خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

عیلام یا ایلام؟

عیلام یا ایلام؟

تمدن عیلام/ ایلام بیش از پنج هزار سال پیش در ایران حکمرانی می‌کرد و بسیار بر اقوام همسایه و تمدن‌های پس از خود، به‌ویژه هخامنشی‌ها و مشخصا در دوره کوروش بزرگ و داریوش اول تأثیر داشت. پژوهشگران و باستان‌شناسان نیز تا کنون به بقایای فرهنگی و تاریخی قابل توجهی از این دوره تاریخی دست یافته‌اند. با این وجود، اختلاف‌نظرهایی درباره معنا، ریشه و شکل نگارش نام عیلام/ ایلام وجود دارد.

درباره این اختلاف‌نظر مقاله‌ها و یادداشت‌های بسیاری نوشته شده است. رضا مرادی غیاث‌آبادی، پژوهشگر و نویسندهٔ کتاب‌هایی در زمینهٔ باستان‌شناسی، اخترباستان‌شناسی و گاه‌شماری در این‌باره گفته است: «در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املا پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت.

مهرداد ملک‌زاده، باستان‌شناس نیز در مقاله‌ای که در شماره ۲۷ نشریه چامه در دی و بهمن‌ماه ۱۴۰۱ منتشر شده، درباره نگارش صحیح عیلام/ ایلام به بخشی از گفت‌وگوهای چند سال پیش درباره عیلام/ ایلام با دکتر عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی عیلامی و اکدی پرداخته و در شرح نگارش درست آن نوشته است:

«آقای دکتر عبدالمجید ارفعی دربارۀ نگارش صحیح واژۀ ایلام می‌گویند:

«ایلام» را نباید با «ع» نوشت، بلکه باید با «الف» نوشت، زیرا در زبان ایلامی «ع» نداریم. در بین‌النهرین تلفظ حرف «ع» که از گلو خارج می‌شود از حدود ۲۲۰۰ قبل از میلاد ازبین می‌رود و تبدیل به یکی از الف‌ها می‌شود. وقتی یهودی‌ها از سرزمین خودشان به بین‌النهرین کوچ داده می‌شوند این‌ها با فرهنگ بابل و بین‌النهرین و ایلام آشنا می‌شوند و می‌آیند ایلام را با حرف «ع» می‌نویسند و این ایلام که با «ع» نوشتند باعث برداشت‌های نادرستی در تاریخ زبان‌شناسی شده است. مثلاً در سال ۱۹۳۱ میلادی یک استاد یهودی و آمریکایی مقاله‌ای دربارۀ کلمه ایلام که برگرفته از فعلی مشابه عربی «اعلی یعلو» ـ که یک صورت اسمی ناشناخته است ـ چاپ می‌کند، اما در شمارۀ بعد همین مجله، استاد دیگری به او جواب می‌دهد که برداشت شما اشتباه است و نمی‌تواند هم‌ریشۀ کلمه «اعلی یعلو» باشد.

در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد. در واقع هر قومی نام خودش را از زبان خودش نامگذاری می‌کند. من که در ایران هستم، فرض کنید کُرد باشم پس نمی‌آیم یک کلمه انگلیسی را بردارم بر قوم خودم اطلاق کنم. حتی کشورهایی که مستعمره شدند. فرض کنید در تاجیکستان امروزی یا سرزمین قفقاز که زمانی جزو ایران بزرگ بودند مردمشان نمی‌آیند اسم قوم خودشان را از یک کلمه روسی بگذارند، امکان ندارد. چطور ممکن است قومی که در گذر تاریخ نزدیک ۳۰۰۰ سال دوام داشته است، اسم قوم خودش را از یک واژۀ ناشناخته زبان دیگری برخودش بگذارد، بنابراین وقتی می‌نویسیم عیلام، توهینی به ایلامی‌ها می‌کنیم که آمدند اسم خودشان را از واژه‌های زبان دیگر انتخاب کردند.»

نظر استاد ارفعی بر دو رکن به شرح زیر استوار است:

الف) «در زبان ایلامی «ع» نداریم. در بین النهرین تلفظ حرف «ع» که از گلو خارج می‌شود از حدود ۲۲۰۰ قبل از میلاد ازبین می‌رود و تبدیل به یکی از الف‌ها می‌شود. وقتی یهودی‌ها از سرزمین خودشان به بین‌النهرین کوچ داده می‌شوند این‌ها با فرهنگ بابل و بین‌النهرین و ایلام آشنا می‌شوند و می‌آیند ایلام را با حرف «ع» می‌نویسند و این ایلام که با «ع» نوشتند باعث برداشت‌های نادرستی در تاریخ زبان‌شناسی شده است. مثلا در سال ۱۹۳۱ یک استاد یهودی و آمریکایی مقاله‌ای درباره کلمه ایلام که برگرفته از فعلی مشابه عربی «اعلی یعلو» ـ که یک صورت اسمی ناشناخته است ـ چاپ می‌کند، اما در شماره بعد همین مجله، استاد دیگری به او جواب می‌دهد که برداشت شما اشتباه است و نمی‌تواند هم ریشه کلمه اعلی یعلو باشد».

ب) «در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد. در واقع هر قومی نام خودش را از زبان خودش نام‌گذاری می‌کند. من که در ایران هستم، فرض کنید کُرد باشم پس نمی‌آیم یک کلمه انگلیسی را بردارم بر قوم خودم اطلاق کنم. حتی کشورهایی که مستعمره شدند. فرض کنید در تاجیکستان امروزی یا سرزمین قفقاز که زمانی جزو ایران بزرگ بودند مردمشان نمی‌آیند اسم قوم خودشان را از یک کلمه روسی بگذارند، امکان ندارد. چطور ممکن است قومی که در گذر تاریخ نزدیک ۳۰۰۰ سال دوام داشته است، اسم قوم خودش را از یک واژه ناشناخته زبان دیگری برخودش بگذارد، بنابراین وقتی می‌نویسیم عیلام، توهینی به ایلامی‌ها می‌کنیم که آمدند اسم خودشان را از واژه‌های زبان دیگر انتخاب کردند»

اجازه می‌خواهم اول به «ب» پاسخ گویم، تا پسان‌تر به «الف» برسیم...

ببینیم آیا استاد ارفعی در این باره درست فرموده‌اند که: «در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد» (؟)، قانونی البته وجود ندارد اما تاریخ و هم عرف بین‌الملل مواردی بسیاری از نقض این «منطق» را نشان می‌دهد بدین ترتیب لابد دربارۀ نام بین‌المللی کشور دویچلند (Deutschland) که نزد تمام دیگر مردم دنیا ژرمنی (Germany) است و ما ایرانی‌ها هم آن را سنتاً آلمان می‌گوییم منطقی دیگر حکم‌فرما باشد؟ که نیست! این چیزها منطق‌بردار و قانونمند نیست بلکه تابع شرایط بسیار پیچیدۀ تاریخی و فرهنگی است؛ آلمان از آن جهت نزد ما آلمان است و دویچلند و یا ژرمنی نیست که ما از طریق زبان فرانسه با آن کشور آشنا شدیم و فرانسویان هم چون از میان آلمانی‌ها نخست آلمان‌ها را شناخته بودند سرزمین همۀ «آلمانی‌ها» را آلمان نامیدند. انگلیسی‌ها به گونه‌ای دیگر و نام ژرمنی پدید آمد؛ الان در خود آلمان هم زمانی که کالایی تولید می‌کنند بی‌آنکه احساس توهین و یا تحقیر کنند می‌نویسند Made in Germany و در سازمان ملل متحد هم تابلوی جلوی گروه نمایندگان آلمان نوشته شده Germany؛ کشور لهستان نزد ما ایرانیان (و ترکان عثمانی) لهستان نام دارد و هیچ لهستانی از این موضوع احساس توهین و تحقیر نمی‌کند و بر سر در سفارتحانۀ لهستان هم همین را نوشته‌اند، درحالی لهستان در زبان لهستانی پولسکا (Polska) و در عرف بین‌الملل پولند (Poland) است، چرا ما لهستان می‌گوییم و نه پولسکا یا پولند، چون نام لهستان را از لهستانی‌ها نیاموخته‌ایم از عثمانی گرفته‌ایم؛ چرا به مجارستان، مجارستان می‌گوییم و نه به مجاری (Magyarország) و نه به عرف بین‌المللی (Hungary) چون این نام رو هم از ترکان عثمانی به وام ستانده‌ایم؛ در عرف بین‌الملل و در سنت زبانی جهان غرب آن قلمرو بزرگ تاریخی و فرهنگی در مشرق ایران، هند نام دارد، در متون بین‌المللی و متأثر از انگلیسی: ایندیا (India) در آلمانی: Indien در فرانسه Inde در حالی که نام «هند» ی و رسمی هند، بهارات گانراجیا (Bharat Ganrajya) است، بر سر در همۀ سفارتخانه‌های «کشور جمهوری هندوستان» در سراسر جهان نام «هند» وجود دارد و این ابداً موجب تحقیر و تخفیف و یا توهین هندیان و هندوستان نیست! چرا هند که همیشه بهارات نام داشته، نزد همۀ دیگر ملل دنیا «بهارات» نیست و هند است؟ چون غربیان امروزی نام هند را از نه از هندیان، بلکه از یونانیان گرفته‌اند، و یونانیان باستان هم چون از طریق ایران و زبان‌های ایرانی با هند آشنایی پیدا کرده بودند، هند را به نام ایرانی آن شناختند و ایندیا (Ινδία) نامیدندش؛ همۀ این شکل‌ها البته هیچ ربطی به بهارات ندارند، بلکه هند نام خویش را از همسایۀ فرهنگ‌مندش (ایران) گرفته؛ همسایه‌ای که دیرزمانی می‌توانست بر سنت زبانی جهانی تأثیر بگذارد و این، هم نقض منطق استاد ارفعی است (یعنی ملت بزرگ هند نام معروف و مشهور خود را از ایرانیان گرفته‌اند) و هم ابداً برای هندیان موجب تحقیر و توهین نیست.

بدین‌سان زمانی که می‌دانیم عیلامیان هرگز خود را عیلامی نمی‌نامیدند بلکه به سرزمین خود «هل تمتی» می‌گفتند باید دریابیم که اینجا هم روندی مشابه وجود دارد. ما در زبان فارسی نام عیلام را از عیلامیان نشنیده و نیاموخته و نگرفته‌ایم. ما نام عیلام را به واسطۀ زبان عبری و از راه ترجمه‌های کهنه و نوی عربی و فارسی تورات به وام ستانده‌ایم و در اصل عبری که ما از آن وام گرفته‌ایم این نام «عیلام» است و در ترجمه‌های عربی و فارسی هم «عیلام» است؛ راه رسیدن نام عیلام به زبان فارسی نو راهی عیلامی (با «ع») است و نه راه عیلامی (هل تمتی یایی!).

در پاسخ به الف) و در مورد نکته نخست استاد ارفعی حتماً و حتماً درست می‌فرمایند که: «در زبان ایلامی [آوای] «ع» نداریم» (توجه بفرمایید: آوای «ع» چون خود «ع» / عین که یکی از حروف الفبای عربی است و قطعاً در «زبان» ایلامی/ عیلامی حرف عین عربی وجود نداشته است! چنین دقت‌هایی مد نظر باید باشد که در نظر استاد ارفعی مفقود و مغفول و ناموجود است!) اما باید توجه کرد که اساساً اینکه آیا در زبان عیلامی آوای «ع» داریم یا نداریم ربطی به سنت و تاریخچۀ راه پیدا کردن شکل نگارشی «عیلام» به زبان و خط فارسی ندارد، برای ورود «عیلام» همچون نام آن تمدن و فرهنگ نیمۀ غربی و جنوب غربی فلات ایران به گنجینۀ واژگان و رسم‌الخط فارسی نو (فارسی کنونی ما)، ایرانیان و فارسی‌زبانان نرفتند و نام آن تمدن و فرهنگ را از همان مردم نشنیدند و نیاموختند و به وام نگرفتند، شکل نگارشی و نام «عیلام» از راهی دیگر وارد زبان فارسی نو شده است، راهی تاریخی و فرهنگی و نه راهی زبان‌شناختی، پیچیدگی‌های زبان‌شناختی وجود و یا عدم وجود «ع» در زبان عیلامی هر چه می‌خواهد باشد، باشد، ما نام عیلام را از عیلامیان به وام نگرفته‌ایم، ما نام «عیلام» را از روی شکل موجود در رسم‌الخط عربی ترجمه‌های فارسی و عربی تورات و از اصل عبری (که «ع» داشته و دارد) رونویسی کرده‌ایم، اصل توراتی «عیلام» هم خود برگرفته از شکل رایج در زبان اکدی بوده است، درست مانند مورد هند که ایرانیان (و سپس یونانیان) موجب نامزد شدن بهارات/ هندوستان به «هند» شدند، در اینجا هم اکدیان (و سپس عبرانیان) موجب نامزد شدن هل تمتی/ عیلام به «عیلام» شدند و همان‌گونه که هندیان از این بابت توهین و تحقیر و تحفیفی احساس نمی‌کنند، چون که نامی سنتی و فرهنگی ایرانی دارند عیلامیان هم (اگر امروز بودند) توهین و تحقیر و تحفیفی احساس نمی‌کردند که نامی سنتی و فرهنگی اکدی بر آنهاست.»

منبع : ایسنا

https://cdn.alibaba.ir/ostorage/alibaba-mag/wp-content/uploads/2020/02/chogha-zanbil-main.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

برگزاری مجمع  هیات مدیره  جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان

برگزاری مجمع هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان/تقدیر از سوسن جهرمی ریاست پیشین انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان

.همزمان با برگزاری مجمع هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان ،از تلاش های بیست ساله سوسن جهرمی در پیشبرد اهداف انجمن صنفی راهنمایان و گردشگری استان خوزستان تقدیر شد.
اولین مجمع عمومی هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان با حضور هیات مدیره و اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان در خانه سازمان های مردم نهاد استان برگزار شد.
در این جلسه پس از ارایه گزارش فعالیت های انجمن توسط اعضای هیات مدیره از خانم سوسن جهرمی ریاست پیشین انجمن به پاس تلاش های بیست ساله ایشان در پیشبرد اهداف انجمن و گردشگری استان خوزستان با حضور ناصر محمودی رییس انجمن تقدیر شد.
خانم جهرمی در سخنانی با اشاره به فعالیت های انجمن در برگزاری برنامه های مختلف همچون گردهمایی راهنمایان گردشگری کشور در استان خوزستان در سال ۱۳۹۰ و فعالیت های مختلف گردشگری، همدلی و وفاق را راه پیشرفت راهنمایان گردشگری استان دانست و تاکید کرد: پشتیبانی و حمایت راهنمایان استان از یکدیگر باعث شد که با وجود مشکلات فراوان بتوانیم در پیشبرد اهداف انجمن به دستاوردهای خوبی در گردشگری خوزستان، کشور و بین الملل نائل آییم
در ادامه این مراسم از ژاله کاظم زاده به پاس تلاش های ایشان درچهار دوره هیات مدیره و پیگیری امور بیمه راهنمایان و همچنین از علی حبیب نژاد، عذرا نژاد فتحی، مهدی نوروزی و اعظم موسوی اعضای هیات مدیره پیشین تقدیر شد
انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان از سال ۱۳۹۰ به عنوان پنجمین انجنن صنفی راهنمایان در کشور کار خود را آغاز کرد و هیات مدیره جدید از اول دی ماه ۱۴۰۳ برای دوره ای سه ساله شروع به کار کرده است

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجد رنگونی‌های آبادان یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

مسجد رنگونی‌های آبادانی یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

طی هفتاد سال سیطره خارجی ها بر صنعت نفت ایران، شرکت نفت در کنار توسعه بی وقفه صنعتی و پیگیری منافع درازمدت خود در ایران، گوشه چشمی نیز به توسعه شهری و عمران و آبادانی مناطق پیرامونی داشت که ساخت منازل مسکونی، ورزشگاه، باشگاه، فروشگاه های بزرگ کارگری و کارمندی، جاده و خط آهن و ایجاد گاراژ و پایانه حمل و نقل از آن جمله است.

اگرچه بخش عمده ای از این امکانات در راستای برنامه های اقتصادی و فرهنگی کمپانی نفت و نیازهای تفریحی و رفاهی خارجی ها ایجاد شده و مقتضیات فرهنگی مردم بومی در آنها لحاظ نشده بود، اما به جرات می توان گفت لطیف ترین بخش خدمات عام المنفعه نفت که ریشه در عمق نیاز روحی کارکنان داشته و کمتر مصالح سیاسی و ترفندهای فرهنگی استعمارگران در آن دخیل بوده، ساخت مسجد بوده است. مسجد نمره یک، مسجد نفت سفید، و بسیاری از مساجد موجود در شهرهای نفتخیز اگرچه با همت کارکنان و محوریت برخی مومنین ساخته شده، اما شرکت از نظر پرداخت هزینه و اختصاص امکانات و مصالح ساختمانی با آن همكاري كرده است.

به نظر می رسد قدیمی ترین مسجد ساخته شده در حوزه مناطق نفت خیز مسجد رنگونی های آبادان است که از حیث معماری، استحکام بنا و تزیینات و نمای هنرمندانه اش، از جاذبه کم نظیری برخوردار است. گفته می شود این مسجد حدود سال ۱۳۰۰ در جنوب غربی پالایشگاه آبادان و در کرانه اروند به دست کارگران و معماران مسلمان برمه ای تبار ساخته شده است.

کارگرانی که در این پالایشگاه نفت کار می کردند، این مسجد را با هزینه شخصی خودشان ساختند و اعتقاد داشتند با این کار نماز خواندن و عبادت کردن در این محل برای شان حلال خواهد بود و حتی صواب هم خواهد داشت. تعمیر و نگهداری این مسجد بر عهده شرکت نفت بود. از آن جایی که این مسجد یکی از زیباترین مسجدهای جنوب بود، به راحتی به یکی از محبوب ترین مساجد تبدیل شد.

نمای خارجی بنا تحت تاثیر معماری شبه قاره هند بوده و بی شباهت به معابد هندوان و بوداییان نیست. در فضای داخلی نیز گچ بری ها و نقوش برجسته و سرستون ها در ادامه نمای بیرونی است، اما از حیث کاربری فضا، ایجاد محراب، استفاده از ستون های متعدد، شباهت ها به بناهای شبه قاره و حتی سایر مساجد مسلمانان رنگ می بازد. نقاشی و گل و بته کاری دور محراب که جایگزین کاشی در مساجد ایرانی شده، یک وجه تمایز دیگر است که گفته می شود نمادی از بهشت برین است.

"در آرایه های این مسجد از طرح های گچبری برجسته به صورت روکش سیمانی استفاده شده و یکی از ویژگی های بارز مسجد، محرابی است که به شیوه خاصی ایجاد شده است. محراب در میان انبوهی از اشکال هندسی و نقوش اسلیمی تزیین شده، رنگ های گوناگون و طرح های نقش بسته بر دیوارهای محراب نمادی از بهشت برین است."

افرادی که این مسجد را بنا کردند سنی بودند اما با این حال در برخی قسمت های این مسجد مکان هایی برای قرار دادن مهر و تسبیح تعبیه شده است تا شیعیانی که در آبادان حضور دارند هم بتوانند در این مسجد نماز بخوانند و عبادت کنند. درون این مسجد شیعه و سنی در کنار هم نماز می خواندند و عبادت می کردند و همین باعث شد تا مسجد رنگونی ها در آبادان به عنوان نمادی از دوستی بین مذاهب گوناگون شناخته شود.

این مسجد، فروردین سال ۱۳۷۸ از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۲۸۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و ۲۳دی ۱۳۸۸ به عنوان موزه اسناد تاریخی و خطی بازگشایی شد.

عکاس: محمدحسین عبدالهی نسب/شبستان

منبع:گزارش مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت؛

مسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌ها

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بهبهان خاستگاه گل نرگس ایران به روایت تصویر

بهبهان خاستگاه گل نرگس ایران به روایت تصویر

برداشت گل نرگس به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

شهرستان بهبهان با داشتن قدیمی‌ترین نرگس‌زار ایران که توسط وزارت میراث ثبت شده است و در شروع فصل برداشت گل نرگس از اوایل دی‌ماه آغاز و تا آخر اسفندماه ادامه دارد که به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

نرگس‌زار بهبهان هم‌اکنون نیز از جمله مناطق مهم و باسابقه رویش و پرورش گل نرگس بوده و از نرگس‌زارهای طبیعی و معروف ایران محسوب می‌شود.بهبهان پر از نرگس‌هایی است که در گرمای ملایم پاییز و زمستان این منطقه آماده برداشت می‌شوند.

انبوه گل نرگس در بهبهان به قدری زیاد بوده که رنگ یکپارچه و طلایی گل نرگس از دور نمایان بوده و بوی عطرآگین آنها به مشام هر رهگذری می‌رسد.

گل دهی نرگس همه ساله از نیمه دوم سال آغاز و تا پایان بهمن و گاهی نیز نیمه اول اسفند در بهبهان ادامه دارد. در نرگس زارهای بهبهان چهار نوع گل نرگس شناسایی شده که نرگس «شهلا» وسعت بیشتری را در این مناطق به خود اختصاص داده است.

گردشگران تور طبیعت گردی، به هنگام قدم زدن در میان این دشت پُر گل، می‌توانند از عطر خوش گل‌ها سرمست شوند و لحظاتی فراموش‌نشدنی را در کنار همراهان خود به خوشی سپری کنند. جدا از لذت بردن از عطرِخوش گل نرگس بهبهان، می‌توانید به گرفتن عکس‌های زیبا از مناظر این دشت مشغول شوید که به وقت صبح و تابیدن نور آفتاب به نرگس زارها، جلوه خاصی به گل‌ها می‌دهد.

مراسم آئین اهداء هشت هزارشاخه گل نرگس بهبهان به حرم مطهر رضوی به‌عنوان یک میراث ناملموس (معنوی) از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به صورت رسمی ثبت‌ملی شده است

عکس : تسنیم

بهبهان خاستگاه گل نرگس ایران به روایت تصویر

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته ۱۴۰۳  با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی

نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته ۱۴۰۳ با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی

در نمایشگاه گردشگری امسال غرفه‌های دولتی جای خود را به بخش خصوصی دادند

✨ "مصطفی فاطمی" مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی؛
نمایشگاه امسال با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی" از تاریخ ۲۳ تا ۲۶ بهمن‌ماه در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار خواهد شد.

غرفه‌های بخش دولتی جای خود را به غرفه‌های بخش خصوصی داده‌اند و تمامی ۲۰ سالن نمایشگاه به حوزه گردشگری اختصاص یافته است. صنایع‌دستی تنها به‌عنوان نمادی از فرهنگ و هویت استان‌ها حضور خواهند داشت.

برنامه‌های ویژه‌ای از جمله اختصاص سه سالن به گردشگری خوراک، یک سالن مستقل به گردشگری سلامت و ارائه بسته‌های سرمایه‌گذاری گردشگری توسط دفاتر خدمات مسافرتی استان‌ها در نمایشگاه پیش‌بینی شده است.

کارگاه‌های تخصصی آموزشی، رویدادهای آموزشی و حضور دانشگاه‌ها از دیگر بخش‌های مهم این رویداد خواهند بود.

تعدادی از مقامات بین‌المللی و خبرنگاران خارجی برای حضور در این نمایشگاه دعوت شده‌اند و پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای برای آن پیش‌بینی شده است.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تاریخچه اكتشاف نفت در ایران

تاریخچه اكتشاف نفت در ایران

یادداشت پیش‌رو به بازخوانی تاریخچه اکتشاف نفت در ایران به قلم یونس صادقی کارشناس مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت می‌پردازد.


اولین نشانه‌های اکتشاف نفت به گذشته‌های باستانی ایران بازمی‌گردد. از زمان سومریان در شوش، قیر مورداستفاده به نحوی بوده که قیر را به‌جای ملات بین سنگ‌ها و آجرها در عمارات استفاده می‌کردند و جواهرات را به‌وسیله قیر نصب می‌کردند. در دوره هخامنشیان نیز نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استعمال می‌شده است. برای نخستین‌بار در ۱۸۵۵ میلادی زمین‌شناس انگلیسی، «لوفتُس» به‌عنوان نخستین کاوشگر محوطه تاریخی شوش به وجود نفت در مناطق جنوب غربی ایران پی برد.

در ۱۸۷۲ میلادی شخصی به نام «رویتر» امتیازاتی از ناصرالدین‌شاه قاجار ازجمله، امتیاز «بهره‌برداری انحصاری از معادن ایران» را گرفت. در ۱۸۸۴ میلادی یک شرکت انگلیسی بنام شرکت «هوتز»، امتیاز نفت دالکی نزدیک بوشهر را از دولت ایران گرفته اما به نتیجه نرسید. پس سازمانی به نام «بانک تعاونی معادن ایران»، امتیاز شرکت «هوتز» را خرید و زمین‌شناسان شرکت در سمنان و دالکی و در جزیره قشم به کاوش پرداختند که نتیجه‌ای در برنداشت. در ۱۸۹۱ میلادی، یک هیئت فرانسوی به سرپرستی «ژاک‌دومورگان» به ایران اعزام و بنا به پیشنهاد حاکم کرمانشاه به «چیا سرخ» واقع در ۹۰ مایلی غرب کرمانشاه فرستاده شدند. گزارش این هیئت در فوریه ۱۸۹۲ میلادی در مجله «معادن» فرانسه انتشار یافت. در این مقاله نشان داده شد که در نواحی اطراف قصر شیرین نفت وجود دارد (یعقوبی نژاد، 1373: 36) در ۱۹۰۰ میلادی «ادوارد کوت» از کارمندان رویتر گزارش دو مورگان را مطالعه و با «آنتوان‌ کتابچی» متصدی اداره گمرک ایران در فرانسه گفتگو کرد. پس کتابچی کوشید سرمایه‌داران فرانسوی و ارمنی را به موضوع نفت ایران علاقه‌مند سازد که شکست خورد. سپس او با «دراموندولف» وزیر پیشین مختار بریتانیا در تهران به گفتگو نشست.

دراموندولف از کتابچی خواست تا نماینده‌ای به بریتانیا اعزام کند. کتابچی، فردی به نام «کوت» را به لندن فرستاد تا با نماینده «ویلیام ناکس دارسی» صحبت کند. دارسی پیشنهادهای کوت را پذیرفت و دو زمین‌شناس به نام‌های «برلز» و «دالتون» را به مناطق ایران از جمله «چیا سرخ» و منطقه نزدیک شوشتر فرستاد. گزارش زمین‌شناسی مساعد بود. پس دارسی در ۱۹۰۱ نماینده خود یعنی «ماریوت» را همراه با کتابچی و کوت به تهران فرستاد تا مسئله را با امین‌السلطان اتابک اعظم در میان بگذارند. در جلسه‌ای که برگزار شد سهم کتابچی خان ۷ درصد، ماریوت ۵ درصد و کوت ۳ درصد تعیین گردید. پس قرارداد دارسی در کاخ صاحبقرانیه توسط مظفرالدین شاه قاجار امضا و امتیازنامه دارای صحه شاه و امضاء و مهر اتابک و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله و نظام‌الدین غفاری مهندس الممالک شد. ایران از قرارداد دارسی ۲۰ هزار پوند به صورت نقد و ۲۰ هزار پوند نیز به صورت سهام گردید. به‌علاوه مقرر شد ۱۶ درصد از سود به‌دست‌آمده شرکت مزبور یا هر شرکت دیگری که مربوط به امتیاز می‌شود، متعلق به ایران باشد.

اولین گروه اکتشافی به سرپرستی مهندس «اداره خدمات عامه» هندوستان یعنی «جی. بی. رینولدز» به چیا سرخ اعزام گردید. باوجوداینکه حفاری در سرزمینی به مساحت حدود ۲۵۹ هزار هکتار تا نوامبر ۱۹۰۴ ادامه یافت و دو چاه به تولید رسید، اما مقدار ناکافی تولید و مشکل مسافت حمل نفت تا ساحل خلیج‌فارس ادامه پروژه را متوقف کرد؛ لذا دارسی تصمیم گرفت که چیا سرخ را رها کرده و در جنوب کاوش کند. طبق ماده شانزده امتیازنامه دارسی، شرکتی در ۱۹۰۳ با سرمایه ششصد هزار لیره تشکیل داد که نام آنرا «شرکت بهره‌برداری اولیه» گذاشت و سهام بیست هزار لیره را هم به دولت ایران پرداخت. از طرفی «سرجان فیشر»، فرمانده نیروی دریایی بریتانیا پیگیر تغییر سوخت نیروی دریایی از ذغال سنگ به نفت بود به همین منظور با کمک «ای.جی.پرتی‌من» وزیر نیروی دریایی سعی کردند امتیاز دارسی را به دست آورده و شرکت جدیدی به نام «سندیکای امتیازات»، متشکل از شرکت نفت برمه و لرداستراثکونا ثروتمند مقیم کانادا تشکیل دادند که هدف ظاهری آن انجام عملیات اکتشاف نفت در ایران و خارج از محدوده ۲۵۹ هزار هکتاری فعالیت شرکت بهره برداری اولیه بود. اولین اقدام، توقف عملیات چیاسرخ و انتقال اسباب و لوازم به «مماتین» واقع در کوهستانهای جنوب غربی ایران بود. در ۱۹۰۵ در«مماتین» حفاری آغاز شد.

این محل هم از طرف زمین شناسان مورگان و هم دارسی توصیه شده بود. رینولدز شخصاً با حدود بیست نفر حفار بریتانیایی و کانادایی به این منطقه آمد. چاه اول به عم۶۶۱ متر و دومی ۵۹۱ متر رسید که هیچکدام به نفت نرسید. از طرفی در ۱۹۰۵ قراداد بین شرکت سندیکای امتیازات و خوانین بختیاری به وسیله صمصام السلطنه، شهاب الدوله و سردار اسعد بختیاری و پریس ژنرال کنسول بریتانیا در اصفهان و رینولدز به عنوان شرکت نفت بختیاری بسته شد. در این قرارداد به بختیاری‌ها وعده پرداخت سه درصد سود نفت استخراج شده از منطقه داده شد. در ۱۹۰۷ ، منطقه دومی به نام «میدان نفتون» حفاری شد. در ۳۱ ژوئیه ۱۹۰۷و موافقت نامه جدیدی به امضا رسید که براساس آن، دارسی تمام سهام خود در شرکت بهره برداری اولیه را به شرکت نفت برمه منتقل و هم زمان اخرین منافع مستقیم خود در بهره برداری نفت ایران را واگذار کرد. در پایان سال ۱۹۰۷ دولت هند نیروی کوچکی از سربازان «هنگ هجدهم نیزه داران بنگال» را به فرماندهی «آرنولد ویلسون» برای حمایت حفاران تا هنگام دسترسی به نفت یا توقف عملیات به عهده گرفتند. در ۱۹۰۸ شرکت نفت برمه، بازرسی را به منطقه اعزام کرد. او گزارش داد که ادامه عملیات اکتشافی بیش از این بی فایده است. در پایان آوریل، رینولدز تلگرافی از لندن دریافت کرد که به او دستور داده شده بود کار را متوقف و کارمندانش را مرخص کند و به کشور بازگردد. رینولدز پس از بحث با ویلسون تصمیم گرفتند، به بهانه خوانا نبودن متن تلگراف، کار را تعطیل نکنند و از قطعه قطعه کردن دکل ها خودداری کنند تا نامه کتبی به آنها ابلاغ شود. اما تا قبل از رسیدن ابلاغ کتبی ازطرف شرکت نفتی برمه به رینولدز، چاه شماره یک مسچدسلیمان حوالی صبح روز ۲۶ مه ۱۹۸۷ خرداد ۱۲۸۷، در عمق ۳۶۰ متری به نفت رسید. و یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ معاصر به وقوع پیوست.

اولین اقدام رینولدز، جمع آوری نفتی بود که به هدر می رفت، بنابراین حوضچه‌ی بزرگ در دل خاک حدود ۶۰ متر دورتر از اردوگاه، حفر و نفت را به آن طرف هدایت کرد و سپس عملیات دریچه سازی برای چاه را آغاز کرد. براساس سندفنی چاه شماره یک نفتون (مسجدسلیمان) توسط«سامسون»، زمین شناس این پروژه، چاه شماره یک در عمق ۱۱۷۹ فوتی به نفت رسیده است. لوله جداری ۳/۸۸ اینچی، در عمق ۱۱۴۸ فوتی گذاشته شده تا ادامه حفاری در مخزن نفتی آسماری امکان پذیر شود. سلیمان آدُنیاس مسئول تلگراف خانه شوشتر و عضو شرکت بهره برداری اولیه دارسی گزارش فوران چاه شماره یک را به بوشهر مخابره کرد (مرکز اسناد صنعت نفت،آرشیو پالایشگاه آبادان، اسناد پرسنلی کارمندی) عمق چاه دوم که ده روز پس از چاه اول به نفت رسید،۳۰۷ متر بود که قطر سنگ معدن نفت مسجدسلیمان بالغ بر ۳۰۰ متر بوده است. دومین معدن در ۱۳۰۷ در محلی موسوم به هفت گل در پنجاه و شش کیلومتری جنوب شرقی مسجدسلیمان کشف شد به علاوه معادن نفت سفید، آغاجاری، پازنون،گپساران و لالی در جنوب هم به مرورکشف گردید.

منابع و مآخذ: ابطحی، علیرضا، نفت و بختیاری، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1393؛ آذرشین، سیدامیر، مسجدسلیمان صدسال پس از کشف نفت، تهران، هرمزد، 1393؛ آهنجیده، اسفندیار، ایل بختیاری و مشروطیت، انتشارات ذره‌بین، قم، 1374؛ تقویم صنعت نفت ایران، انتشارات دبیرخانه شرکت ملی نفت ایران، بی تا؛ ساتُن، الوِل، نفت ایران، ترجمه دکتر رضا رئیس طوسی، مؤسسه انتشارات صابرین، تهران، 1372؛ ستوده تهرانی، علی‌اصغر، نگاهی کوتاه به صنعت نفت، چاپخانه رشدیه، 1371؛ عباسی شهنی، دانش، تاریخ مسجدسلیمان، تهران، هیرمند، 1374؛ عِلم، مصطفی، نفت قدرت و اصول: ملی شدن صنعت نفت و پیامدهای آن، ترجمه غلامحسین صالحیار، انتشارات اطلاعات، تهران، 1392؛ فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران، 1335؛ قربان‌پور دشتکی، خدابخش، انگلیس و بختیاری، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، تهران، 1390؛ گارثویت، جن. راف، تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، آنزان، تهران، 1373؛ مرکز اسناد صنعت نفت، آرشیو مسجدسلیمان، گزارش‌های حفاری چاه شماره 1، سند برگ 20؛ مرکز اسناد صنعت نفت، آرشیو پالایشگاه آبادان، اسناد پرسنلی کارمندی؛ موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت: از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه، نشر کارنامه، تهران، 1392؛ نفت چیا سرخ کرمانشاه، به کوشش منصوره اتحادیه، اسماعیل شمس و سعید روحی، نشر تاریخ ایران، تهران، 1394؛ وزیری، شاهرخ، نفت و قدرت در ایران (از قنات تا لوله نفت)، ترجمه مرتضی ثاقب فر، مؤسسه انتشاراتی عطائی، تهران، 1380؛ ویلسون، آرنولد، یادداشت‌های روزانه یک افسر دیپلمات در جنوب غرب ایران، مترجم: فریور جوانبخت موثق، تهران، پیام امروز، 1396؛ همایون‌فر، ابراهیم، نفت در دنیا - ایران اقتصادی، سیاسی، بی نا، 1324؛ یاوری، منوچهر، شهر من مسجدسلیمان، نشر اکنون، تهران، 1387؛ یعقوبی نژاد، علی، رئیس نفت، یادواره کتاب، 1373؛ Annales Des Mines: Memoires,1892,De MORGAN.PP227-238

منبع:مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت

تصویر نویسنده خوزتوریسم

محله دزفولی‌ها رامهرمز

محله دزفولی‌ها رامهرمز

در زمان قاجار، خانواده‌هایی از شهر دزفول برای کسب و کار به رامهرمز آمدند و در محدوده‌ای سکنی گزیدند. به تدریج، آنجا به محله دزفولی‌ها معروف شد. در گذشته، افرادی که در کنار هم زندگی می‌کردند، معمولاً از یک خانواده بودند و با رشد خانواده‌ها، آن مجموعه بزرگ‌تر می‌شد. در محلات رامهرمز، علاوه بر ساکنان اصلی، افرادی با قومیت‌های دیگر نیز ساکن بودند. مثلاً در محله شوشتری‌ها، علاوه بر خانواده‌های شوشتری، رامهرمزی‌ها، بهبهانی‌ها و اقوام دیگر نیز زندگی می‌کردند. اما جمعیت غالب محله شوشتری‌ها خودشان بودند و به همین دلیل آن محله به این نام معروف شد. برای محله‌ی دزفولی‌ها هم چنین بود.

محله دزفولی‌ها روبروی محله شوشتری‌ها قرار داشت و ساکنان آن از دزفول به رامهرمز آمده بودند. همه آن‌ها بازاری بودند و تجارت می‌کردند. این محله همچنین حسینیه‌ای جداگانه داشت که توسط خانواده هابیلی (ملقب به مجتهد رامهرمزی) وقف شده بود. این خانواده که از خانواده‌های قدیمی رامهرمز بودند، در آن محله زندگی می‌کردند. در سند حسینیه، این مکان به نام آسید محمد مجتهد رامهرمزی ثبت شده است، اما به دلیل مجاورت محله دزفولی‌ها با این حسینیه و برگزاری برخی مراسم عزاداری توسط خانواده‌های دزفولی در این مکان، حسینیه دزفولی‌ها نامیده شد. اکنون روی سردر ورودی حسینیه نوشته شده است: «حسینیه‌ی رامهرمزی‌ها».

خانواده‌های دزفولی که در رامهرمز ساکن بودند شامل خانواده‌های کمری، سیلانی، کوچک، دزفولی، چربی (فروزش)، گلابی، عطارزاده (عطار دزفولی)، معمار دزفولی و غیره بودند. با مصاحبه‌ای که با یکی از ساکنین محترم این محله داشتم، اذعان کردند که تمام خانه‌های محله دزفولی‌ها از گچ و سنگ ساخته شده و بعدها آجری شدند. این خانه‌ها دارای شوادون بودند و تابستان را در شوادون سپری می‌کردند. فضای شوادون زیر ساختمان نبود بلکه در زیر فضای حیات قرار داشت و به همین دلیل این خانه‌ها باغچه نداشتند. همه خانه‌های محله دزفولی‌ها دارای چاه آب بودند و آب مورد نیاز خود را از چاه تأمین می‌کردند. گفته می‌شود که شوادون هم دو طبقه بود؛ باد از روی چاه آب عبور می‌کرد و پس از آن وارد شوادون می‌شد. شوادون فضایی بسیار خنک داشت و مواد غذایی معمولاً در آن نگهداری می‌شد.

در محله دزفولی‌ها، خانه خانواده کوچک بسیار زیبا بود؛ خانه‌ای بزرگ با مساحت تقریباً بالای هزار متر که دارای اندرونی و بیرونی بود. این بنا خانه‌ای بسیار فاخر بود که تماماً با آجر ساخته شده بود. خود خانواده کوچک برای ساخت این خانه یک کوره آجرپزی ساخته بودند تا آجر مورد نیاز خود را تأمین کنند. معمار هم از دزفول برای ساخت خانه آمده بود. یکی از همشریان محترم ساکن در این محله اذعان کرد که در کودکی با فرزندان آن‌ها بازی می‌کردند و روی پشت بام خانه‌شان حتی برای کبوترها و لک‌لک‌ها هم با آجر لانه درست کرده بودند.
- مراسم مذهبی و جشن‌ها

از مراسمات مذهبی و جشن‌هایی که در این محله برگزار می‌شد سوال پرسیدم، گفتند: که در محله دزفولی‌ها تمام سال هر شب در خانه‌ای روضه برگزار می‌شد، به جز ماه محرم و صفر که مراسم جداگانه‌ای داشتند. مثلاً هر هفته از شنبه تا پایان هفته هر شب مراسم متعلق به یک خانواده بود تا پایان سال. روضه‌ها هم توسط روضه‌خوان‌های مشخصی انجام می‌شد. در ایام محرم نیز مراسمی به نام «پنج تن» برگزار می‌شد؛ دور تا دور حیاط خانه کتیبه‌هایی نصب می‌کردند و کل حیاط فرش می‌شد. در هر خانه پنج روز مراسم برگزار می‌شد و پس از روز پنجم مراسم به خانه دیگری منتقل می‌شد. چون این مراسم رسمیت و اهمیت خاصی داشت، روضه‌خوان را از قم دعوت می‌کردند و روضه‌خوان‌های محلی نیز در کنار او حضور داشتند. حتی گفته می‌شود قالی‌هایی که در حیاط پهن می‌شد مخصوص این مراسم بود؛ قالی‌ها در همه خانه‌ها برای مراسم «پنج تن» جابه‌جا می‌شدند و مردم نیز برای اجرای مراسم جمع می‌شدند.

از دیگر مراسم‌های جشن نیز می‌توان به «سفره شاه پریون» اشاره کرد که معمولاً در روزهای شنبه و چهارشنبه در ماه رجب برگزار می‌شد. همچنین مراسمی در شهر دزفول به نام «بی‌بی سه‌شنبه» وجود داشت، اما دزفولی‌های ساکن رامهرمز آن را اجرا نمی‌کردند.

برای مراسم عروسی نیز رسمی به نام «زن طلبون» وجود داشت؛ چند نفر از خانواده داماد به خانه بستگان می‌رفتند (همراه با کِل و دست زدن) تا آن‌ها را برای مراسم عروسی دعوت کنند. بستگان نیز معمولاً کله قند به آن‌ها هدیه می‌دادند. خانواده داماد بستگانی که نسبت دورتر داشتند را ظهر دعوت کرده و بستگان نزدیک را برای شام دعوت می‌کردند.

عید فطر نیز اهمیت خاصی در محله دزفولی‌ها داشت. در سالن اصلی یک سفره پهن کرده و روی آن نشا (نوعی شیرینی که با نشاسته، زعفران و شکر درست می‌شود)، کلوچه‌ی دزفولی و فرنی همراه با چای قرار می‌دادند. سپس به خانه یکدیگر برای عید دیدنی می‌رفتند؛ معمولاً ابتدا در یک خانه جمع شده و بعد با هم به خانه کسانی که عزادار بودند، مراجعه می‌کردند.

در اغلب خانه‌ها اتاقی به نام «هشت دری» وجود داشت که اتاق بزرگی بود و سطح آن از بقیه اتاق‌ها بالاتر بود؛ این اتاق مخصوص مهمانان آقا بود و خانم‌های مهمان به اندرونی می‌رفتند. اما با گذشت زمان، این مراسم تغییر کرد.

بقیه اتاق‌های موجود دارای درهای تو در تو بودند و اتاق‌ها نیز طاقچه‌های متعددی داشتند؛ بالای طاقچه فضای دیگری به نام «رف» وجود داشت که ظرف‌های چینی معمولاً آنجا قرار داده می‌شد.

در محله دزفولی‌ها ساباطی وجود داشت که از قدیم الایام در رامهرمز بود. گفته می‌شود که در رامهرمز ساباط‌های متعددی داشت. متأسفانه خیابان طالقانی از میان محله دزفولی‌ها عبور کرد و بسیاری از خانه‌های دزفولی را تخریب کرد؛ مثلاً خانه فاخر و زیبای خانواده کوچک یا خانه‌های خانواده گلابی (چهار خانه بزرگ و زیبا) یا خانه خانواده پارسی پور نیز بر اثر خیابان کشی تخریب شدند.

آقای معمار دزفولی نیز معمار بود و اغلب برای خانواده‌های دزفولی کار می‌کرد. دلیل دیگری که سبب تخریب خانه‌های محله دزفولی‌ها شد، موشکباران بود؛ دو موشک به این محله اصابت کرد و چندین خانه زیبا را تخریب کرد، از جمله خانه خانواده توکل.
متأسفانه عدم آگاهی چه در گذشته و چه اکنون موجب نابودی آثار تاریخی ارزشمند رامهرمز شده است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بزرگترین اثر طبیعی ثبت ملی شده جنوب کشور تعیین عرصه و حریم شد

بزرگترین اثر طبیعی ثبت ملی شده جنوب کشور تعیین عرصه و حریم شد

فرماندار شهرستان بندرماهشهر اعلام کرد: محدوده عرصه و حریم اثر ملی خورهای بندرماهشهر از سوی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به استاندار خوزستان ابلاغ شد.

فریدون بندری فرماندار ماهشهر می‌گوید: این اقدام در اجرای قانون الحاق ایران به کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان مصوب دی ماه ۵۳ مجلس شورای اسلامی و اجرای بند 12 از ماده ۳ قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور، نقشه محدوده عرصه حریم و ضوابط حفاظتی مربوط به اثر طبیعی خورهای بندرماهشهر انجام شده است.

او افزود: خورهای بندر بندرماهشهر در سه شهرستان بندرماهشهر، شادگان و آبادان قرار دارد و به شماره 635 در تاریخ ششم شهریور ۱۳۹۸ در فهرست میراث طبیعی ملی ثبت گردیده است و بر همین اساس نقشه عرصه و حریم این اثر در تاریخ 17 دیماه 1403 به شماره 18059 ابلاغ شده است.

وی ادامه داد: بر اساس این ابلاغیه محدوده عرصه و حریم خورها تحت نظارت پایگاه منظر فرهنگی خلیج فارس بندرماهشهر است و هرگونه دخل و تصرف در محدوده عرصه و حریم بدون هماهنگی با وزارت میراث فرهنگی و تخلف از ضوابط حفاظتی جرم محسوب می شود و مشمول مجازات های قانونی است.

بندری در ادامه گفت: خورهای بندرماهشهر به سبب شرایط محیطی و ویژگی های ژئومورفولوژی دارای شکل خاصی هستند. این خوریات در نتیجه هزاران سال جزر و مد و پیشروی آب دریا در سواحل پدید آمده اند و از نظر شکل شبیه به درختی با شاخه های متعدد است.

فرماندار بندرماهشهر اظهار داشت: اهمیت و نقش خوریات در ارتباط با تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، محیط زیست، اقتصاد، تجارت، معیشت، صنعت، مذهب، مدیریت شهری و حتی 8 سال جنگ تحمیلی بر کسی پوشیده نیست. لذا ما در شهرستان بندرماهشهر بستر را برای ثبت جهانی این اثر منحصر بفرد محیا کرده ایم.

فریدون بندری گفت: بندرماهشهر مدیون سرکار خانم سارا عبادی رئیس میراث فرهنگی این شهرستان بوده که اگر تلاش های شبانه روزی ایشان بعنوان یک مدیر موفق و کاردان در جامعه نبود امروز شاهد ثبت ملی و ابلاغ عرصه و حریم خورها نبودیم.

بندری افزود: همچنین باید از زحمات دکتر پورعلی و دکتر ایزدی که در ثبت این اثر حائز اهمیت و تعیین عرصه و حریم آن، تلاش وافر در وزارت انجام دادند تشکر ویژه نمود.

فرماندار بندرماهشهر در پایان از غلامعباس اویسی و کمال طاهری دو مشاور پرونده تعیین عرصه و حریم خورها و همچنین موسسات فرهنگی هنری آوای نصر ایرانیان و آموزشی گردشگری فراز علم و دانش پارس زیر مجموعه هلدینگ نصر ایرانیان بخاطر راهبری این پرونده تا ثبت آن تشکر کرد.

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1403/10/22/20250860_137.jpeg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

برداشت گل‌های تزئینی مانند آفتابگردان و نرگس، جلوه‌ای از زیبایی طبیعت را در باغ‌های روستای شبیشه، از توابع شهرستان حمیدیه، به نمایش می‌گذارد. این روستا با باغ‌های سرسبز و هوای مطبوع، مکانی ایده‌آل برای پرورش این گل‌های رنگارنگ است و منبع درآمدی مهم برای کشاورزان سخت‌کوش منطقه محسوب می‌شود. برداشت گل‌ها در فصل زمستان و در دو نوبت (اوایل و اواخر فصل) انجام می‌گیرد. امسال به مناسبت روز پدر و میلاد با سعادت امام علی (ع)، برداشت زودتر از موعد معمول آغاز شده است.

عکس:سید خلیل موسوی/مهر

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

چاپ مقاله شناسایی و رتبه بندی فرصت های کارافرینانه در صنعت گردشگری نابینایان استان خوزستان

چاپ مقاله با موضوع شناسایی و رتبه بندی فرصت های کارافرینانه در صنعت گردشگری نابینایان استان خوزستان

گردشگری دسترس‌پذیر در راستای مفهوم گردشگری برای هم مطرح می‌شود تا همهٔ انسان‌ها بدون توجه به سن، نژاد، معلولیت جسمی و ذهنی بتوانند سفر و جهان را کشف کنند

این مقاله به معرفی ، رتبه بندی و شناسایی فرصت های کارافرینی و کسب و کار برای فعالان بخش های مختلف خدمات گردشگری و همچنین نابینایان درحوزه های گردشگری دسترس پذیر و به تورهای گردشگری، اقامتگاه ، غذا و نوشیدنی، موزه و محوطه های تاریخی، حمل و نقل دیجیتال و فن آوری، صنایع دستی در استان خوزستان می پردازد.

این مقاله در ژورنال بین المللی اقتصاد، مهندسی و مدیریت و از طرف موسسه جهانی علوم؛ فن آوری و مهندسی در ژانویه ۲۰۲۵ به قلم علی خرازی، حسن علی آقاجانی و باقر حسامی عزیزی به چاپ رسید

این پژوهش فرصتی مناسبی برای معرفی و شناسایی فرصت های کارافرینی و رشد گردشگری دسترس پذیر است که می تواند به رشد این بخش از گردشگری در استان خوزستان کمک شایانی کند

علی خرازی متولد سال ۱۳۵۹ و فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی‌ارشد در رشته کارآفرینی گردشگری از دانشگاه پیام‌نور ساری است.

این فعال گردشگری فعالیت خود را به‌عنوان راهنمای بین‌المللی گردشگری با اجرای گشت‌های ورودی، از سال ۱۳۹۳ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۹۵ ایده‌پردازی، طراحی و اجرای پاراتورهای نابینایان را در استان خوزستان آغاز کرده و در قالب کار گروهی با همراهی راهنمایان مختلف انجمن صنفی گردشگری و بخش‌های مختلف گردشگری خوزستان، تاکنون چهار پاراتور نابینایان را در سطح استان اجرا کرده است

برای دریافت مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ