خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

فرودگاه مسجد سليمان؛ نخستين فرودگاه خاورميانه

فرودگاه مسجد سليمان؛ نخستين فرودگاه خاورميانه

فوران چاه نفت در خرداد ماه 1287 (1908 ميلادي) در مسجد سليمان، نياز به تسهیلات بيشتر براي بهره برداری از این ماده حیاتی را شدت بخشيد و چندي نگذشت كه نخستين پرواز يك هواپيما به خاورميانه، در زمینی مسطح در مسجد سلیمان به زمين نشست.

اين هواپيما از نوع رايپر 46 و مبدا حركت آن لندن بود. مسافران این پرواز را کارشناسان زمین شناسی و تجهيزات آن را اقلام و لوازم كاري آنها، میکروسکوپ و مقداری دارو تشكيل مي داد. زمیني كه هواپيما بر آن فرود آمده بود بنای احداث اولین فرودگاه ايران قرار گرفت كه در منطقه نفتی "یمهه" واقع در مسجد سلیمان، جهت جابجایی مدیران و اقلام و مراسلات نفتی ساخته شد.

بسياري پروازي را كه به خلباني کوزمینسکی روسي با هواپيماي بلوبر 11 در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران انجام شد، نخستین پرواز يك هواپيما بر فراز آسمان ایران ناميده اند، اما واقعيت اين است كه پرواز هواپيماهاي صنعت نفت در ايران پيش از اين تاريخ انجام گرفته است.

البته نخستین فرودگاه رسمي ايران نيز فرودگاه قلعه مرغی بود که در تاریخ هشتم مرداد ۱۳۰۱ مورد بهره برداری قرار گرفت، اما شهرهاي نفتي ايران، از جمله مسجد سليمان، پيش از اين تاريخ صاحب فرودگاه شدند.

به هر روي اولین فرودگاه مسجد سلیمان، بي رقيب نماند و با افزایش تردد انگلیسی ها به این منطقه، فرودگاهی ديگر در محلی معروف به "گلگیر" احداث شد. در آن روزگار شرکت هایي چون شرکت کی ال ام هلندي و بريتيش ايرويز انگلیسی رفت و آمد زیادی به آنجا داشتند. نخستين هواپيماهاي نفت از نوع "رايپر" بود كه بعدها هواپيماي "داوو" (Dove) با ظرفيت 12 نفر نيز خريداري شدند و با كادر خلباني انگليسي به پرواز درمي آمدند.

همزمان با آغاز توليد نفت در جنوب كشور، فرودگاه هاي يمهه مسجد سليمان، فرودگاه اهواز (كوت عبدا..)، هفتكل، گچساران و فرودگاه آبادان، مورد بهره برداري قرار گرفتند و هواپيماهاي حمل و نقل هوايي نفت در آنها شروع به كار كرد. در سال هاي بعد نيز با عملياتي شدن مخازن و ذخاير جزاير خارگ، لاوان و سيري پرواز هواپيماها به اين جزاير نيز انجام گرفت.

با كاهش فعاليت هاي نفتي در اين مناطق، البته بسياري از اين فرودگاه ها نیز بلااستفاده ماند. هر چند فرودگاه مسجد سليمان كه هم اینک به نام فرودگاه شهید آسیایي شناخته می شود، بعد از ملی شدن صنعت نفت با خرید چند فروند هواپیما توسط وزارت نفت، شاهد پروازهاي بسياري بود.

در آبان 1387 به مناسبت صد سالگی فرودگاه مسجد سليمان و به عنوان نخستين فرودگاه در خاورمیانه، حدود پنج میلیارد تومان برای مرمت و باز گشایی اين فرودگاه از سوی وزارت نفت اختصاص یافت.

شرکت هواپیمایی نفت که یکی از قدیمی ترین شرکت های هواپیمایی در کشور است یکی از 4 فروند فوکر 100 خود را به نام مسجد سلیمان نامگذاری کرده است.

مريم اسماعيلي

موزه ها و اسناد صنعت نفت

نخستین هواپیمایی که در مسجدسلیمان به زمین نشست

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نگاهی به نخستین چاه نفت خاورمیانه از فوران تا تبدیل به موزه صنعتی

نگاهی به نخستین چاه نفت خاورمیانه از فوران تا تبدیل به موزه صنعتی

در مورد چاه شماره یک مسجدسلیمان و نخستین بودن آن سخن بسیار گفته شده و در این نوشتار تلاش شده تا روند تبدیل آن به موزه وآثار موجود در آن، مورد بررسی قرار گیرند.

همانطور که می‌دانیم دارسی پس اخذ امتیاز کشف معادن زیر زمینی ایران در سال ۱۲۸۰ شرکتی تشکیل داد و پس از شکست کار اکتشاف در چیاسرخ و مامتین، به میدان نفتون (مسجدسلیمان کنونی) رسید. جایی که در آن چاهی اکتشافی به نفت رسید و برگ مهمی از تاریخ صنعت نفت رقم خورد. این مکان همان چاه شماره یک مسجدسلیمان است که امروزه فراتر از یک چاه قدیمی و متروکه است. چرا که به همت دوست‌داران میراث فرهنگی و صنعتی، اکنون به یک موزه دائمی و جذاب تبدیل شده است و در آینده می‌تواند در فهرست آثار جهانی قرار گرفته و روز پنجم خردادماه نیز در تقویم رسمی کشور به ثبت برسد.

تاریخچه حفاری چاه و روند تبدیل به موزه

عملیات حفاری در نخستین روزهای بهمن‌ماه سال ۱۲۸۶ آغاز شد و پس از فوران در تاریخ پنجم خردادماه سال ۱۲۸۷، چاه در عمق ۳۶۰ متری و سازند آسماری تکمیل شد. بنا به گزارش‌های فنی، پس از سال‌ها تولید و ۹ سال پس از فوران، چاه به علت تولید بیش از حد آب و نمک مورد تعمیر قرار گرفت. عملیات حفاری تعمیراتی و راندن لوله‌های جداری، سیمان‌کاری، نصب مجرابند و تلاش برای بستن ناحیه آبزدهی انتهای چاه در چندین نوبت انجام شد تا اینکه در سال ۱۳۰۵ چاه با گِل پر شد. در نهایت در سال ۱۳۱۴ چاه بصورت ایمن سیمانکاری و با گِل ضد خوردگی پُر شد.

در همین زمان یک دستگاه دکل حفاری قدیمی و تجهیزات مربوطه بر روی چاه نصب شد. این اقدام را باید رخدادی تاریخی در توجه به میراث صنعتی برشمرد چرا که به اهمیت نخستین بودن این چاه توجه شده و تجهیزات آن به‌عنوان یادمان نگاه‌داری شد. ۳۶ سال بعد در سال ۱۳۵۰ محوطه چاه نوسازی شد و مساحت آن مقداری گسترش یافت. ضمن اینکه پس از آن ادواتی نیز به مجموعه افزوده شد. در سال ۱۳۷۹ این اثر ارزشمند در فهرست آثار ملی کشورمان به ثبت رسید.

در همین سال‌ها مهندس اسمعیل فرهادیان، مدیر وقت امور فنی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان و تئوریسین طرح پارک موزه نفت، این چاه را در زمره اجزای اصلی طرح گنجینه تاریخی نفت قرار داد. فرهادیان در آن دوران با انجام مکاتبات و انتشار سلسله مقالاتی اهمیت احداث موزه نفت و ظرفیت جذب گردشگر صنعتی را تشریح کرد و گام مهمی در راستای ایجاد شهر موزه صنعتی مسجدسلیمان برداشت.

اجزای مختلف موزه

گردشگران صنعتی همواره در خصوص کارکرد تجهیزات موزه پرسش‌هایی مطرح می‌کنند. پس در ادامه ادوات موجود در موزه چاه شماره یک بصورت مختصر معرفی می‌شوند.

۱- ماشین بخار: از بخار به‌عنوان نیروی محرک انقلاب صنعتی یاد می‌شود. در حفاری چاه شماره یک نیز نیروی مورد نیاز جهت عملیات حفاری و کشیدن کابل از طریق بخار آب تأمین شده است. ماشین بخار چاه شماره یک از دو بخش دیگ بخار (Boiler) و موتور بخار تشکیل شده است. آب درون دیگ بخار با حرارت سوختی مانند چوب تبدیل به بخار آب گشته و بخار تولیدی وارد موتور شده و با حرکت پیستون در نهایت چرخ موتور به حرکت در آمده است. از نیروی مکانیکی بدست آمده جهت بالا و پایین بردن مته حفاری استفاده می شد.

۲- منجنیق (دراورکس): قرقره ای بزرگ است که کابل فولادی حفاری را در خود جای داده است. ضمن اینکه دستگاهی با عنوان Walking Beam مشاهده می‌شود که با حرکت الاکلنگی خود نیرو را به کابل درون چاه منتقل و سبب تکرار ضربه می شد.

۳- دکل حفاری و متعلقات: حفاری چاه شماره یک به روش ضربه‌ای انجام شده است. روشی که هم اکنون برای حفاری نفت و گاز منسوخ شده و جایش را به روش حفاری دورانی داده است. مته مورد استفاده در آن زمان، یک میله فولادی سنگین و بزرگ بود که بسته به نوع سازند از لبه‌های تیزی برخوردار بود. ضمن اینکه هم اکنون جعبه قرقره ثابت در تاج چاه شماره یک و جعبه قرقره متحرک در زیر آن قراردارد.

گفتنی است که در آن دوران فناوری گِل حفاری وجود نداشت و برای تسهیل در بالا آوردن خرده‌های حفاری، مقداری آب به ته چاه اضافه می شد. پس از برخورد مته با سنگ ته چاه و خرد شدن سنگ، مته با استفاده از نیروی ماشین بخار بالا آورده شده و خرده‌های حفاری با وسیله ای مخصوص به سطح زمین منتقل می شد.

۴- ادوات تکمیلی موزه :

بازدید کنندگان از موزه با برخی دیگر از ادوات قدیمی مورد استفاده در صنعت نفت روبرو می‌شوند که نماد مراحل تولید نفت و گاز بوده‌اند مانند پمپ رفت و برگشتی که در گوشه‌ای از محوطه موزه آرام گرفته و طبق مشخصات نصب شده بر روی آن ساخت کارخانه ویر اسکاتلند است. مورد دیگر یک مخزن و یا تفکیک گر نمادین است که نشان می دهد نفت تولیدی از چاه که دارای مقادیر زیادی گاز است، باید ابتدا در دستگاههای تفکیک مورد فراورش قرار گیرد.

موزه چاه شماره یک، نماد و یادگاری است از قدمت و سابقه صنعت نفت در ایران و پیش درآمدی است بر گشایش موزه بزرگ نفت مسجدسلیمان. به امید آن روز …

فرید کاوش، مسئول موزه نفت مسجدسلیمان

منبع: رویش زاگرس

چاه شماره یک اولین چاه نفت خاورمیانه

تصویر نویسنده خوزتوریسم

میدان نفتی نفتون

میدان نفتی نفتون

چاه شماره یک نام اولین چاه نفت خاورمیانه است که در منطقه مسجد سلیمان در استان خوزستان قرار دارد. اولین چاه نفت خاورمیانه در این شهر در منطقه‌ای بنام میدان نفتون درمنطقه دره خرسون (دره خرسان) در ۵ خرداد ۱۲۸۷ به نفت رسید. شروع حفاری این چاه درسال ۱۲۸۶ خورشیدی و خاتمه حفاری درسال ۱۲۸۷ خورشیدی بود. این چاه ۳۶۰ متر (۱۱۷۹ پا) عمق دارد که از آن روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر (معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج می‌شد.

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ، نیروی محرکه ماشین‌های استخراج نفت از این چاه از بخار آب تامین می‌شد و به استیم (STEAM) معروف بود. این چاه به «چاه شماره یک» معروف است، و هم‌اکنون در مرکز شهر مسجدسلیمان در کنار منطقه نمره یک بصورت موزه تحت نظارت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب قرار دارد.[۱] ویلیام ناکس دارسی، (۱۱ اکتبر ۱۸۴۹ - ۱ مه ۱۹۱۷) یکی از بنیانگذاران اصلی صنعت نفت و صنایع پتروشیمی، در ایران بود. او در سال ۱۹۰۰ توافقنامه‌ای با هنری دراموند ولف، آنتوان کتابچی خان و کوته برای اکتشاف نفت در ایران امضا نمود. مذاکره آنها با مظفرالدین شاه قاجار، در سال ۱۹۰۱ شروع شد. در ابتدا مبلغ ۲۰٫۰۰۰ پوند برای اکتشاف، در یک میلیون و دویست هزار کیلومتر مربع، پیشنهاد شد، که در صورت کشف نفت، این امتیاز، برای مدت شصت سال، از شاه قاجار گرفته شود. در مقابل، دولت ایران، ۱۶٪ درصد از سود سالانه این شرکت را، به خود اختصاص داد. البته دولت بریتانیا تا سالها پس از اتمام قرارداد سندیکای دارسی، از ذخائر عظیم نفت ایران، برداشت کرد و سودی بسیار زیادتر از آنچه که دارسی بدست آورد، به دولت بریتانیا تعلق یافت. تیم حفاری تحت نام جورج رینولدز بی، به ایران فرستاده شد و بلافاصله شروع به جستجو و اکتشاف نمودند. تا سال ۱۹۰۳ ویلیام دارسی در حدود ۵۰۰ هزار پوند هزینه کرده بود، کار حفاری و اکتشاف، بدون نتیجه متوقف گردید. سپس دارسی مجبور شد، برای بدست آوردن ۱۰۰ هزار پوند دیگر، شرکت نفت برمه را، در سهام سندیکا، شریک نماید. با شروع مجدد کار حفاری در مناطق جنوب ایران و در منطقه شاردین ادامه یافت. در سال ۱۹۰۷ همزمان نقطه دوم انتخاب گردید و حفاری در منطقه‌ای بنام میدان نفتون در شهر مسجدسلیمان آغاز شد. در سال ۱۹۰۸ در نقطه‌ای دیگر در شهر مسجدسلیماننیز، شروع به حفاری کردند. حفاری‌ها در ماه آوریل بدون هیچ موفقیتی ادامه داشت و سرمایه نهایی، در حال اتمام بود و دارسی نیز کاملأ ورشکست شده بود. اما در تاریخ ۲۶ مه ۱۹۰۸ و در عمق ۳۶۰ متری از زمین میدان نفتون، در مسجدسلیمان، مته حفاری، آخرین لایه را شکافت و نفت، با فشار بسیار زیاد، از زمین فوران کرد.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجدسلیمان در سپیده دم نفت

مسجدسلیمان در سپیده دم نفت

به مناسبت پنجم خرداد سالروز کشف نفت در خاورمیانه

از اینجا آغاز شد؛ از این چاه متروک نمره یک؛ شش ماه آزگار، کلنگ حفاری "جرج رینولدز"1، کند و کند و کند تا به عمق 360 متری زمین رسید و سرانجام در گرگ و میش پنجم خرداد سال 1287 شمسی، پیش از آنکه آفتاب از فراز تپه ماهور ها بالا آمده و بر چادرهای سفید رنگ اردوگاه حفاران بتابد، صبح دولت نفت از فراز دکل چاه شماره یک مسجدسلیمان بردمید.

در آخرین روزهای بیم و امید، دو روز مانده به پایان هفتمین سال واگذاری امتیاز نفت به دارسی، هنگامی که سرمایه سندیکای اکتشاف رو به کاستی نهاده و می رفت تا پرونده کشف نفت در ایران بسته شود، آخرین ضربه های مته کوبه ای دستگاه شماره یک حفاری، سقف گنبدی مخزن آسماری را شکافت و صدایی مهیب همراه با فوران نفت و گاز، حفاران خسته را جانی تازه بخشید.

اکتشاف نفت در ایران توسط رینولدز (چاه شماره یک مسجدسلیمان)

حفاران لهستانی گرداگرد چاه به پایکوبی پرداخته و کارگران بومی بانگ و هی جار سردادند. "الله داد مهوش" 2 سراسیمه از خیمه بیرون آمد و با مشاهده باران نفت، قاصدی چابک سوار پی رینولدز گسیل داشت تا او را که برای ارسال تلگراف تمدید زمان حفاری، به "درخزینه"3 رفته بود، از فوران چاه با خبر کند.

جرج رینولدز که حالا بلوط مقاوم سرزمین های نفتخیز لقب گرفته بود، سرمست و شادمان، تلگرافی رمزی، به لندن فرستاد که مضمون آیه ای از کتاب مقدس بود: "سپاس خدای را که روغن را در دل زمین قرار داد!"

باری نیشتر حجامت کولیان سفید پوست اروپایی، خون تیره زمین را بر قشلاق رنگ پریده مسجدسلیمان جاری ساخت، تا آتشکده "سرمسجد" به مدد آن، چهره برافروزد و روح سرگردان انسان نخستین از فراز غار تاریخی "پبده"4 شاهد حرکت هیولاهایی از جنس آهن باشد.

بدین ترتیب انسان سنتی این دیار با راز و رمز دنیای صنعتی خو گرفت و مرد و زن ایلیاتی نیز به کاربردهای تازه نفت سیاه واقف شد. مشک ها و پیت های مملو از نفت بر پشت استران و اسبان شناسنامه دار، کالای قافله های کبود کوره راه های نفتی این سوی زاگرس شد و مردان دبیت پوش، شانه به شانه ی نقشه برداران سبزچشم، در بیابان ها به نقشه کشی پرداختند و چندی بعد خطوط مارپیچ لوله های رزوه ای، بر پهنه تپه ماهور های گچی خزیدن آغاز کرد و سر از دریای دور دست درآورد.

نفت که به فراز آمد، تاجران بزرگ نیز بنا را بر ماندن نهادند؛ و اندک اندک از مسجدسلیمان شهری ساختند شهرستان! البته آن گونه که اقتضای زندگی خودشان بود. گاری ها و ارابه های شش اسبه حامل قطعات و لوازم صنعتی در گذرگاه های ناهموار و پرفراز و نشیب شهر نفت به راه افتاد و معماران خوش دست بر فراز هر بلندی، خانه ای از سنگ تراش بنا نهاده و بنگله ها و خانه باغ هایی پدید آوردند برای اقامت صاحب منصبان، و سهم مردم و خیل کارگران پابرهنه تا مدت ها شعله های بویناک گاز، بود که شام تاریک هزارساله آنان را به صبح روشن عصر هیدروکربور پیوند می زد و سال ها بعد خانه های 10 فوتی و 20 فوتی بود.

باشگاه های گلف و اسکواش و بیلیارد و کریکت، خاطره بازی کودکانه "هفت سنگ" و الختر" را از ذهن ها ربود و ترنم موسیقی موتزارت و بتهوون، نوای نی شبانی و دی بلال و برزیگری را از یادها برد.

خبر کشف نفت که همه جا پیچید، مردان جویای کار از سراسر ایران به صرافت دست یافتن به درآمد ناشی از استخراج طلای سیاه، راهی این دیار شدند و اقوام و طوایف و ملیت های گونه گون،در امتزاجی شگفت، فدراسیونی ایلی پدید آوردند که تمام تیره هایش به زبان نفت سخن می گفتند.

در اندک مدتی چاه های نفت یکی بعد از دیگری حفر و انبارها و کارگاه هایی بزرگ برپا شد، و خط آهن مسجدسلیمان، "ورک شاپ چشمه علی"5 را به انبوه آب های کارون در "بند قیر" متصل کرد تا تجهیزات و بارهای گران کشتی های رودخانه پیما، بر محملی روان تر و شتابان تر رهسپار زادگاه نفت شود.

شير چاه شماره يك مسجد سليمان در مقابل وزارت نفت

باری، اوایل قرن هیدروکربور بود و فوران چاه نمره یک، وجود ذخایر بی بدیل نفت خامی را نوید می داد که بی نیاز به دستگاه های مکنده، به فراز آمده و قادر بود بدون استفاده از تلمبه، مسافتی نسبتا طولانی را نیز بپیماید تا به مخازن تفکیک یا محل انباشت برسد؛ وجود یک چنین فشاری در چاه های نفت ایران هم شگفت انگیز و هم امیدوار کننده بود؛ اما از آنجا که در سرزمین های نفتی عمر جوانی کوتاه است و ابدی نیست، فشار افسانه ای مخازن نفتی مسجدسلیمان نیز بتدریج فروکش کرد و چاه هایی که در برنامه استخراج غیرصیانتی، رکورد دار تولید روزانه 25 هزاربشکه بودند، بزودی از نفس افتادند تا صرفا نشانه هایی از دوران با شکوه ایلغار کمپانی نفت انگلیس و ایران باشند و کاشفان فروتن نفت خام، هنگام عبور از مقابل آنها، کلاه از سر خود بردارند! 6

از آن روزگار تا به امروز چهره ی جهان صنعتی و بویژه کشور ما به برکت این ماده ی گران بها،دگرگون شده و رو به آبادی نهاده است اما این چاه صاحب قران، همان است که بوده، فروکاسته که نیفزوده است، تغییری هم اگر بر چهره ی او عارض شده، تاثیر آفتاب و گذر زمان است که رنگ از رخ او پرانده است ورنه چاه همان چاه است و شهر همان شهر و روزگار محله های "نمره هشت" و "کلگه" و "پشت برج" همچنان بر مدار ملالت می گردد.

آری از آن زمان که غرش لوکوموتیو نفت، خواب آرام و رازآلود سنت را در این دیار به بیداری پر اضطراب مدرنیته بدل کرد، افزون بر یک قرن می گذرد؛ در این مدت مسجدسلیمان، شهر برآمده از دل نفت، از جایگاه شهر اولین ها به رتبه ی آخرین ها تغییر موقعیت داده است. با این وجود هر سال در پنجم خرداد، با یک سینه سخن، علاقمندان به پیشرفت و توسعه زادبوم را به مهمانی چاه نمره یک می برد تا ضمن یادآوری نقش بی بدیل خود در پیشرفت و آبادانی کشور، آسیب های غفلت از توسعه متوازن و عمل نکردن شرکت های بزرگ به مسئولیت های اجتماعی را گوشزد نماید.

شهری که جفا برد و ملامت کشید و خوش نمود تا رسم وفاداری زنده بماند، هم اکنون موزه ی تاریخ تحول صنعت نفت خاورمیانه است.

مسجدسلیمان با گنجینه های ارزشمند چهارگانه اش شامل: اثر ملی چاه نمره یک به شماره ٣٦٠٩ ، کارخانه گوگردسازى معروف به جى پى (Sulfure Gas Plant) با افزون بر 75 سال قدمت، کارخانه تقطیر نفت (Topping Plant) از قدیمی‌ترین واحدهای صنعتی کشور و کارخانه برق تمبی، اولین نیروگاه برق آبی خاورمیانه، شما را نیز به تماشای سیر تحول و تکوین این صنعت دیرپا فرا می خواند.

علمدار متولي

(1) جرج رینولدز مهندس حفار و کاشف نفت در ایران و بعدها نخستین رییس کل مناطق نفت خیز

(2) الله داد مهوش کارگزار ایرانی شرکت نفت انگلیس و ایران و فرد مورد اعتماد رینولدز

(3) در خزینه محلی واقع در میانه راه شوشتر و مسجدسلیمان که نقش انبار کالا و تجهیزات شرکت را داشت و هم تلگراف خانه ای در آنجا دایر بود

(4) پبده یا پابده غاری معروف در حوالی لالی مسجدسلیمان که براساس کشفیات باستانشناسی یکی از سکونت گاه های انسان عصر سنگ بوده است.

(5) ورکشاپ چشمه علی :مجموعه کارگاهی و انبارهای مواد غذایی کمپانی در محله چشمه علی مسجدسلیمان

(6) چاه شماره هفت که به سبب تولید خارق العاده ،شیر های سرچاهی آن به دفتر مرکزی شرکت در لندن ارسال و نصب شد و هرکه از مقابل آن می گذشت به احترام کلاه از سر خود بر می داشت. این شیر در سال 87 به ایران بازگردانده و مقابل ساختمان وزارت نفت نصب شد

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نفتون تاریخی از جنس نفت

نفتون تاریخی از جنس نفت

در تاریخ ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۱ میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد، فوران نفت از نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه در تاریخ ۲۵ ماه مه ۱۹۰۸ میلادی پنجم خردادماه ۱۲۸۷ تحول عظیمی در اقتصاد ایران و خاورمیانه پدید آورد.

با ورود کارشناسان نفتی از انگلیس، نخستین شهر پیشرفته و مدرن ایران در منطقه‌ای به نام مسجدسلیمان یا نفتون سابق تأسیس شد. همزمان با آن بسیاری از نخستین‌ها و اولین‌های کشور و ده‌ها منطقه تفریحی و رفاهی در آن به وجود آمد. اولین‌هایی همچون نخستین کارخانه گوگردسازی خاورمیانه، نخستین تصفیه‌خانه آب ایران، نخستین کارخانه تولید برق در ایران و خاورمیانه، نخستین راه‌آهن، نخستین فرودگاه مسافربری، نخستین و مجهزترین بیمارستان کشور، نخستین کلوب تفریحی، نخستین پیست دوچرخه‌سواری، نخستین استخر شنا در ایران، نخستین باشگاه گلف، نخستین زمین رسمی فوتبال و… شهری که پنجاه سال قبل به دلیل حضور مستشاران خارجی به پاریس کوچک شهرت یافته بود و به موجب امکانات بسیار آن، افراد فراوانی از نقاط مختلف ایران و حتی هند و پاکستان برای اشتغال به این شهر آمده بودند تا مهاجرپذیرترین شهر در ایران باشد.

شهری که بسیاری از اولین‌ها را در کشور داشت امروز زیر بار مشکلات کمر خم کرده، تا از لحاظ مشکلات یکی از گرفتارترین شهرهای ایران بشمار آید.

مسجد سلیمان سومین هاب پتروشیمی کشور بعد از عسلویه و ماهشهر است، اما با گذشت سلها از ثبت اولین چاه نفتی خاورمیانه در آنجا، نفت هیچ سودی برای مسجدسلیمان نداشته است. از ۵۶۰ حلقه چاه نفت موجود در مسجد سلیمان، اکنون حدوداً از ۴۰ حلقه چاه در آن بهره‌برداری انجام می‌شو

د. به دلیل عدم توجه به صنایع پایین دستی به واسطه تمرکز بر نفت خام، امروز شاهد فقدان صنایع و کارخانه‌های مختلف و بحران بیکاری در شهرستان هستیم.

بیکاری مشکلات بسیاری برای مردم به وجود می‌آورد. این شهرستان با اینکه دارای منابع بزرگ زیر زمینی گاز است، فاقد لوله کشی گاز در بعضی از مناطق آن است. بوی گازهای سمی نشت شده از زمین، تنفس را دچار مشکل می‌کند.

استفاده غیر مجاز از گازهای غیر استاندارد منجر به رها شدن بخش قابل توجهی گاز در فضای شهر و برخی روستاهای منطقه شده است.

این شهر به واسطه کشف نفت در آن، شهر اول مدرن کشور به شمار می‌رود، اما بعد از استخراج بی محابای نفت از میادین نفتی مسجدسلیمان و کاهش حجم آن، به شدت روند نزولی خود را طی کرد به گونه‌ای که امروزه با روند نزولی جمعیت، بالاترین آمار بیکاری (بیش از ۴۳ درصد) را دارد. اما شاید در گذشته کمتر کسی گمان می‌کرد با گذشت زمان مسجد سلیمان دچار مشکلات عدیده‌ای برای زندگی مردم آن شود تا ساکنین آن برای مهاجرت و ترک شهرشان لحظه شماری کنند. شهری که دست‌کم در ۶۷ مورد از جلوه‌های توسعه مدرن در ایران، پیشگام و نخستین بوده، حالا نامش را در فهرست مناطق کمتر توسعه یافته و محروم، در صدر جدول‌ها می‌نویسند.

کلکسیونی تمام عیار از آلودگی‌های زیست‌محیطی؛ زمین آلوده به نفت و هوای آکنده از گازهای سمی و هزاران واحد مسکونی در مناطق نفتی که در انتظار جا به جایی‌اند. این شهر بعد از سال‌ها استخراج ذخایر با ارزش نفت به این وضعیت وخیم رسیده است. بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که روزگار مسجدسلیمانی‌ها، روایت زندگی آدم‌هایی است که نفت خوشبخت‌شان نکرده است. و این سرانجام شرکت شهری است که با تکیه بر اقتصاد تک‌پایه، نفت موفق به ایجاد مشاغل مختلف، تنوع اجتماعی و هویت مدرن شهری مستقل شده بود و با زوال منبع اصلی اقتصاد، یعنی نفت، رو به زوال گذاشته و روزگار شکوهش گذشته است.

با دیدن وضعیت این شهر نفتی می‌توان در مورد فردای کشور به عنوان یکی از مهمترین تولید کننده و صادر کنندگان نفت در جهان و پایان ذخایر سوخت فسیلی در آن هشدار داد. و سرگذشت این میدان نفتی را با مقیاسی بزرگ‌تر به کل ذخایر نفتی کشور و روزگار پس از اتمام آن تعمیم داد.

پرچم جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی چاه شماره 14 زیلائی در منطقه خاک سرخ در شهرستان لالی نصب شده است.خط لوله انتقال نفت در کنار جاده منتهی به منطقه عشایر نشین در حومه شهرستان لالی دیده می شود. خطوط لوله انتقال نفت در کنار جاده ها در شهرستان مسجد سلیمان و لالی همه جا دیده می شوند.خطوط لوله های انتقال نفت به سمت شرکت پتروشیمی زیلائی در حومه روستای هفت شهیدان کشیده شده است. در حالیکه فلر روشن بزرگی در امتداد آنها دیده می شود.رضاقلی چهرازی 80 ساله، در حالیکه با چوب دستی اش لوله انتقال گاز را نشان می دهد در باره مشکلات بیشمارمنطقه علیرغم وجود منابع نفت و گاز صحبت می کند. او با همسرش پروانه قیصری، که 50 سال دارد در حال استراحت در اطراف روستای گزین در حومه نفت سفید هستند. شغل آنها دامداری و کشاورزی است.زن روستایی لاله زار اسلانلو، 57 ساله (راست) به همراه مادرش زینب اسلانی 80 ساله برای جمع آوری علوفه برای گاوهایشان به علفزاری که در حومه شهرستان هفتکل لوله های انتقال نفت از آن می گذرد، آمده اند. خانم اسلانلو در باره مشکلاتشان چنین می گوید: نفت و همه چیز از اینجا می رود ولی دستهای ما خالیست و هیچ چیز نداریم. هفت بچه دارم که چهار تایشان لیسانس و فوق لیسانس هستند ولی بیکارند. کوره آهک و معدن سنگ داریم اما بدلیل نداشتن پول و عدم تهیه ماشین آلات کار تعطیل شده است.نمائی از تاسیسات چاه نفت شماره 14 زیلائی واقع در حومه شهرستان لالی.خطوط لوله های انتقال نفت و گاز در خارج از شهر مسجد سلیمان.نمایی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) و کارخانه گوگرد سازی در شهر مسجد سلیمان واقع شده است. بخشی از دودکش کارخانه گوگرد سازی آن در زمان جنگ ایران و عراق مورد اصابت موشک جنگنده های رژیم بعثی قرار گرفته بود. این پالایشگاه که تا سال 1352 مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت. از آن زمان به بعد به دلایل مختلفی استخراج و بهره‌برداری از آن متوقف شد.نگهبانان پشت درهای بسته قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان ایستاده اند.بخشی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان.نمایی از شهر مسجد سلیمان بر فراز محله قدیمی کلگه.نمایی از چاه گاز ترش ژوراسیک 315 در حومه شهر مسجد سلیمان که دود سیاهی پس از خاموش شدن آن به هوا متصاعد می شود. نشت گاز ترش و استنشاق آن توسط جانداران خصوصا انسان سبب حمله گاز اسیدی H2S به مخاط بینی شده و در زمان بسیار کوتاهی کارایی یاخته های مخاط بینی را کاهش می دهد و در نتیجه حس بویایی را از کار می اندازد و در غلظت زیاد سبب مرگ می شود.نفت خام سیاه برای تیره کردن رنگ خاک بر زمینهای گلف در شهر مسجد سلیمان پاشیده شده است. یکی از اولین های این شهرستان باشگاه و زمینهای ورزش گلف می باشد.فاظلاب یکی از محلات مسجد سلیمان درون رودخانه ای که از میان شهر می گذرد تخلیه می شود. دفع آب های سطحی و نداشتن سیستم استاندارد فاضلاب یکی از مشکلات مهم شهر مسجد سلیمان می باشد.کلمه نفتون با حروف انگلیسی بر روی دکه ای در محله قدیمی نفتون نوشته شده است. نفتون یکی از نام های قدیمی مسجد سلیمان است که در بسیاری از نقاط این محله نوشته شده است.خانم سکینه احمد پور (نشسته، راست) و فروزان صالحی در مقابل خانه خود در محله کلگه ایستاده اند. آنها از نابسامانی و مشکلات این محله گلایه میکردند.مرد بختیاری و نوه اش در بخشی از بازار شهر مسجد سلیمان دیده می شوند.زنی در حال عبور از یک خیابان در مرکز شهر مسجد سلیمان است.پیرمرد بختیاری در حالی که چوب دستی اش را در دست گرفته در حال استراحت در پیاده رویی در بازار شهر مسجد سلیمان است.زن سرپرست خانواده کتایون اسفندیاری برای کسب روزی خود و فرزندانش نان های ساج دستپخت خود را در بازار شهر مسجد سلیمان می فروشد.انعکاس عابرین بر روی شیشه یک فروشگاه مانتو و لباس در بازار شهر مسجد سلیمان افتاده است.زنان بختیاری از منطقه اندیکا در ایستگاه ماشین های منطقه خود در شهر مسجد سلیمان به انتظار نشسته اند.مردان بختیاری از راست، بارانه رضایی 70 ساله، فتح الله کیانی 65 ساله و علی عباس کریمی برای استراحت و گذراندن وقت در مقابل مغازه بسته ای در محله کلگه نشسته اند.تصاویری از شهدای شهر مسجد سلیمان که در جنگ تحمیلی شهید شده اند، برروی پرچم جمهوری اسلامی ایران بر دیواری در محله کلگه کشیده شده است.نمایی از محله کلگه که حفره عمیقی به دلیل فرو نشست زمین در آن بوجود آمده و به دلیل نداشتن حفاظ مناسب اهالی و کودکان محل هر لحظه در خطر افتادن درون آن قرار دارند. فاطمه سلطانی 88 ساله در حالیکه مقابل خانه قدیمی شرکت نفت در روستا نفت سفید نشسته، با همسایه خود کنیز آستریکی 94 ساله در حال صحبت است. زینب نجات جلیلی 7 ساله در حال بازی با وسایل ورزشی در پارک محله کلگه در شهر مسجد سلیمان است.تصویر رنگ و رو رفته چاه شماره یک نفت و دکل استخراج آن بر روی دیواری در محله کمپ کرسنت شهر مسجد سلیمان نقاشی شده است. تصاویر اولین چاه نفت، تاسیسات و پالایشگاه و نیروگاه برق و سایر اولین ها که درگذشته بر دیوارهای مناطق مختلف شهر مسجد سلیمان نقاشی شده به صورت رنگ و رو رفته دیده می شوند.حمحمد قنبری(چپ) 72 ساله و اسماعیل جلودار(راست) 50 ساله بیرون از خانه قدیمی شان در روستای نفت سفید که مشعلی مقابل آن افروخته است مشغول کار هستند.نمایی از استخر قدیمی روستای نفت سفید که برای استفاده کارکنان شرکت نفت و خانواده هایشان ساخته شده بود دیده می شود. این استخر و بسیاری از امکاناتی که در گذشته برای رفاه حال ساکنین نفت سفید ایجاد شده بودند با گذشت زمان و عدم رسیدگی تخریب شده اند.نمایی از حیاط خانه های تخریب شده کارکنان شرکت نفت در روستای نفت سفید که با لئینی مشهور بودند، دیده می شود. برخی از این خانه ها توسط اهالی این روستا به عنوان آغل دام هایشان مورد استفاده قرار می گیرد.محمد یوسفی 13 ساله، (چپ) و پسر عمویش ابوالفضل یوسفی 4 ساله  بر روی شیر چاه پلمپ شده نفت که در کنار دیوار خانه ای در محله نفتون در شهر مسجد سلیمان قرار دارد نشسته است.فاطمه سلطانی 88 ساله کنار نوه خود بهگل سلطانی 4 ساله در حیاط یکی از خانه های قدیمی شرکت نفت در روستای نفت سفید ایستاده اند. آنها از این حیاط به عنوان آغل گوسفندانشان استفاده می کنند. آنها برای روشنایی آن نیز از مشعل گازی که از زمین برمی آید استفاده می کنند.نمایی از محوطه سوزاندن گاز ترش در نزدیکی روستای نفت سفید، شهر هفتکل در حومه اهواز.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

اولین کاشف و حفار مرد در ایران کیست؟

اولین کاشف و حفار مرد در ایران کیست؟

​​​​​​​پیدایش نفت در ایران بر اثر سعی و تلاش رینولدز بود و می‌توان او را به عنوان اولین کاشف نفت در ایران نام برد.

دارسی پس از امضاء قرارداد، از ریونلدز به عنوان کارشناس با تجربه در زمینه نفت دعوت به همکاری کرد و چند نفر مهندس زمین‌شناس و حفار لهستانی را به سرپرستی او به منطقه چیاسرخ در غرب قصر شیرین فرستاد.
رینولدز پس از فوران نفت اولین کاری که انجام داد تا از اتلاف نفت جلوگیری کند یک مخزن بزرگ مانند آب‌انبار در نزدیکی چاه ساخت و در چاه را با زحمت زیاد بست و از طریق مجرای باریکی نفت را تا انبار هدایت کرد.
رینولدز پس از ترک شرکت نفت برمه به استخدام شرکت رویال داچ - شل درآمد و برای اکتشاف نفت به ونزوئلا رفت او موفق به استخراج نفت شد و در همین کشور در 23فوریه 1925 فوت کرد.

جرج برنارد رینولدز سمت چپ تصویر به همراه دستیارانش در مسجد سلیمان سال ۱۲۸۸ ش

جرج برنارد رینولدز سمت چپ تصویر به همراه دستیارانش در مسجد سلیمان سال ۱۲۸۸ ش

منبع:نفت ما

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گزارشی از حضور وفعالیت پیتر اوری در مسجد سلیمان

گزارشی از حضور وفعالیت پیتر اوری در مسجد سلیمان

پیتر اوری در مسجد سلیمان آیا "پیتر اوری" با "جیکاک" ارتباط داشت؟! بازخوانی یک گزارش مستند و دست اول از حضور پیتر اوری انگلیسی، فردی که بعدها ایرانشناس بزرگی شد، بعنوان کارمند شرکت نفت انگلیس و ایران در مرکز میادین نفتی فرشید خدادادیان پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی بنا به گزارش دست اول کتاب"نفت ملی گشت"؛"پیتر اوری" ایران شناس شهیر(بعدی)، در آغاز حضور در ایران، کارمند کمپانی نفت انگلیس و ایرانAIOC بوده و همزمان با"جیکاک"، جاسوس مرموز انگلیسی، طی سال های منتهی به ملی شدن صنعت نفت در مسجد سلیمان حضور و فعالیت داشته است.

زنده یاد، سید کمال مرتضویان فارسانی، کارمند سابق شرکت نفت در مسجد سلیمان در سال های ملی شدن نفت در ایران و مولف کتاب؛"نفت ملی گشت"، در کتاب خود که آن را سال۱۳۳۱ و در میانه ی فعالیت دولت دکتر مصدق در چاپخانه مظاهری تهران منتشر نموده، گزارش دست اول و جالبی از حضور "جیکاک" معروف و یک فرد انگلیسی دیگر بنام "مستر اوری"در سال های ملی شدن نفت در مسجد سلیمان می دهد که در نوع خود جالب و خواندنی است.

خصوصا اینکه توصیفی که از میزان آشنایی با زبان و ادبیات فارسی و تاریخ فرهنگ ایرانی فرد مورد نظرش مطرح می کند، بسیار با آنچه در مورد"پیتر اوری" ایرانشناس فقید انگلیسی، درگذشته به سال۱۳۸۷خورشیدی می دانیم، قابل انطباق است!

مرحوم مرتضویان، در توصیف ماه های منتهی به ملی شدن نفت و استقرار دولت ملی دکتر مصدق و تحرکات"جیکاک" در مسجد سلیمان و مناطق بختیاری، گزارش دست اول و قابل استنادی از تحرکات این انگلیسی مرموز در اختیار مخاطب و پژوهشگر تاریخ ارائه می نماید.

وی همچنین به حضور انگلیسی های دیگر در شهر اولین های نفتی ایران نیز اشاره و متاثر از نگاه ملی گرایانه و بدبینی قابل درک ایرانی در آن مقطع از هر فرد انگلیسی، خصوصا انگلیسی هایی که به زبان فارسی و تاریخ ایران آشنا و علاقه مند بودند، چنین آورده است: ؛؛...

یک نفر از انگلیسی هایی که در شرکت نفت سابق مسجد سلیمان کار می کرد، با یک نفر از کارمندان ایرانی اداره بازرگانی که اینجانب در آن کار می کردم طرح دوستی و آشنایی افکنده بود و با اینکه پس از وقت اداری این دو نفر با هم بودند، مع الوصف بعضی اوقات در موقع وقت اداری هم به دیدن او می آمد.

من که همواره مراقب اوضاع و احوال روزگار، عموما و کارهای مرموز و اسرارآمیز انگلیسی ها، خصوصا بودم، چند مرتبه در اوقات مختلف از همکار ایرانی خود راجع به علت العلل و تاریخچه و چگونگی طرح آشنایی او با این آقای انگلیسی پرسیدم.جواب می داد این شخص دارای لیسانس زبان پارسی و خیلی با ادبیات ما علاقه مند و به آشنایی با اخلاق و رسوم و آداب ایرانی، عموما و ایلات و عشایر، خصوصا بی نهایت مایل است.

از این رو با من که از نقطه نظر محل، همسایه و از لحاظ علمی همپایه او هستم آشنایی انداخته و ضمنا از وضعیت اخلاقی او می گفت که به عکس انگلیسی ها که جز تخمه و نژاد انگلوساکسون بقیه اولاد آدم را به چشم حقارت می نگرند، این شخص کاملا متواضع، خوش اخلاق، شیرین زبان خوش احوال، چست و چابک، خیلی متنفر از انگلیسی ها!؟

خیلی علاقه مند به ایرانی هاست و ضمنا می گفت اغلب اوقات حرکات بچه گانه ورفتار سفیهانه ای از او سر می زند که دلالت بر این می کند یا خیلی مزور، مدبر، زیرک و خلاصه یک نفر آدم خطرناک و جاسوس سری است یا خیلی سفیه، نادان، ناآزموده بی شعور و مختصر، یک نفر از آن انگلیسی هایی ست که .... است.

در یکی از روزهایی که این آقای فرنگی به دیدن دوست ایرانی خود به دفتر ما آمده بود به من گفت:شنیده ام که شما دارای طبع شعر و تالیفاتی چند و بی نهایت علاقه به مطالعه کتب ادبی و تاریخی دارید؟ گفتم آری، افتخار شاگردی مکتب ابتدایی استادان این فن ظریف مانند فردوسی، سعدی، نظامی، انوری، حافظ، قاآنی و جامی را دارم.

گفت:شنیده ام در ایلات و عشایر بختیاری معروف است که رستم(زال)کمربسته حضرت امیر است و بعضی می گویند حضرت امیر همان رستم مشهور است.

جواب دادم بلی میان عوام الناس و ایلات بختیاری شهرت دارد که رستم داستان کمربسته حضرت علی(ع) است ولی من تاکنون نشنیده ام که رستم را همان حضرت علی بپندارند.باز گفت شنیده ام بین عوام مشهور است که رستم با علی کشتی گرفته، جواب دادم این حرف ها سند تاریخی ندارد و بر فرض چند نفر بی اطلاع و ساده لوح به چنین لاطائلات که به هیچ وجه مدرک و مآخذ علمی ندارد، عقیده داشته باشند قاعده کلی نمی شود که شما وقت خود را برای به دست آوردن اینگونه افسانه های کودکانه تلف کنید.

باز پرسید، چون شما کتب زیادی مطالعه کرده اید کتابی که در اینگونه موارد اظهار نظری کرده باشد بخاطر ندارید؟درپاسخ گفتم:کتابی به نام مجمل التواریخ و القصص دارم که بعضی از انبیاء را با برخی پادشاهان یکی می داند.وی تقاضای کتاب را از من کرد که مطالعه کند.من نیز پس از دو سه هفته دیگر که هر روز فراموش می کردم آن را از خانه بیاورم، آنرا آورده و به توسط رفیق ایرانی او که همکار من بود، جهت او فرستادم و پس از چند روز که مرا دید وصول کتاب را اعلام و تشکر نمود.(مرتضویان۱۳۳۱/ص۴۸)

نویسنده در ادامه کتاب خود اشاره می کند که مدتی بعد اعتصابات کارکنان نفت به تحریک انگلیسی های باقی مانده اتفاق افتاده و همچنین موضوع نحله و جریان سروشیه(طلوعیه)در سرزمین بختیاری ایجاد شده و بهرحال مدتی بعد نویسنده(مرحوم مرتضویان)برای پس گرفتن کتاب به امانت داده شده به فرد انگلیسی اقدام می کند و از این بخش نوشته ی مرحوم مرتضویان است که متوجه می شویم که نام فرد مورد نظر؛"اوری"بوده است.

او نوشته است؛یک روز سراغ همین فرنگی کذا را گرفتم که کتاب را از او پس بگیرم، گفتند مدتی است که این شخص مجهول المکان است!پس از تحقیقات کامل وقتی کاشف بعمل آمد معلوم شد این شخص ماموریت خاصی داشته یعنی مامور ترویج دین سروش و طلوع در میان ایلات و عشایر بوده و غوغای دین طلوع و سروش در مال میر به دست این مامور انتلیجنت سرویس انجام گرفته و بطوری که شنیده می شد گویا همدستان ایرانی هم داشته.

من به مجرد استماع این خبر به شهربانی مسجد سلیمان رفتم و قضیه را برای رئیس شهربانی بیان کردم.او نیز مامور ثبت و ضبط پروانه های اقامت افراد خارجی را احضار و از او سؤال کرد:"مستر اوری"فعلا در کجاست؟مامور گفت در مناطق نفت خیز است.رئیس شهربانی پرسید در کدام منطقه نفت خیز است؟مامور جواب داد:چون پروانه اقامت خارجی ها برای تمام مناطق قابل عبور و بلامانع است، لذا ما نمی دانیم یقینا در چه منطقه ای است ولی همین قدر می دانیم که در یکی از مناطق نفت خیز است.(مرتضویان/همان/ص۵۰) نویسنده در نهایت، گزارش خود از مستر اوری را اینگونه به پایان می برد که؛ خلاصه این مرد ناپاک خطرناک آزادانه در ایلات مشغول تبلیغات شوم و تحریکات مسموم بود و تا آخرین روزی که انگلیسی ها خاک ایران را ترک کردند این شخص به عملیات پست و شوم خود ادامه داد و بالاخره کتاب ما را هم به اصطلاح مشهور ملاخور کرد

. پیتر اوری Peter Avery ایرانشناس شهیر انگلیسی را ایرانیان بعنوان یکی از عاشقان فرهنگ و تاریخ ایران می شناسند.در دانشنامه ویکی پدیای انگلیسی او متولدپانزدهم می۱۹۲۳یعنی ۲۴اردیبهشت۱۳۰۲ معرفی شده و در مقطع زمانی مدنظر زنده یاد مرتضویان در سال۱۳۳۰ پیتر اوری جوانی۲۸ساله بوده است.سنی که برای داشتن لیسانس ادبیات فارسی منطقی به نظر می رسد.همچنین در معرفی او آمده است که در جوانی در نیروی زمینی بریتانیا در هند خدمت کرده و در آنجا با زبان فارسی نیز آشنا شده است.

سپس در شرکت نفت انگلیس و ایرانAIOC استخدام شده و مسئول آموزش زبان فارسی به انگلیسی‌های شاغل در کمپانی شده است. گرچه در برخی منابع فارسی ادعا شده اوری بعد از ملی شدن صنعت نفت در استخدام شرکت ملی نفت ایران باقی ماند اما منابع به زبان انگلیسی که برای تنظیم این یادداشت بررسی و ترجمه شده اند می گویند؛اوری بعد از جدا شدن از کمپانی نفت انگلیس و ایران به عنوان معلم در دانشکده نظامی و دانشکده نظامی سلطنتی عراق و دانشکده علوم و هنر بغداد مشغول به کار بوده است.

دوران تصدی او در خاورمیانه و بطور مشخص ایران و عراق، در دوره مدرنیزاسیون و آزادی فرهنگی نسبتاً تساهل آمیز رخ داد و او از این فرصت برای مشاهده و تعامل با اعضای محافل ادبی که در شهرهایی مانند تهران و بغداد پر رونق بودند، نهایت استفاده را برد.در سال۱۹۵۷ اوری به عنوان مدرس زبان فارسی در دانشگاه کمبریج به انگلستان بازگشت، سمتی که تا سال۱۹۹۰میلادی ادامه داشت.او همچنین به عنوان رئیس کینگ کالج، و مدیر مرکز خاورمیانه و عضو هیئت علمی در این کالج خدمت کرد.

از جمله کارهای او و همکارانش می توان به مجموعه چند جلدی تاریخ ایران کمبریج اشاره کرد.به پیتر اوری در سال۲۰۰۱میلادی نشان امپراتوری بریتانیا اعطا شد.همچنین کمک های او در مطالعه فرهنگ فارسی در غرب، زمانی که دولت ایران جایزه فارابی را در سال۲۰۰۸میلادی برابر با سال۱۳۸۷خورشیدی به او اعطا کرد، به رسمیت شناخته شد.

همچنین علاقه"اوری"به شعر کلاسیک فارسی منجر به چندین بررسی و ترجمه شد که با استقبال خوبی روبرو شد.از رباعیات مدرن عمر خیام (۱۹۷۹)گرفته تا شعر قرن چهاردهم در مجموعه اشعار حافظ شیرازی (۲۰۰۷).با این حال "اوری"اغلب به عنوان متخصص تاریخ، سیاست و فرهنگ خاورمیانه شناخته می شد.آثار او در این زمینه عبارتند از:ایران مدرن (۱۹۶۵)، تاریخ کمبریج ایران، جلد۷: از نادرشاه تا جمهوری اسلامی(۱۹۹۱)و روح ایران،تاریخ دستاورد از بدبختی(۲۰۰۷)پیتر اوری سرانجام در اکتبر۲۰۰۸میلادی برابر با مهرماه۱۳۸۷ در انگلستان و در حالی که وصیت کرده بود با نشان ها و یادگاری ها و جایزه فارابی اش به خاک سپرده شود، در هشتاد و پنج سالگی چشم از جهان فروبست.مصاحبه، گزارش و یا یادداشتی از او در مورد سال های مورد اشاره زنده یاد مرتضویان در مورد اقامت و فعالیت و همکاری یا عدم همکاری او با مسترجیکاک از او بجای نمانده و افسوس که کتاب زنده یاد مرتضویان نیز در زمانی توسط فرزند برومند ایشان تجدید چاپ و در معرض استفاده و مطالعه پژوهشگران تاریخ قرار گرفت که نمی توان با پروفسور پیتر اوری مطرح نمود!اگر کتاب مجمل التواریخ و القصص امانت گرفته شده از زنده یاد مرتضویان در سال های پایانی عمر پروفسور اوری همچنان در اختیارش بوده، امروز باید در میان کتاب های اهدایی کتابخانه او پس از مرگش به کمبریج باشد.


فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی
مولف کتاب کاربردهای نفت و گاز در ایران باستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نفت در ایران باستان

نفت در ایران باستان

درباره واژه نفت و كابردهاي آن در گذشتههاي دور ايران، اطلاعات بسيار اندكي وجود دارد. از دلايل آن برمیگردد به سنت شفاهي دوره باستان كه مكتوبات به نسبت مناطق تاريخي همجوار ايران از كمّيت كمتری برخوردار است و عمده منابع اطلاعاتي ما برگرفته از آثار كلاسيك يونان و روم میباشد. از اين روی اين عامل به همراه نبود تحقیقات جامع درباره نفت، در عدم آگاهي از نفت در گذشته‌های تاريخي ايران تاثير گذاشته است. در سال 1938 دكتر لارنس لاكهارت از تاريخپژوهان و فعالان حوه نفت كه مدتي در تهران از طرف شركت نفت انگليس و ايران فعاليت داشت، مقاله‌ای درباره تاريخ نفت ايران تا قرن بيستم در مجله «La Revue Petrolifler» در فرانسه منتشر كرد كه ابعاد جديدی از نفت در دوره باستان را پیش روی تاریخ‌پژوهان قرار داد. اين مقاله بعدها در كتاب «پنجاه سال نفت ايران» تاليف مصطفي فاتح شد كه راهگشای پژوهشگران اين حوزه گشت. در اين مجال كوتاه به بررسي نفت در ايران باستان با تاكيد بر پژوهش لاكهارت پرداخته خواهد شد.

نفت در جهان باستان

براساس گفته‌های مصطفي فاتح كاوش‌های باستان شناسي در كشور عراق نشان داده كه از چهارهزارسال پيش از ميلاد مسيح، ملات قير در عمارات و ابنيه به كار مي‌رفته است. هرودوت مورخ يوناني در اين باره گفتاری دارد كه «سنگ‌فرش كف باغ‌های معلق بخت النصر با قير معدني بندكشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه‌های آب و سدهای خود را با قير بندكشي مي كردند» همچنين بنا به گفته مورخين در بابل، جاده‌ها را فرش میكردند و با قير بندكشي مینمودند، تا تحمل ارابه‌های سنگين را داشته باشد. در مصر از آسفالت و قير ايران و فلسطين براي موميايي كردن اجساد استفاده مي‌نمودند و بعضي از ملل خاورميانه فرآورده‌های نفتي و به خصوص قير معدني را در سحر و جادو به كار مي‌بردند و گاهي هم بت‌های كوچك و بزرگ از آن ميساختند.

نفت در ايران باستان

در حوزه تمدني فلات ايران براساس گزارش‌های لاكهارت، از زمان سومريان (پنج تا شش هزار سال پيش) در شوش، قير مورد استفاده بوده، به اين صورت كه قير را به جای ملات بين سنگ‌ها و آجرهایی كه در عمارات كار مي‌كردند، استعمال كرده و همچنين جواهرات را به وسيله تکه‌هاي قير نصب ميكردند و دسته‌هاي چاقو و امثال آن را با قير مستحكم مي‌ساختند و كشتي‌ها و ظروف سفالين را با قير مي‌اندودند تا آب به آنها سرايت نكند. (لاكهارت به نقل از فاتح، 1335: 6-9)

وجه تسميه نفت

ريشه كلمه «نفت» در زبان فارسی به طور دقيق معلوم نيست از چه زباني اقتباس شده است. پروفسور هرتسفلد و پروفسور بيلي كلمه نفت را از فعل «ناب» فارسي به معني رطوبت داشتن دانسته‌اند و گفته‌اند كه در زبان اوستائي «نپتا» بوده و كلدانی‌ها و يهودی‌ها و عرب‌ها آن را از زبان مدی‌ها گرفته و «نفتا» خوانده‌اند. مسيو دورم فرانسوی رئيس مدرسه علوم عالي پاريس مدعی است كه اكدیها كلمه نفت را از فعل «بپتو» به معني افروختن گرفته‌اند و بعدها اين كلمه در زبان‌های آسوری و بابلی استفاده شده است. آنچه مسلم است در اوستا نفت به معنای روغن معدني آمده و در دوره هخامنشيان برای روشنائي و مقاصد طبي استعمال مي‌شده است. ايرانيان كه آتش را جزء عناصر مفدس دانسته، احترام مي كردند و گاز نفت را كه در پاره‌ای جاها از زمين خارج مي‌شد مشتعل كرده و چون هميشه مي‌سوخت در نظر آنان «آتش جاودان» به شمار مي‌آمد و آن را به زبان پهلوي «اخواريشنيك» مي‌ناميدند و در نقاطي كه اين آتش ديده مي‌شد، آتشگاه بنا مي‌كردند و در اران (بادكوبه) و دامغان و بلخ و مسجدسليمان اين‌گونه آتشكده‌ها وجود داشته است. (لاكهارت به نقل از فاتح، 1335: 6-9)

نفت در منابع يوناني و رومي

منابع کلاسیک یونان و روم گزارشهای کوتاهی از وجود نفت در مناطق تحت نفوذ ایران ارائه کرده‌اند. هرودوت در كتاب تاريخ خود راجع به نفت ايران چنين مي‌نويسد «در 22 كيلومتری شوش محلي است كه «اردريكا» نام دارد. در اينجا چاه‌هايي است كه با چرخ و خيك از آن نفت و قير و نمك بيرون آورده و در مخزن مي‌ريزند و پس از چندی قير و نمك ته‌نشين مي‌شود و نفت به شكل مايع باقي مي‌ماند» (هرودت، 1356: 118)

هرودوت در جاي ديگری ضمن داستان محاصره شهرآتن از طرف ايرانيان چنين مي‌نويسد:

«ايرانيان از روي تپه‌ها قيرهای فروزان به‌ سنگرهای يونانيان پرتاب ميكردند و معلوم است كه تيرها آلوده به نفت بوده و گرنه هنگام پرتاب سريع خاموش مي‌شده است»

پلوتارك مورخ يوناني قرن دوم ميلادي در شرح حال اسكندر می‌نويسد: «هنگامي كه اسكندر از كشور بابل می‌گذشت، در يكي از شهرهای استان اكباتان مردم براي خوش‌آمد اسكندر، نفت را روي جاده‌ها مي‌ريختند و آتش مي‌زدند تا شعله‌های فروزان آن موجب مسرت اسكندر گردد» ولي به زعم لاکهارت ظاهرا پلوتارك در تعيين اسم محل اشتباه كرده، زيرا استان اكباتان جزء كشور بابل نبوده و شايد مقصود پلوتارك ناحيه نفت‌خيز كركوك و موصل بوده است. در هرحال اين مدارك تاريخي مي‌رساند كه در ايران و كشورهای مجاور آن نفت از گذشته دور وجود داشته و مردم اين ممالك به انواع مختلف حتي براي جشن و آتش‌بازی از آن استفاده مي‌كردند. (پلوتارک، 1369: 128)

مورخ رومي به نام «آميانوس مارسلينوس» كه همراه «ژولين» امپراتور روم به جنگ شاهپور دوم آمده چنين مي‌نويسد: «ايرانيان برگ‌های گياه مخصوص را درروغن خيس مي‌كردند و سپس مايع ديگری به نام نفت برآن مي‌افزودند. آنگاه تيرهای جنگي خود را درآن گذارده، آتش مي‌زدند و به طرف دشمن پرتاب مي‌كردند و دقت مي‌كردند كمان را آهسته رها كنند تا تير به سرعت پرتاب نگردد و آتش آن خاموش نشود. اين تيرها به هرجا مي‌رسيد، ايجاد آتش‌سوزی می‌كرد و آتش آن با آب خاموش نمي‌شد و فقط ريگ و شن آن حريق را مي‌خواباند.» دويست سال بعد از آن ايرانيان هنگام دفاع قلعه پترا واقع در قفقاز با اسلحه‌های نفتي روميان را مي‌راندند.

پروكوبيوس مورخ امپراتوري بيزانس (قرن هشتم ميلادی) در تاريخ جنگ‌ها چنين نوشته است: «ساخلوی ايرانی كوزه‌هاي بسياري كه از گوگرد و قيرانباشته شده بود آتش زدند و به طرف روميان پرتاب كردند و توانستند بدان وسيله حريقي راه بيندازند كه تقريبا همهچيز را بسوزاند» این اطلاعات، که از مجموعه پژوهشهای لاکهارت جمعآوری شده، اطلاعات تاریخی ناب از وجود و کاربرد نفت در ایران باستان را به تصویر کشیده که الهام بخش پژوهشگران امروزی شده است.

یونس صادقی

منابع و ماخذ:

پلوتارك، حيات مردان نامي، ج1، ترجمه رضا مشايخي، انتشارات علمي فرهنگي، تهران، 1369

فاتح، مصطفي، پنجاه سال نفت ايران، انتشارات شركت سهامي چهر، تهران، 1335

هرودوت، تواريخ، ترجمه وحيدمازندراني، انتشارات فرهنگستان ادب و هنر، 1356

رادیناس شوش باستان، کهن‌ترین چاه نفت تاریخ جهان - شانا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

موزه بنزین خانه آبادان؛ نخستین جایگاه سوخت در ایران

موزه بنزین خانه آبادان؛ نخستین جایگاه سوخت در ایران

جایگاه سوخت آبادان به استناد برخی سوابق به عنوان نخستین جایگاه سوخت در ایران در سال ۱۳۰۶ شمسی (۱۹۲۷ میلادی) در مرکز شهر آبادان احداث شد. این مکان ابتدا جهت توزیع و فروش نفت سفید مورد استفاده قرار می‌گرفت و حلب‌های پرشده از مواد نفتی در آن به فروش می‌رسید.

موزه بنزین خانه آبادان که با نام موزه نفت آبادان نیز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از آثار و اشیای مرتبط با نفت و صنعت نفت را در خود نگاه می‌دارد. همچنین در آن می‌توان روزنامه‌ها، مکتوبات، تصاویر و اسناد قدیمی و اسکناس‌های منقش به تصاویر پالایشگاه‌ها و تاسیسات نفتی را مشاهده کرد. موزه بنزین خانه با مساحت ۱۸۵۶ متر مربع، همجوار با جایگاه جدید پمپ بنزین در مرکز شهر و مقابل شورای شهر آبادان، واقع شده است.

این موزه که از یک ساختمان اصلی و دو ساختمان جانبی تشکیل شده در سال ۹۵ به بهره برداری رسید.

محمدامین انصاری/ایسنا

ناo292319_62521035_6S1A1072.jpgk380854_62521051_6S1A1157.jpgj35213_62521054_6S1A1185.jpgi82764_62521045_6S1A1102.jpgb86307_62521042_6S1A1091.jpgl0207_62521049_6S1A1135.jpgc073492_62521047_6S1A1152.jpgq48865_62521046_6S1A1117.jpgx91565_62521052_6S1A1192.jpgb275599_62521038_6S1A1070.jpgv9006_62521036_6S1A1076.jpgv689897_62521025_6S1A1051.jpgy72196_62521043_6S1A1092.jpgk938534_62521027_6S1A1038.jpgt303880_62521029_6S1A1041.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بنگله و تاریخچه پیدایش آن در ایران

بنگله و تاریخچه پیدایش آن در ایران

واژه بنگله (به معنای خانه ویلایی) اصطلاحی است که به صورت کاملا گسترده در جنوب خوزستان به کار می رود. هیچ نوع بنگله ای تا یک قرن پیش در جنوب خوزستان وجود نداشت.

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی"نفت ما "، با پیدایش نفت و ورود انگليسي ها به جنوب كشور، ساخت و ساز این نوع خانه های ویلایی آغاز شد. مساحت بنگله ها معمولا از 500 متر شروع می شد و به 1000 متر ختم می شد. بنگله با اینکه ظاهرا یک کلمه انگلیسی است ولی در واقع کاملا شرقی است. این کلمه در انگلیسی به صورت« بَنگ لاو» نوشته می شود.
ریشه اصلی این کلمه، کاملا هندی است و می توان گفت که دقیقا از زبان بنگالی (زبان یکی از ایالتهای هندوستان) به زبان انگلیسی وارد شده است. بنگال کشوری است که بعدها توسط استعمار انگلستان از هند جدا شد. شاعر معروفِ آن «تاگور» با دیوان منحصر به فرد خود، توانست جایزه ادبیات نوبل را در آن ایام از آن خود کند. در آن هنگام ایالت بنگال هنوز از هندوستان جدا نشده بود. انگلیسی ها در دوران سیاه استعماری خود، که در بنگال فرمانروایی می کردند در همچو خانه های ویلایی بزرگ اسکان داشتند . بنگلو یعنی خانه های ویلایی به سبک خانه های ویلایی بنگال! دقیقا مثل این است که بگوییم خانه هایی به سبک خانه های ماسوله در شمال ایران. بنگلو یعنی منسوب به بنگال!...
ولی بنگله های آبادان از نظر زیرساخت، تفاوت های قابل توجهی با نسخه اصلیِ خود داشتند . انگلیسی ها هر جا که می رفتند شرایط و مختصات جغرافیایی محل جدید را به دقت مورد توجه قرار می دادند. مثلا برای ساخت بنگله های مورد نظر در جنوب خوزستان و به خصوص آبادان ، ازملاط و مصالح بومی همان منطقه استفاده می کردند . همان طور که می دانید خاک آبادان بسیار مرطوب است بدین معنا که اگر نیم متر از خاک را بردارید، براحتی به آب می رسید! مجاورت آبادان با آب های پیرامون خود و همچنین ارتفاع سطح آب با خاک این جزیره، باعث شده که معماران انگلیسی، شرایط اقلیمی آن محل را مورد توجه بیشتری قرار دهند. آن طورکه از بازنشستگان قدیمی نفت شنیده ام، اساس یا پیِ دیوار این خانه ها با یک ورقه از نوعی فلز خاص پوشانده شده است. افزودن این ورقه که احتمالا آلیاژ خاصی هم دارد، برای جلوگیری از نفوذ «رطوبت بی امان» به پیِ این نوع از خانه ها است. خانه های معمولیِ ساخته شده توسط بنّاهای بومی، بعد از مدتی شوره می زد و رطوبت، سرانجام پیِ آن را خراب می کرد!
پس از پایان گرفتن جنگ ایران و عراق، من توانستم سفری به آنجا داشته باشم. هنوز بسیاری از خرابه ها باقی بودند و شخصِ ناظر می توانست جزییات هر چیزی را آن چنان که هست عینا به چشم ببیند. من در آنجا دیدم که جنس سایه بانهای این خانه ها از سَعَف بود. سعف، برگِ نخل است که همان برگ درخت خرما است. با این تفاوت که برای محکم کردن آن، یک لایه گچ سفت هم روی آن کشیده بودند. همچنین پشت بام این خانه ها با گل رُس پوشیده شده است. در بنگال، به آن صورت، گل رُس نداریم بلکه غالب زمین ها، پوشیده از ماسه یا شِن نرم است. همان طور که می بینید، تفاوت های اقلیمی، جزییاتی از تفاوت های موجود را به ما نشان داده است.
معمولا هیچ کس خانه های کارگری را، بنگله نمی خواند. چون خانه های کارگری فاقد ویژگی های پیش گفته بودند. ولی خانه های کارمندی به بالا، به دلیل داشتن ویژگی های فنی و رفاهی عملا در همین جرگه قرار می گرفتند. ناگفته نماند که بنگله های موجود در آبادان مدلهای مختلفی داشتند و بهتری نوع آن، به اصطلاح دوبلکس بود که پذیرایی در همکف و اتاقهای خواب، همراه با سرویسهای وابسته در طبقه بالاتر قرار داشت. در آبادان تا سال 1343 تقریبا 400 واحد مسکونیِ کارمندی (موسوم به بنگله) با سایز و کلاسهای مخلتف وجود داشت.
بهترین نوع این بنگله ها نوع الف بود که فقط 10 واحد از آنها درآبادان وجود داشت . نوع الف، صرفا به روسای پالایشگاه و سران رده بالا تعلق می گرفت. طبعا این نوع خاص،دارای ویژگی های منحصر به فردِ خود بود. بسیاری میل دارند بدانند که این نوع از بنگله ها چه خصوصیاتی داشتند. ما دقیقا از جزییات ماجرا بی خبریم ولی اگر بخواهیم به شکل قیاسی آمار بدهیم یاید به نیم قرن پیش برگردیم.
بنگله ها بستگی به مالکین یا ساکنین خود ، از آپشن های گوناگونی برخوردار بودند. مثلا تعداد اتاق ها، نوع و جنس چوب و مواد موجود، شکل و شمایل مبلمان، مُدل های به کار رفته در وسایل ضمیمه شده به آن و غیره ....
ولی جالبترین بخش آن، تلفیق سنت های معماری ایرانی با همتای هندی آنها بود. در آخرین سری ساخت بنگله ها می بینیم که کاشی کاری اصفهان نیز خود را واردِ گود می کند. اگر توریست ها، آخرین سری بنگله ها را از نزدیک دیده باشند، حضور سنت های معماری اصفهان را در نمای بیرونی این بنگله ها تصدیق می کنند. درحالی که بنگله های اصلی که در بنگال فراوانند، فاقدِ این عناصر ایرانی اند. آنچه که ما از این ماجرا آموختیم، این است که معماران انگلیسی به تدریج سعی داشتند کارشان را به سبک های سنتی ایرانی نزدیک تر سازند. طبعا همچون سیاستي از انگلیسی ها برای همه آشکارا جلوه گری می کند. این نکته از آن جهت عرض شدکه نباید یک «کلیت» را با هم دید و یک قضاوت کلی را دنبال كرد.انگلیسی ها نه تنها در معماری، بلکه در هر موردی، نظم و سلیقه خود را حاکم کردند.

برای دیدن گزارش روی تصویر زیر کلیک کنید

محلات مختلف آبادان و نام ها | آبادان، شهر خدا

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ