خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

 دزفول در هشت سال دفاع مقدس به روایت تصویر

 دزفول در هشت سال دفاع مقدس به روایت تصویر

تاریخ و شناسنامه شهر مقاومت «دزفول» گویای آن است که «دزفول» گذرگاه خون هزاران شهید و سرآمد شهرهای جنگی دفاع مقدس است.

 اسم شهرستان دزفول که به میان می‌آید یاد شهیدان، دلاوران مردان بی‌ادعا از خاطره می‌گذرد، کوچه‌هایی که به نامشان مزین کردند که همگان بدانند اینجا گذرگاه خون هزاران شهید است. شهری که سرآمد شهرهای جنگی دفاع مقدس است و امام راحل در توصیف مردم شهر شهیدپرور دزفول و جوانان آن بیان داشت «دزفول دین خود را به اسلام ادا کرد».

روایت اول، تصاویری از حملات هوایی دشمن، گلوله توپ، بمب و راکت، موشک باران و همچنین مقاومت و پایداری مردم دزفول است که 2 هزار و 600 شهید تقدیم انقلاب کردند.

گزارش: خبرگزاری تسنیم

 

 

تصویر نویسنده خوزتوریسم

طولانی‌ترین بمباران بعد از جنگ جهانی دوم+تصاویر

طولانی‌ترین بمباران بعد از جنگ جهانی دوم+تصاویر

در این حمله وحشیانه نقاط مهمی همانند ایستگاه راه آهن مورد اصابت قرار گرفت و بیش از ۳۰۰ نفر از شهروندان و مسافران کشته و ۷۰۰ نفر مجروح شدند این بمباران را طولانی‌ترین بمباران شهرها پس از جنگ جهانی دوم به شمار می‌آورند.

گروه جهاد و مقاومت مشرق: در سال ششم جنگ تحمیلی و در روزهایی که خورشید با اشعه هایش سعی داشت گرمای خود را بر سرمای پائیز سال 1365 نشان دهد، آسمان شهر اندیمشک مملو از پرنده های آهنین شد که سعی داشتند پرچم مقاومت و ایستادگی را از دست مردم این دیار به زیر بکشند، هر لاله ای که در بمباران یک ساعت و چهل و پنج دقیقه ای شهر بر زمین خونرنگ شهر پرپر می شد، ندای بلند ایثار از گوشه ای دیگر فضا را پُرمی نمود.

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، روز سه شنبه چهارم آذر ماه سال 1365 در حالی که ساعت از یازده و چهل و پنج دقیقه گذشته بود دشمن بعثی با بهره گیری از توان نیروی هوایی خود و با 54 فروند هواپیمای اهدایی کشورهای استعمارگر، مردم اندیمشک را مورد هجوم خود قرار دادند و در این مدت دیوارهای شهر همچون گهواره ای مدام می لزرید اما هیچگاه فرو نریخت.


طولانی ترین حمله هوایی به اندیمشک بعد از جنگ حهانی دوم

برای طولانی ترین بمباران هوایی در اندیمشک می توان دلایل زیادی برشمرد که مهمترین آن پیوند ناگسستنی مردم این دیار با مولا و مقتدای خویش و اعزام فرزندان برومند این شهر در خط مقدم بود، فرزندانی که در قالب گردان حمزه و پیش از آن گردان قائم توانستند در عملیات های مهمی چون فتح المبین ، بیت المقدس ، والفجر 8 و نصر 4 فداکاری کنند.

دلیل دوم، نوشته اعتراف گونه آقایان آنتونی کردسمن و آبراهام واگنز در کتاب درس هایی از جنگ مدرن می باشد که در آن به صراحت بیان شده در 25 نوامبر 1986 (4 آذرماه 1365) دور جدیدی از حملات هوایی عراق آغاز شد. حدود 54 جنگنده عراق به 6 هدف که شامل پایگاه شکاری نزدیک دزفول، یک پادگان نظامی ، یک پایگاه هوایی، تأسیسات لارک و ایستگاه راه آهن اندیمشک (حمله) شد.

ایستگاه راه آهن اندیمشک بعنوان مرکز ثقل و بارانداز جنگ تحمیلی از حیث نیروی انسانی و امکانات پشتیبانی باید مورد حمله قرار گیرد. همچنین نیروی هوایی عراق حالا دیگر از همیشه قوی تر است. تجهیزات جنگی و سیستم های سوختگیری هوایی که از شوروی و فرانسه به عراق رسیده بود به جنگنده های میراژ اف-1 امکان سوختگیری در پروازهای طولانی داده بود.

مشاهده می شود این هجوم طولانی مدت با برنامه ریزی و کاملاً هوشمندانه از سوی جبهه دشمن صورت گرفته است چرا که اگر اندیمشک در سال ششم جنگ تحمیلی که سال پیروزیهای بزرگ بود، عقبه استراتژیک و مهم در جبهه های میانی و جنوب محسوب می شد با انهدام و یا کم اثر شدن نقش آن، در صحنه نبرد نیروهای رزمنده دچار مشکلات و چالش های بزرگ می شدند این اهمیت از آن رو بیشتر خودنمایی می کند که:
1-انهدام خط راه آهن بعنوان حلقه اتصال جبهه های جنوب و میانی با مرکز کشور ، سبب اختلال در اعزام نیرو و امکانات پشتیبانی به خط مقدم می شد.
2- انهدام مخازن نفت مستقر در اندیمشک سبب اخلال در تولید نفت و شوک اقتصادی را رقم می زد.
3- انهدام ایستگاه اصلی برق شمال که در منتهی الیه جنوبی شهر واقع است موجب بروز قطعی برق و ذخیره انرژی می شد.
4- از بین بردن نیروی انسانی که در 21 پادگان اطراف شهر اندیمشک مشغول آموزش و آمادگی جهت حضور در خط مقدم بودند ، سبب خالی شدن جبهه های میانی و جنوب از نیروی رزمنده می گشت.


در کنار این ها دشمن سعی در انهدام مراکز درمانی چون شهید کلانتری که بار اصلی تیمارداری جبهه را بر دوش می کشید موجب اختلال در امور درمانی رزمندگان را رقم می زد و در نهایت هم "مقاومت مردمی" شهری شکسته می شد که حضرت امام خمینی (ره) در مورد آن فرمودند : این اندیمشک است که مورد هجوم تجاوز واقع می شود ، دنباله اش جنگ جنگ تا پیروزی می گوید.

دشمن با همه توان خود در آذر ماه 1365 برای شکستن این حلقه مهم سعی نمود اما مردم قهرمان و مقاوم اندیمشک ، در حماسه ای ماندگار ، سرود مقاومت را سر دادند و در این روز که 75 شهید از شهروندان اندیمشک و بیش از 200 شهید متشکل از رزمندگانی که به قصد عزیمت به سرزمین نور وارد ایستگاه راه آهن شده بودند و 500 مجروح، کمر خم نکردند.


طولانی ترین بمباران تاریخ جنگ-اندیمشک

در این حمله وحشیانه نقاط مهمی همانند ایستگاه راه آهن مورد اصابت قرار گرفت و بیش از ۳۰۰ نفر از شهروندان و مسافران کشته و ۷۰۰ نفر مجروح شدند این بمباران را طولانی‌ترین بمباران شهرها پس از جنگ جهانی دوم به شمار می‌آورند.

۳۰۰ شهید و ۷۰۰ زخمی و خساراتی که اندیمشک در شهادت این حادثه دید تا ابد از یاد و خاطره ها پاک نخواهد شد، ولی در این میان به نظر مسئولین آنچنان که باید به این حادثه توجهی که در خور و شایسته آن باشد را ندارند.


خاطره‌ای از ندا شفیعی یکی از کسانی که شاهد صحنه ای بود که هیچ وقت از خاطر مردم اندیمشک نخواهد رفت

ما به مدرسه رفتیم. من دبستانی بودم و خواهرانم در دبیرستان کنار مدرسه ما درس می‌خواندند. چیزی نگذشت که حمله‌هوایی آغاز شد. همه با وحشت از مدرسه بیرون دویدیم. آن روز، همان روزی بود که هیچ اندیمشکی آن را فراموش نمی‌کند، روزی که 57 هواپیمای جنگی عراقی یک ساعت و نیم بر سر شهر کوچک و بی‌دفاع اندیمشک پرواز کردند و جولان دادند و بی‌وقفه بمب ریختند.

من و دو خواهرم و دوست آن‌ها در خیابان می‌دویدیم. دوست خواهرهایم از ما جدا شد و توی بازار دوید، او چند دقیقه بعد کشته شد. در هر قدم صدای انفجار را نزدیکمان می‌شنیدیم. به میدان اصلی که رسیدیم ناگهان یکی از سربازهای اعزامی بر سر خواهرهایم فریاد کشید: بمانید، جلوتر نروید، همین جا روی زمین بخوابید. و مرا گرفت و زیر دستهایش پنهان کرد.

من فقط می‌دانستم که ما زنده نمی‌مانیم. صدای خواهرهایم که آن‌طرفتر روی زمین دراز کشیده بودند را می‌شنیدم که فریاد می‌زدند: "لا اله الا الله"... بعد ناگهان خواهرم گفت: آخ... نمی‌دانستم چه شده است، دست سرباز جلوی چشمهایم را گرفته بود که چیزی نبینم. ما همان جور ماندیم تا هواپیماها رفتند. نمی‌دانم چه طور زنده ماندیم، فقط من و دو خواهرم و آن سرباز.

سرمان را که از روی زمین بلند کردیم، آن چه دیدیم وحشتناک بود. ما بودیم و انبوه جنازه‌های سربازهای اعزامی که دور تا دور ما تکه تکه شده بودند و هر تکه روی زمین افتاده بود. وحشتناک بود، وحشتناک. تن سربازی از کمر نصف شده بود و جلوی روی ما افتاده بود. وقت اصابت ترکش او داشت می‌دوید و دستش که از تن جدا شد افتاده بود روی کمر خواهرم، شهلا.
در خانه وقتی از پچ‌پچ مادر و زن‌عمویم فهمیدم که خون آن شهید روی مانتوی سرمه‌ای مدرسه‌ام پاشیده و خشک شده و من متوجه نشده‌ام، با وحشت جیغ می‌کشیدم و می‌دویدم و دکمه‌های مانتو را باز می‌کردم تا از خودم دورش کنم. دیگر هیچ وقت آن مانتو را نپوشیدم.
آن روز سرباز من و خواهرانم را به خانه‌مان رساند و رفت. موج انفجار او را گرفته بود و حال خوشی نداشت. خیلی دلم می‌خواهد بدانم آن سرباز که بود؟، حالا کجاست؟. اگر او نبود ما هم کشته می‌شدیم، حتما کشته می‌شدیم.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مقاله عوامل انگیزشی در گردشگری جنگ مورد مطالعه

مقالع عوامل انگیزشی در گردشگری جنگ مورد مطالعه /موزه جنگ خرمشهر

 در مطالعات اخیر گردشگری، انگیزه همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده است، زیرا رفتار گردشگر را توصیف میکند و در شناخت نحوه تصمیم گیری و انتخاب مقصد گردشگر مؤثر است. بررسی ها نشان میدهد هر ساله گردشگران زیادی به مناطق جنگی سفر میکنند و در این مقصدها یادمانهای مربوط به جنگ، بخش مهمی از جاذبه های گردشگری جنگ را تشکیل میدهند. در ایران نیز با توجه به آثار مربوط به جنگ تحمیلی هشت ساله، تقاضا و ظرفیت مطلوبی وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه گردشگران جنگ است و موزه جنگ خرمشهر، به عنوان مورد این مطالعه انتخاب شده است. جامعه آماری این تحقیق را بازدیدکنندگان موزه جنگ تشکیل میدهند

برای دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

Image result for ‫موزه خرمشهر در جنگ‬‎

تصویر نویسنده خوزتوریسم

یک روز قبل از شروع جنگ چه اتفاقی افتاد؟

یک روز قبل از شروع جنگ چه اتفاقی افتاد؟

صدام

عراق به کشتی ایران در خور موسی حمله می‌کند. این آخرین حمله آن‌ها به مواضع ایران پیش از شروع رسمی جنگ است. حوالی ظهر روز بعد، ۳۱ شهرویورماه ۱۳۵۹، ده فرودگاه و پایگاه هوایی ایران مورد حمله قرار می گیرد.

به گزارش مشرق، ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ در تقویم‌ها به عنوان سالروز شروع جنگ تحمیلی نامگذاری شده است. بیشتر توجهات به این روز معطوف است. روزی که جنگی هفت سال و ۱۱ ماهه شروع شد و تا آخرین روز مردادماه ۱۳۶۷ با پذیرش رسمی آتش بس تداوم یافت، اما کمتر کسی به روز قبل از شروع رسمی جنگ توجه دارد. راستی ۳۰ شهریورماه ۵۹ چه اتفاقی افتاد؟ آیا در مرزها هم مثل سایر نقاط کشورمان آرامش قبل از طوفان حاکم بود یا این مناطق از پیش در کانون درگیری‌ها قرار داشتند؟ با هم مروری به وقایع سی‌ام شهریورماه ۱۳۵۹ می‌اندازیم.


اروندرود امروز لحظات ناآرامی را سپری می‌کند. مدت‌هاست که این آبراهه مرزی، دیگر آرامش سابق را ندارد. بعثی‌ها ادعاهایی روی مالکیت آن دارند و اجازه نمی‌دهند شناورهای ایرانی به راحتی در آن تردد کنند. عراق امروز ۳۰ شهریورماه ۱۳۵۹ اروند، خرمشهر، آبادان و پاسگاه مؤمنی از توابع خرمشهر را هدف حملات خمپاره‌ای قرارداد. نیروی دریایی عراق به پاسگاه دریایی ایران در خرمشهر حمله کرد و طرفین با یکدیگر درگیر شدند. در این درگیری یک ناوچه خودی آتش گرفت و غرق شد. در آبادان که به عرض اروندرود با خاک عراق فاصله دارد، پالایشگاه آبادان، پایگاه خسروآباد و اسکله ۱۱ و ۱۲ هدف توپ‏های دشمن قرار گرفتند. فاصله زیاد نیست و توپخانه دشمن مسلط عمل می‌کند.
کمی بعد تانکر نفت جزیره مینو غرق شد و دو مجروح و دو مفقودالاثر به جای گذاشت. این طرف نیروهای غالباً مردمی هستند و آن طرف یک ارتش کاملاً مجهز. کسی به درد مرزنشین‌ها نمی‌رسد. خبری از اعزام عمومی به مرزها نیست! یک قایق ایرانی که به قصد انتقال مجروحان روی اروند پیدا می‌شود، بعثی‌ها آن را هم می‌زنند و غرق می‌کنند.


نیروهای ایرانی توان اندکی دارند. ماهیت مدافعان، یگان‌های مرزی ارتش با نیروهای سپاه و داوطلبان مردمی است، اما همین نیروهای اندک نیز صبر نمی‌کنند عراق هر کاری دلش می‌خواهد انجام بدهد و آن‌ها بی‌تفاوت نگاه کنند. بنابراین به اقدامات خصمانه دشمن واکنش نشان می‌دهند. یک کشتی تجاری عراق در اروندرود هدف قرار می‌گیرد و آسیب می‌بیند. این حمله باعث غرق شدن کشتی نمی‌شود، اما به بعثی‌ها می‌فهماند که طرف مقابلشان دست بسته نیست.


کمی بالاتر از آبادان و خرمشهر در منطقه رملی فکه، عراقی‌ها پاسگاه‌های ایرانی را هدف قرار می‌دهند. با این وجود شاید وضعیت خوزستان از ایلام و کرمانشاه بهتر باشد. این مناطق که بعد از شروع جنگ جبهه غرب نامیده شدند، زودتر مورد هجوم زمینی دشمن قرار گرفتند. عراق روز ۳۰ شهریورماه ۵۹ پاسگاه‌های گیسکه، چغاحمام و چیلات در مرزهای سومار، نفت‏شهر و دهلران را به تصرف در می‌آورد. جنگ وارد فاز علنی خود شده است، اما ۲۴ ساعت بعد مهرآباد بمباران می‌شود و تا آن زمان، کسی نمی‌خواهد باور کند جنگ شروع شده است!


عراقی‌ها نیمی از هواپیماهای خود را به عربستان، کویت، امارات، عمان، یمن شمالی و اردن می‌فرستند. یک کار احتیاطی که وقتی جنگ رسمی شد، از حملات متقابل ایرانی‌ها در امان بمانند. این طرف، اما حتی گمرک خرمشهر و آبادان تخلیه نمی‌شوند. مملو از اجناس و ماشین‌های گران‌قیمتی هستند که بعد از شروع جنگ برخی از آن‌ها به دست دشمن می‌افتند! کسی به حرف مرزنشین‌ها گوش نمی‌دهد. خیلی‌ها به استانداری و دیگر مسئولان گفته‌اند که لااقل اجناس گمرک را تخلیه کنند ولی کسی از بالادستی‌ها باور ندارد که عراق بخواهد تا آنجا پیشروی کند!


در همین روز ۳۰ شهریورماه ۱۳۵۹ ستاد لشکر ۵ مکانیزه عراق به تمامی واحدهای تابعه خود دستور می‌دهد تا اطلاع ثانوی سکوت رادیویی را رعایت کنند. این سکوت باید آرامش قبل از طوفان اصلی باشد. مدافعان سنگربندی می‌کنند. خرمشهری‌ها هنوز نمی‌دانند باید بروند یا بمانند. روی جاده اثری از ازدحام خودروها نیست. کسی هشدار لازم را صادر نمی‌کند. برخی از مردم شهرهای مرزی تصور درستی از عمق فاجعه ندارند. رزمندگان و فرماندهان حاضر در منطقه اجازه صدور دستور ترک فوری شهر را ندارند. تصمیم روی این موضوع از حیطه اختیار آن‌ها خارج است. همه می‌دانند به زودی اتفاق بزرگی رخ می‌دهد، اما نمی‌توانند کاری جز تحکیم مواضع دفاعی خود انجام دهند.


عراق به کشتی تجارتی ایران در خور موسی حمله می‌کند. این ششصدوششمین و آخرین حمله آن‌ها به مواضع ایران پیش از شروع رسمی جنگ است. حوالی ظهر روز بعد ۳۱ شهرویورماه ۱۳۵۹، ده فرودگاه و پایگاه هوایی ایران مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار می‌گیرد. اخبار از شروع رسمی جنگ ایران و عراق خبر می‌دهند. وضعیت دفاعی کشور مناسب نیست. باید از پیش کاری صورت می‌گرفت.

منبع: روزنامه جوان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ویژه نامه شهدای ادیان الهی خوزستان در روزنامه وحدت

ویژه نامه شهدای ادیان الهی خوزستان در روزنامه وحدت

ویژه نامه شهدای ادیان الهی خوزستان در روزنامه وحدت همراه با اطلاعات کامل از لیست شهدای از ادیان مسیحی(ارمنی..آشوری وکلدانی)صابیین مندایی زرتشتیان کلیمیان خوزستان که در خوزستان شهید یا جانبازشدند این ویژه نامه به مناسبت 31 شهریور سالروز آغاز هفته دفاع مقدس منتشر شد

دبیر ویژه نامه : مجتبی گهستونی

انتشار:اداره کل اداره فرهنگ و ارساد اسلامی خوزستان

برای دانلود ویژه نامه روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده خوزتوریسم

وقتی مجسمه‌‌ راوی کودکان جنگ می‌شود/ رویکرد جدید در خلق نمادها در عین حفظ ارزش‌ها

ایکنا خوزستان گزارش می‌دهد؛

وقتی مجسمه‌‌ راوی کودکان جنگ می‌شود/ رویکرد جدید در خلق نمادها در عین حفظ ارزش‌ها

گروه فرهنگی ــ یک هنرمند نقاش در ارتباط با انتقال مفاهیم دفاع مقدس در آثار حجمی، اظهار کرد: نسل‌ها که عوض می‌شود نمادها کم‌رنگ و کم‌رنگ‌‎تر می‌شوند، باید نمادهای جدیدی به وجود آورد که نسل بعدی هم بتواند با آنها ارتباط برقرار کند تا این پیام‌ها و ارزش‌ها از بین نرود.

نزدیک به یک دهه جنگ تحمیلی، مفاهیم و واژگانی را در دل مردمان این سرزمین خلق کرد که بیش از هشت سال شب و روز با آنها از نزدیک زندگی کردند، برای فهمیدن آنها و بزرگ شدن‌شان اشک ریختند.

امروز نترسیدن، دفاع، ایثار، مقاومت، شهادت برای ما فقط یک کلمه نیستند، تاریخ ما هستند، تاریخی که با خون فرزندان این مرز و بوم نوشته شد. شهرهایی که مستقیم با دشمن درگیر بودند، این واژگان را خیلی خوب می‌فهمند و با تک تکشان خاطره دارند.

خوزستان و شهرهایش از آن روزها هنوز زخم دارند. دزفول؛ پایتخت مقاومت ایران در روزهای جنگ از ۱۷۶ موشک، ۲۵۰۰ گلوله توپ، و ۳۰۰ راکت زخمی شد. حکایت خانه‌ها و کوچه‌هایی که طی چند دقیقه، ویران شدند هنوز درد مردمان این شهر است؛ مردمی که با امید و صلابت‌شان دوباره بلند شدند و از نو ساختند.

باغ‌موزه دفاع مقدس دزفول، امروز گوشه‌هایی از این حماسه‌ و مقاومت‌ و امیدهای تمام‌نشدنی را با آثار حجمی برای تاریخ حفظ کرده است. یکی از آثار این موزه، از کودکان دزفول برای ما حکایت می‌کند؛ این مجسمه، نوجوانی است که جلوی دیوار مخروبه‌ای ایستاده است. حالت سر نوجوان که به سوی آسمان بلند شده است، مدادرنگی‌هایی که در دست دارد و دستی که به حالت مشت آن را فشرده، در کنار هم معانی بلندی چون امید، ایستادگی و از پای ننشستن را به بیننده انتقال می‌دهد. طراح این اثر زیبا، هنرمندی از کشور ما به نام احسان کیابخش است. متن زیر مصاحبه ایکنا با این مجسمه‌ساز و نقاش است.

رابطه کودک و جنگ

احسان کیابخش، فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تورنتو کانادا و صاحب اثر نوجوان جنگ در گفت‌وگو با ایکنا از خوزستان، گفت: اثر نوجوان، سفارشی بود که از سوی گروه طراحی موزه دفاع مقدس دزفول به من داده شد. مطالب موردنظر را در ارتباط با دفاع مقدس خواندم و این اثر در حقیقت عکس‌العمل هنری به این موضوع بود. آنچه از بین موضوعات ارائه شده برای من جذاب بود، رابطه کودک و جنگ است. چیزی که در هنر برای من جذاب است این است که زمان و مکان از آن گرفته شود و بتواند با مخاطبان بیشتری صحبت کند.

وی با بیان اینکه موضوع جنگ و کودک در همه جای دنیا هست و مخاطب می‌تواند با این موضوع ارتباط برقرار کند، افزود: اثری که خلق کردم یک کودک ۱۲ ساله است، سعی کردم از لحاظ تصویری شبیه به کودکان دوران جنگ در دزفول باشد. تصاویری از کودکان دزفول در آن سال‌ها در اختیار من گذاشته شد و از آنها طرح لباس‌ها و حالت صورت‌ را استفاده کردم.

کیابخش ادامه داد: فکر کردم این کودکی است که ممکن است پدر خود را قبلاً در جنگ از دست داده باشد. خانه‌شان ویران شده باشد یا به او حمله شده باشد و یا به کودکی او تجاوز شده باشد. از آن سمت یک دیواریست که خراب شده است. پشت آن دیوار یک سری مدادرنگی را به صورت معرق و خاتم‌کاری استفاده کردم. حدود ۲۲ هزار تکه روی این دیوار چسبانده شد و در دست کودک هم تعدادی مدادرنگی است که آنچه را از بین رفته با آنها پر کرده است.

رویکرد جدید در خلق نمادها

کیابخش گفت: مداد در دست این کودک می‌تواند به معنای رنگ، امید، دانش یا به معنای یک خاطره باشد. حدود هشت ماه برای این اثر وقت گذاشتم. اثر دومی که برای باغ‌موزه دفاع مقدس دزفول ساختم، روبروی این کودک قرار دارد که تصویر زندگی مردم دزفول در دوران موشک‌باران دفاع مقدس است. هزاران موشک در این دوره به دزفول اصابت شد. طوری بود که موشک‌باران جزو اتفاقات روزمره آنها بود. جنگ با زندگی مردم این شهر درآمیخته شده بود. شب خانه خراب می‌شد و فردا صبح دوباره برای ساختن آن بلند می‌شدند.

این هنرمند نقاش در پایان در ارتباط با انتقال مفاهیم دفاع مقدس در این آثار اظهار کرد: برخی از هنرمندان در اثر خود مستقیم حرف می‌زنند که این بستگی به هنرمند دارد. اما به اعتقاد من نسل‌ها که عوض می‌شود نمادها کم‌رنگ و کم‌رنگ‌‎تر می‌شوند. باید نمادهای جدیدی به وجود آورد که نسل بعدی هم بتواند با آنها ارتباط برقرار کند تا این پیام‌ها و ارزش‌ها از بین نرود. شاید نسل‌های بعد از ما این نمادها را دیگر نشناسند. رویکرد جدید در خلق نمادها در عین حفظ ارزش‌ها، نکته مهمی در خلق این آثار حجمی است.

کیابخش

تصویر نویسنده خوزتوریسم

یادمان زیارتی  خوزستان

يادمان هاي دوران دفاع مقدس و مناطق عملياتي خوزستان هرساله به ويژه در ايام پاياني سال و نوروز پذيراي كاروان هاي راهيان نور و اقشار مختلف مردم است كه نقاط مختلف كشور به اين استان مي آيند.

يادمان هاي اصلي خوزستان شامل يادمان شلمچه، چذابه، فكه، فتح المبين و دهلاويه است كه كاروان هاي راهيان نور، گردشگران خارجي، كاروان هاي دانشجويي و دانش آموزي در طول سال از آن ها ديدن مي كنند.

معرفی یادمان های زیارتی خوزستان به صورت فایل pdf

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مناطق عملیاتی جنوب کشور

مناطق عملیاتی جنوب کشور

هر ساله تعداد بسیاری از اقشار مختلف مردم در حرکت‌های منسجم و فردی در مناطق عملیاتی کشورمان حضور می‌یابند تا از نزدیک با فرآیند جنگ هشت ساله عراق علیه ایران آشنا شوند و بتوانند رشادت‌های جوانان رزمنده و سرفراز کشورمان را درک کنند.

برای آشنایی با مناطق عملیاتی جنوب کشور روی تصویر زیر کلیک کنید


تصویر نویسنده خوزتوریسم

خوزستان؛ تيراژه اقوام

خوزستان؛ تيراژه اقوام

اهواز ـ ايرنا ـ استان خوزستان با گويش‌ها، آيين‌ها و خرده فرهنگ‌هاي گوناگون تيراژه‌ (رنگين‌كمان) اقوام است و وجود قوم هائي چون عرب،‌ بختياري، لر، شوشتري، دزفولي ،بهبهاني ، ترك قشقايي و ديگر اقوام از دير باز تا كنون مويد اين موضوع است.

به گزارش ايرنا خوزستان با داشتن تاريخي كهن از ديرباز سكونت‌گاه اقوام و طوايف زيادي بوده است به همين دليل تاريخ‌شناسان و تاريخ‌پژوهان اين مساله را دليلي بر تنوع قومي اين استان مي‌دانند.
البته بسياري ديگر نيز صنعتي شدن استان خوزستان و وجود صنايع نفت، پتروشيمي، فولاد و... را يكي از عوامل ورود اقوام جديد به استان برشمرده‌اند.
به هر روي عوامل زيادي دست به دست هم داده اند تا خوزستان از نظر خرده فرهنگ‌ها، يكي از استانها با بيشترين فرهنگهاي قومي شناخته شود.
براساس تحقيقات جامعه شناسان بوميان خوزستان، مردم بومي فارس زبان شوشتر، دزفول، بهبهان، ماهشهر، رامهرمز، هنديجان، رامشير (رام اردشير)، زيدون، سربندر (قنواتي) و شادگان (قنواتي) از بازماندگان مردم شهرنشين خوزستان باستان هستند و هر كدام گويش مخصوص به خود را دارند كه تا حدودي با هم متفاو‌ت‌اند.
در اين ميان دو قوم بختياري و عرب بيشترين جمعيت را در اين استان به خود اختصاص داده اند. بختياري‌ها از هزاره‌هاي دور در خوزستان و عراق (تا سده‌هاي اوليه اسلامي) حضور داشته‌اند. شهرهاي اهواز، آبادان، ايذه، مسجد‌سليمان، هفتكل، باغملك، انديكا، لالي، سالند (سردشت دزفول)، صفي‌آباد، قلعه‌خواجه، دهدز و... به صورت اصلي و ساير شهرهاي خوزستان نيز جمعيت قابل توجهي از آن‌ها را در خود جاي داده اند.
در مورد طوايف عرب خوزستان نيز وضع چنين است با اين تفاوت كه تا پيش از جنگ ايران و عراق عمده تمركز جمعيتي عرب‌هاي خوزستان در شهرهاي شادگان، سوسنگرد، هويزه ،خرمشهر ، آبادان و روستاهاي جنوب غربي خوزستان بود اما پس از شروع جنگ جنگ‌زدگان عرب بيشتر در شهرك‌هاي اطراف شهرهاي اميديه، ماهشهر و اهواز سكني يافتند.
اما نكته بسيار مهمي كه در پس تنوع قومي خوزستان خود را آشكار مي‌سازد و از ديرباز در بسياري از مقالات، كتاب‌ها، سايت‌ها و روزنامه‌ها درباره آن بحث و گفت‌وگو مي‌شود نگاه به اقوام از زاويه فرصت است.

گزارش کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته
معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
logo-samandehi ................... > ................. شعار سال ۱۴۰۳  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ