خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

زندگی  دکتر ابوالقاسم بختیار به فارسی ترجمه شد

زندگی دکتر ابوالقاسم بختیار به فارسی ترجمه شد

کتاب؛ "زندگی نامه دکتر ابوالقاسم بختیار"، پزشک ایرانی و چهره ی سخت کوش و جراح زبردست ایران و صنعت نفت، توسط خانم "صدری سلطانی" به فارسی ترجمه و به بازار کتاب عرضه شد.
"ابوالقاسم بختیار"، یک قرن زندگی کرد و یکی از نام آوران بهداشت و درمان صنعت نفت و فراتر از آن؛ بهداشت و درمان ایران است.گو اینکه ریاست دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از جمله مسئولیت های متعدد او در دوران فعالیتش بود.دورانی که گرچه دیر آغاز شد، اما نتایج فراوان داشت و دو تن از فرزندان او؛ "لاله" و "لیلی" بختیار، در سال2003میلادی در ایالات متحده و به زبان انگلیسی، کتاب زندگی نامه پدر را با کمک نامه ها و یادداشت های برجای مانده از او و دیگر اعضای خانواده ی بزرگشان، گردآوری و منتشر کردند.
ترجمه ی این کتاب به فارسی و توسط خانم سلطانی از آن رو ارزش بیشتری دارد که تا پیش از این، اطلاعات و آگاهی ما از زندگی و زمانه ی زنده یاد دکتر بختیار، محدود به بادداشت هایی کوتاه و پراکنده در منابع و مآخذ دیگر بود.
ابوالقاسم بختیار، در سال1248 در "بروجن" و در خانواده ای تهیدست زاده شد.وی هنگام تولد مادر خود را از دست داد، اما این شانس را داشت که در دامان مادرخوانده اش، "شهربانو" بزرگ شود و با پیگیری او به کسب علم و دانش بپردازد.دروس ابتدایی را در مکتب خانه ای در بروجن فراگرفت و پس از تجربه چند شغل مختلف، بواسطه ای به "بی بی ماه بیگم" همسر "مرتضی قلی خان صمصام" معرفی شد و بعنوان معلم سرخانه، تعلیم و تربیت خواهرزاده های خان را عهده دار شد.وقتی بچه ها بزرگتر شدند و مقرر شد در کالج امریکایی تهران(دبیرستان البرز بعدی) ادامه تحصیل دهند، ابوالقاسم نیز همراه بچه ها به تهران رفت و همراه آنان به کالج می رفت
سرنوشت او در تهران، شبیه "میرزا محمد تقی خان فراهانی"(امیرکبیر بعدی ایران) در دوران نوجوانی رقم خورد.آورده اند که میرزا محمد تقی‌ خان با اطفال خردسال قائم مقام اول، هم بازی بود.نقل شده است که در کودکی ناهار اولاد قائم مقام اول را می ‌آورد و در حجره معلم آنها می ‌ایستاده تا ظروف غذا را برگرداند.در این زمان آنچه را معلم به آنها می ‌آموخت فرا می ‌گرفت.روزی قائم مقام برای گزینش فرزندانش وارد شد و هر چه از آن‌ ها پرسید، جواب درست ندادند، اما میرزا تقی پاسخ می ‌داد.او وقتی هوش و درایت و علاقه وافر این پسر را دید در تعلیم و تربیت وی کوشش کرد.
ابوالقاسم بختیار نیز در کالج امریکایی ها دوق و اشتیاقی اینگونه به کسب علم از خود نشان داد.موضوعی که از چشم "ساموئل مارتین جردن"، رئیس کالج دور نماند و باعث شد تا ابوالقاسم در سال1289خورشیدی و در سن چهل و یک سالگی دانش آموز کالج شود و با بچه های کم سن و سال، درس بخواند.او در چهل و شش سالگی، موفق به اخذ دیپلم شد و سپس با هدایت و حمایت همان معلم امریکایی به ایالات متحده مهاجرت و در دانشگاه سیراکیوز به تحصیل پزشکی پرداخت و در سن پنجاه و هشت سالگی، بعنوان نخستین پزشک جراح ایرانی در امریکا فارغ التحصیل شود.دکتر بختیار با فراخوان رضا شاه از ایرانیان متخصص برای بازگشت به ایران، با همسر امریکایی خود؛ "هلن جفریز"(بختیار) به ایران بازگشت و از بنیانگذاران دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد.
شصت سالگی، سن بازنشستگی است! اما دکتر بختیار تازه کارش آغاز شده بود.پس از دستاوردهای فراوان در ترویج دانش پزشکی در تهران، به استخدام کمپانی نفت انگلیس و ایران درآمد و دو سال در آبادان و پنج سال در مسجد سلیمان و یکسال نیز در "آغاجاری" به خدمت پزشکی و جراحی پرداخت
سرانجام، روز شنبه؛ نوزدهم دیماه 1349 دکتر ابوالقاسم بختیار، پس از یک قرن زندگی، در تهران درگذشت و بنا به وصیتش و بواسطه عشق و ارادتی که به شاهنامه و حکیم ابوالقاسم فردوسی داشت، او را در "توس" به خاک سپردند.جایی که بعدها، همسر اولش "هلن" نیز در همانجا آرام گرفت و به خاک سپرده شد.
کتاب زندگی نامه دکتر بختیار، پیشتر و در سال2003میلادی با عنوان ABOLGHASEM OF TUS توسط فرزندان او لاله و لیلی بختیار در امریکا منتشر شده بود و دیگر فرزند زنده یاد دکتر بختیار، "جمشید" نیز پیشگفتاری بر این کتاب نوشته بود.
خانم صدری سلطانی، متولد سال133 در "چغاخور"بختیاری و شهرستان بروجن، در سفری به لندن در سال2021میلادی و از طریق تنی از آشنایان با این کتاب آشنا و پس از تهیه از سایت آمازون، آن را به ایران آورده و به ترجمه آن اقدام نمود.خانم سلطانی دانش آموخته مقطع کارشناسی آموزش زبان انگلیسی و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش و همچنین دارای مدارک کارشناس ارشد روانشناسی، گواهی دوره زبان فرانسه و گواهی دوره های مقدماتی و تکمیلی از شورای کتاب کودک است و پیش از این چند عنوان کتاب را از زبان های انگلیسی و فرانسه ترجمه و در حال انتشار دارد.
مترجم، متن کتاب را که در بیش از چهارصد صفحه و واجد نامه ها و یادداشت های پراکنده ای از دو همسر و هفده فرزند دکتر بختیار بوده به دقت مطالعه و ترجمه و از میان آنها، چنانچه خود در مقدمه کتاب آورده؛ سعی نموده به بخش هایی از متن اصلی کتاب که زندگی ابولقاسم بختیار را در بر می گیرد بسنده شود(متن کتاب،ص6)
نتیجه ی کار خانم سلطانی در یکصد و نود و یک صفحه در قطع وزیری و بصورت مصور تنظیم گردیده و علاوه بر پیش درآمد و اشاراتی به ریشه و تبار پارس ها و بختیاری ها، شامل؛ معرفی چهارمحال و بختیاری، کوچندگان بختیاری، سازمان اجتماعی بختیاری ها، به موضوع شاهنامه و نقش شگرف و قابل توجه اش در اندیشه و زندگی دکتر ابوالقاسم بختیار اشاره دارد.
به همین ترتیب است که بخش بندی زندگی دکتر بختیار، متاثر از "هفت خوان" رستم در شاهنامه، به "هفت سفر" تقسیم گردیده و پس از آن به فراز و فرود زندگی دکتر بختیار در بروجن، اصفهان، تهران، امریکا، آبادان، مسجد سلیمان و سرانجام آرام گرفتن در توس و در جوار خالق شاهنامه و هم نام دکتر بختیار، پرداخته شده است.
پانوشت ها و توضیحات تکمیلی و در برخی موارد، اصلاحی مترجم بر متن کتاب، بر ارزش کتاب افزوده و خواننده با این توضیحات تکمیلی، ارتباط بهتری با متن پیدا می کند.
دکتر بختیار در دوران اشتغال در بخش بهداشت و درمان صنعت نفت در شهرهای آبادان و مسجد سلیمان و آغاجاری، منشا خدمات فراوان بود که در متن کتاب با عکس و سند بدان پرداخته شده و بخش مهمی از تاریخ نفت در ایران را بازخوانی می کند.تلاش و کوشش مردی که با همت و پشتکار خود ثابت کرد "سن" تنها یک عدد است و اگر همت و پشتکار باشد می توان در چهل و یک سالگی "دیپلم" و در پنجاه و پنج سالگی، تخصص پزشکی و جراحی گرفت و بعنوان اولین پزشک ایرانی در امریکا فارغ التحصیل شد و برای خدمت به مام میهن بازگشت.
متن پشت جلد کتاب زندگی نامه دکتر بختیار با این پاراگراف به پایان می رسد؛ دکتر ابوالقاسم بختیار بدون هیچ گونه پشتوانه مادی به دنیا آمد.از پدرش یک خرقه ی درویشی و یک کشکول به ارث برد.یک قرن گذشت که ابوالقاسم از دست فروش به مغازه دار، به معلم سرخانه، به دانش آموز، به رئیس بیمارستان، به ریاست دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، به جراح ارشد شرکت نفت انگلیس و ایران تبدیل شد.دکتر ابوالقاسم بختیار، پس از یک قرن مبارزه، کار سخت و تحصیل، این دنیا را بدون هیچ ارزش مادی رها کرد.میراث او برای همه این است که خود را تربیت کنید و در سختی ها استقامت کنید.با دیگران خوب باشید.عشق بورزید و عشق بورزید.او با هوای پاک فراوان، تمرینات روزانه، بدنی پاک و ذهنی سرشار از شعرهای حماسی و عرفانی زندگی را به کمال گذراند، در حالی که نامش زنده و جاوید ماند.به پاس خدمات پزشکی او در اولین دانشکده پزشکی ایران، دانشگاه تهران و بیمارستان های دولتی و خصوصی،، هم اکنون سالن آناتومی دانشگاه تهران به نام وی نامگذاری شده است.
ترجمه کتاب زندگی نامه دکتر ابوالقاسم بختیار را انتشارات سخنوران در تهران منتشر نموده و قرار است رونمایی رسمی ان به همت جمعی از فعالان فرهنگی بختیاری و جنوبی ساکن تهران، همراه با چند کتاب دیگر بزودی در فرهنگشرای ارسباران برگزار گردد..

نگارش: فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازدید استاندار خوزستان و نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی از غرفه خوزستان

بازدید استاندار خوزستان و نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی از غرفه خوزستان

در جریان هجدهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران، سید محمدرضا موالی‌زاده، استاندار خوزستان و مجتبی یوسفی نماینده مردم اهواز، باوی، کارون و حمیدیه در مجلس شورای اسلامی از غرفه خوزستان دیدن کردند.

استاندار و نماینده مردم اهواز ضمن بازدید و گفتگو با کارشناسان گردشگری غرفه خوزستان، با گروه‌های فرهنگی اقوام دیدار و گفتگو کردند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گفتگو با دکتر عباس رضوی؛ نویسنده کتاب"آمبولانس سیاه" تجربه های زیسته ی کودکی از یک شرکت-شهر نفتی

گفتگو با دکتر عباس رضوی؛ نویسنده کتاب"آمبولانس سیاه"
تجربه های زیسته ی کودکی از یک شرکت-شهر نفتی

مقدمه ی گفتگو: افتخار آشنایی و شاگردی من در محضر دکتر عباس رضوی پیرانشاهی، دکتر در تاریخ و مدرس دانشگاه، به دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی تاریخ در خوزستان باز می گردد.آشنایی و ارادتی که از زمستان ۱۳۷۶ که دکتر رضوی، استادی جوان و سی و شش ساله، اما فرهیخته و پُر دانش بود آغاز و تا امروز(بهمن ۱۴۰۳ ) ادامه دارد و طی این بیست و هفت سال، همیشه و همواره این مقام استادی برای من باقی مانده و دور و نزدیک از او آموخته و می آموزم.

دکتر رضوی از مفاخر زادگاه من؛ مسجد سلیمان است و از خانواده ای فرهیخته و بزرگ است."سرکوره ها"، محله ای است کارگری در شهرستان مسجد سلیمان، نخستین شرکت-شهر نفتی ایران و خاورمیانه و بچه های قدیمی سرکوره ها و مسجد سلیمان، دکتر عباس رضوی و برادرانش؛ مرحوم علی یار و "نور علی" و "روز علی" و "غلام" را به خوبی و نیک نامی می شناسند.

نور علی و روز علی، یا بقول بچه های مسجد سلیمان؛ "سید" را من نخستین بار به دعوت دکتر رضوی در کارگاه نجاری شان در "هشت بنگله" دیدم که این هم نام محله ی دیگری است در شهر اولین ها و "غلام"، شاعر فرهیخته و شوریده و کتابخوان و سومین برادر دکتر نیز همان کسی است که من و سعید و فرید مرادی و بسیاری دیگر از کتاب اولی های دهه ی هفتاد شهر اولین ها به راهنمایی و همکاری و معرفی او بود که توانستیم در پایتخت بی در و پیکر، ناشری برای کتاب هایمان بیابیم.

برادران رضوی، "پیرانشاهی" هستند.از پیرانِ شاهِ بابادی که نیاکانشان از "لالی" به "سوسن" ایذه کوچ کرده و در "آیاپیر" عیلامی، پیرانشاه را با "ناپیرشاه" و "اونتاش گال" عیلامی همزمان در پیشینه و شجره دارند.دکتر عباس رضوی، متولد سال ۱۳۴۰ و فرزند نخستین شرکت-شهر نفتی ایران و خاورمیانه، تجربه های زیسته و خاطرات و اندوخته های فراوانی در ذهن و سینه دارد که مجموعه داستان؛ "آمبولانس سیاه" نخستین پرده از انتشار این خاطرات و تجربه های زیسته است.
به بهانه ی انتشار این کتاب، گفتگویی کرده ام با استاد رضوی و از این کتاب و دلایل نگارش و انتشارشش جویا شده ام.
جناب دکتر رضوی، ضمن تشکر از وقتی که اختصاص داده اید و ضمن تبریک انتشار نخستین کتاب تان، لطفا در ابتدا؛ دلیل اصلی نگارش این مجموعه داستان را به اختصار توضیح دهید.
با سلام به شما و همه مخاطبان عزیزتان."آمبولانس سیاه" ریشه در دوران کودکی من دارد.همانگونه که در مطلع کتاب و به جای مقدمه آورده ام و توضیح داده ام که؛ "چرا نوشتم"، "آمبولانس سیاه" در آعاز تلاش من برای رها شدن از یک سری خاطرات ناخوشایند، اما واقعی دوران کودکی بود.نمی دانم چند نفر در دوران کودکی شاهد چند مورد مرگ عزیزان و نزدیکانشان بوده اند؟!من بوده ام و سال ها و سال ها با این تجربه های کودکی دست به گریبان بوده ام.

روزی به خواهر زاده ام که دستی در علوم پزشکی داشت گفتم؛ که هنوز گیج و منگ و مبهوت با همان آمبولانس سیاهی که جنازه عزیزانم را با خود برد و شاهد بودم همچنان می روم!به توصیه ی خواهر زاده ام برای جلسات مشاوره با یک مشاور یا روانشناس آماده می شدم و به همین دلیل و برای اینکه بتوانم مطالب و مسائلم را به شکل بهتری بیان کنم شروع کردم به نوشتن مواردی که در ذهنم در تمامی این سال ها همراهم آمده بود.این دلیل اولیه نگارش این مجموعه داستان کوتاه است.
بدین ترتیب پس ما با یک "ناداستان" روبرو هستیم؟
این "داستان"، "ناداستان"، خاطره و یا هر نام دیکری که اهل فن و خواننده می خواهد بر آن بگذارند است.چون من آن را بی نام آغازیدم و بی آنکه پایانی برای آن متصور باشم، ادامه دادم.پس انتخاب را به عهده و برداشت و هرمونوتیک مخاطب کتاب می گذارم.
عنوان فرعی کتاب؛ "مرگ از نگاه کودک" است.این عنوان فرعی نیز به همین دلیل انتخاب شده؟
هنگامی که مشغول نگارش کتاب بودم و داشت شکل نهایی آن خود را نشان می داد، همسررم نیز به عنوان یک مشاور برایم توضیح داد که "کتاب کودک" این روزها بحثی را دنبال می کند در مورد "مرگ از نگاه کودک".بدین ترتیب من هم از تردید بین نوشتن یا رها کردن خلاصی یافتم و نوشتم.
کتاب، شامل سه داستان یا به تعبیر شما در متن کتاب؛ "بخش" است.در بخش اول با عنوان؛ "من به هیچ آمبولانس سیاهی تُف نکردم" شخصیت اصلی داستان کودکی است که نسبت به یک وسیله مدرن یعنی خودروی حمل جنازه مسئله دارد.ممکن است بدون لو دادن داستان برایمان توضیح دهید که "تم" اصلی داستان چیست؟
در شهرهای نفتی مُدرنی همچون زادگاه ما مسجد سلیمان، مظاهر تمدنی مُدرن خیلی زودتر از جاهای دیگر مورد استفاده قرار گرفتند.آمبولانس سیاه یا همان "بِلَک آمبولانس" انگلیسی ها یکی از این نمونه ها بود که تفاوتش با آمبولانس معمولی سفید یا "وایت آمبولانس" ،سرنشین آن بود.مردمان شهرهای نفتی از کودکی در تضاد بین سنت و این مظاهر مدرن گرفتار بودند.یکی از سنت های خرافی در بین مردمان این بود که با دیدن "بلک آمبولانس" برای دور ماندن و گریز از مصیبت و معضل آن آب دهان را به کرات تُف می کردند!پارادوکس و چالش این تضاد بین باور خرافی و یک مظهر مدرن به شکل اتومبیلی برای حمل جسد، این است که وقتی از نزدیکان کسی در آمبولانس سیاه بود دیگر چگونه می توانست با دیدن آن خودرو که به سمت سردخانه نگهداری اجساد یا گورستان می رفت، تُف کند؟! البته در فراز و فرود داستان به موارد دیگری نیز اشاره شده که لذت آن را برای مخاطب ناگفته می گذارم.
ما در داستان دوم؛ "دایی اش اینگونه حُکم کرده بود" نیز به همزمانی این سنت و مدرنیزاسیون نفتی مواجه هستیم.آنجا که عقرب(گادیم)شخصیت داستان را در حین قاطی کردن علیق برای گاو در طویله نیش می زند و در درمانگاه بیمارستان شرکت نفت OPDدرمان می شود.
درست تشخیص داده اید، اما علاوه بر بازنمایی این چالش، البته فراز و فرود داستان نیز باز به عنوان اصلی کتاب یعنی؛ مرگ اندیشی و فراتر از آن مواجهه با مرگ وفادار است.هراس از مرگ عزیزان و نزدیکان چنانچه بدیهی و روشن است، تجربه غریبی است و در این داستان نیز این خط و تم اصلی ادامه دارد و البته حق با شماست.جلوه های تقابل بدیهی سنت و مدرنیته در یک شهر نفتی نیز در آن مستتر است.
تجربه های زیسته در نگارش این داستان نیز موثر بوده است و به خصوص این موضوع و این داستان برای کسانی که تجربه های مشابه در همزیستی با بستگان نزدیک خود دارند قابل توجه و تامل خواهد بود.البته امیدوارم اینگونه باشد.
ببینید آقای خدادادیان، فلسفه زندگی و مرگ و به تعبیر معروف و ادبی آن؛ "بودن یا نبودن" مسئله بزرگ و شاید بزرگ ترین مسئله انسان است و باور دارم هرچه بیشتر و ژرف تر این موضوع فلسفی واکاویده و تشریح شود، در فهم بهتر زندگی موثر خواهد بود.
در جغرافیایی که ما در آن زیسته و در مورد آن صحبت می کنیم و بطور مشخص در بین بختیاری ها و مسجدسلیمانی ها، مرگ و سوگ موضوعاتی هستند که بسیار مورد توجه قرار گرفته و می گیرند و جلوه های مختلف این موضوع را از سوگ سروده ها تا موسیقی و فرهنگ و فولکلور می توان دید.در کلیات، این موضوعات بین تمامی اقوام و به باور من بین تمامی بشریت مشترک هستند، اما مواجهه افراد و اقوام مختلف با این موضوعات نیز بسیار متفاوت است.کما اینکه؛ در همان مسجد سلیمان، موضوع مرگ برای انگلیسی ها، امریکایی ها، کانادایی ها و یا هندی ها نیز بوده، اما مواجهه آنان با این پدیده به هیچ عنوان در یک محور مختصاتِ کُنش اجتماعی با ایرانیان و بویژه با بختیاری ها قابل مقایسه نبوده! منظورم مقایسه و ارزش گزاری نیست، بلکه اتفاقا به تنوع فرهنگی و در عین حال همزیستی مسالمت آمیز آن ایام اشاره دارم.
می فهمم و اتفاقا یکی از جذابیت های "ادبیات نفتی" نیز به نظرم همین اشارات است و اعتراف کنم که جذابیت کتاب شما برای من نیز(علاوه بر افتخار شاگردی) همین جغرافیا و فضای داستانی کتاب است.در این کتاب، شما به مقطعی می رسید که اتفاقاً در ایام سالگرد آن قرار داریم و به مرگ یک جوان انقلابی در زمستان پنجاه و هفت اشاره دارید.لطفا در این خصوص نیز توضیح دهید.
زنده یاد "اسفندیار موسوی"، از دوستان خوب ما در سرکوره ها بود ودر آن ایام همچون بیشتر جوانان و نوجوانان محل و کُل شهر، فعال بود.من شاهد عینی لحظه کشته شدن اسفندیار عزیز نیز بودم و در بخشي از داستان نخست كتاب که جزئیات و خواندن آن را برای مخاطب ناگفته می گذارم، به آن واقعه اشاره دارد.
البته در همین بخش به حال و هوای آن روزهای مسجدسلیمان بعنوان یکی از شهرهای نفتی ایران نیز اشاره شده است.به دبیرستان سینا، نظامی ها و دیگر موضوعات مرتبط و سعی کرده ام حال و هوای مسجد سلیمان در بهمن پنجاه و هفت را نیز در قالب روایتی داستانی به تصویر بکشم.البته مخاطب باید بگوید که کتاب چقدر در این زمینه موفق بوده است.
مسجد سلیمان یکی از شهرهای خیلی خاص ایران در حوادث و بزنگاه های مختلف در طول تاریخ بوده و تجربه های زیسته من و هم نسلانم نیز در همین زمینه و زمانه شکل گرفته و در ذهن من و ما باقی مانده اند.
اما مرگ و مفهوم مرگ در مقاطع مختلف بی تغییر مانده و باور دارم همچنان نیز بی تغییر مانده باشد.همانقدر که زایش و زندگی، بی بدیل است.
شما در جای جای کتاب با "زمان" بازی کرده و در یک خط روایی نمانده اید.همین "فلاش بک" زدن ها، اتفاقا از جذابیت های مجموعه داستانی آمبولانس سیاه است.اما داستان سوم و آخر، از نظر زمانی با دو داستان دیگر فاصله زمانی تقریبا زیادی دارد.دليل انتخاب این داستان و مقطع زمانی خاص آن چیست؟
شخصیت داستان یعنی "دایی" و ویژگی های شخصیتی و روحی و جایگاهی که همواره در ذهن من داشته و هنوز نیز دارد.البته در این داستان که کوتاه تر از دو داستان قبلی کتاب است سعی کرده ام همچنان به سبک روایت و به تعبیر شما فلاش بک زدن وفادار باشم، اما مفهوم انسان، توانمندی و به مرور ناتوان و رنجور شدن انسان در مفهوم کلی آن و در روایت شخصی آن از یک فرد که اتفاقا او نیز از عزیزترین انسان های زندگی من بوده، شکل بیان و نگارش خاص خود را می طلبیده.فروتنانه باید اعتراف کنم که در بیشتر جاها و صفحات کتاب این قلم بوده که دست مرا به دنبال خود می کشانده و تصاویر برجای مانده در ذهن مرا بصوت کلمات و جملات بازتولید کرده است.
آمبولانس سیاه از ابتدا تا انتها در چنین اتمسفر و فضایی شکل گرفته و به نگارش در آمده و امیدوارم برای مخاطب نیز جذاب باشد.
حتما همین گونه است.مجدد به شما تبریک می گویم و از وقتی که برای این گفتگو اختصاص دادید سپاسگزارم.
موخره ي گفتگو؛ کتاب "آمبولانس سیاه" در قطع رُقعی و در یکصد و یک صفحه توسط چاپ و نشر "هورات" در تهران منتشر شده و در پُشت جلد آن، این بخش ها از کتاب برای معرفی اش انتخاب شده اند؛
؛؛بودا:ای راهبان، قلم بردارید تا من از رنج برایتان سخن بگویم.گویا بودا وصف حال ما می کرد وقتی از رنج سخن می گفت!تولد رنج است، پیری رنج است و مرگ رنج! بودن با آن کسی که انسان او را دوست نمی دارد رنج است و دوری از آن کس که انسان او را دوست می دارد، رنج!؛؛
و در ادامه متن پشت جلد، این بخش از داستان نخست کتاب انتخاب شده است؛
؛؛غوغای شده بود!من دیدم که او را در موجی پیچاندند،همان موجی که مادر بزرگ را هم با آن پیچانده و درون آمبولانس سیاه گذاشته بودند.همان ماشینی که وقتی آن را از دور می دیدیم چند مرتبه پشت سر هم و سریع به طرف آن تُف می کردیم! بعدها که فهمیدم آن تف های به سمت آمبولانس برای این است که مُرده می برد.از آن پس من به هیچ آمبولانس سیاهی...!؛؛
مراسم رونمایی و معرفی کتاب "آمبولانس سیاه" به زودی در تهران برگزار خواهد شد و پس از آن، کتاب در کتابفروشی های تهران، البرز، خوزستان، چهارمحال بختياري و اصفهان، برای تهیه علاقه مندان توزيع خواهد شد.

نگارش:فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تسهیل صدور مجوزهای گردشگری اقدام مؤثر مجلس است

نماینده مردم اهواز در مجلس در گفت‌وگو بامیراث‌آریا

تسهیل صدور مجوزهای گردشگری اقدام مؤثر مجلس است

نماینده مردم اهواز، کارون، حمیدیه ‌باوی در مجلس شورای اسلامی، یکی از اقدامات مؤثر مجلس در صنعت گردشگری را کاهش تعداد مجوزها عنوان کرد.

خوزستان مجتبی یوسفی در حاشیه هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌ وابسته تهران با حضور در غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی خوزستان در گفت‌وگو با میراث‌آریا گفت: کشور ما به لحاظ دارا بودن ظرفیت دسترسی به آب‌های آزاد و دریاها، شاهراه حیاتی و ترانزیت دنیا محسوب می‌شود و از همه مواهب زیرزمینی و طبیعی برخوردار است.

نماینده مردم اهواز، کارون، حمیدیه و باوی در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: خوزستان به عنوان یکی از استان‌هایی که در عرصه گردشگری، دارای آب و هوای متنوع چهار فصل است، فرصت‌های بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاری در این‌ صنعت را دارد.

او، روند طولانی‌مدت صدور مجوزها برای سرمایه‌گذار را از جمله مشکلات گذشته اداره‌کل میراث‌فرهنگی و مجتبی یوسفگردشگری خوزستان عنوان کرد و افزود: قانون تسهیل صدور مجوزهای کسب و کار و قانون‌ تأمین مالی طرح‌ها و زیرساخت‌ها که طی دو سال قبل در مجلس به تصویب رسید، موانع را از جلوی پای سرمایه گذار واقعی برداشت.

یوسفی گفت: در سال‌های گذشته، مراحل دریافت مجوز نهایی برای سرمایه‌گذاری، صدور ۱۷ مجوز بود که با تلاش‌های انجام‌شده این رقم به ۹ مجوز رسید .

نماینده مردم اهواز، کارون، حمیدیه و باوی در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: بسته‌های سرمایه‌گذاری اکنون آماده است. درحوزه روستایی و شهری صنعت نفت و گاز در بعد گردشگری وسرمایه گذاری هم، اقداماتی برای صدور مجوز وتسهیل در سرمایه‌گذاری انجام شده است.

او اظهار امیدواری کرد: این روند در دوره مدیریت جدید هم ادامه یابد تا سرمایه‌گذار برای انجام یک سرمایه‌گذاری روند دریافت طولانی مدت مجوز را طی نکند.

تسهیل صدور مجوزهای گردشگری اقدام مؤثر مجلس است

تصویر نویسنده خوزتوریسم

دعوت استاندار خوزستان از سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری پزشکی

دعوت استاندار خوزستان از سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری پزشکی

استاندار خوزستان با دعوت از همه سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری به ویژه گردشگری پزشکی گفت: از سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری خوزستان استقبال و حمایت می‌کنیم.

به گزارش ایرنا، سیدمحمدرضا موالی‌زاده سه‌شنبه در نخستین پیش‌ همایش سرمایه‌گذاری در گردشگری پزشکی در شهرهای خرمشهر و آبادان، با حضور وزیر کار، سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی مقیم در هتل همای تهران، به تشریح ظرفیت‌های گردشگری استان خوزستان پرداخت.

وی در این نشست که با هدف جذب سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری پزشکی برگزار شد، اعلام کرد: برای نخستین بار است که مسائل خوزستان در سطح ملی و با حضور نمایندگان کشورهای دوست و همسایه مطرح می‌شود.

موالی‌زاده با تاکید بر اهمیت معرفی ظرفیت‌های استان خوزستان خاطرنشان کرد: خوزستان با دارا بودن نواحی اقلیمی متنوع، از جمله مناطق سردسیر، گرم و خشک، و معتدل، استانی چهارفصل است که ظرفیت‌های بی‌نظیری برای توسعه گردشگری پزشکی دارد.

وی افزود: رودخانه‌های اصلی مانند کارون، کرخه و دز نه تنها نقش حیاتی در تامین آب و کشاورزی دارند، بلکه در شکل‌دهی به میراث فرهنگی، طبیعی و تاریخی این استان نیز تاثیرگذار بوده‌اند.

استاندار خوزستان به زیرساخت‌های توسعه‌یافته این استان نیز اشاره کرد و گفت: وجود بنادر مهم، زیرساخت‌های نفت و گاز، و فرودگاه‌های پیشرفته، خوزستان را به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی و تجاری ایران تبدیل کرده است.

موالی‌زاده همچنین به نقش خوزستان در تولیدات کشاورزی اشاره کرد و گفت: این استان سهم ۱۴ درصدی در تولید محصولات کشاورزی کشور دارد و در تولید گندم، نیشکر و قند رتبه اول را در اختیار دارد.

وی همچنین به تنوع فرهنگی و قومی خوزستان تاکید کرد و گفت: تنوع دینی، قومی، فرهنگی، آداب و رسوم خاص، صنایع دستی، جشن‌ها، موسیقی و رقص‌های محلی، خوزستان را به استانی منحصر به فرد و جذاب برای گردشگران تبدیل کرده است.

حوزه میراث فرهنگی و گردشگری تاریخی، خوزستان دارای هزار و ۷۰ اثر میراثی ثبت ملی و سه اثر ثبت جهانی است که نشان‌دهنده غنای فرهنگی و تاریخی این منطقه است.

این پیش‌همایش با هدف معرفی ظرفیت‌های گردشگری پزشکی خوزستان و جذب سرمایه‌گذاری خارجی برگزار شد و حضور نمایندگان کشورهای مختلف نشان‌دهنده علاقه‌مندی جامعه بین‌المللی به همکاری با ایران در این حوزه است.

سفرای عربستان سعودی، مالزی و نیکاراگوئه و نمایندگان کشورهای عراق و سودان در این مراسم حضور داشتند

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ضرورت الگوگیری از نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران و بومی‌سازی آن در خوزستان

استاندار خوزستان تأکید کرد:

ضرورت الگوگیری از نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران و بومی‌سازی آن در خوزستان

استاندار خوزستان گفت: با الگوگیری از نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران و تطبیق آن با شرایط و ظرفیت‌های خوزستان، می‌توان نمایشگاه‌هایی مؤثر و تأثیرگذار در استان برگزار کرد.

به‌گزارش روابط‌غمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، سیدمحمدرضا موالی‌زاده ۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ در آیین گشایش هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌دستی تهران و در بازدید از غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان، با اشاره به جاذبه‌های تاریخی خوزستان از جمله شهر باستانی شوش و زیگورات چغازنبیل و سازه‌های آبی تاریخی شوشتر که ثبت جهانی شده‌اند و ده‌ها معبد باستانی و نقش‌برجسته‌ و قلعه‌ تاریخی گفت: استان خوزستان به دلیل پیشینه کهن تاریخی و برخورداری از جاذبه‌های طبیعی همچون رودخانه‌ها، تالاب‌ها، آبشارها، چشمه‌ها و دریا و همچنین ظرفیت‌های گردشگری کشاورزی از جمله مزارع نیشکر و نخلستان‌ها و شنزارهای غرب استان و وجود جاذبه‌های فرهنگی همچون آداب و رسوم محلی و فرهنگ غنی مردمان خوزستان از جمله موسیقی محلی اقوام و صنایع‌دستی، قادر است تمام نیازهای گردشگران را برطرف کند.

استاندار خوزستان در ادامه با اشاره به شعار نمایشگاه که بر اساس اعلام سازمان جهانی گردشگری «گردشگری و صلح» تعیین شده و در این نمایشگاه با عنوان «گردشگری، صلح، اقوام ایرانی و وفاق ملی» برگزار می‌شود، بیان کرد: خوزستان رنگین کمانی از اقوام است و تنوع قومی و فرهنگی موجود در خوزستان قادر است که نمایشگاهی روباز از این تنوع را پیش روی گردشگران قرار دهد؛ پس برگزاری هجدمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بهترین فرصت برای نمایش این ظرفیت‌ها است.

او با اشاره به انواع ظرفیت گردشگری در خوزستان بیان کرد: در زمینه گردشگری صنعتی هم پالایشگاه‌ها و صنایع نفت و گاز بخصوص تأسیسات قدیمی آنها در آبادان، مسجدسلیمان، امیدیه، آغاجاری، دارخوین، عنبل به عنوان بخشی از جاذبه‌های صنعتی استان محسوب می‌شوند.

موالی‌زاده تصریح کرد: در زمینه گردشگری مذهبی، وجود آرامگاه دانیال نبی در شوش و انواع امامزاده‌ها و زیارتگاه‌های متعدد در سطح استان، این کهن سرزمین را به دیار دارالمؤمنین تبدیل کرده است.

او وجود مناطق عملیاتی دفاع مقدس و موزه دفاع مقدس را یکی دیگر از مهم‌ترین ظرفیت‌های گردشگری استان خوزستان عنوان کرد و یادآور شد: در هجدمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران تلاش شده است تا بخشی از این ظرفیت به نمایش گذاشته شود. همچنین خوزستان با بهره‌گیری از انواع ظرفیت‌ها، تلاش می‌کند تا در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری، تصویری جامع و جذاب از خود ارائه دهد و گردشگران داخلی و خارجی بیشتری را به بازدید از این استان ترغیب کند.

استاندار خوزستان در ادامه به اهمیت نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران اشاره و بیان کرد: نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران یکی از مهم‌ترین رویدادهای صنعت گردشگری در ایران است. این نمایشگاه نقش کلیدی در معرفی جاذبه‌های گردشگری استان‌های مختلف ایران به منظور ایجاد شبکه‌های ارتباطی بین فعالان این صنعت، جذب سرمایه‌گذاری و تبادل تجربیات بین‌المللی دارد. برای خوزستان، این نمایشگاه فرصتی استثنایی است تا ظرفیت‌های گردشگری منحصر به فرد خود، از جمله جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی را به مخاطبان داخلی و بین‌المللی معرفی کند.

او گردشگری فرهنگی که به نمایش آداب و رسوم محلی و فرهنگ غنی مردمان می‌پردازد را از دیگر مزیت‌های خوزستان برشمرد و گفت: خوزستان در زمینه موسیقی سنتی اقوام از تنوع برخوردار است و در این زمینه می‌تواند شگفتی‌های بی شماری را عرضه کند. خوزستان با برخورداری از انواع صنایع‌دستی و صنعتگرانی که نشان ملی و جهانی دارند و همچنین وجود شهرهای ملی صنایع‌دستی جلوه‌ای از هویت پربار این استان را به نمایش می‌گذارند.

موالی‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه خوزستان میزبان چهارمین جشنواره بین‌المللی چند رسانه‌ای خواهد بود تأکید کرد: برای برگزاری نمایشگاه‌های مؤثر و تاثیرگذار در خوزستان، می‌توان از تجربیات و الگوهای موفق نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بهره گرفت. تمرکز بر جاذبه‌های منحصر به فرد خوزستان، معرفی جاذبه‌های مختلف تاریخی، برجسته‌سازی فرهنگ و آداب و رسوم محلی مانند غذاهای سنتی، جذب مشارکت ملی، دعوت از کشورها و شرکت‌های فعال در حوزه گردشگری برای حضور در نمایشگاه، ایجاد بستر برای تبادل تجربیات و فناوری‌های نوین در صنعت گردشگری، فراهم کردن فضایی برای تعامل بین فعالان محلی، ملی و بین‌المللی، ایجاد فرصت‌های همکاری بین بخش‌های دولتی، خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد از جمله این موارد است.

او در ادامه به ضرورت سازمان‌دهی کارگاه‌های آموزشی، سمینارها و پنل‌های تخصصی با حضور کارشناسان برجسته، برگزاری گشت‌های گردشگری برای معرفی جاذبه‌های خوزستان به شرکت‌کنندگان در نمایشگاه گردشگری تهران اشاره کرد و گفت: با الگوگیری از نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران و تطبیق آن با شرایط و ظرفیت‌های خوزستان، می‌توان نمایشگاه‌هایی مؤثر و تأثیرگذار در استان برگزار کرد. این نمایشگاه‌ها نه تنها به معرفی جاذبه‌های خوزستان کمک می‌کنند، بلکه می‌توانند به عنوان محرکی برای توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی استان عمل کنند.

استان خوزستان به‌عنوان یکی از مناطق مهم گردشگری کشور باتوجه به دار بودن آثار ثبت شده جهانی و ملی و همچنین ظرفیت‌های طبیعی بسیار زبیا، سعی کرده در هجدمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری کشور، ظرفیت‌های متنوع و جذاب خود را به طور شایسته‌ای به نمایش بگذارد. این استان با دارا بودن جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی و صنعتی، توانسته است توجه بسیاری از بازدیدکنندگان و فعالان صنعت گردشگری را به خود جلب کند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

میراث‌فرهنگی خوزستان با شرکت توسعه‌گردشگری ایران ۳ تفاهم‌نامه منعقد کرد

در اولین روز نمایشگاه گردشگری تهران انجام شد؛

میراث‌فرهنگی خوزستان با شرکت توسعه‌گردشگری ایران ۳ تفاهم‌نامه منعقد کرد

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و ‌صنایع‌دستی خوزستان از انعقاد سه تفاهم‌نامه در نخستین روز از هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌ وابسته خبر داد.

به‌گزارش میراث‌آریا، محمد جوروند ۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ در نخستین روز برپایی هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران گفت: یکی از اتفاقات خوب این نمایشگاه برای خوزستان، انعقاد تفاهم‌نامه با شرکت توسعه‌گردشگری ایران برای واگذاری سه طرح نیمه‌تمام گردشگری به ارزش یکصد میلیارد تومان به شرکت توسعه بوده است.

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و ‌صنایع‌دستی خوزستان طرح‌های یادشده را شامل مجتمع آب‌درمانی گراب بهبهان، مجتمع گردشگری گلگیر مسجدسلیمان و طرح اردوگاه گردشگری بلوط باغملک خواند و بیان کرد: این تفاهم‌نامه‌ها باعث‌ رونق صنعت گردشگری و زمینه اشتغال‌زایی مستقیم ۲۰۰ نفر خواهد شد.

او بااشاره به این‌که اینکه طرح‌های پیش‌گغته باعث اشتغال غیرمستقیم هم می‌شود افزود: استان خوزستان ظرفیت‌های فراوانی در زمینه گردشگری از شمال تا جنوب استان دارد و این ظرفیت‌ها می‌طلبد که‌ تلاش برای جذب گردشگر بیشتر شود.

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران تا ۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برپا خواهد بود که غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان همراه با برخی دستگاه‌های اجرایی استان که در حوزه گردشگری فعال هستند، روی هم رفته در فضایی به وسعت ۷۷۴ مترمربع در سالن‌های ۳۸ََA و ۳۸B پذیرای بازدیدکنندگان هستند.

میراث‌فرهنگی خوزستان با شرکت توسعه‌گردشگری ایران ۳ تفاهم‌نامه منعقد کرد

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«هنر چوقابافی» قصه‌ای از اصالت و زیبایی؛ «شوکل» روستای ملی می‌شود

«هنر چوقابافی» قصه‌ای از اصالت و زیبایی؛ «شوکل» روستای ملی می‌شود

روستای شوکل حاجیوند در شهرستان اندیکا در حال ثبت به عنوان روستای ملی چوقابافی است تا زنان این روستا با هنرمندی خود باعث ماندگاری این هنر زیبا شوند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: بی‌بی گل، زنی از دیار اندیکا، با چشمان درخشان و لبخندی که همچون آفتاب صبحگاهی دل‌ها را گرم می‌کند در دل روستای خود مشغول چوقا بافی است. او با دستانی ماهر و هنرمند، تار و پود را به هم می‌پیوندد و با هر بافت، داستانی از فرهنگ و سنت‌های بختیاری را زنده می‌کند.

لباس‌های سنتی مردان بختیاری با رنگ‌های سیاه و سفید در دستان بی‌بی گل جان می‌گیرد. او با دقت و عشق، هر تار و پود را به گونه‌ای می‌بافد که گویی روح طبیعت در آن دمیده شده است. صدای چرخش وسیله دوزندگی اش و نغمه‌های دلنشین او در فضای روستا طنین‌انداز است و هر کس که به او نزدیک می‌شود، حس می‌کند که در دنیای دیگری غرق شده است.

بی‌بی گل نه تنها یک بافنده ماهر، بلکه نگهبان سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی است. او با هر چوقایی که می‌بافد، پیوندی عمیق با اجدادش برقرار می‌کند و به نسل‌های آینده یادآوری می‌کند که زیبایی در سادگی و اصالت نهفته است. در چهره‌اش، نشانه‌های زندگی و تلاش دیده می‌شود و در دلش، عشق به سرزمین و فرهنگش می‌تپد.

او نماد زنی است که با هنر خود نه تنها لباس می‌سازد بلکه هویت و تاریخ قومش را نیز زنده نگه می‌دارد. بی‌بی گل با دستانی پر از عشق و قلبی سرشار از امید به زندگی ادامه می‌دهد و در هر بافت، دنیایی از زیبایی و معنا را به تصویر می‌کشد.

اکنون مسئولان میراث فرهنگی اعلام کردند که روستای شوکل حاجیوند در استان خوزستان در حال بررسی برای ثبت به عنوان اولین روستای ملی صنایع دستی در رشته چوقابافی است. این اقدام بخشی از تلاش‌ها برای حفظ و ترویج هنرهای سنتی و حمایت از جوامع محلی است.

روستای شوکل حاجیوند، واقع در شهرستان اندیکا، به‌دلیل هنر چوقابافی شهرت دارد. چوقا، پوشش سنتی مردان بختیاری، توسط زنان این روستا با استفاده از روش‌های سنتی بافته می‌شود. این هنر که قدمتی چند صد ساله دارد نه تنها به عنوان یک پوشش، بلکه به عنوان نمادی از فرهنگ و هویت بختیاری‌ها شناخته می‌شود.

شکرالله قاسمی، معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان در گفتگویی اعلام کرد: «در روستای شوکل حاجیوند نزدیک به ۲۰۰ بافنده مشغول به فعالیت هستند که بسیاری از آن‌ها نشان‌های ملی و بین‌المللی، از جمله نشان یونسکو، را دریافت کرده‌اند. این روستا ظرفیت بالایی برای ثبت به عنوان روستای ملی چوقابافی دارد.»

بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، تیمی از بازرسان شهرها و روستاهای ملی صنایع‌دستی در اسفندماه سال جاری به استان خوزستان سفر خواهند کرد تا روستای شوکل حاجیوند را از نزدیک بررسی کنند. این تیم وظیفه دارد تا شرایط روستا، کیفیت تولیدات، و میزان مشارکت جامعه محلی در حفظ این هنر سنتی را ارزیابی کند.

در انتظار ماه اسفند

معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر از سفر بازرسان شهرها و روستاهای ملی صنایع‌دستی در اسفندماه سال جاری به خوزستان به‌منظور بررسی روستای شوکل حاجیوند برای ثبت به عنوان روستای ملی چوقابافی خبر داد.

شکرالله قاسمی اظهار کرد: اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، نظر به ظرفیت یادشده با رایزنی که با معاونت صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارتخانه متبوع انجام داد، ثبت روستای شوکل حاجیوند به عنوان روستای ملی صنایع‌دستی در رشته چوقابافی را در دستورکار قرار داده است.

معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان با بیان این‌که چوقا در کنار سادگی ظاهری با فلسفه‌ای خاص، دارای قدمت بالا و بافت آن مستلزم هنر و مهارت خاصی است، افزود: اغلب زنان روستای شوکل حاجیوند در شهرستان اندیکا به کار بافت چوقا مشغول هستند و بیشتر آنان فنون بافت این پوشش را نسل به نسل فراگرفته‌اند و به نسل‌های بعدی نیز منتقل کرده و می‌کنند.

وی با اشاره به این‌که هرسال گردشگران زیادی برای خرید چوقا به این روستا سفر می‌کنند گفت: چوقا که پوشش مردان بختیاری است، معروفترین و باکیفیت‌ترین آن را بانوان روستای شوکل حاجیوند می‌بافند که به چوقای «کیارسی‌بافت» نیز مشهور است.

قاسمی با بیان این‌که شرح خدمات ثبت این روستا در سامانه بارگذاری و مجری کار نیز مشخص شده است، افزود: براساس صحبت‌های انجام شده مقرر شده است تا بازرسان شهرها و روستاهای ملی از سوی معاونت صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارتخانه در اسفندماه سال جاری برای بررسی موضوع و بازدید از روستای شوکل حاجیوند به استان سفر کنند.

او ابراز امیدواری امیدواری کرد: با تحقق این موضوع شاهد ثبت اولین روستای ملی صنایع‌دستی در استان خوزستان پس از ثبت چهار شهر ملی (رُفیع، شوشتر، اندیکا، اهواز) و یک شهر جهانی (دزفول) باشیم.

چوقای نماد کیفیت و اصالت

چوقای تولیدی در روستای شوکل حاجیوند، به‌ویژه چوقای «کیارسی‌بافت» به دلیل کیفیت بالا و اصالت در طراحی در سراسر ایران شناخته شده است. این محصول نه تنها در میان جامعه بختیاری محبوبیت دارد بلکه به عنوان یک کالای فرهنگی و هنری به سایر نقاط ایران و حتی خارج از کشور نیز صادر می‌شود.

ثبت روستای شوکل حاجیوند به عنوان روستای ملی چوقابافی می‌تواند تأثیرات مثبت زیادی بر این منطقه داشته باشد. از جمله این تأثیرات می‌توان به افزایش درآمد ساکنان محلی از طریق فروش محصولات، جذب گردشگران بیشتر و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید اشاره کرد.

با این حال چالش‌هایی نیز در این مسیر وجود دارد. کمبود امکانات زیربنایی، نیاز به آموزش بیشتر هنرمندان و ضرورت حفاظت از محیط زیست در برابر افزایش گردشگران از جمله مسائلی هستند که باید توسط دولت و نهادهای محلی مورد توجه قرار گیرند.

استان خوزستان، که به‌دلیل تاریخ غنی و تنوع فرهنگی خود شناخته می‌شود، پیش از این چهار شهر ملی (رُفیع، شوشتر، اندیکا، اهواز) و یک شهر جهانی (دزفول) را در فهرست شهرهای ثبت‌شده صنایع دستی دارد. ثبت روستای شوکل حاجیوند به عنوان اولین روستای ملی صنایع دستی در این استان، گامی مهم در جهت تقویت جایگاه خوزستان به عنوان یکی از قطب‌های فرهنگی و هنری ایران است.

با توجه به تلاش‌های انجام‌شده و برنامه‌ریزی‌های در حال اجرا، به نظر می‌رسد که روستای شوکل حاجیوند به زودی به عنوان اولین روستای ملی چوقابافی در ایران ثبت شود. این اقدام نه تنها به حفظ و احیای هنر چوقابافی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند الگویی برای سایر مناطق ایران در جهت توسعه صنایع دستی و گردشگری باشد.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

هر استان با کدام تِم در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران حضور دارد؟

هر استان با کدام تِم در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران حضور دارد؟

خوزستان با تم گردشگری اقوام

میراث‌آریا: بختیاری، کُرد، ترک، لک، ترکمن، عرب، قشقایی، بلوچ، سیستانی، مازنی، گیلک و دیگر اقوام ایرانی به هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران آمده‌اند تا بخشی از استعدادها، ظرفیت‌ها و جاذبه‌های گردشگری خود را معرفی کنند تا شاید روزنه امیدی برای توجه به ظرفیت‌های آن دیار باز شود.

استان البرز با تِم رویدادهای گردشگری، استان‌های بوشهر، مازندران و هرمزگان با تم گردشگری دریایی، استان تهران با تم گردشگری صلح و وفاق ملی، چهارمحال بختیاری با تم گردشگری ماجراجویانه، خوزستان با تم گردشگری اقوام، استان خراسان جنوبی و سمنان با تم گردشگری روستایی، خراسان رضوی با تم گردشگری زیارت و سلامت، استان زنجان با تم گردشگری اکوتوریسم، سیستان و بلوچستان و گیلان با تم گردشگری خوراک، استان قزوین با تم گردشگری‌های نوین، استان قم با تم گردشگری مذهبی، کرمان با تم گردشگری میراث جهانی و راه ادویه، کردستان با تم گردشگری موضوعی، کهگیلویه و بویر احمد با تم گردشگری صنعتی، استان گلستان با تم گردشگری فرهنگی، لرستان با تم گردشگری تاریخی، استان مرکزی با تم گردشگری ادبی، همدان با تم گردشگری کودک و استان‌های ایلام و یزد با تم گردشگری طبیعت گردی در این دوره از نمایشگاه حضور دارند.

در حیاط نمایشگاه که این بار از تمام ظرفیت محل برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی برای گردشگری ایران مایه گذاشته شده است دسته‌های مختلف که هر کدام بخشی از بار فرهنگ این ایران را بر دوش می‌کشند راهی سالن‌های نمایشگاه هستند.

تنوع رنگ‌های تصاویر نقش برجسته در غرفه‌ها، زیبایی و عظمت پوشش اقوام، بوی دست بافته‌های همراه با برگزارکنندگان غرفه استان‌ها، بوی خوش سوغاتی آنها هر بازدیدکننده‌ای را به سمت دیگر غرفه‌ها می‌کشاند و بانو و سروری با پذیرایی محلی از تو میزبانی می‌کند. آرام و قرار برای ماندن نداری و دوست داری همه غرفه‌ها را به تماشا بنشینی.

آمده‌ام تا هجدمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران که به همت وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از ۲۳ تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ در حال برگزاری است را ببینم.

آگاهی بازدیدکنندگان از وجود استعدادها، قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود در مناطق روستایی و عشایری و شهری و ظرفیت این مناطق در تولید محصولات متنوع بویژه در زمینه صنایع کوچک، صنایع روستایی و صنایع‌دستی، ارائه توانمندی‌های اقامتگاهی، نمایش برخی از فرصت‌های موزه ای، معرفی انواع محصولات مورد نیاز گردشگران، معرفی انواع گردشگری خلاق، معرفی کارآفرینان، استارت‌آپ‌ها، ارائه بخشی از تسهیلات گردشگری، معرفی روستاها و مناطق عشایری نمونه به عنوان الگوی توسعه برای سایر روستاها با موفقیت و وضعیت مشابه، معرفی جاذبه‌های فرهنگی و میراث ناملموس مناطق (از قبیل آداب و رسوم، بازی‌های بومی، پوشش محلی، غذاها و…)، جاذبه‌های طبیعی و گردشگری بخشی، تقویت روحیه خودباوری و توانمندی در جامعه از اهداف برگزاری هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران است.

نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران بزرگترین نمایشگاه گردشگری ایران است که دوره هجدهم آن از ۲۳ تا ۲۶ بهمن ماه سال جاری با پوشش کامل محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در ۲۰ سالن با شعار گردشگری صلح، اقوام ایرانی و وفاق ملی برگزار خواهد شد.

برپایی این نمایشگاه به عنوان بزرگترین رویداد نمایشگاهی گردشگری کشور در تقویم رویدادهای سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)، به صورت رسمی ثبت شده است.

یکی دیگر از رویکردهای نمایشگاه امسال ارائه طرح‌های سرمایه‌گذاری گردشگری است. اطلاعات فرصت‌های سرمایه‌گذاری و بسته‌های سرمایه‌گذاری گردشگری در سراسر کشور احصا شده و همچون سال گذشته در نمایشگاه امسال در غرفه‌های استان‌ها ارائه خواهند شد.

در نمایشگاه هجدهم مقاصد مختلف گردشگری کشور ذیل غرفه‌های استان‌ها معرفی خواهند شد که با محوریت ادارات کل استانی و با همکاری بخش خصوصی استان، اتاق‌های بازرگانی، استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، شهرداری‌ها و… در نمایشگاه حاضر شده‌اند. نمایشگاه مهمترین گردهمایی سالانه فعالان گردشگری و محلی برای تبلور اتحاد اقوام ایران زمین است.

https://ganjinefars.ir/images/articles/kmcf3xoq46nyh2tgz57urj98idbwe1lapvs.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

کاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفت

کاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفت

مدیر پایگاه میراث‌جهانی شوش از ساماندهی اثر ارزشمند کاخ آپادانا در محوطه باستانی شوش خبر داد.

به‌گزارش میراث‌آریا، علی بویری‌منجی با بیان این‌که کاخ آپادانا در محوطه باستانی شوش قرار گرفته گفت: با هدف ادامه برنامه طرح ساماندهی، مرمت و حفاظت محوطه میراث‌جهانی شوش، در این فصل اقدامات قابل‌توجهی در سطح محدوده کاخ هخامنشی صورت پذیرفت.

مدیر پایگاه میراث‌جهانی شوش با اشاره به حذف مداوم پوشش گیاهی خودرو در محوطه افزود: استحکام‌بخشی دیواره‌های ترانشه‌های حیاط‌های شرقی، میانی و غربی کاخ، شیب‌بندی به منظور هدایت آب‌های سطحی و اجرای اندود کاه‌گل از مهترین اقدامات حفاظتی انجام‌شده در این فصل از طرح به شمار می‌رود.

او در ادامه عنوان کرد: با نصب روشنایی و دوربین‌های مداربسته، پوشش تصویری و پایش الکترونیک محدوده کاخ آپادانا نیز امکان پذیر شده است.

بویری‌منجی خاطرنشان کرد: اصلاح و ساماندهی مسیر بازدید بخش دیگری از فعالیت‌های انجام‌گرفته در محوطه کاخ آپادانای شوش است.

بقایای کاخ آپادانای داریوش در شوش از آثار ارزشمند و مهم دوره هخامنشی در ایران باستان است؛ این کاخ در حدود سال‌های ۵۲۱ تا ۵۲۶ پیش از میلاد به دستور داریوش هخامنشی در شوش که در آن دوران یکی از پایتخت‌های امپراطوری ایران باستان بود ساخته شد.

کاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفتکاخ آپادانای شوش جان دوباره گرفت

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ