خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

رونمایی از پوستر و روزشمار برگزاری اولین همایش گردشگری جنگ

رونمایی از پوستر و روزشمار برگزاری اولین همایش گردشگری جنگ

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خرمشهر گفت: همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان، پوستر و روزشمار اولین همایش گردشگری جنگ طی آیینی رونمایی شد.

به‌گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، سجاد پاک‌گهر ششم خردادماه ۱۴۰۲ با اعلام این خبر افزود: این آیین باحضور حاج‌حسین جهان‌آرا برادر شهید محمدعلی جهان آرا، محمدحسین ارسطوزاده مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان، مصطفی امانی‌پور مدیرکل ثبت احوال خوزستان، حسن نورانی‌فر مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان، سرهنگ مهدی پوربچاری مدیر مرکز فرهنگی دفاع‌مقدس و موزه جنگ خرمشهر، سیدمحمد سیدی مدیر توسعه میراث‌فرهنگی و گردشگری سازمان منطقه‌آزاد اروند و جمعی از جانبازان، ایثارگران، خانواده معزز شهدا و مسئولان، برگزار شد.

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خرمشهر در ادامه با بیان این‌که یکی از انواع جاذبه گردشگری‌ در بسیاری از کشورها، گردشگری جنگ است و از این حیث این کشورها سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی ویژه را در راستای جذب گردشگران بین‌المللی صورت داده‌اند گفت: به‌عنوان‌مثال، آثار باقی‌مانده از بمباران اتمی هیروشیما، آثاری در آلمان، فرانسه، روسیه و تونل‌های کوچی ویتنام محل زمین‌گیر شدن نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم، امروزه یکی از جاذبه‌های گردشگری شناخته‌شده و موردعلاقه بسیاری از گردشگران بین‌المللی است.او ادامه داد: کشور ایران نیز به‌دلیل درگیر بودن با جنگ تحمیلی منجر به باقی ماندن برخی آثار از آن دوران دفاع‌مقدس شده و براساس آن امروزه پس از چهار دهه گردشگران بی‌شماری از داخل و خارج از کشور راهی مناطق درگیر در جنگ می‌شوند که این روند با عنوان گردشگری دفاع‌مقدس یا گردشگری جنگ شناخته‌شده است و می‌طلبد در راستای بهره بیشتر از این ظرفیت گام‌های مؤثرتری برداشت که در این میان، برگزاری رویدادهای علمی و همایش‌هایی در این خصوص می‌تواند مؤثر باشد.پاک‌گهر با اشاره به این‌که با برنامه‌ریزی صورت‌گرفته، در سالروز آزادسازی خرمشهر رونمایی از پوستر اولین همایش ملی گردشگری جنگ کشور در سالن همایش‌های سازمان منطقه‌آزاد اروند انجام پذیرفت عنوان کرد: براساس روزشمار در نظر گرفته‌شده در این رویداد، تیر و مرداد ۱۴۰۲ زمان دریافت مقالات، یکم الی پانزدهم شهریورماه داوری مقالات و ۳۱ شهریور تا یکم مهرماه برگزاری این همایش در خرمشهر خواهد بود.او ۱۳ مورد را به عنوان محورهای مقالات این همایش برشمرد و افزود: "برنامه‌ریزی و توسعه گردشگری جنگ"، "گردشگری جنگ و ترویج صلح"، "طراحی تجربه در سایت‌های میراث‌جنگی"، "تفسیر میراث جنگی"، "توسعه پایدار چشم‌اندازهای فرهنگی گردشگری جنگ"، "گونه‌شناسیگردشگران جنگ"، "اقتصاد گردشگری جنگ و فرصت‌های سرمایه‌گذاری"، "گردشگری جنگ در خوزستان؛ چالش‌ها و فرصت‌ها"، "مردم‌نگاری جنگ"، "گردشگری جنگ و جامعه محلی"، "گونه‌شناسی موزه‌ها و سایت‌های جنگی"، "عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری جنگ" و "جایگاه موزه‌های جنگ در رونق گردشگری جنگ"، محورهای مقالات اولین همایش گردشگری جنگ خرمشهر را تشکیل می‌دهند.رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خرمشهر با بیان این‌که اولین همایش ملی گردشگری جنگ با مشارکت استانداری خوزستان، اداره‌کل میراث‌فرهنگی خوزستان، سازمان منطقه‌آزاد اروند، فرمانداری خرمشهر، موزه جنگ خرمشهر و همکاری و پشتیبانی علمی دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی برگزار خواهد شد، ابراز امیدواری کرد: با برپایی اولین همایش ملی گردشگری جنگ در شهریورماه و مهرماه سال جاری و بهره‌مندی از نتایج علمی و صاحب‌نظران، شاهد بهره‌مندی بیشتر از ظرفیت این نوع گردشگری و نیز جذب بیشتر گردشگری بین‌المللی برای این حوزه باشیم.

nonhighslide

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ایلراه بابا احمداندیکا یکی از چشم اندازهای زیبای خوزستان

ایلراه بابا احمداندیکا یکی از چشم اندازهای زیبای خوزستان

اهواز - ایرنا - تنگ بابا احمد یکی از ایلراهای کوچ عشایر بختیاری است که در مرز بین اندیکا و لالی قرار دارد و به استناد کتیبه آن توسط حسینقلی خان بختیاری در سال ۱۲۵۷ هجری قمری ساخته شده است .

تصویر نویسنده خوزتوریسم

معبد بردنشانده مسجد سلیمان

معبد بردنشانده مسجد سلیمان

معبد بردنشانده در مسجدسلیمان قدیمی ترین عبادتگاه روباز در زمان هخامنشی به شمار می رود که در اسفند ۱۳۶۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.حفاری های غیر مجاز و نوع سازه آن که به صورت خشکه چین می باشد بر اثر عوامل طبیعی همچون سیل باران زلزله آسیب زیاد زیادی دیده است./

اشیاء به دست آمده در معبد برد نشانده

تصویر نویسنده خوزتوریسم

دره مخوف دوزویل در لالی؛ شگرف و رازآمیز

دره مخوف دوزویل در لالی؛ شگرف و رازآمیز

یکی از مناطق دیدنی و طبیعی شهرستان لالی، دره (تنگه) دوزویل است که در مسیر جاده اندیکا و استان چهار محال و بختیاری و در منطقه چم سور قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از لالی، دره دوزویل در استان خوزستان جای دارد، ۴۰ کیلومتر آن‌سوتر از شهرستان مسجدسلیمان و در نزدیکی شهر «لالی». لالی شهری بختیاری‌نشین است. بختیاری‌ها به شکاف‌های ژرفی میان کوه‌ها «دوزویل» می‌گویند. دوزویلی که مردمان بختیاری از آن نام می‌برند افزون‌بر شکاف طبیعی باید در کنار رود هم باشد تا همان پدیده‌ای شکل بگیرد که در ذهن آن‌ها به نام دوزویل شناخته می‌شود. دره‌ی لالی همه‌ی آن ویژگی‌ها را دارد؛ از این‌رو، مناسب‌ترین جا برای دوزویل نامیدنش است.

می‌گویند این دره‌ی سهمناک، ۲ میلیون سا پیش شکل گرفته است. حتا زمین‌شناسانی هستند که دیرینگیِ بسیار بیش‌تر از آن برای دوزویل می‌شناسند و از ۶۰ میلیون سال پیش سخن می‌گویند. فاصله‌ی ۲ تا ۶۰ بسیار است. اما به هر‌روی نشان از پدیداری دور و دراز این شکاف بسیار ژرف طبیعی دارد. اگر هم بر روی عددی نخواهیم پافشاری کنیم، دستِ‌کم سنگ‌هایی که در این دره هست گواه آن است که شکل گیری دوزویل به میلیون‌ها سال پیش بازمی‌گردد. صخره‌های غول‌پیکر این دره، انباشته از لایه‌های فسیلی است و از دید زمین‌شناسی درخور بررسی و پژوهش‌های بسیار.

در میان این دره‌ی ژرف، رودی خروشان در جریانی پیوسته است. رود، از میان سنگ‌ها و راه‌های پُرپیچ‌وخم می‌گذرد و از آغاز تا پایان دره را درمی‌نورد. این رود که «سور» نامیده می‌شود، عمق بسیاری دارد و گاه ژرفایش به بیش‌تر از ۱۰۰ متر می‌رسد. رودخانه‌ی سور، به سبب برخورد با تپه‌های نمکی، مزه‌ای شور دارد. تا رسیدن به دوزویل نیز از راهی پیچاپیچ رد می‌شود و پس از گذر پُرهیاهو از دره به راه خود را ادامه می‌دهد تا به شکل رودی خروشان به کارون برسد و به خلیج فارس بریزد.

بدین‌گونه راهی که از میان دره دوزویل می‌گذرد، آبی است. هنگامی که از راه دره دوزویل سخن می‌گوییم به این معنا نیست که آن راه آغازی دارد که با پایان گرفتن دره، به راهی دیگر می‌پیوندد. صخره‌ها، در بسیاری جاها راه را بسته‌اند و گذر به آن سوی صخره، شدنی نیست. دوزویل جایی نیست که بتوان تفریح‌کنان و بی‌هوا از آن گذشت. رودررویی با صخره‌های بلند است و سنگ‌هایی که هیچ روزنه‌ای برای گذشتن از لابه‌لای آن‌ها دیده نمی‌شود. همین است که از دیرزمان تا کنون پُل‌هایی بر روی این دره بسته‌اند تا گذر از فراز آن شدنی باشد.

دره دوزویل چنان تاریک است که برای دیدن رودخانه نیز باید چشم‌ها را باریک کرد. با باریک‌بینی بسیار هم تنها سایه و طرح کم‌رنگی از ژرفای دره دیده می‌شود. این مایه از سایه ناکی، البته ترس آور است. زمانی هم که رودخانه بر اثر بارش‌ها طغیان می‌کند و خروشان‌تر از پیش به دیواره‌ها و صخره‌ها می‌کوبد، هول‌آوری‌اش بسیار بیش‌تر است. آب‌های سرکش بالا می‌آیند و در تلاطمی خشمناک ژرفای دره را می‌انبارند. اگر هم آب‌ها آرام بگیرند، تنگنای دره آن اندازه باریک است که جز پرتوهای کم‌تابشی از آفتاب چیز دیگری نمی‌تواند از میان آن بگذرد و راهی به زمین سخت و آکنده از سنگ‌هایش پیدا کند.دره دوزویل با طبیعتی سهمگین، نزدیک به یک هزار متر درازا دارد و پهنایی ۷۰ تا ۱۰۰ متری. بلندای صخره‌های آن تا ۱۵۰ متر نیز می‌رسد. دورزویل چنین است: آکنده از رمزوراز!

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نگاهی به نخستین چاه نفت خاورمیانه از فوران تا تبدیل به موزه صنعتی

نگاهی به نخستین چاه نفت خاورمیانه از فوران تا تبدیل به موزه صنعتی

در مورد چاه شماره یک مسجدسلیمان و نخستین بودن آن سخن بسیار گفته شده و در این نوشتار تلاش شده تا روند تبدیل آن به موزه وآثار موجود در آن، مورد بررسی قرار گیرند.

همانطور که می‌دانیم دارسی پس اخذ امتیاز کشف معادن زیر زمینی ایران در سال ۱۲۸۰ شرکتی تشکیل داد و پس از شکست کار اکتشاف در چیاسرخ و مامتین، به میدان نفتون (مسجدسلیمان کنونی) رسید. جایی که در آن چاهی اکتشافی به نفت رسید و برگ مهمی از تاریخ صنعت نفت رقم خورد. این مکان همان چاه شماره یک مسجدسلیمان است که امروزه فراتر از یک چاه قدیمی و متروکه است. چرا که به همت دوست‌داران میراث فرهنگی و صنعتی، اکنون به یک موزه دائمی و جذاب تبدیل شده است و در آینده می‌تواند در فهرست آثار جهانی قرار گرفته و روز پنجم خردادماه نیز در تقویم رسمی کشور به ثبت برسد.

تاریخچه حفاری چاه و روند تبدیل به موزه

عملیات حفاری در نخستین روزهای بهمن‌ماه سال ۱۲۸۶ آغاز شد و پس از فوران در تاریخ پنجم خردادماه سال ۱۲۸۷، چاه در عمق ۳۶۰ متری و سازند آسماری تکمیل شد. بنا به گزارش‌های فنی، پس از سال‌ها تولید و ۹ سال پس از فوران، چاه به علت تولید بیش از حد آب و نمک مورد تعمیر قرار گرفت. عملیات حفاری تعمیراتی و راندن لوله‌های جداری، سیمان‌کاری، نصب مجرابند و تلاش برای بستن ناحیه آبزدهی انتهای چاه در چندین نوبت انجام شد تا اینکه در سال ۱۳۰۵ چاه با گِل پر شد. در نهایت در سال ۱۳۱۴ چاه بصورت ایمن سیمانکاری و با گِل ضد خوردگی پُر شد.

در همین زمان یک دستگاه دکل حفاری قدیمی و تجهیزات مربوطه بر روی چاه نصب شد. این اقدام را باید رخدادی تاریخی در توجه به میراث صنعتی برشمرد چرا که به اهمیت نخستین بودن این چاه توجه شده و تجهیزات آن به‌عنوان یادمان نگاه‌داری شد. ۳۶ سال بعد در سال ۱۳۵۰ محوطه چاه نوسازی شد و مساحت آن مقداری گسترش یافت. ضمن اینکه پس از آن ادواتی نیز به مجموعه افزوده شد. در سال ۱۳۷۹ این اثر ارزشمند در فهرست آثار ملی کشورمان به ثبت رسید.

در همین سال‌ها مهندس اسمعیل فرهادیان، مدیر وقت امور فنی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان و تئوریسین طرح پارک موزه نفت، این چاه را در زمره اجزای اصلی طرح گنجینه تاریخی نفت قرار داد. فرهادیان در آن دوران با انجام مکاتبات و انتشار سلسله مقالاتی اهمیت احداث موزه نفت و ظرفیت جذب گردشگر صنعتی را تشریح کرد و گام مهمی در راستای ایجاد شهر موزه صنعتی مسجدسلیمان برداشت.

اجزای مختلف موزه

گردشگران صنعتی همواره در خصوص کارکرد تجهیزات موزه پرسش‌هایی مطرح می‌کنند. پس در ادامه ادوات موجود در موزه چاه شماره یک بصورت مختصر معرفی می‌شوند.

۱- ماشین بخار: از بخار به‌عنوان نیروی محرک انقلاب صنعتی یاد می‌شود. در حفاری چاه شماره یک نیز نیروی مورد نیاز جهت عملیات حفاری و کشیدن کابل از طریق بخار آب تأمین شده است. ماشین بخار چاه شماره یک از دو بخش دیگ بخار (Boiler) و موتور بخار تشکیل شده است. آب درون دیگ بخار با حرارت سوختی مانند چوب تبدیل به بخار آب گشته و بخار تولیدی وارد موتور شده و با حرکت پیستون در نهایت چرخ موتور به حرکت در آمده است. از نیروی مکانیکی بدست آمده جهت بالا و پایین بردن مته حفاری استفاده می شد.

۲- منجنیق (دراورکس): قرقره ای بزرگ است که کابل فولادی حفاری را در خود جای داده است. ضمن اینکه دستگاهی با عنوان Walking Beam مشاهده می‌شود که با حرکت الاکلنگی خود نیرو را به کابل درون چاه منتقل و سبب تکرار ضربه می شد.

۳- دکل حفاری و متعلقات: حفاری چاه شماره یک به روش ضربه‌ای انجام شده است. روشی که هم اکنون برای حفاری نفت و گاز منسوخ شده و جایش را به روش حفاری دورانی داده است. مته مورد استفاده در آن زمان، یک میله فولادی سنگین و بزرگ بود که بسته به نوع سازند از لبه‌های تیزی برخوردار بود. ضمن اینکه هم اکنون جعبه قرقره ثابت در تاج چاه شماره یک و جعبه قرقره متحرک در زیر آن قراردارد.

گفتنی است که در آن دوران فناوری گِل حفاری وجود نداشت و برای تسهیل در بالا آوردن خرده‌های حفاری، مقداری آب به ته چاه اضافه می شد. پس از برخورد مته با سنگ ته چاه و خرد شدن سنگ، مته با استفاده از نیروی ماشین بخار بالا آورده شده و خرده‌های حفاری با وسیله ای مخصوص به سطح زمین منتقل می شد.

۴- ادوات تکمیلی موزه :

بازدید کنندگان از موزه با برخی دیگر از ادوات قدیمی مورد استفاده در صنعت نفت روبرو می‌شوند که نماد مراحل تولید نفت و گاز بوده‌اند مانند پمپ رفت و برگشتی که در گوشه‌ای از محوطه موزه آرام گرفته و طبق مشخصات نصب شده بر روی آن ساخت کارخانه ویر اسکاتلند است. مورد دیگر یک مخزن و یا تفکیک گر نمادین است که نشان می دهد نفت تولیدی از چاه که دارای مقادیر زیادی گاز است، باید ابتدا در دستگاههای تفکیک مورد فراورش قرار گیرد.

موزه چاه شماره یک، نماد و یادگاری است از قدمت و سابقه صنعت نفت در ایران و پیش درآمدی است بر گشایش موزه بزرگ نفت مسجدسلیمان. به امید آن روز …

فرید کاوش، مسئول موزه نفت مسجدسلیمان

منبع: رویش زاگرس

چاه شماره یک اولین چاه نفت خاورمیانه

تصویر نویسنده خوزتوریسم

میدان نفتی نفتون

میدان نفتی نفتون

چاه شماره یک نام اولین چاه نفت خاورمیانه است که در منطقه مسجد سلیمان در استان خوزستان قرار دارد. اولین چاه نفت خاورمیانه در این شهر در منطقه‌ای بنام میدان نفتون درمنطقه دره خرسون (دره خرسان) در ۵ خرداد ۱۲۸۷ به نفت رسید. شروع حفاری این چاه درسال ۱۲۸۶ خورشیدی و خاتمه حفاری درسال ۱۲۸۷ خورشیدی بود. این چاه ۳۶۰ متر (۱۱۷۹ پا) عمق دارد که از آن روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر (معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج می‌شد.

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ، نیروی محرکه ماشین‌های استخراج نفت از این چاه از بخار آب تامین می‌شد و به استیم (STEAM) معروف بود. این چاه به «چاه شماره یک» معروف است، و هم‌اکنون در مرکز شهر مسجدسلیمان در کنار منطقه نمره یک بصورت موزه تحت نظارت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب قرار دارد.[۱] ویلیام ناکس دارسی، (۱۱ اکتبر ۱۸۴۹ - ۱ مه ۱۹۱۷) یکی از بنیانگذاران اصلی صنعت نفت و صنایع پتروشیمی، در ایران بود. او در سال ۱۹۰۰ توافقنامه‌ای با هنری دراموند ولف، آنتوان کتابچی خان و کوته برای اکتشاف نفت در ایران امضا نمود. مذاکره آنها با مظفرالدین شاه قاجار، در سال ۱۹۰۱ شروع شد. در ابتدا مبلغ ۲۰٫۰۰۰ پوند برای اکتشاف، در یک میلیون و دویست هزار کیلومتر مربع، پیشنهاد شد، که در صورت کشف نفت، این امتیاز، برای مدت شصت سال، از شاه قاجار گرفته شود. در مقابل، دولت ایران، ۱۶٪ درصد از سود سالانه این شرکت را، به خود اختصاص داد. البته دولت بریتانیا تا سالها پس از اتمام قرارداد سندیکای دارسی، از ذخائر عظیم نفت ایران، برداشت کرد و سودی بسیار زیادتر از آنچه که دارسی بدست آورد، به دولت بریتانیا تعلق یافت. تیم حفاری تحت نام جورج رینولدز بی، به ایران فرستاده شد و بلافاصله شروع به جستجو و اکتشاف نمودند. تا سال ۱۹۰۳ ویلیام دارسی در حدود ۵۰۰ هزار پوند هزینه کرده بود، کار حفاری و اکتشاف، بدون نتیجه متوقف گردید. سپس دارسی مجبور شد، برای بدست آوردن ۱۰۰ هزار پوند دیگر، شرکت نفت برمه را، در سهام سندیکا، شریک نماید. با شروع مجدد کار حفاری در مناطق جنوب ایران و در منطقه شاردین ادامه یافت. در سال ۱۹۰۷ همزمان نقطه دوم انتخاب گردید و حفاری در منطقه‌ای بنام میدان نفتون در شهر مسجدسلیمان آغاز شد. در سال ۱۹۰۸ در نقطه‌ای دیگر در شهر مسجدسلیماننیز، شروع به حفاری کردند. حفاری‌ها در ماه آوریل بدون هیچ موفقیتی ادامه داشت و سرمایه نهایی، در حال اتمام بود و دارسی نیز کاملأ ورشکست شده بود. اما در تاریخ ۲۶ مه ۱۹۰۸ و در عمق ۳۶۰ متری از زمین میدان نفتون، در مسجدسلیمان، مته حفاری، آخرین لایه را شکافت و نفت، با فشار بسیار زیاد، از زمین فوران کرد.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجدسلیمان در سپیده دم نفت

مسجدسلیمان در سپیده دم نفت

به مناسبت پنجم خرداد سالروز کشف نفت در خاورمیانه

از اینجا آغاز شد؛ از این چاه متروک نمره یک؛ شش ماه آزگار، کلنگ حفاری "جرج رینولدز"1، کند و کند و کند تا به عمق 360 متری زمین رسید و سرانجام در گرگ و میش پنجم خرداد سال 1287 شمسی، پیش از آنکه آفتاب از فراز تپه ماهور ها بالا آمده و بر چادرهای سفید رنگ اردوگاه حفاران بتابد، صبح دولت نفت از فراز دکل چاه شماره یک مسجدسلیمان بردمید.

در آخرین روزهای بیم و امید، دو روز مانده به پایان هفتمین سال واگذاری امتیاز نفت به دارسی، هنگامی که سرمایه سندیکای اکتشاف رو به کاستی نهاده و می رفت تا پرونده کشف نفت در ایران بسته شود، آخرین ضربه های مته کوبه ای دستگاه شماره یک حفاری، سقف گنبدی مخزن آسماری را شکافت و صدایی مهیب همراه با فوران نفت و گاز، حفاران خسته را جانی تازه بخشید.

اکتشاف نفت در ایران توسط رینولدز (چاه شماره یک مسجدسلیمان)

حفاران لهستانی گرداگرد چاه به پایکوبی پرداخته و کارگران بومی بانگ و هی جار سردادند. "الله داد مهوش" 2 سراسیمه از خیمه بیرون آمد و با مشاهده باران نفت، قاصدی چابک سوار پی رینولدز گسیل داشت تا او را که برای ارسال تلگراف تمدید زمان حفاری، به "درخزینه"3 رفته بود، از فوران چاه با خبر کند.

جرج رینولدز که حالا بلوط مقاوم سرزمین های نفتخیز لقب گرفته بود، سرمست و شادمان، تلگرافی رمزی، به لندن فرستاد که مضمون آیه ای از کتاب مقدس بود: "سپاس خدای را که روغن را در دل زمین قرار داد!"

باری نیشتر حجامت کولیان سفید پوست اروپایی، خون تیره زمین را بر قشلاق رنگ پریده مسجدسلیمان جاری ساخت، تا آتشکده "سرمسجد" به مدد آن، چهره برافروزد و روح سرگردان انسان نخستین از فراز غار تاریخی "پبده"4 شاهد حرکت هیولاهایی از جنس آهن باشد.

بدین ترتیب انسان سنتی این دیار با راز و رمز دنیای صنعتی خو گرفت و مرد و زن ایلیاتی نیز به کاربردهای تازه نفت سیاه واقف شد. مشک ها و پیت های مملو از نفت بر پشت استران و اسبان شناسنامه دار، کالای قافله های کبود کوره راه های نفتی این سوی زاگرس شد و مردان دبیت پوش، شانه به شانه ی نقشه برداران سبزچشم، در بیابان ها به نقشه کشی پرداختند و چندی بعد خطوط مارپیچ لوله های رزوه ای، بر پهنه تپه ماهور های گچی خزیدن آغاز کرد و سر از دریای دور دست درآورد.

نفت که به فراز آمد، تاجران بزرگ نیز بنا را بر ماندن نهادند؛ و اندک اندک از مسجدسلیمان شهری ساختند شهرستان! البته آن گونه که اقتضای زندگی خودشان بود. گاری ها و ارابه های شش اسبه حامل قطعات و لوازم صنعتی در گذرگاه های ناهموار و پرفراز و نشیب شهر نفت به راه افتاد و معماران خوش دست بر فراز هر بلندی، خانه ای از سنگ تراش بنا نهاده و بنگله ها و خانه باغ هایی پدید آوردند برای اقامت صاحب منصبان، و سهم مردم و خیل کارگران پابرهنه تا مدت ها شعله های بویناک گاز، بود که شام تاریک هزارساله آنان را به صبح روشن عصر هیدروکربور پیوند می زد و سال ها بعد خانه های 10 فوتی و 20 فوتی بود.

باشگاه های گلف و اسکواش و بیلیارد و کریکت، خاطره بازی کودکانه "هفت سنگ" و الختر" را از ذهن ها ربود و ترنم موسیقی موتزارت و بتهوون، نوای نی شبانی و دی بلال و برزیگری را از یادها برد.

خبر کشف نفت که همه جا پیچید، مردان جویای کار از سراسر ایران به صرافت دست یافتن به درآمد ناشی از استخراج طلای سیاه، راهی این دیار شدند و اقوام و طوایف و ملیت های گونه گون،در امتزاجی شگفت، فدراسیونی ایلی پدید آوردند که تمام تیره هایش به زبان نفت سخن می گفتند.

در اندک مدتی چاه های نفت یکی بعد از دیگری حفر و انبارها و کارگاه هایی بزرگ برپا شد، و خط آهن مسجدسلیمان، "ورک شاپ چشمه علی"5 را به انبوه آب های کارون در "بند قیر" متصل کرد تا تجهیزات و بارهای گران کشتی های رودخانه پیما، بر محملی روان تر و شتابان تر رهسپار زادگاه نفت شود.

شير چاه شماره يك مسجد سليمان در مقابل وزارت نفت

باری، اوایل قرن هیدروکربور بود و فوران چاه نمره یک، وجود ذخایر بی بدیل نفت خامی را نوید می داد که بی نیاز به دستگاه های مکنده، به فراز آمده و قادر بود بدون استفاده از تلمبه، مسافتی نسبتا طولانی را نیز بپیماید تا به مخازن تفکیک یا محل انباشت برسد؛ وجود یک چنین فشاری در چاه های نفت ایران هم شگفت انگیز و هم امیدوار کننده بود؛ اما از آنجا که در سرزمین های نفتی عمر جوانی کوتاه است و ابدی نیست، فشار افسانه ای مخازن نفتی مسجدسلیمان نیز بتدریج فروکش کرد و چاه هایی که در برنامه استخراج غیرصیانتی، رکورد دار تولید روزانه 25 هزاربشکه بودند، بزودی از نفس افتادند تا صرفا نشانه هایی از دوران با شکوه ایلغار کمپانی نفت انگلیس و ایران باشند و کاشفان فروتن نفت خام، هنگام عبور از مقابل آنها، کلاه از سر خود بردارند! 6

از آن روزگار تا به امروز چهره ی جهان صنعتی و بویژه کشور ما به برکت این ماده ی گران بها،دگرگون شده و رو به آبادی نهاده است اما این چاه صاحب قران، همان است که بوده، فروکاسته که نیفزوده است، تغییری هم اگر بر چهره ی او عارض شده، تاثیر آفتاب و گذر زمان است که رنگ از رخ او پرانده است ورنه چاه همان چاه است و شهر همان شهر و روزگار محله های "نمره هشت" و "کلگه" و "پشت برج" همچنان بر مدار ملالت می گردد.

آری از آن زمان که غرش لوکوموتیو نفت، خواب آرام و رازآلود سنت را در این دیار به بیداری پر اضطراب مدرنیته بدل کرد، افزون بر یک قرن می گذرد؛ در این مدت مسجدسلیمان، شهر برآمده از دل نفت، از جایگاه شهر اولین ها به رتبه ی آخرین ها تغییر موقعیت داده است. با این وجود هر سال در پنجم خرداد، با یک سینه سخن، علاقمندان به پیشرفت و توسعه زادبوم را به مهمانی چاه نمره یک می برد تا ضمن یادآوری نقش بی بدیل خود در پیشرفت و آبادانی کشور، آسیب های غفلت از توسعه متوازن و عمل نکردن شرکت های بزرگ به مسئولیت های اجتماعی را گوشزد نماید.

شهری که جفا برد و ملامت کشید و خوش نمود تا رسم وفاداری زنده بماند، هم اکنون موزه ی تاریخ تحول صنعت نفت خاورمیانه است.

مسجدسلیمان با گنجینه های ارزشمند چهارگانه اش شامل: اثر ملی چاه نمره یک به شماره ٣٦٠٩ ، کارخانه گوگردسازى معروف به جى پى (Sulfure Gas Plant) با افزون بر 75 سال قدمت، کارخانه تقطیر نفت (Topping Plant) از قدیمی‌ترین واحدهای صنعتی کشور و کارخانه برق تمبی، اولین نیروگاه برق آبی خاورمیانه، شما را نیز به تماشای سیر تحول و تکوین این صنعت دیرپا فرا می خواند.

علمدار متولي

(1) جرج رینولدز مهندس حفار و کاشف نفت در ایران و بعدها نخستین رییس کل مناطق نفت خیز

(2) الله داد مهوش کارگزار ایرانی شرکت نفت انگلیس و ایران و فرد مورد اعتماد رینولدز

(3) در خزینه محلی واقع در میانه راه شوشتر و مسجدسلیمان که نقش انبار کالا و تجهیزات شرکت را داشت و هم تلگراف خانه ای در آنجا دایر بود

(4) پبده یا پابده غاری معروف در حوالی لالی مسجدسلیمان که براساس کشفیات باستانشناسی یکی از سکونت گاه های انسان عصر سنگ بوده است.

(5) ورکشاپ چشمه علی :مجموعه کارگاهی و انبارهای مواد غذایی کمپانی در محله چشمه علی مسجدسلیمان

(6) چاه شماره هفت که به سبب تولید خارق العاده ،شیر های سرچاهی آن به دفتر مرکزی شرکت در لندن ارسال و نصب شد و هرکه از مقابل آن می گذشت به احترام کلاه از سر خود بر می داشت. این شیر در سال 87 به ایران بازگردانده و مقابل ساختمان وزارت نفت نصب شد

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نفتون تاریخی از جنس نفت

نفتون تاریخی از جنس نفت

در تاریخ ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۱ میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد، فوران نفت از نخستین چاه نفت ایران و خاورمیانه در تاریخ ۲۵ ماه مه ۱۹۰۸ میلادی پنجم خردادماه ۱۲۸۷ تحول عظیمی در اقتصاد ایران و خاورمیانه پدید آورد.

با ورود کارشناسان نفتی از انگلیس، نخستین شهر پیشرفته و مدرن ایران در منطقه‌ای به نام مسجدسلیمان یا نفتون سابق تأسیس شد. همزمان با آن بسیاری از نخستین‌ها و اولین‌های کشور و ده‌ها منطقه تفریحی و رفاهی در آن به وجود آمد. اولین‌هایی همچون نخستین کارخانه گوگردسازی خاورمیانه، نخستین تصفیه‌خانه آب ایران، نخستین کارخانه تولید برق در ایران و خاورمیانه، نخستین راه‌آهن، نخستین فرودگاه مسافربری، نخستین و مجهزترین بیمارستان کشور، نخستین کلوب تفریحی، نخستین پیست دوچرخه‌سواری، نخستین استخر شنا در ایران، نخستین باشگاه گلف، نخستین زمین رسمی فوتبال و… شهری که پنجاه سال قبل به دلیل حضور مستشاران خارجی به پاریس کوچک شهرت یافته بود و به موجب امکانات بسیار آن، افراد فراوانی از نقاط مختلف ایران و حتی هند و پاکستان برای اشتغال به این شهر آمده بودند تا مهاجرپذیرترین شهر در ایران باشد.

شهری که بسیاری از اولین‌ها را در کشور داشت امروز زیر بار مشکلات کمر خم کرده، تا از لحاظ مشکلات یکی از گرفتارترین شهرهای ایران بشمار آید.

مسجد سلیمان سومین هاب پتروشیمی کشور بعد از عسلویه و ماهشهر است، اما با گذشت سلها از ثبت اولین چاه نفتی خاورمیانه در آنجا، نفت هیچ سودی برای مسجدسلیمان نداشته است. از ۵۶۰ حلقه چاه نفت موجود در مسجد سلیمان، اکنون حدوداً از ۴۰ حلقه چاه در آن بهره‌برداری انجام می‌شو

د. به دلیل عدم توجه به صنایع پایین دستی به واسطه تمرکز بر نفت خام، امروز شاهد فقدان صنایع و کارخانه‌های مختلف و بحران بیکاری در شهرستان هستیم.

بیکاری مشکلات بسیاری برای مردم به وجود می‌آورد. این شهرستان با اینکه دارای منابع بزرگ زیر زمینی گاز است، فاقد لوله کشی گاز در بعضی از مناطق آن است. بوی گازهای سمی نشت شده از زمین، تنفس را دچار مشکل می‌کند.

استفاده غیر مجاز از گازهای غیر استاندارد منجر به رها شدن بخش قابل توجهی گاز در فضای شهر و برخی روستاهای منطقه شده است.

این شهر به واسطه کشف نفت در آن، شهر اول مدرن کشور به شمار می‌رود، اما بعد از استخراج بی محابای نفت از میادین نفتی مسجدسلیمان و کاهش حجم آن، به شدت روند نزولی خود را طی کرد به گونه‌ای که امروزه با روند نزولی جمعیت، بالاترین آمار بیکاری (بیش از ۴۳ درصد) را دارد. اما شاید در گذشته کمتر کسی گمان می‌کرد با گذشت زمان مسجد سلیمان دچار مشکلات عدیده‌ای برای زندگی مردم آن شود تا ساکنین آن برای مهاجرت و ترک شهرشان لحظه شماری کنند. شهری که دست‌کم در ۶۷ مورد از جلوه‌های توسعه مدرن در ایران، پیشگام و نخستین بوده، حالا نامش را در فهرست مناطق کمتر توسعه یافته و محروم، در صدر جدول‌ها می‌نویسند.

کلکسیونی تمام عیار از آلودگی‌های زیست‌محیطی؛ زمین آلوده به نفت و هوای آکنده از گازهای سمی و هزاران واحد مسکونی در مناطق نفتی که در انتظار جا به جایی‌اند. این شهر بعد از سال‌ها استخراج ذخایر با ارزش نفت به این وضعیت وخیم رسیده است. بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که روزگار مسجدسلیمانی‌ها، روایت زندگی آدم‌هایی است که نفت خوشبخت‌شان نکرده است. و این سرانجام شرکت شهری است که با تکیه بر اقتصاد تک‌پایه، نفت موفق به ایجاد مشاغل مختلف، تنوع اجتماعی و هویت مدرن شهری مستقل شده بود و با زوال منبع اصلی اقتصاد، یعنی نفت، رو به زوال گذاشته و روزگار شکوهش گذشته است.

با دیدن وضعیت این شهر نفتی می‌توان در مورد فردای کشور به عنوان یکی از مهمترین تولید کننده و صادر کنندگان نفت در جهان و پایان ذخایر سوخت فسیلی در آن هشدار داد. و سرگذشت این میدان نفتی را با مقیاسی بزرگ‌تر به کل ذخایر نفتی کشور و روزگار پس از اتمام آن تعمیم داد.

پرچم جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی چاه شماره 14 زیلائی در منطقه خاک سرخ در شهرستان لالی نصب شده است.خط لوله انتقال نفت در کنار جاده منتهی به منطقه عشایر نشین در حومه شهرستان لالی دیده می شود. خطوط لوله انتقال نفت در کنار جاده ها در شهرستان مسجد سلیمان و لالی همه جا دیده می شوند.خطوط لوله های انتقال نفت به سمت شرکت پتروشیمی زیلائی در حومه روستای هفت شهیدان کشیده شده است. در حالیکه فلر روشن بزرگی در امتداد آنها دیده می شود.رضاقلی چهرازی 80 ساله، در حالیکه با چوب دستی اش لوله انتقال گاز را نشان می دهد در باره مشکلات بیشمارمنطقه علیرغم وجود منابع نفت و گاز صحبت می کند. او با همسرش پروانه قیصری، که 50 سال دارد در حال استراحت در اطراف روستای گزین در حومه نفت سفید هستند. شغل آنها دامداری و کشاورزی است.زن روستایی لاله زار اسلانلو، 57 ساله (راست) به همراه مادرش زینب اسلانی 80 ساله برای جمع آوری علوفه برای گاوهایشان به علفزاری که در حومه شهرستان هفتکل لوله های انتقال نفت از آن می گذرد، آمده اند. خانم اسلانلو در باره مشکلاتشان چنین می گوید: نفت و همه چیز از اینجا می رود ولی دستهای ما خالیست و هیچ چیز نداریم. هفت بچه دارم که چهار تایشان لیسانس و فوق لیسانس هستند ولی بیکارند. کوره آهک و معدن سنگ داریم اما بدلیل نداشتن پول و عدم تهیه ماشین آلات کار تعطیل شده است.نمائی از تاسیسات چاه نفت شماره 14 زیلائی واقع در حومه شهرستان لالی.خطوط لوله های انتقال نفت و گاز در خارج از شهر مسجد سلیمان.نمایی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) و کارخانه گوگرد سازی در شهر مسجد سلیمان واقع شده است. بخشی از دودکش کارخانه گوگرد سازی آن در زمان جنگ ایران و عراق مورد اصابت موشک جنگنده های رژیم بعثی قرار گرفته بود. این پالایشگاه که تا سال 1352 مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت. از آن زمان به بعد به دلایل مختلفی استخراج و بهره‌برداری از آن متوقف شد.نگهبانان پشت درهای بسته قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان ایستاده اند.بخشی از تاسیسات قدیمی ترین پالایشگاه خاورمیانه (بی بیان) در شهر مسجد سلیمان.نمایی از شهر مسجد سلیمان بر فراز محله قدیمی کلگه.نمایی از چاه گاز ترش ژوراسیک 315 در حومه شهر مسجد سلیمان که دود سیاهی پس از خاموش شدن آن به هوا متصاعد می شود. نشت گاز ترش و استنشاق آن توسط جانداران خصوصا انسان سبب حمله گاز اسیدی H2S به مخاط بینی شده و در زمان بسیار کوتاهی کارایی یاخته های مخاط بینی را کاهش می دهد و در نتیجه حس بویایی را از کار می اندازد و در غلظت زیاد سبب مرگ می شود.نفت خام سیاه برای تیره کردن رنگ خاک بر زمینهای گلف در شهر مسجد سلیمان پاشیده شده است. یکی از اولین های این شهرستان باشگاه و زمینهای ورزش گلف می باشد.فاظلاب یکی از محلات مسجد سلیمان درون رودخانه ای که از میان شهر می گذرد تخلیه می شود. دفع آب های سطحی و نداشتن سیستم استاندارد فاضلاب یکی از مشکلات مهم شهر مسجد سلیمان می باشد.کلمه نفتون با حروف انگلیسی بر روی دکه ای در محله قدیمی نفتون نوشته شده است. نفتون یکی از نام های قدیمی مسجد سلیمان است که در بسیاری از نقاط این محله نوشته شده است.خانم سکینه احمد پور (نشسته، راست) و فروزان صالحی در مقابل خانه خود در محله کلگه ایستاده اند. آنها از نابسامانی و مشکلات این محله گلایه میکردند.مرد بختیاری و نوه اش در بخشی از بازار شهر مسجد سلیمان دیده می شوند.زنی در حال عبور از یک خیابان در مرکز شهر مسجد سلیمان است.پیرمرد بختیاری در حالی که چوب دستی اش را در دست گرفته در حال استراحت در پیاده رویی در بازار شهر مسجد سلیمان است.زن سرپرست خانواده کتایون اسفندیاری برای کسب روزی خود و فرزندانش نان های ساج دستپخت خود را در بازار شهر مسجد سلیمان می فروشد.انعکاس عابرین بر روی شیشه یک فروشگاه مانتو و لباس در بازار شهر مسجد سلیمان افتاده است.زنان بختیاری از منطقه اندیکا در ایستگاه ماشین های منطقه خود در شهر مسجد سلیمان به انتظار نشسته اند.مردان بختیاری از راست، بارانه رضایی 70 ساله، فتح الله کیانی 65 ساله و علی عباس کریمی برای استراحت و گذراندن وقت در مقابل مغازه بسته ای در محله کلگه نشسته اند.تصاویری از شهدای شهر مسجد سلیمان که در جنگ تحمیلی شهید شده اند، برروی پرچم جمهوری اسلامی ایران بر دیواری در محله کلگه کشیده شده است.نمایی از محله کلگه که حفره عمیقی به دلیل فرو نشست زمین در آن بوجود آمده و به دلیل نداشتن حفاظ مناسب اهالی و کودکان محل هر لحظه در خطر افتادن درون آن قرار دارند. فاطمه سلطانی 88 ساله در حالیکه مقابل خانه قدیمی شرکت نفت در روستا نفت سفید نشسته، با همسایه خود کنیز آستریکی 94 ساله در حال صحبت است. زینب نجات جلیلی 7 ساله در حال بازی با وسایل ورزشی در پارک محله کلگه در شهر مسجد سلیمان است.تصویر رنگ و رو رفته چاه شماره یک نفت و دکل استخراج آن بر روی دیواری در محله کمپ کرسنت شهر مسجد سلیمان نقاشی شده است. تصاویر اولین چاه نفت، تاسیسات و پالایشگاه و نیروگاه برق و سایر اولین ها که درگذشته بر دیوارهای مناطق مختلف شهر مسجد سلیمان نقاشی شده به صورت رنگ و رو رفته دیده می شوند.حمحمد قنبری(چپ) 72 ساله و اسماعیل جلودار(راست) 50 ساله بیرون از خانه قدیمی شان در روستای نفت سفید که مشعلی مقابل آن افروخته است مشغول کار هستند.نمایی از استخر قدیمی روستای نفت سفید که برای استفاده کارکنان شرکت نفت و خانواده هایشان ساخته شده بود دیده می شود. این استخر و بسیاری از امکاناتی که در گذشته برای رفاه حال ساکنین نفت سفید ایجاد شده بودند با گذشت زمان و عدم رسیدگی تخریب شده اند.نمایی از حیاط خانه های تخریب شده کارکنان شرکت نفت در روستای نفت سفید که با لئینی مشهور بودند، دیده می شود. برخی از این خانه ها توسط اهالی این روستا به عنوان آغل دام هایشان مورد استفاده قرار می گیرد.محمد یوسفی 13 ساله، (چپ) و پسر عمویش ابوالفضل یوسفی 4 ساله  بر روی شیر چاه پلمپ شده نفت که در کنار دیوار خانه ای در محله نفتون در شهر مسجد سلیمان قرار دارد نشسته است.فاطمه سلطانی 88 ساله کنار نوه خود بهگل سلطانی 4 ساله در حیاط یکی از خانه های قدیمی شرکت نفت در روستای نفت سفید ایستاده اند. آنها از این حیاط به عنوان آغل گوسفندانشان استفاده می کنند. آنها برای روشنایی آن نیز از مشعل گازی که از زمین برمی آید استفاده می کنند.نمایی از محوطه سوزاندن گاز ترش در نزدیکی روستای نفت سفید، شهر هفتکل در حومه اهواز.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گزارش ایلنا از روزهای تاریک و روشن میراث بان قلعه شوش؛

گزارش ایلنا از روزهای تاریک و روشن میراث بان قلعه شوش؛

شفیع چنانه؛ یادگاری از تاریخ شوش / همسر شایع: گاهی به بعضی اتفاقات می‌خندم و گاهی تمام وجودم اشک می‌شود

در جریان نگارش گفت و گو با جعفر مهرکیان باستان شناس درباره نجات بخشی آثار موزه های هفت تپه، شوش و خود قلعه که پیش تر در ایلنا منتشر شد، به میراث بانی برخوردم که مهرکیان از او تحت عنوان تنها بازمانده قلعه شوش یاد می کرد. بازمانده ای که در دوران جنگ تحمیلی و آتش باران دشمن، حاضر به ترک شهر و رها کردن قلعه نشد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مهرکیان در شرح روایت قلعه شوش و نجات جان خود توسط این میراث بان، او را شایع خطاب می‌کرد. با تحقیق و پرس و جوی فراوان به نام شفیع چنانه رسیدم که از میراث بانان قدیمی قلعه بود. با دوستان زیادی در این باره گفت‌وگو کردم و بیشتر آنها در گفتگوهای متعدد از شخصی به نام شفیع می‌گفتند. در ادامه مسیر و نزدیکی بیشتر با این داستان، دریافتم که آدمی که مهرکیان از او سخن گفته به احتمال زیاد همین شفیع است و خوشبختانه زنده است و در حال حاضر در شوش زندگی می کند.

این گزارش با ثبت خاطرات یکی از پیشکسوتان میراث فرهنگی استان خوزستان در دوران بازنشستگی و یادآوری شرایط حاکم بر قلعه شوش، به واکاوی بخشی مهم از تاریخ قلعه و ناشنیده های تنها بازماندگان این بنای جهانی در دوران پیش از انقلاب ، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس می پردازد.

میراث بان قلعه شوش

شفیع چنانه «شایع» در سال ۱۳۱۱ در یکی از روستاهای چنانه شوش متولد شد. او تا سن ۱۹ سالگی در روستای زادگاهی به کار کشاورزی مشغول بود ولی به سبب شرایط معیشتی و کمبود امکانات در روستا به ناچار به شوش مهاجرت کرد. در شوش به خدمت نظام وظیفه اعزام و در سال ۱۳۳۲ با اتمام دوران سربازی به استخدام گروه باستان شناسان فرانسوی درآمد.

وظیفه او نگهبانی از قلعه دمورگان بود و آن گونه که خود می‌گوید پیش از استخدام، حراست قلعه را علی یزدان فر و احمد قهرودی بر عهده داشتند. اما با این تفاوت که نامبردگان وظیفه پاسبانی از کل آثار باستانی را بر عهده داشته و شفیع چنانه اختصاصا مامور مراقبت از قلعه بود. به دلیل کمبود امکانات، گرمای فراوان، بیابانی بودن و ناامنی منطقه همواره کمتر کسی حاضر می شد این کار سخت و طاقت فرسا را بپذیرد. اما با در نظر گرفتن تمام مصائب این کار هیچ مانعی باعث نشد تا شفیع چنانه دست از مراقبت بکشد.

او در دو دوره پیش و پس از انقلاب میراث بان قلعه شوش بود و سرانجام بعد از سال ها دلدادگی به میراث فرهنگی، در سال 1372 از کار بازنشسته شد. به دنبال بازنشستگی به دلیل شرایط سخت مالی به کار فروش میوه پرداخت و تا روزی که توان ایستادن داشت، عزتمندانه زندگی کرد. آنها که شفیع چنانه را از نزدیک دیده اند یا با او سخن گفته اند، همواره بر ایران دوستی و عشق شایع به آثار باستانی کشور تاکید داشته و دارند. شوشی ها او را به خوبی می شناسند و در نسل اول کتاب شوش و بزرگان آن « نوشته جعفر دیناروند» یکی از چهره هایی که به عنوان قدیمی ترین نگهبان قلعه به آن پرداخته شده، همین شایع چنانه است.

شروع جنگ تحمیلی و وقایع این دوران مانع از آن نشد تا شفیع چنانه دست از مراقبت بکشد و همواره در طی دوران دفاع مقدس و پس از آن ضمن یادآوری خاطرات تلخ و شیرین همکاران شهید خود، به مرور برخی از رویدادهای این بخش مهم از تاریخ کشور بپردازد.

فاطمه همسر و رفیق سالیان دور شایع

برای گفت و گو با شایع چنانه عازم شوش شدم. پیش از حرکت با ناصر پسر شایع گفت و گوی کوتاه تلفنی داشتم و با هم هماهنگی های لازم را انجام دادیم. در طول مسیر یک ساعت و نیمه میان اهواز تا شوش، ناصر بارها تماس گرفته و موقعیت مرا می پرسید. به شوش که رسیدم به همراه کبری قربانی دانش آموخته رشته مرمت بناها و بافت‌های تاریخی، علی بویری مدیر پایگاه میراث جهانی شوش و برخی از همکاران به طرف خانه شایع حرکت کردیم. ناصر در ورودی در با خنده رویی منتظر ما ایستاده بود. سلام و علیک‌های معمول را به شکل صمیمانه انجام و وارد خانه شدیم. خانه‌ای کوچک که بنا به گفته پدر و مادر خانواده، زمین آن را پروفسور گریشمن در اختیار آنها گذاشته و پس از گریشمن هیات فرانسوی نیز در ساخت آن به خانواده شایع کمک کرده بود.

وارد خانه که شدیم مردی سالخورده و زمین گیر را دیدم که به همراه همسرش که او نیز توان راه رفتن خود را از دست داده در گوشه‌ای از خانه و در میان جایی که انگار برای مدت زیادی به همین شیوه پهن بوده، نشسته و با پسر، عروس و چند نوه خود در یک خانه کوچک، درست چسبیده به قلعه شوش زندگی می‌کنند. خانواده‌ای از اعراب چنانی خوزستان که بیشتر اعضای آن به لهجه دزفولی حرف می‌زنند و این نکته برایم در همان ساعت اولیه و شروع گفت و گو جالب به نظر رسید. موضوع را که پرسیدم، مادر خانواده دلیلش را مربوط به معاشرت سالیان دور و دراز آنها با همسایگان دزفولی عنوان کرد.

فاطمه چنانه همسر و رفیق سالیان دور و دراز شایع است، متولد 1318 و دارای 5 فرزند پسر و دو دختر. زنی شوخ طبع که با وجودی که زمین گیر شده است، همچنان شیرین حرف می‌زند و در روایت گفته‌هایش با صراحت خاصی مطالب را منتقل می‌کند. وارد گفت‌وگو که می‌شویم از دوران شروع جنگ می‌گوید: جنگ شده بود و عراق به سرعت در حال پیشروی بود. بسیاری از مردم شهر را خالی کرده بودند و آنهایی هم که مانده بودند، در گیر و دار بین رفتن و ماندن بودند. شایع قلعه را محکم چسبیده بود و به ما می‌گفت بروید من می مانم چرا که نمی توانم قلعه را رها کنم. هر چه تلاش کردیم تا او را قانع به رفتن کنیم، نشد. می‌گفت امانت است و نمی‌شود رهایش کرد. ما هم کنار شایع در قلعه ماندیم. پسرم ناصر متولد قلعه است. اوایل جنگ بود، به دنیا که آمد نامش را ناصر گذاشتم. آن وقت‌ها قلعه امکاناتی مثل برق و آب نداشت و تنها ما مانده بودیم و گلوله باران دشمن. در زمان تولد ناصر هیچ کس کنارم نبود و به تنهایی در قلعه زایمان کردم. قلعه شوش در بلندترین نقطه قرار داشت و از بالای دیوارهای قلعه می شد تمام منطقه را دید و تحرکات عراقی ها را مشاهده کرد. بارها به چشم خودم و به روشنی می‌دیدم که عراقی‌ها در شط شنا می‌کردند. کنار شط قدم می‌زدند و صدای آنها را می‌شنیدیم. نه اینکه نمی‌ترسیدیم. ترس بود، چرا که ما در مسیر مستقیم گلوله‌های دشمن قرار داشتیم و خاطرم هست که یکبار شایع برای آوردن آب رفته بود از ناحیه فک و کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و زخمی شد که او را به کمک سربازان ارتش به بیمارستان انتقال و مداوا کردند.

گرم صحبت می‌شود و تازه حرف‌هایش گل می‌کند: در قلعه روزهای تاریک و روشن زیادی را سپری کردیم. بند بند این قلعه را می‌شناسم. اگر شایع برای کاری قصد بیرون رفتن از قلعه را می‌کرد، من و پسرهایم مراقبت قلعه را بر عهده می‌گرفتیم و این به بخشی از زندگی ما تبدیل شده بود. مرور دوران زندگی در قلعه، نبود آب و امکانات، آتش باران دشمن، زخمی شدن شایع، در تیررس بودن و امید به پیروزی، هنوز هم بعد از این همه سال برای من و دیگر اعضای خانواده با حسرت و اشک و آه دنبال می‌شود. گاهی به بعضی از آن اتفاقات می خندم و گاهی تمام وجودم اشک می‌شود. آن وقت‌ها در شرایط سخت و نبود امکانات نان می‌پختم، تنور خانه را که گرم می‌کردم می‌دانستم که بوی نان تا چند صدمتری قلعه می‌رود. به همین خاطر سهم سربازانی که در نزدیکی قلعه بودند را نیز کنار می‌گذاشتم و برای آنها نان گرم و تازه می‌فرستادم.

ناصر هم داستان پخت نان در قلعه توسط مادر و تقسیم بین سربازان را از یک ایثارگر در اصفهان شنیده و حالا او هم آرام و همراه با لبخند وارد گفت‌وگوی ما می‌شود:« سمت چپ ورودی قلعه اتاق محل تولدم است. در تاریخ 1360/10/2 در قلعه شوش متولد شدم. هنوز هم برایم پر از خاطره است. هیچ اتفاقی از قلعه را فراموش نکرده‌ام. پدر و مادرم بارها از زمان تولد و شرایط جنگی و اتفاقات آن دوران برای ما و دیگر اعضای خانواده صحبت کرده‌اند. داستان آمدن آیت الله خامنه‌ای و پیش از آن محسن رضایی را از پدرم شنیدم. پدرم می‌گفت که یک روز، درب قلعه زده شد. درب را باز نکردم. چند سرباز پشت در بودند. اصرار به ورود و دیدبانی از بالای قلعه داشتند. از آنجایی که پدرم بسیار امانت دار بود حاضر به باز کردن درب قلعه نمی شود و به آنها می گوید نگهبان آثار فرهنگی هستم و نمی‌توانم به کسی اجازه دهم وارد قلعه شود. آنها به پدرم گفتند اگر نتوانیم از موقعیت قلعه برای رصد موقعیت دشمن استفاده کنیم، عراقی‌ها به زودی قلعه را می‌گیرند و آن وقت چیزی به عنوان میراث به جا نخواهد ماند که از آن مراقبت کنید. به همین دلیل پدرم که نگران امانت مردم بود در را باز کرد. پس از ورود پدرم شنید که او را محسن رضایی خطاب می‌کنند. در همان دوران آیت الله خامنه‌ای نیز به همراه یک نفر دیگر برای بررسی موقعیت منطقه پیش از عملیات فتح المبین وارد قلعه شدند. پدر، مادر و برادرهایم این خاطره را خوب به خاطر دارند. می‌گویند هر چه اصرار به خوردن چای و نشستن کردند، آیت الله خامنه‌ای نپذیرفت و می گفت که زمان را نباید از دست داد. مادرم تعریف می‌کرد که در زمان خروج از قلعه به هر کدام از برادرهایم و من اسکناس های ده تومانی داد. من این خاطره را شاید برای هزاران نفر تاکنون تعریف کرده‌ام.»

مادر خانواده که در حال شنیدن حرف های ناصر است با لبخندی حرف‌های او را تایید می‌کند و می‌گوید: در زمان جنگ، نیروهای ما بسیاری از غنیمت‌های گرفته شده را به داخل قلعه منتقل می‌کردند، جالب است که شایع با همان حساسیتی که در مراقبت از اشیای تاریخی به خرج می‌داد، محافظ امانتی‌های تازه نیز شده بود و به ما هم تاکید داشت که در نبود من کسی حق ورود به قلعه را ندارد.

او ادامه می‌دهد: شایع کارگر و دم دست فرانسوی‌ها بود. آن وقت‌ها چیزی به نام بیمه وجود نداشت. رومن گریشمن که نگران آینده کارگران شاغل در محوطه پس از رفتن خود و دوران بی‌کاری و بازنشستگی آنها بود، به ما قطعه‌ای زمین در پایین قلعه داد که بروید و برای خودتان در این زمین خانه‌ای بسازید. هم سرپناهی داشته باشید و هم تا پایان عمر مراقب آثار باشید. بعد از رفتن گریشمن و آمدن تیم باستان شناسی جدید، جان پرو وقتی شرایط نابسامان و کیفیت پایین خانه ما را دید، از آجرهایی که برای موزه تهیه شده بود و مورد استفاده قرار می‌گرفت، مقداری را در اختیار ما گذاشت و به کارگرها دستور داد تا به ما کمک بیایند و آمدند تا این خانه‌ای که هم اکنون در آن زندگی می‌کنیم را بهسازی کرده و هنوز به همان شکل قدیمی باقی مانده است.

در حین گفت و گوهای میان من و خانواده، شایع آرام و در سکوت خود فرو رفته و چیزی را زیر لب زمزمه می‌کند. ساعت را که نگاه می‌کنم، خانواده صمیمی شایع اصرار به ماندن و صرف نهار می‌کنند. باید به اهواز بر می‌گشتم، از خانواده چنانه و عمو شایع خداحافظی کرده و برای دیدن خانه و محل تولد ناصر به سمت قلعه حرکت می‌کنم. در قلعه به مرور خاطرات ناصر و برادرهایش م‌ پردازیم و با کلی حرف نگفته از او و قلعه خداحافظی می‌کنم.

این را هم اضافه کنم که در زمان خروج فرانسوی‌ها تا مدت‌ها خبری از حقوق نبود. شایع برای ماه‌های بسیاری حقوقی دریافت نکرده بود ولی هرگز قلعه را رها نکرد و نرفت. اما عشق به میهن و تلاش برای حفظ و نگاهبانی از میراث باستانی کشور باعث شد تا شایع بدون هرگونه کمک و امتیازی، تا پایان کنار قلعه بماند و قلعه را رها نکند.

گزارش: بهنام رضایی مالمیر/ایلنا

photo_2023-05-22_21-27-41

تصویر نویسنده خوزتوریسم

طبیعت بهاری سد کارون ۳ و ۴

طبیعت بهاری کارون سد ۳ و ۴

سد کارون یکی از مهم‌ترین سدهای تأسیس شده در ایران است. در واقع سد کارون به دو سد کارون ۳ و کارون ۴ تفکیک می‌شود. این سد بسیار مهم، بر روی رودخانه کارون بسته شده.

زاگرُس رشته کوهی است که از غرب تا جنوب غربی فلات ایران کشیده شده‌است. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در جنوب شرقی ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استان‌های آذربایجان غربی، لرستان، همدان، مرکزی، اصفهان، فارس، کردستان، کرمانشاه، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و تا استان‌های کرمان، بوشهر و هرمزگان ادامه می‌یابد.

کوه‌های استان چهارمحال و بختیاری که برخی از آنها غالباً پوشیده از برف است، منبع و منشأ رودهای پرآب و طولانی کارون و زاینده رود هستند که به ترتیب به سوی خوزستان و اصفهان روان است. رود کارون دارای سرشاخه‌های متعددی به نام‌های رودخانه‌های بهشت آباد، کوهرنگ، سبزکوه، ونک، بازفت و لردگان و زاینده رود نیز دارای سرشاخه‌های دیگری به نام‌های دیمه، میان رودان، توف سفید، نعل اشکانان، تنگزی و خرسانک است. که سدهای کارون ۳و ۴ در منطقه مرزی چهارمحال و بختیاری و خوزستان بر روی رود کارون احداث شده‌اند.

از سد کارون به عنوان یکی از بزرگترین سدهای ایران یاد می‌شود و در حال حاضر نیروگاه این سد با تولید سالیانه بیش از ۴ هزار میلیون کیلووات ساعت انرژی، به عنوان یکی از بزرگترین نیروگاه‌های برق آبی کشور شناخته می‌شود. در واقع هدف از تأسیس این سد، تأمین بخشی از برق کشور و کنترل سیلاب‌های مخرب بوده است که خوشبختانه سد کارون توانست به این دو هدف دست پیدا کند.

عکس:مهرداد صفرپور دهکردی/مهر

طبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسسد کارون۳طبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسسد کارون۴طبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرسطبیعت بهاری زاگرس

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ