خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

آیا می دانستید نخستین آموزشگاه عالی صنعت نفت، وابسته به شرکت ملی نفت و یکی از قدیمی ترین واحد های آموزشی کشور در سال۱۳۱۸ با نام" آموزشگاه فنی آبادان" شروع به کار کرد که در سال ۱۳۴۱ به «دانشکده مهندسی نفت آبادان » و در سال ۱۳۶۸ به «دانشگاه صنعت نفت » تغییر نام یافت.

آموزشگاه حرفه ای آبادان؛ نخستین هنرستان صنعتی کشور و خاورمیانه

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،تاسیس آموزشگاه حرفه ای آبادان یکی از تعهداتی بود که در مقابل تمدید قرارداد دارسی به مدت 60 سال انجام گرفت؛ آموزشگاهی که الگوی اولیه هنرستان­ ها و نظام کاردانش در ساختار آموزش و پرورش ایران شد. در گذر از خیابان مرحوم دهداری آبادان، روبروی ورزشگاه تختی این شهر، ساختمان آموزشگاه حرفه ای پالایشگاه آبادان خودنمایی می کند.

تابلو رنگ و رو رفته سر در این ساختمان سال تاسیس آن را 1312 نشان می دهد که بیانگر سابقه تاریخی طولانی این ساختمان و آموزشگاه است. آموزشگاه حرفه ای آبادان حاصل تمدید قرارداد دارسی به مدت شصت سال با حکومت رضاخان بود. متعاقب مذاکرات خصوصی سرجان کدمن (Cadman) رئیس کل شرکت نفت ایران و انگلیس با دولت ایران در خرداد 1312 حق السهم ایران از عواید نفت به بیست درصد سود سهام بعلاوه چهار شیلینگ در هر تن نفت صادراتی افزایش یافت. حوزه امتیاز شرکت نفت به یکصد هزار کیلومتر مربع در ایالت خوزستان و کرمانشاه محدود شد و شرکت متعهد شد برنامۀ آموزشی سریعی برای ایرانیان در زمینه مشاغل فنی صنایع نفت عهده دار شود و همان طور که گفته شد، در مقابل مدت امتیاز نفت به مدت شصت سال تمدید شد.  

    همچنین قرار شد که از تعداد کارکنان غیرایرانی شرکت کاسته شود و سرویس های حمل و نقل و مخابرات شرکت در صورت لزوم در اختیار مقامات ایرانی گذارده شود. بدین ترتیب پالایشگاه آبادان برای تربیت نیروی فنی ایرانی، آموزشگاهی را تحت عنوان  Artisan school یا آموزشگاه حرفه‌ای که به «کارخانه‌ی کارآموزان» نیز معروف بود، تاسیس کرد؛ آموزشگاهی که الگوی اولیه هنرستان­ها و نظام کاردانش در ساختار آموزش و پرورش ایران شد. اندکی بعد شهرهای اهواز، مسجد سلیمان و آغاجاری نیز دارای آموزشگاه های فنی و حرفه ای شدند.    

   این آموزشگاه حرفه‌ای با مدیریت بسیار قوی و سختگیر، از بین نوجوانان - در هر سطح اجتماعی- جذب کارآموز می‌کرد. نکته جالب این بود که کارآموزان، می‌توانستند در نظام آموزش و پرورش مرسوم آن زمان در رشته های ریاضی، طبیعی و ادبی تحصیلات نظری خود را ادامه دهند و موفق به اخذ دیپلم متوسطه شوند و همزمان در آموزشگاه حرفه‌ای به فراگرفتن اصول اولیه صنعت و تکنولوژی بپردازند.   در پایان دوره، براساس هوش، استعداد و توانایی فنی آنها را بین واحدهای مختلف پالایشگاه مثل برق، آب و مکانیک، تراشکاری، عملیات پالایش و... به عنوان کارگر فنی تقسیم می‌کردند. البته آنهایی که موفق به اخذ دیپلم می‌شدند خیلی زود به درجه کارمندی ارتقاء یافته و از حقوق و مزایای بالاتری برخوردار می شدند.      

بدون شک، آموزشگاه حرفه‌ای نقشی غیرقابل انکار در ساختار اجتماعی آبادان داشته زیرا تربیت چندین هزار نفر نیروی تکنسین فنی قابل و ماهر که بیشتر آنها جزو مدیران صنعت نفت کشور شدند، در کنار دانشگاه صنعت نفت آبادان (AIT) که تربیت نیروی متخصص عالی رتبه نفت را برعهده داشت، موجب بالندگی، هدفمندی و پرورش نگاه صنعتی در جزئی ترین لایه های اجتماعی شهر آبادان بود.   و رفتارشناسی آبادانی ها در شهری که صنعت، تکنولوژی ‌وابزارهای نوین در تمامی لایه های اجتماعی آن رسوخ کرده بود و جمعیت قابل توجهی از آن را تکنسین های فنی و مجرب تشکیل می‌داد در مقایسه با سایر شهرها که ارتباطات اجتماعی بر پایه نیازها و تعاملات پیشه ‌ورانه، کشاورزی، صید و...بنا شده بود، ما را به نکات بسیار ویژه‌ای در نگاه جامعه شناسانه به آبادان می‌رساند.      

تعطیلی آموزشگاه حرفه‌ای منجر به جایگزینی هیچ گزینه‌ همسطح دیگر در این شهر نشد و آموزش های فنی‌ و حرفه‌ای و هنرستان های فنی نیز با تمام غنا، تلاش و پشتکاری که در امر آموزش بروز ‌دادند، هیچ گاه نتوانستند جایگاهی را که «آموزشگاه حرفه‌ای» از نظر هدفمندی، ایجاد انگیزه، تضمین اشتغال، تحکیم روابط انسانی بین کارآموزان، وجدان کاری و درنهایت پیوند اجزای اجتماعی شهر دارا ‌بود، به دست آورند.  

تفکرمدیریتی آموزشگاه حرفه‌ ای آنقدر جامع نگر بود که علاوه بر اهمیت به سطح آموزش فنی و نظری کارآموزان، به اوقات فراغت و کاهش ناهنجاری های روانی و جسمی ایشان نیز دقت می‌کرد و تاسیس «باشگاه کارآموزان» که یک باشگاه تمام عیار اجتماعی، ورزشی، هنری و... بود نیز درهمین راستا صورت گرفت.    

   در حقیقت، این سیستم برای تمام اوقات شبانه روز کارآموزان برنامه ریزی کرده بود تا حتی دوستان خود را نیز از بین افراد کوشا و هدفدار همچون خودشان انتخاب کنند، حتی اوقات فراغتشان را نیز باهم باشند و از ارتباط با افراد تنبل، بی کاره و بی انگیزه دوری کنند.   این افراد بعدها در پالایشگاه استخدام و با همان دوستان همکار اداری و همسایه خانگی می شدند و خانه سازمانی می‌گرفتند. به این ترتیب بعد از ده ها سال، این تفکر منجر به دوستی های بسیار عمیق و رفتار سازمانی مسئولانه در میان ایشان می شد.    

   اکنون آموزشگاه حرفه ای پس از سالیان دراز خاموشی و فراموشی، با دستور بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت به بخشی از طرح موزه ها و اسناد صنعت نفت ایران و موزه نفت آبادان تبدیل می شود. آموزشگاه حرفه ای، جرثقیل تاریخی اکوان، مجتمع فرهنگی انکس و منازل تاریخی پالایشگاه، نیروگاه تاریخی تامین برق پالایشگاه و شهر آبادان و نخستین جایگاه فروش و عرضه بنزین کشور اجزای تشکیل دهنده این طرح هستند. به نظر می رسد باتوجه به نقشی بی بدیلی که آموزشگاه حرفه‌ای در بدنه صنعت نفت ایران داشت، همچنین جایگاه والایی که در مدیریت لایه‌های اجتماعی آبادان ایفا کرده بود تبدیل آن مکان به موزه‌ نفت یک ضرورت فرهنگی است.

منبع:نفت ما

تصویر نویسنده خوزتوریسم

کارکرد و نقوش وریس در گذار از کوچندگی به یکجانشینی در ایل بختیاری

کارکرد و نقوش وریس در گذار از کوچندگی به یکجانشینی در ایل بختیاری

«وریس» یکی از دست بافته‌های نواری زنان ایل بختیاری، با نقش‌ها و طرح‌های انتزاعی منحصر به فرد است که از پشم گوسفند، موی بز و در مواردی کاموا بافته شده و در زندگی کوچندگی عشایر بختیاری به عنوان طناب در عرض‌های متفاوت برای مصارف مختلف کارکرد داشته و امروزه این هنر به دلیل یکجانشینی عشایر محدود شده است. حال این سئوال مطرح است که یکجا نشینی چه تأثیری بر کارکرد و نقوش منسوج وریس گذاشته است؟ هدف این مقاله شناسایی علت تغییراتی است که در اثر یکجانشینی بختیاری‌ها در کارکرد و نقوش وریس صورت گرفته‌است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، گردآوری مطالب کتابخانه­ای و میدانی و محدودۀ تاریخی آن دورۀ معاصر است. از نظر موضوعی نیز صرفاً شامل وریس‌بافی به عنوان یکی از دست بافته­های ایل بختیاری است و به دیگر منسوجات نواری آنان نمی‏پردازد. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که نیاز عشایر بختیاری به نوارهای وریس در دورۀ کوچندگی باعث تنوع در کاربرد آن­ها شده و اقتضای شرایط کوچ، اعتقادات و باورها و ارتباط تنگاتنگ آن‌ها با طبیعت، خلق نقوشی زیبا را در بافت وریس به همراه داشته است که در زمان یکجا‌نشینی ایل، اکثرکاربردهای عملی خود را از دست می‌دهد و موجب کنار گذاشتن تدریجیِ نقوش و بافت این منسوج می‌شود.

برای دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده خوزتوریسم

روزی که ۲۵ معلم همزمان شهید شدند

گرامیداشت هفته معلم؛

روزی که ۲۵ معلم همزمان شهید شدند

«صدای الله و اکبر آقای سبحانی آمد و یک لحظه همه چیز تمام شد، از زمین که بلند شدم، دیگر چیزی از اداره نمانده بود. جز تلی خاک و شاخه‌های تیرآهن چیزی دیده نمی‌شد، خاک بود و آوار و پیکرهایی زیر آوار.»

به گزارش ایسنا،‌ دوم مهرماه ۱۳۵۹ و در سومین روز از آغاز حمله دشمن بعثی به کشورمان، شهید محمد صالحی رییس وقت آموزش و پرورش آبادان و جمعی از معاونان و کارشناسان آموزشی برای تصمیم‌گیری در مورد بازگشایی یا تعطیلی مدارس آن هم در زمان جنگ در محل آموزش و پرورش آبادان جلسه‌ای برقرار کردند که متاسفانه با آغاز حملات هوایی دشمن متجاوز این ۲۵ نفر فرهنگی که از بهترین معلمان شهر بودند به طور یک‎‎جا به شهادت رسیدند.

فرهنگ ایثار و شهادت از همان ابتدای جنگ تحمیلی در میان فرهنگیان شهر آبادان نهادینه شد و تا به امروز به نسل های جدید آموزش داده می‌شود.

حسن منتصر یکی از باز ماندگان و شاهد عینی بمباران اداره آموزش و پرورش آبادان است در همین رابطه روایت ‌می‌کند: «صدای الله و اکبر آقای سبحانی آمد و یک لحظه همه چیز تمام شد، از زمین که بلند شدم، دیگر چیزی از اداره نمانده بود. جز تلی خاک و شاخه‌های تیرآهن چیزی دیده نمی‌شد، خاک بود و آوار و پیکرهایی زیر آوار.»

پس این حمله صمد صالحی (رئیس اداره)، صدیقه کاظمی اسفه، نصرالله ذبیحی سامانی، عبدالجلیل هرمزی نژاد، محمد خواستگار، غلامعلی باقرزاده، علی کرم صداقت، عبدالرسول سعیدی، علی صیادی، غلامعلی مسیبی، محمدحسن برمایون، عبدالحسن عوید ثامری، صالح عیدانی، محمدعلی صابری بهبهانی،علی بلخوارزاده، عبدالجبار جلالی، علی تنگستانی پور، یاسین انباء روحله، گودرز باورسا قربانی، حسن امیری، دیانا جم‌نشان، محمود رجب زاده دهاقانی، هرمز کلانتری، عبدالمحسن عسگری و حسین حسینی به عنوان اسامی شهدای آموزش و پرورش آبادان در حادثه دوم مهر ماه سال ۱۳۵۹ اعلام شدند.

همچنین به گفته اعظم قاسمی‌زاده که در کارنامه فعالیت فرهنگی‌اش ریاست اداره آموزش و پرورش آبادان هم به چشم می‌خورد در مصاحبه‌ای می‌گوید: «متاسفانه به رغم پیگیری‌های فراوان و کسب موافقت وزیر وقت با طرح نامگذاری دوم مهر به نام شهدای فرهنگی آبادان در تقویم ملی و ارجاع آن برای دریافت توافق نهایی به شورای عالی فرهنگی کشور تاکنون هیچ اقدام عملی و پاسخی دریافت نشده است.

در آن بحبوحه خون و آتش علاوه بر شهدای فرهنگی به گفته برخی شاهدان عینی این واقعه برخی از دانش آموزان و والدین آنها که برای انجام امور خود به آموزش و پرورش آمده بودند در این بمباران به شهادت رسیدند که برخی از آنان به دلیل غیرقابل شناسایی بودنشان گمنام دفن شدند. »

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نجف دریابندری درگذشت

نجف دریابندری درگذشت

تهران- ایرنا- نجف دریابندری، مترجم و نویسنده پیشکسوت، امروز (دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت) در سن نودویک سالگی و پس از عمری تلاش در راه اعتلای فرهنگ درگذشت.

سهراب دریابندری فرزند این مترجم پیشکسوت با انتشار پیامی در صفحه مجازی خود این خبر را اعلام و ضمن تسلیت به همه دوستداران او تقاضا کرد به منظور جلوگیری از واگیر و بیماری به منزل ایشان مراجعه نکنند.

نجف دریابندری (زاده ۱ شهریور ۱۳۰۸ در آبادان) مترجم و نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. ترجمهٔ برخی از آثار ارنست همینگوی، نظیر کتاب وداع با اسلحه از جمله شاهکارهای او است. سازمان میراث فرهنگی ایران، در سال ۱۳۹۶، آقای دریابندری را به عنوان گنجینه زنده بشری ثبت کرد.

دریابندری از سال‌ها قبل به دلیل چند سکته مغزی و بستری شدن در بیمارستان و از دست دادن همسرش دست از کار کشیده بود. وی فردی خوش‌محضر بود که بسیاری شاعران نام‌آور روزگار ما از احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، ابراهیم گلستان، صادق چوبک و بسیار کسان با او دوست بودند و سال‌ها در جلسه‌ صبح‌های جمعه شماری از دوستان و نام‌آوران اهل ادب گِردَش حلقه می‌زدند و از خوش‌صحبتی‌هایش بهره‌مند می‌شدند.

خدمات دریابندری به زبان فارسی تنها به شکل دادن به حافظه جمع بسیاری از کتابخوانان در دهه‌های ۴۰، ۵۰، ۶۰ و بعد از آن ختم نمی‌شود؛ بلکه آثار بی‌شمار وی قابلیت تبدیل شدن به کتب درسی در رشته‌های مختلف ترجمه و نویسندگی را دارد؛ با آنکه خود او هرگز روی دانشگاه ندید و معلم بدون متعلم بود و مهم‌ترین درس را از جماعت جامعه و تجربیات زیسته‌اش گرفت. وی به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکایی جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گرفته‌است.

نجف دریابندری به گفته خود در سال ۱۳۰۷ در محله حمام جرمنی آبادان به دنیا آمده هرچند سال تولد در شناسنامه‌اش ۱۳۰۸ ثبت می‌شود. به همین خاطر در دانش‌نامه‌های اینترنتی نیز او متولد ۱۳۰۸ معرفی شده است. بارها از او درباره تعریف ترجمه پرسیده شده و این مترجم با سابقه هربار به نحوی در ارائه تعریفی محدود از ترجمه طفره رفته است. از نظر او ترجمه یک عمل است که مترجم با تمرین و ممارست آن را به دست می‌آورد.

وی می‌گوید ترجمه علم نیست بلکه عمل است و کاری است که ادم با آموزش منظم یا غیرمنظم یاد می‌گیرد و در هر حال از راه آزمایش و خطا. دریابندری باور دارد ترجمه خوب، ترجمه‌ای است که مترجم بتواند متن را به صورتی ترجمه کند که خود نویسنده اگر همزبان مترجم بود آن متن را به آن صورت می‌نوشت. مترجمی که به این نظریه مجهز شد یک راست می‌رود توی جلد نویسنده و درست مانند خود او می‌نویسد.​​​​​​

به‌گزارش میراث‌آریا، در متن پیام تسلیت دکتر علی‌اصغر مونسان آمده است:

«جامعه فرهنگی و ادبی کشور در فقدان یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فعال و اثرگذار عرصه ادبیات و ترجمه به سوگ نشست. مرحوم نجف دریابندری نه تنها نویسنده و مترجمی چیره‌دست، بلکه پژوهشگری چند ساحتی بود که آثارش عرصه ادب، فلسفه و میراث ناملموس را در بر می‌گیرد.

ترجمه‌های نغز دریابندری از شاهکارهای ادبی جهان، نمونه‌هایی بی‌بدیل است و از این ‌روست که جایزه تورنتون وایلدر دانشگاه کلمبیا به شایستگی تقدیم او می‌شود. سهم ارزنده این پژوهشگر بزرگ در میراث‌فرهنگی ایران نیز، تألیف کتاب ارزشمند «مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز» است که نام او را برای همیشه در فهرست حاملان میراث ناملموس خوراک، ثبت و جاودانه کرد.

درگذشت زنده‌یاد نجف دریابندری را به خانواده آن فقید و عموم دوستدارانش تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال برای ایشان آرامش روح و علو درجات مسئلت می‌کنم. یاد و خاطرش همواره گرامی باد.»

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گوشه ای از فرهنگ و افسانه های عامیانه قوم بختیاری

گوشه ای از فرهنگ و اافسانه های عامیانه قوم بختیاری

تاریخ چیزی است که وجود دارد، ولی اسطوره چیزی است که ما می خواهیم وجود داشته باشد.(فولکور بختیاری- دکتر عباس قنبری عدیوی)

قوم بختیاری از افسانه ها،‌ بینش، دیدگاه و نظر خود را درباره امور زندگی، خوبی ها و بدی ها، خواسته ها در چهره و رفتار، اندیشه و گفتار شخصیت های افسانه ای و متل های خود بیان می کنند.زندگی در کوهستان های خشن و عبور از بیابان های سوزانده ی خوزستان در روزگاری که هیچ وسیله ی ارتباطی به شکل امروزی وجود نداشت و انسان پاسخی برای سوالاتش درباره اتفاقات ناشناخته ای پیرامون خود پیدا نمی کرد، عشایر بختیاری برای غلبه بر محیط و پاسخ به سوالات بی جواب افسانه ها و متل ها را خلق کردند.

(این مجموعه با هدف تصویر سازی عینی از ذهنیت سوژه ها نسبت به افسانه های عامیانه عکاسی شده است).منبع ایرنا

1.آل (Al)پیرزنی ژولیده که حامل سبدی ست که جگر زن زائو را در آن می گذارد. در گذشته بخاطر نبود بهداشت کافی و پزشک، زمانی که زائو بر اثر عفونت یا خونریزی فوت می کرد، دلیلش را موجودی به نام آل می داستند که اعمالی برای دور کردن وی انجام می دادند.

2.مِردوزما (Merdozma)موجودی خبیث و حیله گر که به شکل انسان و حیوانات اهلی ( گوسفند، گاو، سگ، اسب و...) سر راه افراد قرار می گیرند و تلاش می کند آنها را به بی راهه و پرتگاه بکشاند تا در فرصتی لازم آنها را غافلگیر کرده و از پشت سر به قعر دره پرت کرده و یا در نبرد تن به تن از پای در آورد. افراد کمی توانسته اند از دست او جان به در برند. افراد کمی توانسته اند از دست او جان به در برند. آنها معتقدند که سبب مرگ مشکوک افرادی که در کوهستان های و دره ها یا صحرا های گرم و سوزنده ی خوزستان مرده اند همین است.

3.درمان بیماری چْلم هنوعی بیماری روحی که بیمار دچار بی حسی اندام و کابوس های شبانه می شود. طبیب با انجام اعمالی و خواندن اورادی به او سلامتی را تلقین می کند.

4تزئینات داخل سیاه چادراستفاده از شیردنگ و مهره های مختلف برای دور کردن اجنه و ارواح خبیث می باشد.

5.افسانه ی گللو زرد (گوساله زرد)قصه دختری که فریب زن حیله گری را می خورد و موجب مرگ مادر می شود. زن پدر دختر را فریب می دهد تا او را به همسری انتخاب کند.دختر با وجود نامادری با مشکلات زیادی روبروست. روح مادر که همیشه محافظ دختر است برایش یک گوساله زرد می فرستتد...

6.افسانه ی ماه تی تی قصه دختری ست که به علت فقر و توطئه نامادری با شش دختر دیگر راهی کوهستان می شوند. آنجا با آلازنگی حیله گر که در هیبت پیرمردی ظاهر می شود، مواجهه می شوند که قصد دارد آنها را بخورد؛ با زیرکی و باهوشی دخترک یتیم همه دختران نجات پیدا می کنند. متل ماه تی تی آموزه ای ست برای دخترانی که مجبورند در کوهستان زندگی کنند و با خطرات احتمالی روبرو شوند.

7.آیین چهل کچلون هرگاه باران به حدی می‌بارید که احتمال آسیب به دام و محصولات وجود داشت با این آیین، عدم بارش باران را از پروردگار طلب می‌کردند.در این مراسم که به «چل کچلون» یا «باران بند» معروف است، عناصر انسانی دیده نمی‌شود، بلکه نمادهایی که به صورت چوب یا بندی بلند ساخته می‌شود، جلوی سیاه چادرها یا خانه‌ها بسته میشود

8.دالو و روباه متل قدیمی در مورد پیرزن نگون بختی است که ماستش توسط روباه حیله گر خورده می شود و در طی داستان، کودک با چگونگی ارتباط انسان و طبیعت آشنا می شود.

9دالو و خروس متل قدیمی در مورد پیرزن خسیس و خروسش است که برای رفع اختلاف شان نزد قاضی می روند و قاضی عدالت را برقرار می کند.

10.درمان زردی در قوم بختیاری طبیب هایی وجود دارد که اعتقاد دارند خداوند به آنها علم طبابت توسط اجنه اعطا کرده است و این علم از مادر به دختر می رسد که به «رگ خدایی» معروف است. آنها روز دوشنبه یا چهارشنبه با یک حیوان حلال گوشت نر مثل بز، گوسفند یا خروس برای درمان پیش طبیب می روند.

11.درمان مارگزیدگی زمانی که شخصی را مار نیش بزند، یک مرغ را با مهارت روی محل نیش قرار می دهند؛ طوری که کلواک مرغ بروی محل نیش مرغ قرار گیرد. کلواک مرغ مانند یک مکنده زهر را جذب می کند.

12.نِمدکال (Nemedkal)(بختیاری ها معتقدند که نمدکال فردی آسمانی و مقدس است که در قالب چوپانی خیرخواه و سودرسان به یاری عشایر و گله داران مومن و پاک می آید. وی در میان گله می خوابد، از گوسفندان در مقابل دزد، گرگ و حیوانات درنده محافظت می کند و در غیاب افراد سیاه چادر محافظ اموال و دارایی آن هاست.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

حفاظت، احیا و توسعه ی فرهنگ مدار در روستاهای حاشیه بهمنشیر

حفاظت، احیا و توسعه ی فرهنگ مدار در روستاهای حاشیه بهمنشیر

انهار منشعب از رودخانه ی بهمنشیر جايگاه مشخص و قابل اعتنايی در زیست بوم مناطق روستایی دارند، چرا كه انهار و باغها و نخیلات پيرامونی آنها يكی از مهمترين عوامل شكل دهی مورفولوژی، استخوانبندی و چشم اندازهای اصلی روستاهای این منطقه و عامل دوام و پايداری اكولوژی بافتهای روستایی منطقه هستند

 

سکونتگاه های روستایی با توجه به نوع عملکردشان، سازمانهای فضایی متفاوتی می باشند. برخی از روستاها واجد ارزشهای کالبدی و فرهنگی گوناگونی هستند که حفاظت از آنها در مقیاس کالبدی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان جوهره ی “سنت معماری ایرانی” برای حفظ هویت و اصالت بومی، امری ضروری تلقی می شود.
به گفته ی دکتر حناچی؛ روستا بازتاب پاسخ محیط به نیازهای انسان است.
وقتی گروهی از انسانها برای ادامه معیشت مکانی را در یک سرزمین انتخاب می کنند عموما جهت رفع نیازهای خود در آن تغییراتی ایجاد می نمایند که گاها این تغییرات تبدیل به بخشی از فرهنگ بومی آن سرزمین می شود و آن مکان با گسترش تعداد خانه و مسکن تبدیل به یک زیست بوم شده که بافت کالبدی آن با گذشت زمان بخشی از منظر فرهنگی و بخشی از هویت بومی منطقه محسوب می شود و نیازمند حفاظت میباشد. در این زیست بوم ها مهمترین عامل در حفاظت مشارکت انسانی و همراهی ساکنان بومی آنجا می باشد.

گزارش کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

داستان واقعی و تا حدودی عجیب ابوعلی

داستان واقعی و تا حدودی عجیب ابوعلی

 

تا امروز مسافران زیادی اینجا اقامت کرده‌اند از اسپانیا، ایتالیا، هند، چین، ژاپن و نیویورک. بیشتر این گردشگران می‌گویند که اینجا را دوست دارند. چون هم غذای خانگی است و هم فضای سنتی روستایی دارد

 

فاطمه علی‌اصغر
این یک داستان واقعی و البته ساده اما تا حدودی عجیب است. داستان مردی که یک اقامتگاه بوم‌گردی را راه‌اندازی کرده اما قبل از آنکه زندگی او را روایت کنیم و از کسب‌وکارش بگوییم. برمی‌گردیم به چندین هزار سال پیش و داستان شهری را می‌گوییم که مرکز تمدن عیلام و از حدود ۲۷۰۰ قبل از میلاد پایتخت بوده و این پایتختی تا پایان امپراتوری هخامنشی ادامه یافته یعنی ۳ هزار سال. در این ۳ هزارسال همیشه این شهر آباد بوده و نماد تمدن در دنیای کهن. این شهر امروز هم شهرتی جهانی دارد. شهری که دو اثر ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو را در دل خود چون گنجینه‌ای نهان کرده یعنی شوش و چغازنبیل. هر چند اگر برای دیدن این دو اثر راهی شوش شده‌ باشید، می‌دانید که امروز نشانی از گذشته ندارد. شاید برای مردم کشوری که رییس‌جمهور آن، چشم‌انداز اقتصادی‌اش را در گردشگری دیده، باورش سخت باشد که این شهر تا دو سال پیش حتی یک اقامتگاه بوم‌گردی نداشته. داستان راه‌اندازی اولین اقامتگاه بوم‌گردی در این شهر اما شنیدنی‌ است. این اقامتگاه را سرانجام خلف سعد فرجی، با فروش دار و ندار زندگی‌اش راه‌اندازی کرد:« برای اینکه بتوانم اقامتگاه بوم‌گردی‌ام را بنا کنم مجبور بودم سرمایه‌ای جور کنم. هیچ چیز نداشتم جز یک ماشین. آن را هم فروختم و برای ساخت اقامتگاه بوم‌گردی گذاشتم.» خلف ساکن روستای خماط است. روستای تاریخی که در نزدیکی‌اش، چغازنبیل، نیایشگاهی باستانی قرار گرفته و بسیار نزدیک به شهر دیرینه شوش است. با اینکه روستای خماط از سال‌ها پیش جزو روستاهای هدف گردشگری قرار گرفته اما تا امروز کمترین امکانات توریستی به خود ندیده است تا اینکه خلف سعد با یک پیشنهاد ساده از سوی دوستانش، به این فکر می‌افتد تا اولین قدم را در این زمینه بردارد.

گزارش کامل در ادامه نوشته 

ادامه نوشته
تصویر نویسنده خوزتوریسم

جایگاه زن در هنر ساسانی

جایگاه زن در هنر ساسانی

در فرهنگ ایران زمین، زن نماد مهر و عشق، سازندگی و باروری به شمار می‌رود. کشف صدها تندیسه از حفریات باستان‌شناسی در شوش، تپه سراب کرمانشاه، تورنگ تپه و سایر نقاط ایران و به دنبال آن پرستش ایزد‌بانوانی چون «سپندارمذ»، «نانایا» و «اَناهیتا» در طول تاریخ بیانگر بزرگداشت و ارج‌گذاری به زن، نیروهای سازنده و زندگی‌بخش او بوده است. خوشبختانه باورهای نیکو و مقدس در بستر تاریخ هرگز زادگاه خود را فراموش نمی‌کنند بلکه همواره بالنده و پیشرو در دل و جان مردم زنده می‌مانند. بزرگداشت «شهربانو» و «نیک‌بانو» دختران یزدگرد، سیده خاتون و صدها زیارتگاه دیگر در سرزمین ایران اسلامی نشانه تداوم، بزرگداشت و احترام به زن در بستر پاک و نورانی تاریخ ایران در طی هزاره‌ها و سده‌ها می‌باشد.

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک  کنید 

Shapurdukhtak - Wikipedia

 

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نگــارکنــد الیــمایـی خنـگ اژدر 2 و مقایسة آن با دیگر نگارکندهای الیـمایی

نگــارکنــد الیــمایـی خنـگ اژدر 2 و مقایسة آن با دیگر نگارکندهای الیـمایی

نگارکند یکی از داده‌های مهم و پراهمیت در علم باستان‌شناسی که بخش مهمی از سنت، تاریخ، فرهنگ، تمدن و هنر پیشینیان را بازنمایی می‌کند و بیانگر مفاهیم و اندیشه‌ها، آیین‌ها و مناسک، شرح پیروزی‌ها و دستاوردها، تکنیک‌های حجاری، بازگوکنندة ظرایف هنری و تبلور اوضاع سیاسی، مذهبی، اجتماعی و همچنین روشی برای اقناع حس ماندگاری فرمانروایان است. نگارکند یکی از فراگیرترین شیوه‌های رایج در سراسر خاور نزدیک باستان بود. رواج این سنت در دورة اشکانی سبب شد تا نگارکندهای بسیاری در قلمرو این امپراطوری خلق شود که بخش عمدة آنها در جغرافیای حکومت خودمختار الیمایی 3-162 ق.م- 224 م واقع شده است. محدودة اصلی شاهک‌نشین مستقل الیمایی، کوهستان‌های بختیاری و بخش مرکزی رشته‌کوه‌های زاگرس بوده است. نگارکندها، گسترده‌ترین و شاخص‌ترین آثار هنری این عصر محسوب می‌شوند که ویژگی‌هایی نظیر تمام‌رخ‌نمایی، روحانیت، خطی‌بودن، صلابت و رئالیسم تطبیقی را برای آنها برشمرده‌اند. یکی از استقرارگاه‌های مهم الیماییان، دشت ایذه در استان خوزستان است که نگارکندهای متعددی از آن دوره را در خود جای داده است. نگارکند خنگ اژدر 2 در 13 کیلومتری شهر ایذه، مجاورت نگارکند خنگ اژدر1 و نزدیکی نگارکندهای یارعلی‌وند و کمالوند قرار دارد که ویژگی‌های مترتب بر هنر الیمایی را داراست؛ این نگارکند در زمرة نگاره‌های مذهبی است و صحنه‌ای آیینی را به نمایش گذاشته است. فرسایش زیاد و نداشتن کتیبه، گاهنگاری و شناسایی هویت نگارکند را دشوار کرده است. از این رو برای پی‌بردن به مضامین و گاهنگاری نگارکند با روش مفهوم‌شناسی تصویری به مقایسة آن با نگارکندهای ایلامی، پارتی و الیمایی پرداخته شد و با استخراج ویژگی‌های مشترک سبکی، موضوعی و هنری، مضامین نهفته در نگارکند و تکنیک‌های اجرا و مشخصات سبکی آن به عنوان هنری بومی مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت بر‌اساس درون‌مایه آیینی نگارکند و مقایسه با نگارکندهای کتیبه‌دار همسان در دورة الیمایی گاهنگاری شده است.

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید 

تصویر نویسنده خوزتوریسم

باشگاه هاي كارگري وكارمندي درمسجد سليمان

باشگاه هاي كارگري وكارمندي درمسجد سليمان

در دوران شرکت سابق نفت ایران و انگلیس، کارکنان هندی زیادی در نفت مشغول بودند که پس از ملی شدن نفت با اینکه از آنها خواسته شده بود در صورت تمایل می توانند به کار ادامه دهند ولی به جزء عده ای بسیار محدود، بقیه با انگلیسی ها ایران را ترک کردند.

محل اقامت آنها در مسجدسلیمان، برای مجردها، هاستل هندی ها در کوی شرکتی میدان که بعدها پانسیون فردوسی نامگذاری شد و هاستل سبزآباد بالای کوه مالکریم بود.

هندی های متاهل نیز منازل سازمانی داشتند و باشگاه آنها باشگاه کریکت بود.

در مسجدسلیمان، باشگاه های کارمندی شامل باشگاه ایران، باشگاه مرکزی (Central Hall) و باشگاه گلف بی بیان، و برای کارگران باشگاه چشمه علی، باشگاه کارون و باشگاه نفتون بود.

باشگاه ها بوسیله هیات امناء که انتخابی اعضاء بودند، برای یکسال انتخاب می شدند و معمولا برای باشگاه های کارمندی یکی از مدیران ارشد، رئیسه هیات امناء (هیات مدیره) شده، و برای باشگاه های کارگری اعضاء هیات مدیره از کارگران عضو انتخاب شده، ولی رئیس هیات مدیره معمولا از یکی از روسای امور اداری برگزیده می شد.

در دوران کودکی که در مسجدسلیمان بودم، برادر بزرگم که رئیس کارگزینی کارگران (Labour Office) و رئیس هیات مدیره باشگاه های کارگری بود، گاهی در هنگام اجرای برنامه های خاص و یا فیلم های سینمایی، در آن باشگاه ها حضور
می یافت و این کار به دلیل حفظ نظم و به لحاظ حرمت وی، و یا ترس کارگران از روسای امور اداری بود.

شبی که قرار بود یک فیلم مطرح هندی در باشگاه چشمه علی نمایش داده شود و انتظار شلوغی بیش از حد بود، برادر بزرگم، من و برادر دیگرم را همراه خودش به باشگاه چشمه علی برد. خودرویی که ما را به باشگاه می برد، یک استیشن شبیه «ون» امروزی به نام تُرک (TURK) بود که بزرگتر و ظاهر زمخت و پرصدایی نیز داشت. پس از سوار شدن، به محل هاستل هندیها رفتیم تا دونفر کارمند حسابداری به نام «پِرورا و نیورا» را که یکی بلیط سینما می فروخت و دیگری کنترل می کرد، سوار کنیم.

در بین راه یکی از کارمندان هندی که با برادر بزرگم به زبان انگلیسی صحبت می کرد، رو به من کرد و گفت: «بَچُون کیلی کُوب است» و ادامه داد: «یک فیلم کیلی کُوب برای تو نشان داد».

به باشگاه رسیدیم، جمعیت زیادی از کارگران و خانواده های آنان حاضر بودند و پس از خریدن بلیط به سالن روباز سینما وارد می شدند. صندلی ها پُر شده و عده زیادی نیز سرپا ایستاده بودند و با شروع فیلم، به علت ازدحام و سروصدا، امکان شنیدن صدای فیلم را سخت کرده بود و جالبتر اینکه در هنگام نمایش صحنه های هیجان انگیز (اکشن) مثلا هنرپیشه ای که در جنگ تن به تن با صدنفر درگیر شده و آنها را می زد و یا فراری میداد، همه کف زده و یا سوت می کشیدند.

دیدن این صحنه ها از تماشای خود فیلم جالبتر و دیدنی تر بود. کسانی که زیاد احساساتی می شدند از جای خود بلند شده و هنرپیشه فیلم را تشویق کرده و یا برایش سوت می کشیدند، با اعتراض سایرین که فریاد می زدند بشین، بشین... مواجه
می شدند.

به هرحال من زیاد دوام نیاوردم و از بردار بزرگم خواستم به خانه بازگردم و به ناچار، به همراه برادر دیگرم، به محوطه باز و فضای سبز باشگاه رفتیم تا سرگرم شده و پس از پایان فیلم با خودرویی که آمده بودیم، به خانه برگشتیم.

در آن زمان اختلاف طبقاتی در نفت بسیار زیاد بود، باشگاه های کارگری با امکانات اندک و نشان دادن فیلم های ایرانی و هندی کیلویی، سرگرمی آنان و خانواده هایشان بود. البته ناگفته نماند امکانات ورزشی زیادی برای آنها فراهم بود، زیرا شرکت در مسابقات ورزشی و اکثرا مدال آوری از میان کارگران بود.

باشگاه های کارمندی لوکس، با تجهیزات گران قیمت و بیشتر برای صرف شام اعضاء، برنامه های هنری و یا تشریفاتی مورد استفاده قرار می گرفت. فیلم های سینمایی نیز از فیلم های مطرح هالیوودی، هفته ای دو شب نمایش داده می شد.

سید نعمت اله امام

منبع:http://www.petromuseum.ir/

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان
رسانه ای برای  معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ