خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«منقل گِلی» یک صنعت فرهنگی که اشتغالزایی می‌کند

«منقل گِلی» یک صنعت فرهنگی که اشتغالزایی می‌کند

منقل گِلی صنعت فرهنگی که از گذشته‌های دور تاکنون نزد روستاییان مورد استفاده قرار می‌گرفت و به تدریج از اجاق ثابت در کنار حیاط به منقل تزئینی در مضیف‌های عربی تغییر کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، منقل گِلی، صنعت فرهنگی که از دیر باز پای ثابت آشپزخانه‌ها و خانه‌های روستایی بود، البته در گذشته روستاییان از آن به عنوان اجاق استفاده می‌کردند اما به تدریج و کم کم از اجاق بزرگ در آشپزخانه به منقل‌های کوچک با طرح‌ها و نماهای متنوع در اتاق‌ها و مضیف‌های عربی جهت دم کردن چایی و قهوه تغییر کرد و به عنوان یک محصول سنتی و فرهنگی تولید و وارد بازار شد.

اگر چه اقتصاد منقل گِلی زمان زیادی نیست که جای خود را میان تولیدات سنتی پیدا کرده است اما افزایش روز افزون تقاضا برای تولید و خرید منقل در داخل و خارج از استان خوزستان و همچین از کشور عراق رفته رفته به سودآوری نیز منجر شده است.

ساخت منقل گِلی را از مادر بزرگم یاد گرفتم

زهرا فاضلی به عنوان هنرمندی که بیش از 10 سال وارد این صنعت هنری شده و مشتریان زیادی را برای خود دست و پا کرده است، در این رابطه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اهواز، اظهار کرد: هر آنچه اکنون از این هنر دارم و یاد گرفته‌ام را مدیون مادر بزرگم هستم، هر چند بعدها در دوره‌هایی در زمینه آموزش سفالگری شرکت کردم اما در واقع از همان کودکی با این هنر و با بوی نان تنور گِلی و چای منقل گِلی بزرگ شدم.

فاضلی می‌گوید: در خانه‌‌ی روستایی که داشتیم مادربزرگم با دست‌های هنرمندش با گِل انواع سازه‌ها را می‌ساخت.

مادر بزرگ اجاق گلِی(موگد عربی) تنور گِلی با کاه گل درست می‌کرد، در آن زمان بنده با وجود اینکه کم سن و سال بودم اما در طول مدتی که مادر بزرگ مشغول ساخت سازه‌ای(منقل، اجاق،...) بود.

کنارش می‌نشستم و به دقت به حرکات دستش نگاه می‌کردم، لباس‌هایم همیشه گِلی بود، بارها با گِل‌های اضافه‌‌ی مادر بزرگ به تقلید از وی شروع به ساخت سازه کوچکی می‌کردم و آن را در آفتاب نگه می‌داشتم تا خشک شود.

او ادامه می‌دهد: اجاق گِلی معمولاً با سایز بزرگ و کنار حیاط در خانه‌های روستایی ساخته می‌شد اما این صنعت به تدریج از حالت ثابت و کنار حیاط به سیار و کنار اتاق‌ها و مضیف‌ها استفاده شد.

زهرا فاضلی گفت: منقل یادآور فرهنگ قدیمی عرب‌ها است هر چند در سالهای اخیر زیبایی و تنوع محصولات فرهنگی سبب شده است حتی جوانان به تزئین خانه‌های خود با اشیا سنتی رغبت پیدا کنند.

او ادامه می‌دهد: منقل گِلی از ساز‌ه‌هایی است که هم به عنوان تزئینی و دکور و هم برای درست کردن چای آتشی که دله قهوه و قوری را کنار آتش می‌گذارند از آن استفاده می‌کنند.

این بانوی هنرمند اهل شهرستان کارون در رابطه با تقاضا برای خرید منقل گِلی می‌گوید: از طریق آگهی که در نرم افزارهای مجازی مشتری‌های زیادی پیدا کردم، برخی مغازه‌داران هم به اندازه فروشی که دارند به من سفارش می‌دهند همچنین از عراق هم سفارش موردی دارم.

اشتغالزایی با منقل گِلی

احمد یوسفی نهاد رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان کارون در این رابطه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اهواز، اظهار کرد: منقل گِلی یک صنعت فرهنگی است که در بین نسل‌ها از نظر کاربردی و فرهنگی جایگاه ویژه و تاریخچه‌ای بسیار قدیمی دارد و معمولاً به عنوان میراث معنوی و ارزشمند در جوامع محلی بهره‌برداری می‌شود.

وی افزود: منقل گلی به عنوان یک عنصر فرهنگی مرتبط با میراث معنوی توانسته است بین نسل‌ها به عنوان یک نماد فرهنگی جایی را برای خود باز کند.

رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با بیان اینکه این صنعت فرهنگی نسل به نسل به جوانان رسیده است و باعث تقویت ارتباط جوانان با ارزش‌ها و سنت‌های فرهنگی خود می‌شود، گفت: این ارتباط نه تنها به حفظ و حراست از ارث فرهنگی کمک می‌کند، بلکه به انتقال آن به نسل‌های آینده نیز کمک می‌کند.

یوسفی نهاد بیان کرد: با توجه به نقش اصلی منقل گِلی در ارتباط بین نسل‌ها و حفظ فرهنگ، می‌توان نقش مهمی را برای این صنعت فرهنگی در اشتغالزایی از قبیل تولید و فروش مواد خام منقل، طراحی مرتبط با منقل و... را تصور کرد.

وی با اشاره به نقش مهم تولید منقل گِلی در اشتغال و توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان کارون، عنوان کرد: با توجه به اینکه منقل گلی به عنوان یک عنصر فرهنگی محلی معرفی شده است، می‌تواند گردشگران زیادی را به این منطقه جذب کند و در نتیجه فعالیت‌های گردشگری و خدمات مرتبط با آن نیز رشد و توسعه داشته و به بهبود شرایط اقتصادی جوامع محلی منجر شود.

یوسفی نهاد افزود: در زمان های دور منقل‌های گِلی برای استفاده های روز مره مانند پخت و پز و ... کاربرد داشت اما امروزه فقط برای چای، قهوه و گاهاً برای تزئین در مضیف ها و رستورانها سنتی و مدرن و قهوه خانه استفاده می شود.

وی با اشاره به نام‌هایی که برای منقل گِلی استفاده می‌شود، گفت: این صنعت در شهرهای مختلف با نام‌هایی مانند دَووا ، موگد و منقل و... شناخته شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، منقل گِلی در استان‌هایی مانند ایلام، سیستان و بلوچستان، بوشهر، خوزستان و... کاربرد دارد.

این صنعت فرهنگی از خاک رس ساخته می شود و تنوع مدل در آنها بسیار زیاد است و اغلب به صورت خانگی یا کارگاهی تولید و دارای سایز کوچک و متوسط است و بیشتر در خانه ها مورد استفاده قرار می‌گیرد

https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1402/08/16/14020816000074_Test_PhotoN.jpghttps://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1402/08/16/14020816000086_Test_NewPhotoFree.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«گنطره» نمایشی از زیست تاریخی اعراب اهواز است

برگزیده جایزه «مهرگان ادب»؛

«گنطره» نمایشی از زیست تاریخی اعراب اهواز است

هادی هیالی که به تازگی جایزه بخش «زبان مادری» مهرگان ادب را از آن خود کرده، گفت: رمان «گنطره» نمایشی از زیست تاریخی اعراب اهواز است و به فراز و فرودهای زندگی اعراب خوزستان اشاره دارد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «گنطره» نوشته هادی هیالی، به تازگی در جایزه مهرگان ادب و در بخش زبان مادری، مورد تقدیر قرار گرفت؛ رمانی که به حوادث تاریخی خوزستان، فرهنگ و زندگی هم‌وطنان عرب‌ خوزستانی‌مان پرداخته است. هیالی، نویسنده آثاری همچون «محا»، «راز مینا»، «بنویس حاتم، بخوان حته»، «سمپاتها زود می‌میرند» و «رقص با کوسه‌ها» می‌گوید در این رمان، بخشی از زیست و مصائب تاریخی زندگی اعراب اهواز را به نمایش درآورده و «گنطره» توصیفی نمادین از ارتباطات اجتماعی و سیاسی گروه‌های مختلف با یکدیگر است. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

«گنطره» نام نوعی پلی چوبی و پرکاربرد در خوزستان است. ابتدا درباره عنوان این کتاب و وجه تمثیلی آن در این اثر توضیح دهید.

در ابتدا اجازه بدهید تعریف دقیق‌تری از گنطره برایتان بگویم. گنطره گذرگاه کوچکی است که بیشتر در نخلستان‌ها کاربرد دارد که معمولاً از تنه خشک نخل ساخته می‌شود، معبری تک نفره و بسیار لرزان. اما در مورد پرسش شما، «ثامر» قهرمان رمان گنطره جوانی کارگرزاده، تلاش‌گر و آرمان‌گرا. او برای تحقق آرمان‌هایش که همانا حقوق اولیه انسانی‌اش از جمله «آموزش به زبان مادری» بود. ثامر کمتر به کار گروهی و جمعی تن می‌سپارد و بیشتر به کارهای فردی علاقه نشان می‌دهد. برای همین دچار فراز و فرودهای فراوانی می‌شود که این خصوصیت فردی‌اش تشابه فراوانی به گنطره دارد. با وجود محکم بودن اما همچنان لرزان است.

پیشتر شما از به تصویر کشیدن مشکلات، مصائب و اعتراضات جمعیت قابل توجهی از جامعه عرب خوزستان در حکومت پهلوی دوم به عنوان یکی از عوامل نگارش رمان «گنطره» یاد کرده بودید. در این باره و بازه زمانی که در این اثر با آن مواجه‌ایم، توضیح دهید.

گنطره در حقیقت یک روایت تاریخی است که نگاهی به بر سیر تحولات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دو دهه نور افکنده و بیشتر به دو نسل مبارزات جامعه عرب اهواز، یعنی نسل اول که سمت‌وسویی روستایی و دهقانی داشت و نسل دوم که شهری با گرایش‌های کارگری خصیصه بارزش بود، می‌پردازد. در این میان باز این گنطره است که تلاش می‌کرد ارتباطی ارگانیک هرچند ضعیف بین آن دو نسل برقرار کند، اما به دلیل تفاوت نوع نگرش به پدیده‌های اجتماعی، این اتفاق رخ نمی‌دهد و نهایت به شکست منتهی می‌شود.

به تازگی این اثر عنوان رمان تقدیر شده مهرگان ادب در بخش زبان مادری را به دست آورده است. در وهله نخست، به نظر شما جوایز ادبی تا چه نقشی بر رشد و شکوفایی استعدادهای ادبی داشته و دارد؟

لازم است یادآوری کنم که جایزه بخش «زبان‌های مادری» به تازگی و آن هم به همت مدیران شایسته و سزاوار تقدیر «مهرگان ادب» پا به عرصه گذاشته است؛ بنابراین به تصور من قضاوت درباره تاثیرگذاری آن بر نویسندگان شاید کمی زود باشد. اما در مورد جوایز به‌طور کلی می‌گویم؛ به باور من کتابی که جایزه‌ای می‌گیرد، لزوماً بهترین نیست و همچنین کتابی که جایزه نمی‌گیرد، الزاماً کتاب ضعیفی نیست. اگر بگویم جوایز ادبی در رشد و شکوفایی استعدادهای ادبی نقشی بازی نمی‌کنند، قطعاً به بیراهه رفته‌ام اما این پشت‌کار و عشق به نوشتن است که حرف اول و آخر را می‌زند.

برخی از مخاطبان از لیست جوایز ادبی به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در انتخاب آثار برای مطالعه استفاده می‌کنند. از این حیث، تاثیر جوایز ادبی بر معرفی آثار ادبی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من همچنان به این گفته قدیمی بزرگان ادب، باورمندم که «کتاب اگر خوب باشد، خودش راه خودش را پیدا می‌کند»؛ هرچند نمی‌توانم نقش جایزه، رسانه‌ها و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی را کم‌اهمیت جلوه بدهم.

ارائه رنج‌های مردم شریف خوزستان همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی در آثارتان مطرح است. چگونه سوژه‌هایتان را انتخاب می‌کنید؟

شاید این گفته من برای شما تازگی نداشته باشد؛ اما این سوژه‌ها هستنند که خودشان را بر من تحمیل می‌کنند؛ نه اینکه من به دنبال سوژه‌ها باشم. جالب اینجاست کار اصلی من شده انتخاب سوژه مهم و سوژه مهمتر. هرکدام از این سوژه‌ها به تنهایی گوشه‌ای از رنج‌ها، مصایب و مشقات مردم عرب اهواز را به نمایش می‌گذارد

منبع:خبرگزاری کتاب ایران

«گنطره» نمایشی از زیست تاریخی اعراب اهواز است

تصویر نویسنده خوزتوریسم

آرمگاه یعقوب لیث صفاری

آرمگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری یکی از اماکن تاریخی و گردشگری شهر دزفول است. شهرستان دزفول از جمله مناطقی است که بناهای آرامگاهی زیادی را در خود جای داده است.

بناهای آرامگاهی دزفول به سبک­ های مختلفی ساخته شده­اند؛ از جمله این آرامگاه­ها بنایی است که مردم محلی آن را مقبره­ شاهزاده ابوالقاسم و محققین آرامگاه یعقوب لیث صفاری می‌خوانند.

در معماری اسلامی ایران آرامگاه­ها از لحاظ تعداد پس از مساجد در رتبه­ دوم قرار دارند و علاوه بر ویژگی اصلی و کاربردی آن­ها به ­عنوان مکانی برای دفن افراد شاخص، منزلت و جایگاهی ویژه در اعتقادات مذهبی عامه مردم دارند. استان خوزستان به­عنوان یکی از دروازه­های ورود اسلام به ایران در شکل­گیری بناهای آرامگاهی اسلامی جایگاه منحصر­به­فردی دارد و تعداد فراوانی از این قبیل بناها در استان خوزستان و به­خصوص در شهرستان دزفول ساخته شده است.

قدیمی­ترین بخش آرامگاه یعقوب لیث در دوره­ صفویه شکل گرفته است و از دوره­ قاجار تا دوره­ معاصر الحاقاتی به ­بنا و تزئینات آن افزوده و یا بخش‌هایی از بنا حذف شده است تا شکل امروز­ی آن را بسازد. این اثر در خارج از محوطه­ مسکونی روستای شاه­آباد و در میان یک گورستان قدیمی واقع شده و پوشش گیاهی اطراف آن شامل درختان کنار(سدر) و بوته ­زار است.

باتوجه به محوطه­سازی در اطراف بنا کف مجموعه بنا پایین­تر از سطح محوطه قرار دارد. کارکرد اصلی بنا آرامگاهی و یادمانی است. پلان بنا شامل سه بخش ورودی یا کفش‌کن، شبستان فرعی و شبستان اصلی است که ضریح در آن قرار دارد. عمده­ مصالح بنا آجر و سنگ و تزیینات آن شامل کاشی­کاری و آجر­کاری است. این بنا در سال ۱۳۸۷ خورشیدی با قدمت سلجوقی-قاجار به ­ثبت آثار ملی ایران رسیده است.

گنبد آرامگاه یعقوب لیث ویژگی بارز و زیبای این بنا است؛ این گنبدها در دیدگاه اهل فن مضرس یا اورچین خوانده می­شود. این نوع گنبدها از ویژگی­های غالب بناهای آرامگاهی جنوب و جنوب ­غربی ایران است که علاوه بر این آرامگاه، در آرامگاه امامزاده رودبند دزفول نیز به‌کار رفته است. گنبدهای اورچین به دو دسته گنبد با قاعده ستاره­ای یا کوکبی و گنبد با قاعده­ کثیر­الاضلاع منتظم تقسیم می‌شود و گنبد این بنا از نوع گنبد با قاعده کثیرالاضلاع منتظم است

. مصالح اصلی در ساخت این گنبد آجر است و از گچ برای تزیین و پوشش آن استفاده شده است. ضریح آرامگاه در زیر گنبد اورچین قرار گرفته است؛ این ضریح از چوب با پنجره­های مشبک فلزی ساخته شده، فاقد صندوقچه و یا سنگ قبر است و محل سنگ قبر با چیدن آجر مشخص شده است. همچنین، ضریح دارای کتیبه ­ای فلزی از جنس برنج با مضمون آیات قرآن است.

هویت شخص مدفون در آرامگاه در هاله­ای از ابهام است. برخی از محققان آرامگاه را مدفن شیخ ابوالقاسم بن رمضان می­دانند. اما در دیدگاه عموم اینجا مقبره یعقوب لیث، بنیان­گذار حکومت صفاریان، است. راجع به ­اصل و نسب یعقوب لیث در کتب تاریخی روایات مختلفی نقل شده است که برخی از آنها مبتنی بر حقیقت نیست. یعقوب لیث بزرگ­مردی است که در راه احیا و استقلال ایران سال‌ها با دشمنان این سرزمین به ­جنگ و ستیز مشغول بود.

آرامگاه یعقوب لیث صفاری حدوداً در فاصله­ ۱۰ کیلومتری دزفول و در روستایی به ­نام شاه­آباد قرار دارد. برای دسترسی به این جاذبه­ تاریخی باید جاده­ دزفول به شوشتر را با وسیله­ نقلیه طی کرد. در انتهای جاده و سمت راست آن بعد از عبور از منطقه سیاه منصور جاده­ای وجود دارد که به این روستا و آرامگاه منتهی می­شود. از جاذبه­­های دیگری که در نزدیکی مقبره­ یعقوب لیث و شهر دزفول قرار دارد

. یعقوب لیث سرسلسله حکومت صفاریان، در سال ۲۴۷ هجری قمری اولین حکومت ایرانی بعد از اسلام را تشکیل داد. او نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد.

عکس ـ سپیده سلمان‌وندی/ اداره کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

چهارمین جشنواره چای ترش در علوه خوزستان

چهارمین جشنواره چای ترش در علوه خوزستان

چهارمین جشنواره برداشت چای ترش با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی،اداره میراث فرهنگی و گردشگری و جهاد کشاورزی شهرستان کارون در روستای علوه برگزار گردید.

چای ترش از فواید بسیار فوق العاده ای برای سلامتی برخوردار است و همچنین مصرف چای ترش برای جلوگیری از فشارخون، کاهش کلسترول و کاهش قند خون و حفظ سلامتی کبد مفید است. در سال ۱۳۷۷ زمانی که ابوهاشم در سن ۶۵ سالگی دار فانی را وداع گفت، تولید چای در این روستا نیز بعد از چند دهه متوقف شد. چند سالی از مرگ ابوهاشم گذشت که ابوعلی قصد کرد مجددا کشت چای ترش را در این روستا احیا کند اما تلاش های او برای یافتن بذر این چای بی نتیجه ماند، او به ذهنش خطور کرد که از همسر ابوهاشم که از بستگانش هست کمک بگیرد و از ایشان خواست تا اجازه دهد صندوق های وسایل مرحوم ابوهاشم را نگاه کند. با زیر و رو کردن وسایل داخل صندوق های چوبی مرحوم ابوهاشم، چشم ابوعلی به پلاستیک کوچک گره خورده ای افتاد که سه دانه بذر از این چای داخل آن بود و آنها را در زمینی کنار رودخانه کارون بدون اینکه کسی اطلاع داشته باشد کشت کرد.

امروز حتی در حیاط منازل اهالی روستای علوه هم چای ترش کشت می شود. در فصل پاییز گردشگران و علاقمندان گردشگری خوراکی به روستای علوه می روند و از طبیعت زیبا و میهمان نوازی مردم این روستا لذت می برند.

این روستا مسیر جاده اهواز به آبادان و در حوالی شهرستان کارون خودنمایی می‎کند. این روستا که تا همین دو سال پیش نام آن را هم کمتر کسی در خوزستان شنیده بود، اینک با دارا بودن قدیمی‎ترین مضیف گلی شهرستان با قدمت بیش از صد سال، صنایع دستی ساخت حصیر و مهمتر از آن مزرعه‎ای وسیع که در آن چای ترش قرمز کشت می‎شود به مقصدی جذاب برای گردشگران تبدیل شده است که البته در این میان همت اهالی روستا و بهره‎برداری از این فرصت‎های پیش ‎آمده، نقش بسزایی را در توسعه گردشگری این روستا ایفا کرده است.علوه روستای آرامی است. مهمان‌هایی که به اینجا می‌آیند دوست دارند در نخلستان‌ها گردش کنند. با تواضع و خوشرویی کشاورزان، سکوت نخلستان میزبان گردشگران است. شما احساس غریبی نمی‌کنید. راه‌باریکه‌ها از میان طاق‌های نخل‌ها می‌گذرند و اطراف‌ سرسبز به رودخانه کارون می‌رسند.بین نخل‌های یکی از نخلستان‌های علوه، نخلی هست که نخل مقاومت نام گذاری شده است که جای یک گلوله دوران جنگ در تنه این درخت سوراخ است، ولی نخل هنوز زنده و سرپاست.

عکس:دیدار پرس /عبدالوهاب کروشاوی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

محسن مقدم از کاوش های باستان شناسی در شوش تا طراحی لوگو دانشگاه تهران

محسن مقدم از کاوش های باستان شناسی در شوش تا طراحی لوگو دانشگاه تهران

به مناسبت ۱۹ آبان سالرورز درگذشت محسن مقدم از برجسته‌ترین اساتید دانشگاه تهران، طراح لوگو این دانشگاه و خالق موزه مقدم


معرفی خاندان مقدم:
خاندان مقدم یکی از خاندان‌های معروف ایرانی در دوره صفوی، افشار، زندیه و قاجار بود که از نسل روسای ایل مقدم بودند. شاخه‌های این خانواده درمراغه، هشترود، تهران و منطقه چرگر در نزدیکی زنجان زندگی می‌کردندو عنوان ایل مقدم به این خاطر بوده که در لشکرکشی ها، مقدم و جلودار سپاه بودند

محسن مقدم فرزند محمدتقی خان احتساب الملک، در اواخر دوران قاجار در سال ۱۲۷۹ ه.ش در تهران به دنیا آمد. او در سال ۱۲۹۱ ه.ش در سنین کودکی برای تحصیل به اروپا فرستاده شد. در میانه جنگ جهانی اول به ایران بازگشت و در مدرسه صنایع مستظرفه در محضر استادانی چون کمال الملک ادامه تحصیل داد. او پس از چند سالی مجدداً به اروپا بازگشت. محسن مقدم مدتی در بخش باستان‌شناسی موزۀ لوور در پاریس در کلاس‌های ژرژ کنتنو، باستان‌شناس معروف، آموزش دید و با درجۀ عالی، تحصیل در آنجا را به پایان رساند. او علاوه بر باستان‌شناسی، در پاریس به آموزش نقاشی هم پرداخت. محسن مقدم در سال‌های پایانی حضور خود در اروپا به عنوان نماینده فرهنگی ایران در نشست‌ها و نمایشگاه‌های متعددی حضور یافت.

محسن مقدم در سال ۱۳۱۵ ه.ش با سُلما کویومجیان ازدواج نمود. سلما نیز مدتی در رشته باستان‌شناسی و هنر تحصیل کرده بود. محسن و سلما در همان سال به ایران بازگشتند و در سال ۱۳۱۶ ه.ش در مرکز باستان‌شناسی به عنوان بازرس فنی هیأت باستان‌شناسی فرانسوی شوش به سرپرستی رولان دومکنم فعالیت تخصصی خود را آغاز کردند.

آنها مدتی را نیز زیر نظر آندره گدار در موزه ایران‌باستان مشغول بودند. محسن مقدم مأموریت‌های باستان‌شناسی و هنری متعددی را به انجام رسانید که یکی از آنها سرپرستی هیأتی به منظور تهیه نقشه باستان‌شناسی گیلان در سال ۱۳۴۰ ه.ش بوده است که بعدها این مأموریت توسط دکتر عزت ا.. نگهبان یکی از شاگردان استاد مقدم ادامه داده شد. محسن مقدم علاوه بر فعالیت‌های میدانی خود، فعالیت‌های علمی گوناگونی را در دانشگاه تهران به عهده داشته است و به عنوان یکی از اولین استادان آکادمیک باستان‌شناسی ایران به شمار می‌آیند. ایشان یکی از بنیانگذاران اصلی دانشکده هنرهای زیبا بوده‌اند. افزون بر این، مقدم سرپرستی و نمایندگی ایران در نمایشگاه‌ها و کنگره‌های مختلفی را نیز به عهده داشته‌اند و نشان‌های افتخار آمیز زیادی را نیز در شناسنامه کاری خود دارند.

این خانه موزه در آغاز، عمارتی بزرگ و مجلل و محل سکونت خاندان محمدتقی خان احتساب‌الملک از صاحب‌منصبان مشهور دربار قاجاریان و رئیس اداره احتسابیه (شهرداری) تهران و وزیر مختار ایران در برن سوئیس،بوده که بعدها در اختیار فرزندش، محسن مقدم، استاد باستان‌شناسی دانشگاه تهران قرار می‌گیرد. او به همراه همسرش، سلما کویومجیان در خانه پدری خود در تهران ساکن شد. محسن مقدم و سلما که زاده بلغارستان و رئیس کتابخانه موزه ملی ایران بود، در کنار فعالیت‌های علمی، آثار و اشیاء فراوانی را با هدف حفظ میراث فرهنگی و تاریخی ایران گردآوری کردند.

محسن مقدم بسیاری از آثار ارزشمند جمع‌آوری شده مانند کاشی، قطعات سنگی تراشیده شده و غیره را با الهام از فضاهای سنتی ـ تاریخی به نحو چشمگیری در جای جای این عمارت قدیمی نصب کرد و برخی دیگر مانند کلکسیون پارچه، چپق و وافور و قلیان، سفالینه، شیشه، تابلو نقاشی، مسکوکات، مُهرها و اسناد تاریخی و غیره را با نظم و ترتیب خاصی در خانه پدری نگهداری نموده‌است. خانه احتساب‌الملک یکی از یادگارهای تهران قدیم است که اکنون به موزه تبدیل شده‌است. این خانه در سال ۱۳۵۱ از سوی محسن مقدم پسر احتساب‌الملک به دانشگاه تهران اهدا شد. محسن مقدم در سال ۱۳۶۶ ه‍.ش درگذشت و پس از مرگِ همسرش سلما، در سال ۱۳۶۹ ه‍. ش، تولیت موزه مقدم در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار گرفت

یکی از کارهایی که محسن مقدم بعد از تاسیس دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجام دادند طراحی نشان و لوگوی دانشگاه تهران بود.

احتمالا این لوگو سال ۱۳۲۰ طراحی شده است.

این موزه قشنگ، ارث پدری باستان‌شناس ایرانی است +تصاویر | خبرگزاری فارسhttps://negarestan.ut.ac.ir/images/negarestan/fa/page/page-image/2023/1681720381-1.jpgبرپایی نمایشگاه عکس‌های خانوادگی محسن مقدم در خانه‌موزه مقدملوگوی دانشگاه تهرانمنبع الهام لوگوی دانشگاه تهران

تصویر نویسنده خوزتوریسم

آشنایی ۱۶۰ دانشجوی غیربومی و بومی با جاذبه‌های گردشگری دزفول

آشنایی ۱۶۰ دانشجوی غیربومی و بومی با جاذبه‌های گردشگری دزفول

با همکاری اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی دزفول با دانشگاه فرهنگیان، بیش از ۱۶۰ دانشجوی غیربومی و بومی طی یک گشت از جاذبه‌های گردشگری شهرستان دیدن کردند.

به‌ رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان حمیدرضا خادم گفت: در راستای گسترش و ترویج فرهنگ گردشگری و معرفی جاذبه‌های شهرستان، گشت بازدید یک روزه دانشجویان جدیدالورود دانشگاه فرهنگیان از جاذبه‌های گردشگری و تاریخی دزفول برگزار شد.

سرپرست میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی دزفول با اشاره به این‌که گشت یادشده با همکاری اداره میراث‌فرهنگی و دانشگاه فرهنگیان برگزار شد گفت: در این گشت یک روزه ۱۶۰ دانشجوی بومی و غیربومی از جاذبه‌های تاریخی و گردشگری شهرستان دزفول بازدید کردند.

او در ادامه افزود: طی این گشت، از پل باستانی، موزه مردم‌شناسی کرناسیون، قمش چوقابفون، خانه تاریخی سیدصدر و باغ‌موزه دفاع‌مقدس بازدید شد و دانشجویان با جذابیت‌های تاریخی و گردشگری شهرستان دزفول بیشتر آشنا شدند.

خادم یادآور شد: در سال‌های اخیر برای دانش‌آموزان و دانشجویان رشته‌های مختلف، به برگزاری گشت‌های متنوع و مشابهی اقدام کردیم و آن‌ها با جاذبه‌های متنوع گردشگری و تاریخی این شهرستان آشنا شدند.

او در پایان اظهار امیدواری کرد: با این اقدامات، بخشی از سهم این اداره برای توسعه و ترویج فرهنگ ایرانگردی و گردشگری و معرفی جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و مذهبی شهرستان دزفول ادا شود

.bcfdababآشنایی ۱۶۰ دانشجوی غیربومی و بومی با جاذبه‌های گردشگری دزفول

تصویر نویسنده خوزتوریسم

«مال‌کَنون» آیین دیرینه در میان عشایر بختیاری

«مال‌کَنون» آیین دیرینه در میان عشایر بختیاری

مال‌کَنون از جمله آیین تاریخی و دیرین عشایر بختیاری در لحظه آغاز کوچ پاییزه عشایر است و در آن از 2 واژه «مال» به معنی آبادی و مجموع سیاه چادرها و «کَنون» به معنای از جا کندن استفاده شده است.

زندگی عشایری و ییلاق و قشلاق، به حرف ساده است اما در عمل با زحمتی عجین شده که نتیجه‌اش رشد مردمانی سخت‌کوش، معتقد و مهربان است، کوچ عشایر زیبا‌ترین تصویری است که هر لنز و دوربینی می‌تواند آن را ثبت کند.

با آغاز فصل بهار و سبز شدن مراتع و چمن‌زارها، خانوارهای عشایری مستقر در مناطق گرمسیر قشلاقی، بار و بنه خود را می‌بندند و به مناطق خوش آب و هوا و سردسیر ییلاقی در نقاط مختلف کشور، کوچ می‌کنند.
کوچ یعنی حرکت بین قلمرو ییلاق و قشلاق در مسیری به نام ایل‌راه برای دستیابی به علوفه تازه برای دام و حفاظت از احشام در برابر سرما و گرمای شدید، در این اتفاق، نه تنها خانواده که همه احشام و اسباب زندگی هم جا‌به‌جا می‌شود.

مال‌کَنون عشایر بختیاری

اصطلاح دیگر کوچ عشایر بختیاری با عنوان مال کَنون است که از جمله آیین تاریخی و دیرین عشایر بختیاری به لحظه آغاز کوچ پاییزه عشایر گفته می‌شود و در آن از ۲ واژه «مال» به معنی آبادی و مجموع سیاه چادرها و «کَنون» به معنای از جا کندن استفاده شده است.

عشایر کوچنده نیمی از سال را در منطقه سردسیر ییلاق و نیمی دیگر را در منطقه گرمسیری قشلاق می‌گذرانند یعنی با سردی هوا آن‌ها در جنوب و با گرمی هوا در شمال هستند.

کوچ ییلاق تقریبا اواسط فروردین‌ماه و کوچ قشلاق اوایل مهرماه انجام می‌شود، مسیر ییلاق و قشلاق حدود ۴۰۰ کیلومتر است که با ماشین و پیاده طی می‌شود، گوسفندان را با کامیون‌های بزرگ و اسباب خانه را با نیسان و خاور جابه‌جا می‌کنند، همچنین پیاده‌ها بین دو‌ هفته تا یک ماه مسیر را طی می‌کنند.

سرزمین‌های که ایل عشایر به آن‌ها کوچ می‌کنند به مناطق ییلاق و قشلاق تقسیم می‌شوند. ییلاق ایل چهار لنگ در ۲ منطقه قرار دارد، یک منطقه ییلاقی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان دورود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان است، بخش قشلاقی آن‌ها نیز در محدوده شهرستان دزفول، شهرستان ایذه و شهرستان رامهرمز قرار دارد.

ییلاق ایل هفت لنگ در محدوده شورآب، تنگه گزی و دامنه‌های زردکوه تا اردل به مرکزیت شهرستان‌های کوهرنگ و چلگرد قرار دارد و برای قشلاق نیز به شهرستان اندیکا و شهرستان مسجد سلیمان می‌روند.

از ایل عشایر بختیاری و فرهنگ و آداب و رسوم خاصشان هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم. این مردمان سخت‌کوش، ساکنان سرزمین بختیاری، از اصیل‌ترین وقدیمی‌ترین اقوام ایرانی و همچنین یکی از بزرگترین ایلات ایران محسوب می‌شوند و مهمترین جامعه عشایری ایران را تشکیل می‌دهند.

سرزمین بختیاری بخش‌هایی از ۶ استان چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان، فارس، لرستان و خوزستان را در برمی‌گیرد.

استان چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد، محل سکونت عمده عشایر بختیاری و سرزمین اصلی بختیاری است، هنوز بخش مهمی از ایل‌های بختیاری کوچ‌نشین هستند و قشلاق آنها معمولا بخشی خوزستان و ییلاق آن‌ها معمولا استان چهارمحال و بختیاری است.

گویش ایل بختیاری

زبان ایل بختیاری در زیرمجموعه زبان لُری قرار می‌گیرد. گویش مردم بختیاری تفاوت چندان با زبان مردم لرستان و چهارمحال و بختیاری ندارد با این حال به علت تفاوت‌های جزیی با عنوان گویش لری بختیاری شناخته می‌شود زبان بختیاری از شاخه‌های اصیل زبان پارسی قدیم است که بسیاری از پژوهشگران ریشه آن را در زبان پهلوی باستان می‌دانند.

ایل بختیاری در هنگام کوچ معمولا در مسیر ایل‌راه با گروهی از ایلیاتی‌ها و روستائیان همسایه ارتباط و دادوستد برقرار می‌کنند.

هرچند کوچ عشایر در سال‌های اخیر دستخوش تغییراتی مانند کوچ با خودرو شده، این شیوه اصیل زندگی ایرانی هنوز زنده است و زیبایی‌های خاص خود را دارد، به طوری که بسیاری از شهرنشینان با دیدن عشایر در کنار جاده‌ها به هنگام کوچ، خودروهای خود را متوقف می‌کنند و لحظاتی این زندگی سنتی را تماشا می‌کنند و از آن عکس می‌گیرند.

با توجه به اینکه کوچ ایل بختیاری در عصر معاصر عظمت دوره‌های گذشته را ندارد، بخش قابل توجهی از مردم کوچ‌رو در ایل بختیاری امروزه به زندگی شهری یا روستایی روی آورده و دیگر زندگی عشایری ندارند با این حال همچنان می توان شاهد کوچ بسیار زیبای ایل بختیاری در فصل‌های خاصی از سال بود.

تصرف ایل‌راه‌ها و تغییر شرایط اقلیمی مهم‌ترین علت کوچ زودرس عشایر

با مسدود شدن و تصرف ایل‌راه‌ها و البته بروز خشکسالی در برخی از نواحی کشور، عشایر مجبور به کوچ با ماشین شده‌اند و به همین دلیل زودتر از موعد تعیین شده به مناطق قشلاقی یا ییلاقی خود که هنوز آماده حضور و چرای دام‌های آنان نیست، می‌رسند که در این خصوص جدال عشایر و ماموران منابع طبیعی، خود حکایت دیگری دارد.

کوچ سنتی عشایر به ویژه عشایر بختیاری، علی‌رغم همه سختی‌ها و فراز و نشیب‌های تاریخ چند صدساله خود، بخشی از میراث فرهنگی و شیوه زندگی انسان‌هایی سخت کوش و طبیعت دوست، از مردمان ایران زمین بوده و هست، میراثی که آرام آرام در حال از بین رفتن و منسوخ شدن است

منبع: فارس

«مال‌کَنون» آیین دیرینه در میان عشایر بختیاری

تصویر نویسنده خوزتوریسم

جزئیات تازه از گورخُفته‌های اهواز

جزئیات تازه از گورخُفته‌های اهواز

باستان‌شناسان با بررسی اولیه گورخمره‌هایی که اتفاقی در محله کوروش اهواز پیدا شدند، دریافتند این خمره‌های تدفینی احتمالا «پارتی» و «ساسانی» باشند. در این پروژه، افزون بر روشن شدن وضعیت سه گورخمرۀ آشکارشده توسط بیل مکانیکی، هفت گورخمرۀ دیگر در محدودۀ کارگاه کاوش پیدا شد که در میان آن‌ها یک کودک مشاهده شد.

به گزارش ایسنا، لقمان احمدزاده ـ سرپرست هیأت باستان‌شناسی گورخمره‌های اهواز ـ با اعلام این خبر گفت: در اوایل تیرماه ۱۴۰۱ خورشیدی در پی فعالیت ماشین‌آلات خاکبرداری شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب در محدودۀ شمال‌شرقی شهر اهواز (فاز ۴ محلۀ کوروش) در حدود ۱۵۰ متری ساحل سمت چپ رودخانۀ کارون، بخش‌هایی از چند خمرۀ تدفینی (گورخمره) آشکار شد.

این باستان‌شناس افزود: این کشف نادر و اتفاقی، فرصتی استثنایی را پیش آورد که باستان‌شناسان برای نخستین‌بار در اهواز بتوانند بقایای باستان‌شناختی برجای‌­مانده از دوران تاریخی این منطقه را مورد بررسی و پژوهش روشمند قرار دهند. در پی این کشف اتفاقی، برنامۀ نجات‌بخشی این محوطه در دستور کار ادارۀ کل میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان و پژوهشکدۀ باستان‌شناسی با همکاری ﻣﺆثر شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب ایران قرار گرفت.

به گفته احمدزاده، این محدوده با توجه به فعالیت‌های گستردۀ استخراج نفت به­ شدت دچار دگرگونی محیطی شده ‌است و بررسی‌های سنجش از دور با استفاده از تصاویر هوایی چند دهۀ گذشته نشان داد که این محدوده از زمین‌های بایر و باغ‌های متروکه‌ای تشکیل شده است که به منظور انجام فعالیت‌های مرتبط با صنعت نفت تغییر کاربری داده شده‌اند و کرت‌بندی باغ‌ها در این تصاویر قدیمی به‌خوبی دیده می‌شود.

سرپرست کاوش باستان‌شناسی این گورخفته‌ها گفت: پیش از آغاز کاوش میدانی، بررسی آرکئوژئوفیزیکی با استفاده از روش مغناطیس‌سنجی در این محدوده با هدف یافتن شواهدی از دیگر گورهای احتمالی و بقایای معماری توسط دکتر کوروش محمدخانی انجام شد و پس از آن یک گروه پژوهشی شامل باستان‌شناسان و مرمتگران در این محوطه مشغول به کاوش شدند.

این باستان‌شناس افزود: در این پروژه، افزون بر روشن شدن وضعیت سه گورخمرۀ آشکارشده توسط بیل مکانیکی، هفت گورخمرۀ دیگر در محدودۀ کارگاه کاوش یافت شد. شواهد دیگر، از جمله تکه‌های خمره‌های سفالی قیراندود و استخوان‌های پراکندۀ انسانی، گویای آن است که تعدادی از خمره‌­ها در فعالیت­‌های عمرانی قبلاً تخریب شده است.

احمدزاده گفت: خمره‌های سفالی از گونۀ اژدری‌شکل هستند که سطح درونی آنها قیراندوده شده است و وضعیت استخوان‌های درون خمره‌ها، نظمی طبیعی و بدون درهم‌ریختگی را نشان می‌دهد. گورخفته‌ها به حالت خوابیده به پشت یا طاق‌باز قرار داده شده‌اند، سر آنها نزدیک به تهِ خمره و کف پاها نزدیک دهانۀ آن قرار دارد.

او ادامه داد: در میان گورخفته‌های یافت‌­شده، یک کودک مشاهده شد که در این نمونه دهانۀ خمره را با یک تکه سفال شکسته‌شده بسته‌اند. روی ساعد اسکلت، شیء آهنی فرسوده­‌ای دیده شد که به احتمال زیاد، بقایای یک دستبند یا النگو بوده است.

این باستان‌شناس افزود: روی لایۀ اندود قیر درون خمره، نقش تار و پود بافت پارچه به خوبی دیده می­‌شود که ممکن است مربوط به بقایای کفن یا بستری برای قرار دادن در زیر سر گورخفته بوده باشد.

احمدزاده با بیان‌ اینکه همراه با روند کاوش، به‌ویژه در جریان پاک­سازی و پیش از آغاز فرآیند انتقال گورخمره‌ها، مستندسازی آنها به صورت سه‌بُعدی به روش تصویرسنجی انجام شده است، اظهار کرد: بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد این خمره‌های تدفینی به دوران تاریخی (پارتی و ساسانی) قابل تاریخ‌گذاری هستند، اما برای تاریخ‌گذاری مطلق باید منتظر نتایج آزمایش‌های سن‌سنجی بقایای استخوانی بود. افزون بر این، نمونه‌هایی از قیرهای به­‌کار­رفته در اندود سطح درونی خمره‌ها به منظور منشأیابی و مقایسه با موارد مشابه در سایر محوطه‌های همزمان، مورد تجزیه‌وتحلیل آزمایشگاهی قرار خواهند گرفت.

سرپرست هیأت باستان‌شناسی این گورخمره‌ها گفت: پس از پایان کاوش، چهار گورخمره با هدف حفاظت ﻣﺆثر و آماده‌سازی برای نمایش در موزۀ منطقه‌ای اهواز و دیگر موزه‌های استان خوزستان انتخاب شدند. این گورخمره‌ها با تلاش گروه مرمت پروژه، بلوک‌برداری و به آزمایشگاه‌های حفاظت و مرمت ادارۀ کل میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان و پایگاه میراث جهانی شوش منتقل شدند.

بیماری‌های گورخفته‌ها شناسایی شد

بنابر گزارش روابط‌عمومی پژوهشگاه میراث‌ فرهنگی و گردشگری، مهسا نجفی ـ زیست‌باستان‌شناس ـ نیز در تشریح نتایج اولیۀ مطالعۀ بقایای انسانی با اشاره به اینکه اسکلت‌های انسانی به‌دست‌­آمده از محوطۀ باستانی محلۀ کوروش اهواز به روش «استاندارد بیوکسترا و آبه‌لیکر» مورد مطالعۀ اولیۀ قرار گرفت، افزود: در این روش بر پایۀ مشاهدات چشمی، تخمین سن، تعیین جنسیت و تشخیص بیماری‌ها مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد.

او گفت: پس از انجام بررسی در محل و گردآوری حداکثر اطلاعات ممکن، ادامۀ این پژوهش به پس از انتقال گورخمره‌ها به آزمایشگاه حفاظت و مرمت و تثبیت یافته‌ها موکول شد.

نجفی با بیان اینکه نتیجۀ مطالعات جنسیت و سن نشان می‌دهد که زنان، مردان و کودکان نابالغ به یک نسبت در این گورستان به خاک سپرده شده‌اند، اظهار کرد: از میان مهم­ترین موارد شناسایی‌شده در بقایا، می‌توان به وجود هیپوپلازی (رشد ناقص) مینای دندان اشاره کرد که ناشی از الگوی نامناسب رژیم غذایی و استرس ناشی از بیماری است. همچنین، ساییدگی و پوسیدگی برخی از دندان‌ها را نیز می‌توان از موارد آشکارشده در بررسی آنها برشمرد.

این زیست‌باستان‌شناس ادامه داد: رویش غیرطبیعی استخوان اسفنجی در کاسۀ چشم برخی از گورخفته‌ها مشاهده شد که ممکن است ناشی از کمبود آهن در رژیم غذایی، دفع مواد مغذی به واسطۀ بیماری‌های دستگاه گوارش، کم‌خونی ناشی از ویتامین ب ۱۲، رژیم غذایی نامناسب مادر و ترکیب عفونت در نوزاد، عوارض طبیعی عفونت و علت‌های دیگری از این دست باشد.

نجفی با اشاره به اینکه تغییر رنگ استخوان‌ها و تعدادی از دندان‌ها نیز در اثر مجاورت با قیر، از شایع‌ترین تغییرات پس از مرگ در میان این بقایای استخوانی است، گفت: علاوه‌بر مشاهدات اولیه، نمونه‌برداری از بقایای استخوانی و خاک فضای اندام داخلی برخی از گورخفته‌ها برای آزمایش‌های ژنتیک‌باستان‌شناسی و تاریخ‌گذاری مطلق انجام شده است.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تلاش برای ثبت ایذه به عنوان شهر ملی گلیم بافی

تلاش برای ثبت ایذه به عنوان شهر ملی گلیم بافی

در حال حاضر در کنار چوقا بافی، گیوه، میناکاری، سفال و.. یکی از شناخته شده‌ترین صنایع رایج در شهرستان ایذه، گلیم بافی است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما استان خوزستان ، هنرمندان گلیم باف شهرستان ایذه با کمک مسئولان در تلاش هستند تا ایذه به عنوان شهر ملی گلیم بافی در کشور ثبت شود.

پرونده شهر ملی گلیم بافی شهرستان ایذه تشکیل شده است و پیش از این پنج شهر اهواز، دزفول، شوشتر، رفیع و اندیکا در لیست شهر‌های ملی صنایع دستی کشور به ثبت رسیده اند.

استان خوزستان به واسطه پیشینه تاریخی و هنر‌های سنتی و صنایع دستی رایج در آن این قابلیت را دارد که شهر‌ها و روستا‌های بیشتری را به عنوان شهر یا روستای ملی معرفی کند .

زنان و دختران هنرمند بختیاری، از دیرباز در کنار زندگی ایلی و کوچ هر ساله و با الهام از نقوش رایج در طبیعت به بافت انواع لباس‌های محلی و قالی، قالیچه و گلیم می‌پرداختند. هم اکنون در مناطق مختلفی از جغرافیای ایلی بختیاری‌ها گلیم بافی رایج است و شهر‌های ایذه و اندیکا از جمله مراکز مهم این رشته به شمار می‌آیند.

برای دیدن گزارش روی تصویر زیر کلیک کنید

فیلم آموزش گلیم بافی - خانم حضرتی - مجله تصویر زندگی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

فراخوان نخستین سالانه عکس مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت

فراخوان نخستین سالانه عکس مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت

مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت با مشارکت روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران نخستین سالانه عکس را

با موضوع «عکاسی از موزه‌های صنعت نفت» (موبایل و دوربین) برگزار می‌کند.

این رویداد فرصت مغتنمی برای عموم مردم است تا ضمن بازدید و عکاسی از بخش‌های مختلف نمایشگاه و موزه‌های تخصصی

هشت‌گانه صنعت نفت در شهرهای تهران، آبادان،کرمان، مسجدسلیمان، سبزوار و محمودآباد (مازندران) با تاریخ 115 ساله نفت ایران آشنا شوند.

شرایط برگزاری رویداد:

شرکت برای عموم آزاد است

ارسال حداکثر 5 فریم عکس از سوی شرکت‌کنندگان

ارسال عکس با بالاترین کیفیت در فرمت JPG

عکس‌ها کمتر از 2 هزار پیکسل نباشد

ارسال نام و نام‌خانوادگی شرکت‌کننده، عنوان (موزه عکاسی شده) و اطلاعات تماس

ایمیل برای ارسال عکس: petromuseum@nioc.ir

مهلت ارسال: تا پایان آذرماه 1402

هیئت داوران: علیرضا شکاری، سید حسن حسینی، مجتبی محسنی

اعلام برگزیدگان و اهدای جوایز: 24 اسفندماه 1402

دبیرخانه رویداد: خيابان سهروردی شمالی، انتهای خيابان خرمشهر بين خيابان صابونچی و قنبرزاده، پلاک 214 طبقه اول مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت

علاقه‌مندان برای اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره 88518601 تماس بگیرند.

اسامی نمایشگاه و موزه‌های تخصصی صنعت نفت ایران:

چاه شماره یک مسجد سلیمان: استان خوزستان، مسجد سلیمان، خیابان نفت 2، جنب شهرداری و شورای شهر مسجد سلیمان

موزه نفت سبزوار: استان خراسان رضوی، شهرستان سبزوار، میدان دکتر شریعتی، بلوار بهار، جنب شمالی میدان فاطمی، پلاک 128

موزه بنزین‌خانه آبادان: استان خوزستان، آبادان، پارک شهرداری، جنب پمپ بنزین، روبه‌روی شورای اسلامی شهر

موزه کارآموزان آبادان: استان خوزستان، آبادان، موزه کارآموزان، روبروی استادیوم تختی

پمپ بنزین دروازه دولت: استان تهران، تهران، تقاطع خيابان انقلاب اسلامي و سعدي شمالي، نبش كوچه فيات

باغ موزه نفت کرمان: استان کرمان، کرمان، خیابان شهدا (زریسف)، کوچه شهدای 17، انتهای کوچه، موزه نفت‌سوزهای ایران

موزه میراث صنعت‌ نفت محمودآباد: استان مازندران، شهرستان محمودآباد، کیلومتر 5 شهرستان نور، مجتمع ورزشی و آموزشی نفت محمودآباد

نمایشگاه دائمی مرکز اسناد و موزه‌ها‌ی صنعت نفت تهران: خیابان سهروری شمالی، انتهای خیابان خرمشهر بین خیابان صابونچی و قنبرزاده، پلاک 214، طبقه اول

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ