب 9/12/1371 موید پایبندی صنعت نفت به محیط زیست خشکی و دریایی است.
همچنین تبصره ی یک ماده13 قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب3/4/1374 می گوید؛ احداث نیروگاه ها، پالایشگاه ها، کارخانجات پتروشیمی،کارخانجات صنایع نظامی، فرودگاه ها و ترمینال های بارگیری، موکول به رعایت ضوابط و معیارهای سازمان حفاظت محیط زیست از لحاظ محل استقرار می باشد. (مجموعه قوانین و مقررات صنعت نفت/ج2/ص2266)
یادمان باشد؛ تنها یک زمین داریم و باید بر تمرکز بر زندگی پایدار در توازن با طبیعت بیشتر تاکید و توجه کنیم.امری که با توجه به محیط زیست، صنعت، پسماند وتوسعه پایدار می توانیم بدان امیدوار باشیم، خصوصا وقتی میراث صنعتی ارزشمندی همچون میراث صنعتی تصفیه خانه های فاضلاب صنعت نفت را در مهد نفت ایران و خاورمیانه در اختیار داریم.تاسیسات و میراث صنعتی ارزشندی که ثبت ملی آن می تواند شناسنامه و هویت ما در توجه به محیط زیست باشد.


فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

پل سی مایلی،سازه ی میراث صنعتی در جنوب غرب ایران

پل سی مایلی میراث صنعتی جنوب غرب ایران

در تعریف جهانی میراث صنعتی، “پل ها” از جمله سازه های مهم این حوزه محسوب می شوند.اگر صنعت نفت در ایران را تولد دوران صنعتی ایران و تعامل بین ایران و اروپا بدانیم، آنگاه به اهمیت این سازه های صنعتی در تاریخ مدرن و میراث صنعتی ایران بیشتر پی می بریم.

ناهمواري هاي محيطي در منطقه خوزستان باعث شده بود دسترسي به ميدان هاي نفت خيز در بدو ايجاد اين تاسيسات در مناطق به سختي انجام پذيرد.خصوصا” در ميدان نفتون(مسجدسليمان) و نواحي اطراف آن وجود دره هاي عميق و جريان رودخانه هاي فصلي باعث شد تا صنعت نفت از آغاز توجه و تلاش ويژه اي در زمينه حمل و نقل و راه سازي داشته باشد.این تلاش منجر به ایجاد ابنیه، تاسیسات و پل ها و جاده هایی با سبک و سیاق اروپایی در مناطقی بکر و دورافتاده در جنوب غرب ایران شد که برخی با گذشت نزدیک به یک قرن همچنان زیر بار ترافیکی و عبور و مرور محلی هستند.

خطوط لوله نفت كه با مشقت و مرارت زياد به هم متصل شده و چاههاي نفت را به ايستگاههاي تفكيك و پمپاژ متصل مي كردند معمولا” كوتاهترين مسير را براي عبور انتخاب مي كردند، اما عبور و مرور افراد و وسايل نقليه هميشه به موازات خطوط لوله ميسر نبود و ناگزير جاده هايي براي اتصال مناطق مختلف ايجاد گرديد.

در يكي از قديمي ترين نمونه ها، از جنوب ميدان نفتون به سمت ميادين جديدتر هفتكل و نفت سفيد، جاده اي شوسه احداث گرديد كه در چند محل از روي درههاي عميق و رودخانه هاي فصلي مي گذشت و راهسازان مجبور بودند در اين محل ها به احداث پل مبادرت كنند.سازه هاي فولادي كه با پيچ و مهره به هم متصل و عموما” بدون ستون ميان آبي ساخته مي شد، راه عبور از اين فرورفتگي ها بود كه در عين حال نوع خاصي از پل سازي صنعتي را براي ايران به ارمغان آورده بود.

در حدفاصل مسجدسليمان تا هفتكل و در سي مايلي اين مسير(هر مايل تقريبا برابر با ۶/۱ كيلومتر)بر روي رودخانه فصلي منطقه، پلي ساخته شد كه بين كاركنان و مردم محلي به پل سي ميلي موسوم گشت.اين پل علاوه بر تسهيل در عبور و مرور كاركنان و مامورين صنعت نفت در زندگي ساكنان محلي نيز تاثيري فراوان داشت و باعث شد زندگي براي ايشان نيز سهل تر و راحت تر شود.

روستائيان اين منطقه كه از طوايف بختياري و ترک قشقایی بودند سالها با فرهنگ و تاريخ خود زندگي كرده و در منطقه ريشه دوانده بودند و جلوه هاي جديد صنعتي باعث مي شد با نوع جديدي از زندگي نيز آشنا شوند.

پل سي ميلي، تنها يك پل ارتباطي نبود.تاثير ارتباطات بر منطقه باعث شد نام و اعتباري بيابد و مدتي بعد با ساخت يك پست مخابراتي در كنار پل بر اهميت آن نيز افزوده شد.سي ميلي ساليان متمادي محل عبور و مرور جيپ ها و لندرورهاي شركتنفت بود كه غبار حركت آنها بر روي جاده شوسه باعث مي شد كشاورزان و چوپانان محلي متوجه عبورشان شوند و كاركنان نفت و خانواده هاي آنان نيز سوار بر ماشين هاي حمل و نقل از مناظر آن لذت ببرند.

تلفن خانه سي ميلي موظف بود علاوه بر گزارش هاي مربوط به عمليات توليد و بهره برداري، گزارش طغيان احتمالي رودخانه را نيز گزارش نمايند و در عين حال براي اطلاع دادن از مركز به ماشين هاي شركت كه در مسير در حال عبور و مرور بودند و بالعكس اقدام نمايد .

با كاهش نياز ارتباطي در منطقه و كاهش طبيعي ميزان توليد نفت به مرور استفاده از تلفنخانه يادشده از ميان رفت و مدتي بعد تبديل به كافه اي بين راهي شد كه با نوشابه هاي سرد “فانتا” خستگي از تن مسافران هر چند كم تعداد مسير مي برد.

از اعتبار و اهمیت این سازه ی میراث صنعتی در منطقه همین بس که پروژه ایجاد یک پل جدید در این محل از ابتدای دهه ی هشتاد خورشیدی تا کنون، یعنی نزدیک به بیست سال همچنان در اما و اگر “شدن” و “نشدن” است و پل کهنسال سی میلی هنوز زیر بار ترافیکی ماشین های سبک و سنگین.

پل سي ميلي در تمامي اين سالها همچنان پا برجا مانده است و نظاره گر عبور رودخانه محلي از زير پاي خود است.شاهدي يكصد ساله كه بر لب آب نشسته و گذر عمر مي بيند

نگارش:

فرشيد خداداديان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

​​​​​

تصویر نویسنده خوزتوریسم

۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران تاریخ را نقادانه بخوانید.دانستن گذشته، برای درک حال و ساختن آیند

◀️ فرشید خدادادیان در همایش ملی شدن نفت دانشگاه الزهرا؛

📜 تاریخ را نقادانه بخوانید.دانستن گذشته، برای درک حال و ساختن آینده

به گزارش رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان

فرشید خدادادیان، پژوهشگر و مولف در زمینه تاریخ نفت در همایش بزرگداشت سالروز ملی شدن نفت، که به همت اتحادیه انجمن های علمی، دانشجویی مهندسی برق کشور در سالن اجتماعات دکتر تورانی دانشگاه الزهرا تهران برگزار می شد، با نکوداشت این روز مهم در تاریخ معاصر ایران، همگان را به خوانش نقادانه ی تاریخ توصیه کرد.

خدادادیان، با اشاره به این نکته که تاریخ؛ علم دانستن گذشته، برای درک حال و ساختن آینده است، خاظرنشان کرد؛ امروز ما اینجا اقدام روشفکران و الیت جامعه ی سیاسی و پارلمانی ایران به زعامت زنده یاد دکتر محمد مصدق را گرامی می داریم، اما در عین حال، باید از خود بپرسیم و جویا شویم؛ چرا چنین اقدام شگرف، بزرگ و ملی که حمایت قشرهای مختلف را نیز به همراه داشت، فرجام نافرجامی چون کودتای ۲۸ مرداد یافت؟!

پژوهشگر تاریخ نفت ایران، با اشاره به دو سند موجود در بین اسناد برجای مانده از دوران ملی شدن صنعت نفت گفت؛ ما امروز سندی در اختیار داریم که دستخط خود زنده یاد دکتر مصدق است و در آن صراحتا اشاره شده که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را نخستین بار زنده یاد دکتر حسین فاطمی داده.این سند که امضای مرحوم مصدق را نیز در ذیل خود دارد، بیانگر سیر شکل گیری و تبلور ملی شدن صنعت نفت از یک ایده ی فردی به یک کنش پارلمانی و پس از آن یک نهضت با پشتوانه دینی و ملی است.

خدادادیان؛ سند دوم مد نظر خود را متن پیشنهادی و متعاقبا، قانون ملی شدن صنعت نفت عنوان نموده و گفت؛ در این سند که به نام سعادت ملت ایران، تنظیم و نگارش شده، آمده است که؛ به منظور کمک به صلح جهانی...می دانیم که در سال ۱۳۲۹ با تشدید جبهه بندی جهان دو قطبی در جنگ کره، صلح جهانی در معرض تهدید و جنگ جهانی سوم در شرف وقوع بود! در چنین شرایطی اینکه الیت روشنفکری و سیاسی کشور ایران، با تاکید بر صلح و ارزش های آن مطالبات خود را از طریق روش خشونت پرهیز و قانونی با تکیه بر مصوبات مجلس شورای ملی و سنا در عرصه داخلی و سپس طرح شکایت در دیوان بین المللی لاهه پیگیری و فارغ از نتیجه، تا لحظه آخر به صلح و پیگیری حقوقی مطالبه برحق خود دنبال می کند، اقدامی بسیار مهم و در خور تامل و توجه است.موضوعی که امروز نیز می تواند کلید پیروزی ما در مقابل زورگویی های نظام سلطه باشد.

عضو انجمن میراث صنعتی ایران با اشاره به جالب بودن بزرگداشت این روز توسط دانشجویان رشته مهندسی برق و استقبال از این رویکرد با اشاره به وجود سایت های میراث صنعتی در حوزه صنعت نفت با موضوعیت نیروگاه های تولید برق دانشجویان اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی رشته مهندسی برق کشور را به بازدید از سایت میراث صنعتی و موزه نیروگاه برق تمبی در مسجدسلیمان، نخستین شرکت-شهر نفتی ایران دعوت نمود.

خدادادیان؛ در پایان سخنان خود با تبریک مجدد سالروز ملی شدن صنعت نفت و سال نو، برای دانشجویان و جامعه ی علمی کشور موفقیت و سربلندی در سال۱۴۰۱ آرزو کرد.

همایش بزرگداشت روز ملی شدن صنعت نفت، به همت سازمان علمی دانشجویی مهندسی برق کشور، اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی مهندسی برق، چهارشنبه ۲۵اسفند۱۴۰۰ در سالن اجتماعات دکتر تورانی دانشگاه الزهرا، با حضور نمایندگان تشکل های دانشجویی و سخنرانانی از معاونت اقتصادی ریاست جمهوری، انجمن نانو، تولیدکنندگان تجهیزات و گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

 

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ